در تنگ ماهی طرح لوگوی بسیار زیبای بالاترین بمناسبت نوروز باستانی، خبری از ماهی قرمز نیست!
ببینید.....
پیشاپیش عید همه دوستان و همه هموطنان عزیز در ایران و خارج از کشور مبارک باد.
ادامه مطلب
نگاه هشت وبلاگنویس به زشت و زیبای زندگی
در تنگ ماهی طرح لوگوی بسیار زیبای بالاترین بمناسبت نوروز باستانی، خبری از ماهی قرمز نیست!
ببینید.....
پیشاپیش عید همه دوستان و همه هموطنان عزیز در ایران و خارج از کشور مبارک باد.
لحظاتي پيش، در آخرين برنامهي خبري 20:30 در سال 1386، يادي از درگذشتگان سال كهنه شد و در بخش برداشت آزاد، تصاويري از مراسم تدفين و خاكسپاري، بزرگان و نامآوراني كه در سال 86 از دنيا رفته بودند، به نمايش درآمد با اين زيرنويس: «رفتي، امّا از ياد نميروي ...»

كافي است گشتي در شبكههاي متعدد درون و برونمرزي تلويزيوني وابسته به جمهوري اسلامي بزنيد تا دريابيد بسته به اينكه مخاطب آن شبكه و آن برنامه چه افرادي هستند، چه تنوع شگرفي را نه فقط در نوع دكور و ضرباهنگ موزيكهاي انتخابي، كه در لحن مجري، تنپوش و حجابش ميتوان ملاحظه كرد ...
اين جمله به ظاهر ساده ناپلئون بناپارت، غرابت عجيبي با روزگار سيماني و دوداندودشده نسل امروز پيدا كرده و حالا كار به جايي رسيده كه نهتنها هر يك از ما ميتوانيم آدمهاي بسياري را ليست كنيم كه به آنچه ميگويند، پايبند نبوده و به سهولت عهدها و ميثاقهايشان را انكار ميكنند، بلكه در صحنه سياسي و اجتماعي جهان نيز هر روز شاهد و شنوندهي يك ادعاي بزرگ ديگر از دهان يك سياستمدار و رهبر مشهور هستيم كه نه جرأت دارد آن را قلمي كند و نه اگر قلمي كرد، امضا كند و نه اگر امضا كرد، پايش بايستد.

و براي همين است كه از مشاهده اين تصوير بسيار لذت بردم ... چقدر عشق، چقدر معرفت، چقدر دوستي در همين تصوير ساده نهفته است. قبول كنيم كه در جهان امروز كمتر سياستمدار و نماينده مجلسي را ميتوان سراغ گرفت كه اينگونه خود را به ابزاري براي راحتي و آسايش ملتش بدل سازد. كاري كه آن پسرك قرمزپوش براي رفيقش انجام داده است.

بانوي عزيز ايران، مينو صابري، مدير پايگاه اطلاعرساني «آونگ خاطرههاي ما»، اسدالله افلاكي، خبرنگار كوشا و سبزانديش روزنامه همشهري – كه به تازگي طعم شيرين پدرشدن را هم تجربه كرده است – سيد علي صالحي، شاعر رؤياپرداز ايراني، سعيد سعيدي، دوچرخهسوار مشهدي و عاشق اُرس و زهرا كشوري، دختر شجاع خبرنگار خبرگزاري ميراث فرهنگي در شمار بهترينهاي سال، به انتخاب هيأت داوران بنياد ميراث پاسارگاد بودهاند ...
نخست از حسن توجه همه دوستان و شرکت کنندگان در نظر سنجی بسیار تشکر و قدردانی مینمایم. سپس به اطلاع میرسانم که 10 وبلاگ منتخب اشارهای برای آغاز کار بوده و اگر قصور و كوتاهي در انتخاب اوليه صورت گرفته پيشاپيش پوزش و عذرخواهي بنده را پذيرا باشيد.
هم اكنـــون دوستــــانی كه در اين نظــــرسنجــيها شركت ميكنند، ميتــــوانند نظر خود را برای افــــزودن نام وبــلاگ بــرتــر، مطلب بــرتــر و سبزنــويس تــازه وارد بـرتر در سال ۸۶ از طريق درج فقط در قسمت نظرات نظرسنجي اعلام نمايند تا به ليستها اضافه شود.
همچنين با كمال احترام به دوستان و آرای ارزشمندشان، اجازه دهید نسبت به حذف نام اقدامی صورت نگیرد و آرای نهایی خود مشخص کننده باشند. گفتنی آنکه این فهرستها تا دهم فروردین ۸۷ بر اساس درخواست خوانندگان محترم قابل تغيير و مفتوح خواهد بود. همچنان منتظر نظرات ارزشمند همه دوستان خواهم ماند.
خواهشمند است جهت فراگير شدن اين نظرسنجيها افتخار داده و لوگوي نظرسننجي را در تارنمای ارزشمند خود درج نماييد.
برای شرکت در نظرسنجی
اینجا کلیک کنید

