
ديشب – 30 خرداد – آخرين برنامه 90، تيري زهرآگين را به سوي عليآبادي، شخص اوّل ورزش كشور شليك كرد تا همه بدانند حبيب كاشاني مديرعامل مستعفي پرسپوليس تا چه اندازه با عليآبادي مشكل دارد. كاشاني روي خط آمد و به صراحت گفت: من به ميل خودم استعفا ندادم، بلكه آقاي عليآبادي در حضور ديگر اعضاي هيأت مديره پرسپوليس از من خواست كه اگر نميتوانم با شرايط موجود ادامه دهم، استعفا داده و مسئوليت را به فرد ديگري واگذار كنم. من هم در همان جلسه اين كار را انجام دادم! اما دقايقي بعد، سخنگوي سازمان تربيتبدني اعلام داشت: عليآبادي به هيچ وجه در اين مسأله دخالتي نداشته و چنين پيشنهادي به حبيب كاشاني نداده است! موضوعي كه نشان ميداد، عليآبادي متوجه عمق خطر شده و ميداند كه با پاتك كاشاني تاريخ مصرفش در سازمان تربيتبدني كوتاه و كوتاهتر شده است. فقط كافي است ...
ادامه مطلب
این تصویر نشانی والا از روح بلند و صلح طلبانه هموطنان ارمنی ام است که اگر وقت دارید ... لطفا برای آگاهی بیشتر مقاله ارزشمند دکتر اسدالله معطوفی را در این باره مطالعه فرمایید:

امشب در برنامه مثلث شيشهاي، به بهانهي سالگرد شهادت دكتر مصطفي چمران، برادر ميراثخوارش كه 9 سال از او كوچكتر است، مهمان برنامه بود. درست مثل شمس كه تا مدتها به بهانه جلال آل احمد در رسانه حضور مييافت ...
ادامه مطلب
موسسه مرسر هفته گذشته بهترین و بدترین شهرهای جهان را از نظر کیفیت و امنیت معرفی کرد که مطابق معمول بغداد در رتبه ۲۱۵ قرار گرفت و عنوان ناامن ترین شهر جهان را به خود اختصاص داد و زوریخ هم بهترین شهر شد. جالب اینکه دبی در خاورمیانه بهترین شهر انتخاب شد با رتبه ۸۰ و از نظر امنیت نیز رتبه ۴۹ آورد. چشم دولتمردان ایرانی روشن تر!
راستی! کسی خبر داره تهران کجای این لیست قرار گرفته؟!
باز هم طبیعت منبع الهامی برای دانشمندان و مهندسان تبدیل شده است. در سراسر جهان از جمله دوبی و شرق دور برج های سر به فلک کشیده متعدد و زیبایی دیده میشوند که با استفاده از آخرین فناوری های روز ساختمان سازی طراحی و ساخته شدهاند. البته ارتفاع این برج ها عمدتآ از ۴۰۰ یا ۵۰۰ متر تجاوز نمیکند. اکنون تصور کنید در آیندهای نزدیک برجی مسکونی یا بهتر بگوییم شهری عمودی به ارتفاع بیش از سه کیلومتر با عرض پایه بیش از یک و نیم کیلومتر ساخته شود. جمعیتی بالغ بر یک میلیون نفر نیز در این برج ساکن خواهند شد. ساخت این سازه عظیم به عنوان یکی از تازه ترین راهکار های بشر برای مقابله با افزایش جمعیت و پاسخی به نیاز آنها به مشکل است.
ایدهی کلی ساخت این برج از لانهی موریانه ها الهام گرفته شده است!
این برج استثنایی Ultima Tower نام دارد که طراحی و ساخت آن از سوی شرکت آمریکایی موسوم به Eugene Tsui مورد بررسی قرار گرفته است. این سازه عظیم که با استفاده از مدرن ترین تکنیک های استاندارد ساختمان سازی و با توجه به معیار هایی نظیر مقاومت در برابر زمین لرزه و سیل ساخته خواهد شد بیش از آن که یک پروژه معماری باشد مجموعهای از اکو سیستم ها البته در ابعاد کوچک است. این پروژه به صورت خودکار ایده هایی استثنایی در خصوص چگونگی تولید انرژی ، استفاده موثر از آب و مسائلی دیگر از جمله چگونگی حمل و نقل و جابجایی را مطرح میکند.
قرار است این برج با هزینهای بالغ بر ۱۵۰ میلیارد دلار و در آیندهای نزدیک در نقطهای که هنوز تصمیم نهایی درباره آن اتخاذ نشده است ساخته شود ، اما به نظر میرسد با توجه به ادامه روند نگران کننده ازدیاد جمعیت این پروژه زودتر از تصورات مدیران شرکت آغاز به کار کند.
رفتن از طبقه همکف این برج به آخرین طبقه آن با آسانسور سریع السیر ۱۰ دقیقه طول میکشد!
شکل کلی این برج همچون لانه موریانه ها است که در کناره ها دیواره هایی با خمیدگی ملایم خواهد داشت.
همچنین برای خنک سازی این برج از روش هایی همچون استفاده از جریان آب و انتقال حرارت اضافی به سطوح فوقانی سازه و در نهایت انتقال آن به سطوح بالایی اتمسفر زمین استفاده خواهد شد.
