اين مطلب كاملاً شوخي است، لطفاً به كسي برنخوره لطفاً

انگاري موج درويش كار خودشو كرده و تب گلوبال وارمينگ حسابي وبلاگستان سبز را فراگرفته، بخصوص كه طوفانهاي گونو و حوادث مصيبتبار و بيسابقه سيل در مركز و شرق ايران، به همراه هواي خنك تهران! همه و همه گواهي ميدهد كه ديگر نبايد زياد به عادتهاي «چهار فصلي» اعتنا كنيم! گرمايش جهاني، پرسرعتتر از آنچه كه فكر ميكرديم داره كره زمين را لوله ميكنه و شايد واسه همين باشه كه تاكنون معلوم شده در 7/7/7 بيش از 2 ميليارد نفر به صورت زنده ميتوانند از هنرنمايي بزرگترين هنرمندان جهان و به نشانهي رستگاري در دقيقهي 90، پاي جعبهي جادو يا در ميادين بزرگ شهرهاي جهان (البته به جز تهران!) لذت ببرند.
سيامك معطري كه انگار تازه موتورش گرم شده و پي در پي از گرمايش جهاني مينويسه! اون هم بدون اينكه تا حالا فيلم رو ديده باشه!! شهريار عيوض زاده هم اعتراف كرده كه همهي نسخههاي له يا عليه فيلم و ال گور را در منزل دارد؛ اما هنوز فرصت نكرده كه آنها را ببيند! خيليهاي ديگه هم كه فيلم رو ديدند (مثل من) خجالت ميكشند چيزي در موردش بنويسند! چون اونوقت معلوم ميشه كه چقدر سرسري ديدند يا حتا وسطاي فيلم بلند شدند رفتند پي چت كردن!! بازم دم بعضيها گرم كه حتا خواب هم كه ميبينند، خواب ال گور و آخوند مهربون محل را ميبينند! البته اگه فرداد اونقدر بهشون گير نده و شعار مشكي رنگ عشقه رو تو وبلاگستون سبز علم نكنه!! فقط موندم چرا هومن روانبخش هيچي در مورد اين فيلم نمينويسه! انگار هنوز از شوك سهميهبندي بيرون نيومده، يا فكر ميكنه حوزه استحفاظي او (البرز مركزي تا 20 كيلومتري فريدونكنار) از گرمايش جهاني آسيب نخواهد ديد يا شايد هم امتحان دكترا رو خراب كرده!!! البته صفورا كه عذرش موجه است و ميخواهد اولين كوه اسمي زندگيشو بره بالا و بنابراين وقت نداره به گلوبال و خزعبلات فاكسنيوز و ال گور فكر كنه! سعيد هم كه همچنان دنبال يه راهي ميگرده دوچرخهشو با يه زوج مناسب تاخت بزنه و طبيعيه كه گيج بزنه! امّا بقيه چي؟! كسي از سپهر سليمي، مريم خزائلي، عباس محمدي (اولين مدافع سهميهبندي و مخالف كوير زدايي!)، عليرضا آيينهچيان (كه هنوز لوگوهاي برترينها را در اثر يك توطئه از دست داده!!!!) و از طراحي با طبيعت و جناب سفيدي و عليپور و نوروزي و بهنام خبر داره؟!
از اين شوخيها كه گذشته، بايد اعتراف كنم: من يكي كه نميدونستم اهميت گاو و مزارع برنج در گرمايش جهاني به مراتب بيشتر از نيروگاههاي حرارتي و كارخانههاي فسيلي و اتومبيلهاي شش و 8 سيلندر آمريكايي است! كه البته جناب عبادي مرا از شك بيرون آوردند و نشان دادند: ال گور مزخرف ميگه! درود بر بوش پدر و پسر و كارتلهاي نفتيشان!!
البته خدائيش نبايد از اقدام خوب آقاي عبادي در ترجمه نشنال جغرافي گذشت.
اين وسط البته دلم براي مژگان ميسوزه! چونكه طفلكي كلي زحمت كشيد و پاي پياده تا كجور رفت و يه گزارش تاپ تهيه كرد؛ امّا درست خورد به بحران بنزين و سوژهاش در آتش پمپهاي بنزين ايراني بسوخت و خاكستر شد! آنقدر كه خودش دچار يأس فلسفي شد و زد به صحراي كربلا و رفت سراغ عكسهايي كه مردها هم از ديدنش يه جورشون ميشه، واي به حال زنها.
الصاقي!
تا يادم نرفته بگم: براي حر منصوري دعا كنيد! انگار اين تورهاي مختلطي كه در ميانكاله راه انداخته، حسابش را با كرامالكاتبين رودرو كرده و رفته پاسگاه انتظامي!!