به شهادت بسياري از كارشناسان و مردم، حدود پانصد برنامهي 150 دقيقهاي كه در طول نزديك به دو سال اخير از شبكهي دوم تلويزيون دولتي ايران پخش شد، در رديف يكي از بهترين، جذابترين، پربينندهترين و كمشعارترين برنامههاي زندهي رسانهي ملي قرار دارد. بايد يك خسته نباشيد جانانه به محمدرضا شهيديفر و تيم همراهش، به ويژه محمدعلي اينانلو، جهانگير كوثري، اسماعيل ميرفخرايي، فرهاد آئيش، شهاب مرادي، رامبد جوان و ... گفت ...
شامگاه شنبه، 25 اسفندماه 1386 در برنامه ميزگردي با شما، تلويزيون فارسيزبان VOA، يك كارشناس جديد را رو كرد، آن هم از كشور اسرائيل تا در باره نتايج انتخابات مجلس در ايران به تحليل پرداخته و گمانهزنيهاي خويش را با بيينندگان فارسيزبان اين رسانهي پربيننده در ميان نهد. برنامهاي كه براي نخستينبار در آن، از نام خاتمي نيز به مانند رفسنجاني و خامنهاي با پيشوند «آيتالله» ياد شد!
همان طور كه پيشتر هم گفته بودم، به نظرم بايد در انتخابات هشتمين دوره مجلس ايران شركت كرده و از تجربه تلخ تحريم دومين دوره انتخابات شوراي شهر تهران درس گرفت و كاري نكرد كه باند آبادگران با 150 هزار رأي در پايتخت 10 ميليوني ايران، به صورت كامل كشور را قبضه كند و احمدينژاد را به اين ملت تحميل نمايد.
ميدانم، ممكن است رأي من و تو به حساب ...
عصر پنجشنبه (23 اسفند 86)، در چندين بخش خبري، سخنان رييس جمهور خطاب به ملت ايران پخش شد كه در پاسخ به پرسش خبرنگار سيما، عنوان كرد: «حضور در عرصه انتخابات 24 اسفند، برجستگيهاي ملت ايران را به جهانيان عرضه ميدارد.»
البته، پس از اينكه رسانهي مليها فهميدند كه محمود خان دوباره چه گافي داده، در ...
به نظر ميرسد شب گذشته، جناب جمشيد چالنگي و كارشناس مشهور برنامهاش (تفسير خبر)، عليرضا نوريزاده بدجوري توسط عماد آبشناس رودست خوردند!
عماد آبشناس، نام يكي از كانديداهاي ظاهراً مستقل مجلس شوراي اسلامي از حوزه انتخابيه تهران است كه – لابد - پس از مشاهدهي تأثير شگرف اين رسانه در مشهور كردن يك شبهي نورالدين پيرمؤذن براي تمام ايرانيان، تصميم گرفت خود را به عنوان يك ...
بر اساس نتايج نظرسنجياي كه سايت تابناك وابسته به دكتر محسن رضايي، فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامي منتشر كرده است، پيشتاز انتخابات تاكنون، ائتلاف اصلاحطلبان است و بازنده قطعي آن هم كانديداهاي حزب اعتماد ملي هستند. حزبي كه رييسش آنقدر در صدا و سيما ظاهر شد و از رسانه ملّي تشكر كرد و به اصلاحطلبان بد و بيراه گفت كه حال همه را به هم زد ...