گفته میشود تمامی سطح خارجی این سازه از صفحات خورشیدی پوشیده خواهد شد و از آن گذشته وجود اختلاف فشار هوا میان قسمت پایین و بالای برج کمک زیادی به تولید برق خواهد کرد. قرار است این برج در ۱۲۰ بخش جزا که هر یک شامل چندین طبقه و اکو سیستم خاص خود است ساخته شود. همچنین انبار های بزرگ آبی در ۱۲ قسمت مجزای این سازه ساخته خواهد شد تا از آنها برای اطفای حریق استفاده شود.
Ultima Tower در یک نگاه:
ارتفاع: 3218.7 متر
قطر(همکف): 1.8 کیلومتر
مساحت زمین: ۱۴ کیلومتر مربع
زیربنا: ۱۴۰ کیلومتر مربع
تعداد طبقات: ۵۰۰
جمعیت: یک میلیون نفر
سرعت آسانسور: ۶ متر بر ثانيه (۲۱ کیلومتر بر ساعت)
هزینه ساخت: ۱۵۰ میلیارد دلار
امشب – 24 خرداد 87 – بدون شك يكي از خندهدارترين برنامههاي زنده تلويزيوني در قالب مثلث شيشهاي از شبكه 5 سيما پخش شد و بار ديگر ثابت كرد كه حق فيروز كريمي خورده شده! او ميتوانست در شمار طنازترين مجريان تلويزيوني ايران باشد و به راحتي با حضورش در هر برنامهاي، بينندهي پرشمار آن را تضمين كند. امّا اينجا هم خداوند اشتباهي تاس ريخت و فيروز كريمي شد مربي فوتبال، آن هم در ليگ ايران!
شايد مهمترين ويژگي فيروز خان اين باشد كه او عباراتي به شدت طنزآميز را با لحن و آوايي خشك و جدي بيان ميدارد و از اين منظر، به هنرپيشه جاودان سينماي كمدي كلاسيك هاليوود، باستر كيتون پهلو ميزند.
اما به ...
ادامه مطلب
اين تصاوير كه يخچالي بزرگ در شمال كشور نروژ را در مقاطع هفت ساله از 2001 تا 2007 نشان ميدهد، به خوبي عمق فاجعه را پديدار كرده است و آشكارا عيان است كه شتاب آب شدن و عقب نشيني اين يخچال تا چه اندازه محسوس و آشكار است.
ادامه مطلب
ميدانم كه روزگار خوشي نداري و حتي هم بنديهايت نيز تو را راحت نميگذارند ... اما باور كن كه سحر نزديك است ...
تولدت مبارك ليلاي عزيز من:

قرار بود امشب – 22 خرداد 87 - به بهانه چهارمين سالگرد قيام پرشور زنان آزاده ايراني در 22 خرداد 1383 و تولد كمپين يك ميليون امضاء، احمدرضا بهارلو به كمك خانم دكتر بتول عزيزپور، نويسنده و شاعر ايراني مقيم پاريس، به تحليل و ريشهيابي اين قيام الهامبخش بپردازند.
امّا به طرز شگفتانگيزي، خانم بتول عزيزپور، بحث را با انحرافي پرسشبرانگيز ...
ادامه مطلب
بیش از این شرح؟!
ادامه مطلب
در آستانه چهارمین سالگرد ۲۲ خرداد «روز همبستگی زنان» قرار داریم. اکنون ۲ سال از تجمع ۲۲ خرداد میدان هفت تیر گذشته است، طی این ۲ سال ما شاهد اتفاقات بسیاری در جنبش زنان کشورمان بوده ایم از جمله تولد کمپین یک میلیون امضاء، در عین حال تفسیرها و برداشت های متفاوتی هم از تجمع ۲۲ خرداد میدان هفت تیر شده است. آن تجمع برای هر کدام از ما یک تجربه بود و شما هر کدام خاطره ایی از آن واقعه دارید ... " ۲۲ خرداد از دل جمع هم اندیشی زنان بیرون آمد و ترکیب جمع هم اندیشی به گونه ای بود که برای همفکری دور هم جمع شده بودند. در واقع هم اندیشی در عین حال که یک تمرین دموکراسی برای ما بود می توانست پایه استواری برای همبستگی در جنبش زنان بوجود بیاورد که نمود آن را شاید بتوان در ۲۲ خرداد ۸۴ دید اما سال بعد که می خواستیم سالگرد ۲۲ خرداد را برگزار کنیم این همبستگی متاسفانه اتفاق نیفتاد ... اگر ما آن ائتلاف و همبستگی که بر سر حداقل مطالباتمان در ۲۲ خرداد ۸۴ داشتیم حفظ می کردیم شاید الان لازم نبود این عقب نشینی را داشته باشیم. بینید، درخرداد ۸۴ تقریبا همه نحله های فکری و اندیشه های متفاوت گرد هم آمده بودند و به همین دلیل از استقبال عمومی بیشتری برخوردار شد ... هرچه بود با همه آن تردیدها در آخر به این جمع بندی رسیدم که برگزاری تجمع از برگزار نشدنش دستاوردهای بیشتری خواهد داشت و به اتفاق بسیاری از همکارانم که دونفر از آنها خواهرم و همسرم بودند به تجمع میدان هفت تیر رفتم ... می گفتم به نظر من ارزشش را داشت یعنی من فکر می کنم آن هزینه ای که پرداخت شد در برابر چیزهایی که برای جنبش زنان بدست آمد، کمتر بود ...
