%255B100%255D.jpg)
مگر جنس فرهنگ از نوع سازهاي است كه بشود آن را ساخت؟ مگر فرهنگ را ميتوان با يك بخشنامه به مردم تحميل كرد و انتظار داشت كه از فردا صبح مردم رفتار و پوشش و تفكرشان را به واسطهي آن بخشنامه تغيير دهند؟ اصلاً اين چه جور خدمت نمايندگي است كه گروهي از دوستان حاضر هستند براي تصاحب يكي از كرسيهاي آن در مجلس، صدها ميليون تومان هزينه كنند و به همه شام دهند؟! ...
اينها مضمون بخشي از سخنان رسول خادم، نمايندهي شوراي شهر تهران بود كه امروز – 17 مردادماه 86 – به صورت زنده از برنامه پربينندهي «سلام مردم ايران» شبكهي دوم سيما پخش شد. او كه به همراه برادرش، امير در اين برنامهي زنده حاضر شده بود، آشكارا هويت و اصالت بسياري از گروهها و احزاب سياسي را – اعم از چپ يا راست – به زير سؤال برد و به صورتي ضمني اعتراف كرد: تفكر «امپراطوري دولتي» همچنان دست بالا را دارد و مديران دولتي ما هنوز عادت نكردهاند كه با مردم تصميم بگيرند و برنامه بريزند و نه براي مردم!
به عنوان نمونه وي به طرح جديد اصلاح ساختار بازار مسكن كه توسط دولت ارايه شده، به شدت تاخت و گفت: طراحان اين طرح معلوم است كه به تنهايي و بدون آگاهي از درد مردم متوسط و فقير جامعه اين طرح را نوشتهاند.
خادم راست ميگويد: آنها كه مدام ميگويند بايد فرهنگسازي كرد، همانهايي هستند كه اغلب فرزندانشان به بزرگترين آقازادههاي مفسد كشور بدل شدهاند و حتا نميتوانند كوچكترين ارتباط سالمي با خانوادهي خود برقرار كنند، چه رسد به اينكه بخواهند فضاي فرهنگي جامعه را اصلاح كنند.
به هر حال، به نظر من اشارهي خادم به صدور بخشنامه يك شبه براي اصلاح ساختار فرهنگي جامعه – كه آشكارا معلوم بود منظور وي طرح ساماندهي امنيت اجتماعي است – اشارهاي جسورانه بود كه احتمالاً وي را ميبرد همانجايي كه فرزاد حسني را برد؛ يعني به ميان قلب مردم. هرچند اگر براي هميشه ممنوعالتصوير شود!