روزهای انتخابات در ايران روزهای غریبی است.*
این روزها، روزهای تبلور و ظهور سوپر منها است.
در این روزها دن کیشوتهای خفته از خواب بر میخیزند و برای عقب نماندن از عرصهي کارزار و صندلی گرم و نرم مجلس سوار بر اسب تخیل و رؤیا شده و با سرعت تمام به سوی غولهای بی شاخ و دم فساد و بدبختی و تورم و گرانی و بیکاری و ... حمله میکنند و در عرض چند ثانیه در توهم خیال خود ایرانزمین را به كشوري چنان پيشرفته مبدل ميسازند که همهي جهانیان از این سرعت تحولات مات و مبهوت شده و انگشت به دهان ميمانند ...
تعارف را كنار بگذاريم، بياييم قبول كنيم كه نگاه افراطي حاكم به برخي از آيينهاي مليمان، به ويژه در طول دو دههي گذشته، حقيقتاً شرمآور و خجالتبار بوده است. آن از رسم پرسشبرانگيز و طبيعتبرباد ده سوزاندن چوب و منفجر كردن بمبهاي صوتي در آخرين چهارشنبه سال كه آشكارا، همه اصول محيط زيست و توسعه پايدار را به سخره گرفته و ميگيرد و اين هم از خريد و اسارت ماهي سرخ در تنگ هفتسين و حرامكردن مقدار قابل توجهي از گندم و اقلام مشابه به بهانه سبزه درست كردن و در انتها هم با شكل كنوني سيزدهبدر، آخرين رمق طبيعت را ميگيريم. چرا؟!
اگر به برخي از احكام و آيينهاي سنتي و ديني چون قصاص، بريدن دست و پا، پوشيدن لباس زنانه ...
چندي پيش دكتر محمود احمدينژاد در پاسخ به پرسش خبرنگاري كه از او دلايل مخالفتش را با تصميم مجلس شوراي اسلامي جويا شده بود، به سادگي گفت:
ما گوشهايمان براي شنيدن بزرگ است ...
آنان که محیط فضل و آداب شدند ؛ در جمع كمال شمع اصحاب شدند
ره زين شب تاريك نبردند به روز ؛ گفتند فسانهاي و در خواب شدند
خيام
عجيب است، امّا وقتي محتواي بيش از 90 درصد بد و بيراههايي را كه در قالب مثلاً «نقد» نثار دكتر سروش شده است، ميخوانم؛ بيش از پيش درمييابم كه اغلب ما مردم، حتي به اصطلاح روشنفكرهامان، حوصله شنيدن و خواندن كامل و بيواسطهي نظرات فردي را كه ميخواهيم به مخالفتش برخواسته و حكم ارتداد و كفر و اعدامش را صادر كنيم، نداريم! درد بزرگي كه بيش از يكهزار سال است ايرانيان با خود حمل ميكنند؛ دردي كه حسن نراقي در كتاب «چرا درماندهايم» يا همان «جامعهشناسي خودمانياش» به گوشههايي از دلايلش به شيوايي اشاره كرده و فرياد برآورده تا بكوشيم: هرگز حقيقت را در پاي وجاهت قرباني نكنيم.
بگذريم ...
جان فداي نفس نادره مرداني باد
كه كم و بيش نگشتند به هر بيش و كمي