فیلترینگ وبلاگها و سایتهای شخصی و خبری امری مخالف اصول اولیه آزادی بیان و عقیده، حقوق بشر، گردش آزاد اطلاعات،اعلامیه جهانی حقوق بشر (كه دولت ایران رسما آن را امضا نموده است) و حتی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سریعا نسبت به پایان این روند اسفبار اقدام كند.
ما جمعی از وبلاگنویسان ایرانی، بدینوسیله اعتراض شدید خود را نسبت به روند تحدید آزادی بیان و عقیده در ایران كه با روی كار آمدن دولت نهم روبه فزونی گذاشته اعلام كرده و خواهان رفع فیلتر از تمام وبلاگهای فیلتر شده در سالهای اخیر هستیم.
دوستان وبلاگنویسی كه تمایل دارند امضایشان در پای این بیانیه درج شود، به تارنمای بوی خاك مراحعه كنن
ادامه مطلب
برنامه تفسير خبر بخش فارسي صداي آمريكا، ديشب با حضور آقايان مهرداد خوانساري، سيروس آموزگار و عليرضا حقيقي كوشيد تا با هدايت جمشيد چالنگي به تحليل اين پرسش بپردازد كه چرا عباس پاليزدار، يار غار محمود احمدينژاد بايد در چنين مقطعي اقدام به چنين افشاگريهاي حيرتانگيزي كند؟!
جالب اينكه پس از مدتها دكتر عليرضا حقيقي نيز مهمان ماهوارهاي برنامه از تورنتو كانادا بود، چرا كه چالنگي ميپنداشت اينبار ديگر حقيقي توانايي دور زدن موضوع يا انداختن توپ به زمين حريف را ندارد! و البته بايد اعتراف كرد كه زياد هم اشتباه محاسبه نكرده بود!
راستش آنقدر رژيم جمهوري اسلامي دارد گافهاي وحشتناك ميدهد كه حتي از عهده ناظران بيطرفي چون عليرضا حقيقي نيز ديگر كاري ساخته نيست!
امّا آنچه كه مسلم مينمايد، احساس خطر عجيبي است كه باند محمود احمدينژاد متوجه آن شده؛ احساسي چونان قدرتمند كه محمود را واداشته تا به نوعي خودزني سياسي دست بزند و دقيقاً بر مبناي همان ضربالمثل معروف عمل كند كه «ديگي كه براي من نميجوشد، ميخواهم سر سگ در آن بجوشد.»
ادامه مطلب
اين تصاوير متعلق است به غروب 15 خرداد ماه 1387 در پارك پرديسان تهران؛ پاركي كه اين روزها بدل شده به خانهي نخست بادبادكبازهاي حرفهاي و نيمهحرفهاي و آماتور تهراني!
البته ماشينبازها نيز پارك پرديسان را دوست دارند ... حتي اگر ايام، ايام ارتحال باشد! آنها عشق و حال خودشان را ميكنند!!
ادامه مطلب
يكي از تلويزيونهاي عجيب و غريب فارسي زبان كه توسط يك يهودي ايرانيتبار به نام «داور» اداره ميشود، اخيراً اقدام به معرفي چهرهاي جديدي به نام «شانتي» كرده است. يك جوان 32 ساله قوي هيكل با لباسي تماماً سپيدرنگ و دستمالي به رنگ سبز كه بر روي سرش ميبندد و شنوندگان خود را با لحني تأملبرانگيز به صلح و دوستي و رفاقت دعوت ميكند (شانتي به معناي صلح است).
ادامه مطلب
اين تصاوير را همزمان با ايام سالگرد ارتحال بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران در زير پل مديريت تهران (منطقه سعادتآباد – جنب بزرگراه چمران) گرفتهام. اين نوجواني كه ميبينيد، شايد هفت يا هشت بار تلاش كرد تا بتواند اين كيسهي بزرگ زباله را بر دوش كشد!
آقاي احمدينژاد اخيراً در اجلاس فائو در رم اعلام كرده است كه ميتواند مشكل تأمين غذا را براي كل جهان حل كند. شهرداري تهران هم كه پيشتر به سفارش جناب چمران، تصميم گرفته بود تا چند ميليون دلاري را به مردمان بيروت – عروس خاورميانه – اهدا نمايد.
ميگويم: شايد بهتر آن باشد كه به جاي بهشت كردن جهان، نخست بكوشيم تا سرزمين خودمان جهنم نشود. آيا اين درخواست بزرگي است؟
ادامه مطلب
انفورماتيك، هوا فضا، مدلهاي زيبارو، خوانندگان، موسيقيدانان، ورزشكاران، سياستمداران، خبرنگاران، آرشيتكتها، دانشمندان، عكاسان، مربيان فوتبال، كشيشان و رهبران مذهبي، بدلكاران، هنرپيشههاي سينما، آموزگاران، رانندگان، خلبانان، شكارچيان و يا ...
