
چند روز پیش ولنتاین بود و تو دوست روشنفکر در این باره هم زیاد می دانی . می دانی که جشنی غربی است که از سده ی سوم میلادی رواج پیدا کرده و در این چند سال به شدت وحشتناکی میان به ویژه جوانان ایرانی جا باز کرده است . می دانی که ما ایرانیان از دیرباز مردمانی شاد بوده ایم و جشن های بسیاری در کشورمان وجود داشته و دارد که از جمله ی آن ها سپندارمذگان است . می دانی که ایران دوستان بسیاری ( شاید خود تو هم ) با نگرانی از این تهاجم شدید فرهنگی ، بازپیرایی دوباره ی سپندارمذگان یا اسفندگان را خواستارند . می دانی که در حال حاضر احتمال این که در این باره ( و نیز دیگر مسایل این چنینی ) حرکت مثبتی از سوی دولت یا دیگر دستگاه ها صورت بگیرد بسیار کم است البته شاید تصور می کنند سود همین وضعیت برایشان بیش تر است که اگر کمی آینده نگری داشته باشند خواهند دید که این گونه نیست . می دانی که من و تو ، ما می شویم .
( شاید ) در درون می خواهی این گونه باشد و به جشن های خودمان توجه شود و نه به مراسم اغلب ناپاک بیگانه ؛ اما زمانی که می بینی دیگران این گونه در برابر ولنتاین ذوق زده می شوند و آن را کلاس می پندارند و فروشگاه ها هم رنگ و بوی کاملا غربی به خود می گیرند ( هر چند متاسفانه در دیگر روزها هم همین گونه است ) ، تو هم برای همرنگ شدن با جماعت با زیر پا گذاشتن عقاید و فرهنگت در پیشبرد هر چه بیش تر تهاجم غرب می کوشی . می اندیشی ؟ که این درست است یا نه ؟
می دانی من و تو ، ما می شویم . می آیی از همین حالا بیش تر به فرهنگمان توجه کنیم و نگذاریم که این گونه نابود شود ؟ اگر همه ناگهان این گونه شوند چقدر خوب است . دیگر ایرانی ای با آمدن ولنتاین ذوق زده نشود و پیام تبریک هم برای کسی نفرستد چقدر خوب است . این طوری کسی هم احساس نمی کند که حتماً باید با آمدن ولنتاین کاری کند چون روز عشق پاک برای ما اسفندگان است و نه ولنتاین که در آن به هر رابطه ی نا پاک و نامقدسی عشق گفته شود و پر از تباهی باشد . آمدنش بهانه ای است برای یادآوری دوستی پاک من و تو . برای هم از فروشگاه های پر از نشان های فرهنگی مان هدیه می خریم ، هدیه هایی ایرانی ، یاد آور همه ی خاطرات خوش دوستی هایمان .
تصور می کنی چه زیبا خواهد بود ؟
پیش از آمدنش به هم پیامک می زنیم : من ، اسفندگان امسال ، مهر را برای تو هدیه می آورم .
5 اسفند ، سپندارمذگان ، خجسته باد .