یکم ـــ آقای نماینده آبادان برای بازدید مرکز فرهنگی ، هنری شهر آمده بود. جمعی جوان هنرمند از اهالی تئاتر و موسیقی هم آمده بودند در فرصت پیش آمده با آقای نماینده صحبت کنند، درد بگویند و درمان بشنوند ... اول، همین جماعت هنرمند گفتند، گفتند در شهر، اقیانوسی از استعداد در همه هفت هنر بین جوانان موج می زند، اما به سبب نبود امکانات و پول و بودجه هرز می رود، کمک کنید سدی نیرومند بر این استعداد مواج هنر بزنیم تا همگان ببینند، آبادان چه ها دارد و چه و چه...
ايرانيها در شمار معدود شهروندان جهان هستند كه در طول سه دههي گذشته بيش از 800 ميليارد دلار درآمد داشتهاند؛ يعني آنها به اندازه يكي از ثروتمندترين كشورهاي جهان در شرق آسيا (كره جنوبي) درآمد داشتهاند. افزون بر آن، آنها صاحب كشوري هستند كه از نظر جاذبههاي طبيعي، تاريخي و فرهنگي يكي از شش مملكت برتر دنيا محسوب ميشود؛ ايرانيان بر روي بزرگترين مخازن نفت و گاز جهان زيست ميكنند ...
تلخ است، اما بايد بپذيريم كه در جهان نكبتباري زندگي ميكنيم؛ جهاني كه دردهايش بيشتر از سرخوشيهايش و گريه و شيونهايش، پرطنينتر از لبخند و خندههايش است.
دوستان عزيز:
ما در جهاني زندگي ميكنيم كه هر هفته در آن بيش از يك ميليون نفر به دليل اشكال گوناگون فقر ميميرند و براي هميشه با طلوع خورشيد خداحافظي ميكنند؛
ما در جهاني زيست ميكنيم كه بيش از پانصد ميليون نفر از شهروندانش، از وحشت جنگ، تنهايي زندان، درد شكنجه و از شدت گرسنگي به حال مرگ افتاده و بارها و بارها از خداي خويش طلب مرگ ميكنند تا از شر اين فشارها و كابوسها براي هميشه رها شوند ...
شهرام همايون، مدير يكي از تلويزيونهاي سياسي 24 ساعته لسآنجلسي به نام «كانال يك» كه ظاهراً كفگيرش بدجوري به ته ديگ اصابت كرده و ميره تا سرنوشت ضيا آتاباي و شبكه NITV را تكرار كند، شامگاه امروز (17 اسفند 86)، در اظهاراتي عجيب، يك خوراك بسيار عالي و كمنظير براي بروبچههاي 20:30 و كامران نجفزاده فراهم آورد ...
داشتن بدل يكي از مؤلفههاي مردان سياست است كه همانطوركه ملاحظه ميكنيد ظاهراً آقاي رئيس جمهور ما بدون كمترين زحمتي آنرا يافته است.

سالهاست با خود ميانديشم چرا بچهها اينقدر راحت فراموش ميكنند و ميبخشند، چرا سپهر (خواهرزاده عزيزم) هر قدر هم كه از دست كيميا و روزبه عصباني باشه و گريهزاري يا داد و بيداد كنه، با نخستين لبخند آنها و حتي بدونِ آن، دوباره به سوي شان برميگرده و با صداي خنده سحرآميزش ميتوني دوباره نفس تازه كني. راستي اين بچهها چرا اينقدر دوستداشتني هستند؟! چرا بستني شكلاتي براي اونا بامزهتر از ماست؟! حتي كوئيلو تو «كوه پنجم» آدم بزرگها را زنهار ميده كه از بچهها ياد بگيرند و بدون بهانه بخندند، راحت فراموش كنند و زود تسليم نشن ...
همان طور كه قبلاً هم اشاره كرده بودم، امروز مژگان چهارمين دههي زندگيش را آغاز ميكند، هرچند كه تجربياتش در حوزه محيط زيست، بسيار فراتر از سن شناسنامهاياش هست. بيشك، اگر مژگان جمشيدي امروز صاحب چنين جايگاه شاخصي در بين اصحاب مطبوعات سبز و اصولاً ژورناليستهاي حرفهاي ايران است، بيش از هر چيز بايد وامدار صداقت، شجاعت و عشق پاكش به طبيعت ايران باشد تا هر مؤلفهي مرسوم ديگري.