نه! هيچكدام از ...
ادامه مطلب
یک فوتوبلاگ خوش ساخت با تصاویری که نشان می دهد مدیریت این سایت به خوبی با روحیه جامعه جوان امروز کشور آشناست:
ادامه مطلب
این عکس که توسط خبرگزاری فرانسه در نخستين روز ماه ژوئن - ۴ روز پيش - به سراسر جهان مخابره شد حیرت و غم بزرگی در بین ورزشکاران سراسر جهان به ویژه دوچرخه سواران بوجود آورد ...
ادامه مطلب
وبلاگنویسان فارسی با موج سبز همراه شوید!
سپهر سلیمی نویسنده وبلاگ دوستداران حیوانات و محیط زیست موج سبز وبلاگستان را در آستانهی آیینهای بزرگداشت سی و ششمین سالگرد روز جهانی محیط زیست (پنجم ژوئن) به راه انداخته است. او میگوید:
قبلاً قرار بود که وبلاگها در روز ۱۶ خرداد (روز جهانی محیط زیست) مطلبی درباره محیط زیست بنویسند. اما با توجه به کمبود زمان و همچنین تعطیلات چند روزه در فراخوان جدید از وبلاگهای فارسی درخواست شده که در هفته محیط زیست (۱۶ تا ۲۲ خرداد) مطلبی مرتبط با محیط زیست بنویسند.
از همه وبلاگنویسان فارسی دعوت میشود در این طرح مشارکت و همراهی داشته باشند.
پس وعدهی ما در سبزترین روزهای سال ، ۱۶ تا ۲۲ خرداد ماه ۸۷، روزهایی که وبلاگستان را به کمک هم از همیشه سبزتر خواهیم کرد. نیازی نیست که مطلب شما تخصصی باشد، هدف این است که هر کس بر اساس دیدگاه خود و مخاطبان وبلاگش مطلبی مرتبط با محیط زیست بنویسد.
همه با هم ۱۶ تا ۲۲ خرداد مطلبی مرتبط با محیط زیست خواهیم نوشت.

با هم ۱۶ تا ۲۲ خرداد مطلبی مرتبط با محیط زیست خواهیم نوشت
محمد درویش در وبلاگش مهار بیایان زایی در ارتباط با موج سبز وبلاگستان مینویسد:
طرفداران محیط زیست دست کم ۳۶ سال است که در چنین روزی فریاد میزنند، اشک میریزند، مقاله مینویسند، فراخوان میدهند، همایش راه میاندازند، برنامه رادیویی و تلویزیونی میسازند، فرهنگسازی مینمایند، در تحصن و راهپیمایی حاضر میشوند، تشکل محیط زیستی برپا میدارند، امضا جمع کرده و برای مقامات تومار میفرستند ... و خلاصه هر یک به فراخور توان و تخصص و عشق خویش به محیط زیست، نهایت تلاش خود را میکنند تا توجه مردم و مسئولین را آنگونه که شایسته است به حفظ محیط زیست ایران عزیزمان جلب کنند.
امّا به نظر میرسد تا زمانی که این عشق به حفاظت از طبیعت آنقدر قدرتمند نشده باشد که بتواند در قالب احزاب سبز به صحن بهارستان راه پیدا کند، نخواهد توانست از حقوق طبیعت و اجرای درست اصل پنجاهم قانون اساسی کشور، به شکلی سزاوارانه حراست و حمایت کند...
و برای اعلام موجودیت احزاب سبز، راه درازی باید طی شود .
محمد درویش میگوید:
پس پیش به سوی روزی که در آن علاوه بر اینکه همهی نویسندگان وبلاگهای فارسیزبان از محیط زیست مینویسند؛
همهی خبرنگاران و سردبیران روزنامههای پرشمارگان کشور هم سرمقالهی خود را به محیط زیست اختصاص دهند؛
همه نقاشان با الهام از محیط زیست وطن آثاری ماندگار بیافرینند؛
همه شاعران به یاد محیط زیست و طبیعت زیبای ایران قطعهای مانا بسرایند؛
همهی خوانندگان از محیط زیست و برای محیط زیست ترانه بخوانند؛
همهی آموزگاران مقاطع ابتدایی و متوسطه از عشق به طبیعت و حرمت محیط زیست برای شاگردانشان سخن بگویند؛
و همهی مردم به احترام محیط زیست، برای یک ساعت از هر وسیلهای که طبیعت را آلوده میکند، استفاده نکرده و به احترام این بستر زیبا و این موهبت اهورایی، بر آرامشش بیافزایند . . .
پیوست:
پنجم جون، روز جهانی محيط زيست، از راه می رسد ـ روزی که سی و شش سال از اولين برگزاری آن می گذرد و به خاطر تلاش های دايمی فعالين محيط زيست در سراسر جهان نتايج با ارزشی به همراه داشته است. کوشش هايي که ظرف اين سه دهه انجام شده از يک سو شامل آموزش و آگاهی دادن به مردمان در مورد حفظ محيط زيست و محيط طبيعی همه ی زندگان روی کره ی خاک شده و، از سوی ديگر، ناگزير کردن دولت ها به ايجاد و اجرای قوانينی در جهت ممنوع کردن بهره برداری های غير اصولی و زياده روی در استفاده از منابع طبيعی بوده است.