لحظاتي پيش در برنامه شباهنگ، تلويزيون دولتي بخش فارسي صداي آمريكا مصاحبهاي را با آرشام پارسي انجام داد كه از او با عنوان: «سرپرست سازمان دگرباشان جنسي ايران» نام برده ميشد و اخيراً يك جايزه بينالمللي 5 هزاردلاري به دليل فعاليتهاي سازمان متبوعش دريافت كرده بود ...
ديشب (15 اسفندماه 86) در برنامه ميزگردي با شما - كه از بخش فارسي VOA پخش ميشود - آقاي سميعي ضمن اشاره به گفتههاي اخير رييس جمهور ايران كه به صورت ضمني، از علاقهمندي وي به پيروزي باراك اوباما حكايت داشت، اذعان كرد: همين گفتهها دستاويز مناسبي را به دست رقباي اوباما از هر دو حزب داد تا موقعيت وي را در آستانه انتخابات سهشنبه گذشته در چهار ايالت آمريكا تضعيف كنند ...

بازتابهاي حضور حسين رضازاده در يك فيلم تبليغاتي مربوط به يك آژانس معاملات ملكي مستقر در دبي، همان طور كه انتظار ميرفت، بسيار گسترده و بحثبرانگيز بود. و مطابق معمول، برخي از موافقان و مخالفان اين حركت نيز، متأسفانه از دايرهي انصاف خارج شده و با افراطگري به اين پديده نگريستند (برخي از نظرات را ميتوانيد اينجا بخوانيد).
درصورتي كه به نظر ميرسد، بتوان موضوع را با اندكي تأمل و آرامش بيشتر، بهتر و منطقيتر تحليل كرد ...
ساعتي پيش از ديدن فيلم تبليغاتي جهان پهلوان حسين رضازاده از شبكه تلويزيوني مهاجر نت ورك، خشكم زد ... بخصوص وقتي كه دريافتم اين قهرمان ملّي و دوستداشتني وطن در حال تبليغ يك بنگاه معاملات ملكي در دبي به نام «املاك رابينسون» است؛ همان بنگاهي كه تقريباً اين روزها همه شبكههاي تلويزيوني 24 ساعته لسآنجلسي را خريده و كمتر شبكهاي را ميتواني بيابي كه رابينسون را تبليغ نكند ...
ایستادن داریوش ارجمند1 در کنار تخته سنگ هایی که در نخستین نگاه تنها به دیده ی تخته سنگی عادی به آن ها نگاه می کردم و توضیحاتی که درباره ی حیوانات می داد ، من را بر آن داشت تا دستم را از روی کنترل تلویزیون بردارم و به تماشای برنامه ی مستندی درباره ی گربه سانان ایران با اجرای داریوش ارجمند بنشینم تا شاید کار متفاوتی را شاهد باشم . با چند دقیقه ای پیگیری این مستند ، موضوع آن ( که درباره ی نگارک هایی از دوران کهن بود ) دستم آمد و این بار با کوچک ترین صدایی از محیط خارج از برنامه ، اشارات بلندم برای آرام کردن محیط ، جلب توجه می کرد ...

كمتر فردي را ميتوان تصور كرد كه خودش را زيستمحيطي بداند، اما او را نشناسد ... دختري كه به جرأت ميتوان گفت: يكي از سبزترين و درعينحال آگاهترين نگهبانان جسور طبيعت ايران است؛ نگهباني كه با قلم پرتوانش خواب را از چشمان طبيعتستيزان صاحب قدرت در ردههاي بالاي حكومتي ربوده است.

دوستان عزيز:
چند روز بيشتر به تولد اين دختر سبزانديش باقي نمانده است ... كاش ميشد در روز 16 اسفند همه به بهانه تولدش، گل سرخ يا برگ سبزي را در وبلاگهايمان به او پيشكش ميكرديم.
او به راستي دختر طبيعت است و در روز طبيعت و هنگامه درختكاري هم به دنيا آمده است ...
مژگان عزيز!
چهار روز مانده به تولدت مبارك تا بعد
يعني قتل يك انسان ميتواند تا اين حد براي كودكان عادي شود كه آنها از طنابهاي مرگ براي تفريح و سرگرمي خويش استفاده كنند، آن هم در جوار جنازههاي آويزان همنوعان خويش؟!
نه! اين سقوط را من باور نميكنم ... شما چطور؟!
ديروز (9 اسفندماه 86)، همزمان با سفر يك روزهي نخستوزير قطر به تهران، يكي از شبكههاي غول رسانهاي الجزيره قطر، موسوم به الوثائقيه، اقدام به پخش مستندي علمي تاريخي در باره تخت جمشيد و پيشينه تاريخي تمدن ايران كرد. در اين مستند 45 دقيقهاي، علاوه بر نمايش بناهاي تاريخي ايران در زمان هخامنشي و ستايش از قدرت فني امپراطوري ايران، به آشنايي ايرانيان با خط پهلوي در پيش از اسلام پرداخته و با مصاحبه با مورخان ايراني، به بررسي لوحهاي گلي به جا مانده از آن دوران پرداخت.
پس از اظهار نظر عجيب بيل كلينتون در فرداي شكست هيلاري از اوباما در کارولینای جنوبی، كه اعلام كرد: دليل شكست همسرش، آن بوده كه رأي دهندگان سياهپوست چشمبسته به اوباما رأي دادهاند. تقريباً در تمامي نزديك به 30 ايالت ديگر، هيلاري نتوانست اعتماد جامعه سياهپوست آمريكايي را مجدداً جلب كرده و نهتنها سياهپوستان، بلكه اغلب رنگينپوستان مهاجر نيز از او روي گردانيدند. تا اينكه وي هفتهي گذشته سرانجام ناچار شد رسماً ...

حقيقتش را بخواهيد، روند شتابان افزايش محبوبيت باراك اوباما، بيشباهت به وضعيت سيد محمّد خاتمي در پيش از دوم خرداد 76 نيست. در آن زمان نيز، درشرايطي كه تقريباً همه جناحهاي حاكم و ذينفوذ جمهوري اسلامي بر رياست جمهوري علياكبر ناطق نوري اتفاق نظر پيدا كرده بودند، ناگهان يك روحاني خوشتيپ و نسبتاً ناشناخته كه پيوسته از تغييرات و اصلاحات سخن ميگفت، توانست حاكم دلها شده و آراي رأيدهندگان پرشور و جوان ايراني را - بر خلاف نظرسنجيها و پيشبيني كارشناسان - به سوي خود جلب كند و بدينترتيب، با گرفتن يك نه بزرگ ملّي به حاكميت، دوم خرداد 1376 را براي هميشه در تاريخ ماندگار سازد ...
لحظاتي پيش و در جريان كنفرانس مطبوعاتي رييسجمهور آمريكا در كاخ سفيد، جرج بوش به شدّت اين موضع اوباما را كه خواستار ديدار بدون پيششرط با رائول كاسترو، رهبر جديد كوبا شده است را مورد انتقاد قرار داد و گفت: چنين حركتي ميتواند حاوي پيامي گمراهكننده براي ديكتاتورهايي چون رائول در سراسر جهان باشد. جالب اينكه نظر جرج بوش كاملاً با ...
اين نمايشگاه فشن بهاره و تابستانه، همين ماه گذشته در پايتخت كشور برادر و دوست! لبنان برگزار شده است. طراح اين لباسهاي اغلب مورددار
جناب Nicolas Jebran است ...
اين ورزشكار هندي، فقط ۸۴ سانتيمتر قد و ۹ كيلوگرم وزن دارد. تصاوير ۱۴ فوريه ۲۰۰۸ است.
چقدر ميگيريد تا اين بلا را سر خود بياوريد؟!![]()
عكسها را ببينيد تا دريابيد كه اين پسر ۸ ساله اسپانيايي - Jorge Elich - چگونه مرزهاي جديدي از توانستن را براي آدمي قرائت ميكند ...
با پوزش از مدير محترم اين وبلاگ، ميخواستم اين سؤال را به مزايده! بگذارم و از خوانندگان مؤنث نگاركها بپرسم: اگر خودرو شما به هر دليل از حركت بايستد، كداميك از اين سه كار را انجام ميدهيد؟!
اين عكسي را كه ملاحظه ميكنيد، اصلاً فتوشاپي نيست، لطفاً به گيرندههاي خود نيز دست نزنيد! اشكال از فرستنده ... ببخشيد از آيتالله حائري شيرازي، امام جمعه محترم شيراز است.
واقعاً اگر قرار است همه روي زمين بنشينيم و عليوار كار كنيم، خداوكيلي آن ميز و هيبت نصفشده آيتالله در پشت آن، چيز ديگري را منتقل ميكند. ميگوييد نه! بدهيد اين عكس را چهار ناظر بيطرف اجنبي ببينند تا دريابيد كه چه تفسيري از آن ارايه خواهند داد ...
ميگويند: شيرينترين لحظه زندگي داستانسراي مشهور روس و خالق اثر جاوداني «جنايت و مكافات»، جناب فئودور ميخالوويچ داستايوسكي، زماني بوده كه با چشمان بسته انتظار شنيدن فرمان آتشِ جوخه مرگ را در برابرش ميكشيد! امّا درست لحظهاي پيش از اجابت فرمان آتش سرجوخه، ناگهان سواري از راه ميرسد و فرمان
اين تصوير را نگاه كنيد تا دريابيد كه اگر احتياج باشد و پول هم نباشد، آنگاه ميتوان از چه ابزارهايي، چه كارهايي را انتظار كشيد!