بخشی از آنچه که امروزه به عنوان دلايل نابودی محيط زيست شناخته شده اند عبارتند از آلوده کردن آب ها، آلوده کردن زمين و خاک، نابودی جنگل ها، آلوده کردن هوا، نابودکردن و تخريب تالاب ها، درياها و درياچه ها، نابود کردن حیات وحش، و بسياری اعمال ديگر که بی توجهی و تخريب آن ها با خود فاجعه هايي غير قابل جبران، همچون افزايش دمای زمين، تغييرات آب و هوا، تغييرات جوی، ازدياد سيل ها و توفان ها و بالاخره نابودی لايه ی اوزن را به بار می آورد و، اين ها نيز با خود افزايش بيمارهای فيزيکی و روانی ـ از بيماری های تنفسی گرفته تا افسردگی، بدنيا آمدن انسان هايي ناقص، و مرگ و ميرهای زودرس را بدنبال می آورد.
محيط زيست شناسان معتقدند که اگرچه گسترش تکنولوژی و ايجاد کارخانه های صنعتی ممکن است خطرات بالقوه ای برای محيط زيست و محيط طبيعی داشته باشند اما اين خطر نه در ذات اين فعاليت ها که بيشتر از بهره برداری نادرست، حريصانه، و سودجويانه از منابع طبيعی از يک سو، و بی توجهی مدام نسبت به حفظ محيط زيست، از سويي ديگر، ناشی می شود.
متأسفانه ايران، به ويژه در چند ساله ی اخير، به دليل بی توجهی دولت و مسئولان زيست محيطی، گرفتار بدترين اشکال تخريب محيط زيست و ميراث طبيعی شده است؛ به طوری که در ارتباط با آلودگی هوا، آلودگی خاک، نابودی تالاب ها و جنگل ها، و همچنين بهره برداری نامعقول از ميراث طبيعی، سرزمين ما در رديف های اولين تخريب کنندگان محيط زيست و ميراث طبيعی بشری قرار گرفته است.
بنياد ميراث پاسارگاد، که سال جاری را «سال ميراث های فرهنگي و طبيعی» اعلام کرده، لازم می داند که، همزمان با فرا رسيدن روز جهانی محيط زيست، يک بار ديگر همگان را به حفظ محيط زيست و حفظ ميراث های طبيعی و بشری فرا بخواند.
در عين حال، بنياد ميراث پاسارگاد بدينوسيله اعلام می دارد که خود را با سازمان های غيردولتی و مردم نهاد ايران، که خواسته اند در روزهای 16 تا 22 خرداد، در راستای ايجاد آگاهی و آشنايي مردمان با محيط زيست و ميراث های طبيعی ايرانزمين، «موجی سبز» ايجاد کنند همدل و همراه می داند.
شکوه میرزادگی
از سوی بنياد ميراث پاسارگاد
سوم جون 2008
ادامه مطلب
سه شنبه گذشته، موسسه معتبر گالوپ اين پرسش را با شهروندان آمريكايي مطرح كرد كه آيا شما نيز طرفدار گفتگوي بي قيد و شرط با ايران هستيد يا خير؟
پاسخ را شب گذشته احمدرضا بهارلو، در برنامه ميزگردي با شما با مهمان برنامهاش، دكتر كالابريزي، استاد دانشگاه آمريكن مطرح كرد. وي گفت: 6 نفر از هر 10 شهروند آمريكايي به اين پرسش پاسخ مثبت داده بودند. به ديگر سخن، از هماكنون مشخص است كه يكي از انتقادهاي جدي مك كين از اوباما كه وي را به دليل پيشنهاد گفتگوي بدون قيد و شرط با ايران و كوبا به چالش كشانده و او را متهم به بيتجربگي سياسي كرده بود، از نظر مردم آمريكا و رأي دهندگان در نوامبر 2008 اعتباري كه ندارد، هيچ؛ يك نكته مثبت هم براي اوباما محسوب ميشود.
شاهدي ديگر كه نشان ميدهد، جمهوريخواهان از هماكنون بايد براي سال 2012 برنامهريزي كرده و بيخيال كاخ سفيد در دوره 2008 الي 2012 شوند!
هر چند هنوز چند ساعتي تا پايان رسمي انتخابات در دو ايالت داكوتاي جنوبي و مونتانا باقيمانده است، اما همه چيز حكايت از آن دارد كه هيلاري كلينتون، پس از آنكه نتوانست حمايت جيمي كارتر به عنوان يكي از رهبران پرنفوذ حزب دموكرات را بدست آورد، پذيرفته است كه بايد هر چه در توان دارد به كار بندد تا اوباما بتواند به كاخ سفيد راه يابد.
و اين شايد پايان تراژدي غمبار خانوادهي كلينتونها در صحنهي سياست آمريكاست. چرا كه فرزندان آنها نيز بارها اعلام كردهاند كه هرگز شركت در صحنه داغ سياست براي آنها جذابيتي نداشته و نخواهد داشت.
بي شك پيروزي اوباما و اتحاد اغلب رهبران پرنفوذ اردوگاه دموكراتها و بيشتر ابرنمايندههاي قدرتمدار حزبي بر روي اين جوان سياهپوست آفريقاييتبار، حكايت از آن دارد كه جامعهي امروز آمريكا تا چه اندازه از سياستبازي كهنه سياستمدارهاي نومحافظه كار خود خسته شده و شديداً نياز به تزريق خون تازه و نگرش جديد دارد.
و اين همان كابوسي است كه مك كين و جمهوريخواهان طرفدارش سخت از آن بيمناكند. در حقيقت، شايد تنها كسي كه در اردوگاه جمهوري خواهان ميتوانست به عنوان يك رقيب جدي در برابر اوباما قدعلم كند، كسي نبود جز بانوي مقتدر ساختمان وزارت خارجه، كاندوليزا رايس. فردي كه بي شك در انتخابات 2012 ميتواند رقيبي جدي براي اوباما به حساب آيد؛ اگر باراك نتواند به وعدههايي كه داده است عمل كند.
بنابراين، از همه طرفداران عزيز جمهوريخواه ميخواهم كه انتخابات 2008 را فراموش كرده و از هماكنون در انديشه راهكارهايي باشند كه به مدد آنها بتوانند براي پيروزي رايس قدمي استراتژيك بردارند!

علي دايي بيشك نهتنها پرافتخارترين فوتباليست ايران، كه يكي از شناختهشدهترين ورزشكاران ايراني و داراي شخصيت و اعتباري بينالمللي است. از همين رو، وقتي ديروز در يكي از سرنوشتسازترين مسابقات ملّي تيم فوتبال ايران، جمعيتي كمتر از 25 هزار نفر در ورزشگاه آزادي حضور يافته بودند تا از نزديك ياران دايي را در مواجهه با تيم ثروتمند و مغرور امارات متحده عربي تشويق كنند، بيش از همه دلم براي دايي سوخت و نگران اين سرمايه ملّي كشور شدم. بخصوص وقتي يادمان ميافتد كه همين يكي دو هفته پيش، براي ديدن يك مسابقهي باشگاهي بيش از يكصدهزار نفر در آزادي حضور داشتند و با چه شور و اشتياقي از ياران افشين قطبي حمايت كردند و برايش اشك شوق ريختند.
چگونه است كه مردم براي افشين قطبي و شاگردانش اينگونه سر و دست ميشكنند؛ افشيني كه تمام دوران حضور ورزشياش در ايران به يكسال هم نميرسد، امّا براي دايي و يارانش با آن سابقهي درخشان بازيگري و مربيگري، با خاطرههاي بيمانندي چون ملبورن استراليا (حماسه 8 آذر) و پيروزي در برابر آمريكا و بارها تصاحب مقامهاي آسيايي و حضور در معتبرترين ليگها و باشگاهها و بازيهاي بينالمللي، حاضر نيستند كه چنين كنند و حتي 100 نفر هم براي ديدن تمرين مليپوشان حاضر نميشوند؟!
دايي بايد بداند كه در اين مملكت هيچكس بيشتر از خود فرد نميتواند به خودش كمك كند، اگر ميخواهد محبوب قلوب مردم باشد و بماند، بايد بداند كه با عصبانيت و دشنام فرستادن و اتهامزدن و لابي كردن با خدا، فقط و فقط اعتبار و جايگاه استثنايياش را از دست ميدهد و بس. دايي مگر فراموش كرده است كه مجلس هفتم را مجلس امام زمان ميخواندند؟ ببيند كه چگونه دو سوّم نمايندگان آن مجلس اينك در مجلس هشتم جايي ندارند و مردم به آنها پشت كردند. دايي مگر يادش رفته كه اعضاي كابينه مهرورزي محمود احمدينژاد هم با خدا لابي كرده و ميثاقنامههايشان را در چاه جمكران انداختند و امام زمان را پارتي خود قرار دادند ... و حالا كار به جايي رسيده كه علاوه بر وزير رفاه و تعاون و رييس سازمان مديريت و برنامهريزي كشور، وزراي آموزش و پرورش، نفت، صنايع، اقتصاد، كشور و دهها مدير ارشد و ميانياش را نيز نميتواند تحمل كند و كارنامهي شرمآوري از خود باقي گذاشته كه هرگز هيچ دولت ديگري در طول يك صد سال اخير مملكت از خويش باقي ننهاده است.
دايي بايد ياد بگيرد كه وقتي تيمش نتيجه نميگيرد، بايد مرد و مردانه در زمين بماند و دستي به سر و گوش شاگردانش بكشد و مسئوليت عدم نتيجهگرفتن را متوجه خود بداند. دايي بايد باور كند كه مردم به خوبي همه چيز را درك ميكنند و آنگاه است كه براي داشتن چنين ورزشكار جوانمردي به او افتخار خواهند كرد. قطبي مگر چه كرد كه اينگونه محبوب قلوب همه شد؟ مگر جز اين بود كه هيچگاه خشمناك نشد و تقصير را به گردن كسي نينداخت و مسئوليت را تماماً پذيرفت و با احترام از رقبايش ياد كرد.