دستكم 70 ميليون ايراني در جهان زيست ميكنند و از اين تعداد تا اين لحظه، فقط 17384 نفر اين پتيشن را امضا كرده و از مديريت گوگل ارث خواستهاند از نام تاريخي و بينالمللي خليج فارس در اسناد و نقشههاي حقيقي و مجازي خويش استفاده كند. پس همان طور كه ملاحظه ميكنيد، اگر هماكنون شما هموطن عزيز هم به اين پتيشن بپيونديد، در شمار سرآمدگان ايرانياني خواهيد بود كه افتخار پاسداري از ميراثهاي ملي و فرهنگي را از آن خويش كرده است ...
از مديريت سايت عصر ايران كه از اين لينك حمايت كردند، بي نهايت ممنونم.

هادي خرسندي طنزنويس مشهور ايراني، كه براي اجراي يك كار نمايشي به همراه پرويز صياد در آمريكا به سر ميبرد، ديشب (5 اسفندماه 86) مهمان برنامه ميزگردي با شما تلويزيون بخش فارسي صداي آمريكا بود و مطابق معمول در اغلب لحظات، تيزهوشي، طنازي و ذكاوت خود را به رخ جناب فرهودي (مجري برنامه) و بينندگان و شنوندگان برنامه كشاند.
مثلاً يك جا ضمن انتقاد از زبان مردسالارانه حاكم بر جامعه ما، توصيه كرد تا از اين پس به جاي واژهي منحوس و زنستيزانهي «خاله زنكي» از واژه ...

ديشب (5 اسفندماه 86) وقتي بخش خبر ساعت 20 شبكه خبر جمهوري اسلامي، تصوير برافروخته خاتمي را نشان داد كه حاضر به گفتگو با خبرنگاران صدا و سيما نشد و اعلام كرد كه به دليل اعتراض به رويه غلط حاكم بر رسانه ملي ديگر هرگز با اين رسانه مصاحبه نخواهد كرد، فكر كردم كه شايد سناريوي جديدي كليك خورده است. بخصوص كه بلافاصله پس از پخش اظهارنظر خشمناك و كمسابقه خاتمي در باره صدا و سيما، چهره خندان شيخ اصلاحات! جناب كروبي از صفحه تلويزيون پديدار شد و ايشان مطابق معمول شروع كردند به تعريف و تمجيد از عملكرد رسانه ملي، بخصوص در جريان انتخابات اخير كه منجر به ايجاد شور و نشاط انتخاباتي در بين مردم شده است ...
جدیدترین تبلیغ یونیسف برای آب سالم
ببینید ...