اينجاست كه ياد سخنان صفايي فراهاني كه ميافتم، چارهاي ندارم جز آنكه ناخودآگاه به احترام درايت و آيندهبينياش كلاه از سر بردارم. صفايي فراهاني همان زمان كه اعلام شد، فدراسيون فوتبال بي عرضهي كفاشيان سرانجام با دايي به توافق رسيده و سكان هدايت تيم ملي را به او سپرده است، به صراحت هشدار داد كه نبايد با يك سرمايه ملي وطن كه ميتوانست تا سالها همچنان براي فوتبال و ورزش ايران اتوريته و اعتبار و افتخار به همراه آورد، اينگونه برخورد كرده و ناتوانيهاي مديريتي خود را در زير سپر دايي پنهان كنيم و بدين ترتيب، اسطوره علي دايي را نيز براي هميشه نابود سازيم.
به هر حال، خوشبختانه يا متأسفانه آنچه كه گذشت، ديگر گذشته و زمان را نميتوان به عقب بازگرداند. دايي بايد در اين فرصت باقيمانده فقط و فقط مهرباني و اتحاد و همدلي و خونسردي را به تيمش تزريق كند. دايي بايد ياد بگيرد كه بخندد و مسئوليت همه چيز را مردانه برعهده بگيرد. دايي بايد ياد بگيرد كه وقتي بازي تمام ميشود، به جاي آنكه مثل بزدلها سريعاً زمين بازي را ترك كرده و از نگاه خبرنگارها و مردم مخفي شود، به نزد مربي حريف رفته، به او تبريك گفته و با احترام از تلاش شاگردانش دفاع كند و به آنها روحيه دهد.
فقط در آن صورت است كه دايي ميتواند در قلب هموطنانش تا ابد دايي بماند، حتي اگر در بازي برگشت در امارات متحده عربي تيمش شكست خورده و از دور مسابقات حذف شود.
بياييم همه براي موفقيت تيم ملي ايران و علي دايي عزيز كه ميدانم عاشقانه وطنش و مردمانش را دوست دارد، دعا كنيم تا بتواند اين مهرباني و عظمت دروني را بروز داده و به تيمش منتقل سازد.
انشاالله
این تصاویر متعلق است به یازدهم خردادماه ۸۷
ادامه مطلب
امشب – 13 خرداد 87- مهدي كروبي مهمان رضا رشيدپور در برنامهي پرطرفدارش، مثلث شيشهاي بود. فردي كه صراحتاً اعلام داشت كه بيش از 50 درصد امكان دارد كه در دورهي بعد مجدداً كانديداي رياست جمهوري شود و باز مؤاكداً تأييد كرد كه از همپيمانان خود در مجلس هشتم خواسته است تا به علي لاريجاني رأي دهند، چرا كه او را فردي قدرتمندتر در مقام رياست مجلس ميداند. البته شيخ ساده دل ما اين را هم اضافه كرد كه توصيه من به كانديداهاي رياست جمهوري دوره بعد اين است كه اصلاً نخوابند! تا آن بلايي كه سر وي آمد (منظور اعلام نام احمدينژاد به جاي وي به عنوان رقيب هاشمي رفسنجاني در دوره دوم در دقيقه 90)، سر ديگران نيايد!
اما از اين نكات طنزآميز مصاحبه مهدي كروبي كه بگذريم، ميرسيم به دو رويداد مستندي كه در زمان مجلس سوم اتفاق افتاد؛ مجلسي كه كروبي رياست آن را برعهده داشت. وي براي آنكه نشان دهد امام خميني تا چه اندازه به شعار «ميزان رأي ملت است» پايبند است، گفت: يكبار ما قانوني را در مجلس تصويب كرديم كه بعداً متوجه شدم، امام از تصويب اين قانون بسيار ناراحت شده است، اما حاضر نشد كه ناخشنودي خود را علني سازد؛ امّا من فرداي آن روز يك طرح دوفوريتي به صحن مجلس بردم و سازمان بهزيستي را مجدداً به نهاد نخستوزيري ملحق نمودم كه بعدها هم زير نظر رياست جمهوري به فعاليت خودش ادامه داد!
آخه يكي نيست بگويد: اگر امام مخالف اعمال سليقه خود بود، تو چرا بر خلاف آن رفتار كردي؟ و اگر چنين كردي، چرا امام مجدداً به شما تذكر نداد؟!
مورد دوّم كه از اولي هم خندهدارتر بود، مربوط ميشود به قانوني در باره وزارت اطلاعات كه امام از ورود اين بحث به مجلس ناراحت بودند، امّا خودشان گفتند: چون فكر نميكردم رأي بياورد، به شما تذكر ندادم!! ولي متأسفانه رأي آورد و حتي آقاي هاشمي رفسنجاني وقتي ناخشنودي امام را ديد، گفت: اگر اجازه دهيد همين فردا قانون را عوض كنيم! كه البته امام اجازه ندادند!