آن شبِ يكشنبه را يادت هست؟ يادت هست به بهانه حلقه سبز «ابراهيم» چقدر اشك ريختيم و تا صبح هم را شنيديم؟ يادت هست در آن يكشنبهي پاييزي چقدر از حسن و عشق آسماني و نابش گفتيم و از برخورد عجولانه تنگنظران با سرودهي استثنايي شاعر جنگ وطن ناليديم و غم خورديم؟ يا آن شبِ پنجشنبه ديگر كه تا ...
اگه يادتون باشه، چند وقت پيش، نگار عزيز، در اين وبلاگ عكس جالبي از گربهاي را منتشر كرد كه در پاركينگ تلهكابين توچال، مشغول وارسي باك بنزين يك خودروي پرايد بود؛ آن هم بعد از ماجراي سهميهبندي بنزين!
حالا اين هم ترفند پيكاني كه به سهميهبندي بنزين معترض است!
اصلاً شايد دليل آزادكردن بنزين در ايام نوروز انتشار همين دو تا عكس باشد؟ نظر شما چيست؟!
واقعاً در دنياي عجيبي زندگي ميكنيم. يك گزارش مستند پس از ساعتها بحث و بررسي بين كارشناسان و صاحبنظران مسايل هستهاي در يكي از عاليترين نهادهاي مسئول وابسته به سازمان ملل متحد منتشر شده است؛ گزارشي كه ظاهراً قرار بوده تكليف اعمال تحريمهاي بيشتر عليه ايران و تصويب قطعنامه سوم را روشن كند. اما انگار هيچ اتفاقي نيافتاده و همچنان معما پابرجا مانده است ...
پيرزن اولي ساكن يكي از روستاهاي آلوارس در دامنههاي سبلان است كه تابستان امسال او را ديدم.
پيرزن دوم را مديون نگاه تيزبين مريم عزيز هستم؛ نگاهي كه تقريباً در هر موضوعي كه وارد ميشود، بازتاب حضور يك زن را در پشت دوربين نشان ميدهد.
آن نگاه را مقايسه كنيد با نگاه ...
نامش صفورا و شهرتش زواران حسيني است. از آن دختراني است كه براي اينكه ثابت كند، چيزي از مردان كم ندارد، از هر نوع هنجارشكني سنتي در جامعهي توهمزدهي امروز استقبال ميكند ... تقريباً اغلب مناطق حفاظتشده ايران را از نزديك درنورديده و يكي از طرفداران پروپاقرص يوز ايراني است. حتي به اين هم بسنده نكرده و ايران پهناور را براي ارضاي آرزوهايش كوچك ميبيند. سفرنامههاي زيبا و دقيقش را به كشور 72 ملت در وبلاگش بخوانيد، تادريابيد كه چه ميگويم. با اين وجود، صفورا، سلطان بيمنازع احساس است و با دلش تعارف ندارد. او از آن جنس معلمهايي است كه هر پدر و مادري آرزو دارند تا فرزند نونهالشان را در بدو آشنايي با مدرسه به او بسپارند ...
صفورا ديروز به عنوان معلم نمونه مدرسهاش انتخاب شده است ... ميدانم كه چقدر دوست داشت تا ميتوانست عزيزترين انساني را كه ميشناسد، در شادي اين خبر شريك كند. اما حيف ...
به خانهي مجازياش رفته، در لابلاي صفحات آن گشت بزنيد و يادش بياندازيد كه در اين دنيا، يك قانون نامريي وجود دارد: كسي كه با دلش زندگي ميكند، هيچگاه تنها نميماند.![]()
«از آنجا که بیرون آمدم فهمیدم که چقدر دلم برایش تنگ شده است ... یاد خواب دیروزم میافتم ... شاید میدانست که امروز اینجا میروم و این آدم را میبینم و دلم برایش تنگ میشود ...»
اين 14 تصوير را ببينيد تا دريابيد كه تا چه اندازه حق با هخامنش است!
احمقانه است، نه؟! يا شايد هم هجوي، طنزي ... تو اين مايهها ...
درسته! در نخستين نگاه به اين طرح عجيب، به نظر ميرسد كه با كاريكاتوري از افراط در مطالعه مواجه هستيم. مگر ميشود كسي كه آنقدر عاشق مطالعه است كه بخواهد با استفاده از كمترين نور ممكن، اين مهم را به انجام رساند، آنگاه آن نور را با آتش زدن و نابود كردن كتابي ديگر فراهم كند؟!
واقعاً هنرمند انديشمندي كه پشت اين طرح قرار دارد، در پي انتقال كدام مفهوم به مخاطبان خويش است؟!