حقيقت اين است كه با استماع اين گفتگوي خندهدار بيش از پيش به اين باور رسيدم كه امام تا چه اندازه ديكتاتور و خودرأي بوده و حتي در مورد گران شدن هر كالايي هم دستور داده بود تا مراتب را پيشتر به آگاهياش برسانند!
جالب اينكه گافهاي مسلسلوار جناب كروبي چنان گل انداخته بود كه رسانه جناب ضرغامي هم بيش از 30 دقيقه بر وقت برنامه رضا رشيدپور افزود (البته باز هم تعداد شرکت کنندگان در مسابقه پیامک برنامه به ۷۷ هزار نفر هم نرسید)! رشيدپور هم ترجيح داد فقط از حال و روز فرزند دوم (تقي) كه جانباز است و فرزند آخري (ياسر) كه كمك حال مادرش است بپرسد و هيچ اشارهاي به دو فرزند ديگر كروبي نكند!
بروبچههاي زيستمحيطي در وبلاگستان، طرحي نو درانداختهاند و ميخواهند به مناسبت روز جهاني محيط زيست (پنجم ژوئن) سبزترين مطالب و انديشههاي خود را منتشر سازند. بخصوص كه امسال، سال كبيسه بوده و براي همين، پنجم ژوئن با 15 خرداد كه همواره در ايران عزاي عمومي است، مصادف نشده و به 16 خرداد افتاده است!

آنها از همه وبلاگنويسان خواستهاند كه در فاصله برپايي آيينهاي هفته محيط زيست در ايران، يعني 16 تا 22 خرداد ماه، دست كم يك پست از وبلاگهاي خود را به اين موضوع اختصاص داده و بنويسند و بنويسيم كه چرا محيط زيست ما آني نيست كه بايد باشد؟! البته هر چيز ديگري كه بتوان آن را به طبيعت و محيط زيست ربطش داد هم ميتوانند بنويسند.

خلاصه اينكه مهم اين است كه به آن گروه از مديران ضد محيط زيست در ايران نشان دهيم كه ديگر دوره تاخت و تاز در طبيعت ايران به بهانه توسعه و سدسازي و جادهكشي و كارخانه زدن و اشتغالزايي آبكي و كوتاه مدت گذشته است. اشتغالزايي هنگامي افتخارآفرين است و به همين ترتيب، جادهكشي زماني غرورآفرين است كه به خاطرش حيات طبيعت و حق نسلهاي آينده و كودكان امروز را پايمال نكنيم.
اميدوارم استقبال شايستهاي از اين دعوت به عمل آيد و نشان دهيم كه حداقل در بين نويسندگان صاحب وبلاگ، محيط زيست ارج و قرب بالايي در ايران دارد.
براي آگاهي بيشتر از موج سبز وبلاگستان ميتوانيد به وبلاگ سپهر سليمي مراجعه فرماييد.
خبرهاي رسيده از توافق جديد سران حزب دموكرات بر سر نحوهي احتساب هیأتهای نمایندگی ایالتهای فلوریدا و میشیگان حكايت از آن دارد كه باراك اوباما يك گام مهم ديگر به پيروزي بر رقيب هم حزبياش نزديكتر شده است.
ضمن دعوت براي خواندن خبر بي بي سي، ميخواستم بدانم سياوش 64 در چه روز و روزگاراني به سر ميبرد؟!![]()
اين دو تصوير را كه ميبينيد، خيابانها و معابر عمومي يكي از پرجمعيتترين شهرهاي هندوستان و جهان به نام بمبئي را نشان ميدهد. همان گونه كه ملاحظه ميكنيد، آسمان اين معابر عمومي با تراكم بيش از حدي از سيم و كابل پرشده است. اما جالب اين است كه اغلب اين سيم و كابلها به دليل اتصال تلفن خانگي است و نه برق منازل!
به گفته هوشنگ توزيع در برنامه ساعت 25 شبكه اميد ايران، تكنسينهاي ارزان قيمت و باهوش هندي كه به زبان انگليسي نيز تسلط دارند، وظيفه تعمير تلفني ارباب رجوع آمريكايي و اروپايي خود را برعهده گرفتهاند كه رايانه شخصيشان دچار مشكل شده است!
نگاه كنيد كه دهكده جهاني تا چه اندازه دارد معني پيدا ميكند!
ادامه مطلب
جناب هوشنگ توزيع، همسر ستاره مشهور ايراني، خانم شهره آغداشلو، در آخرين برنامه تلويزيونياش به نام «ساعت 25» كه جمعه گذشته (10 خرداد 87) از شبكه ماهوارهاي اميد ايران پخش شد، عكسي را از يك مرد نسبتاً قويهيكل عرب در يكي از كشورهاي شيخنشين سواحل جنوبي خليج فارس به نمايش درآورد و اعلام كرد كه اين تصوير ساده كه مرد مزبور آن را براي معشوقش به مناسبت والنتاين عربي در همين ماه گذشته فرستاده است، چنان غوغايي به پا كرده كه نگو و نپرس و خلاصه اينكه توانسته به عنوان رمانتيكترين و عاشقانهترين عكس سال در بين كشورهاي عربي برگزيده شود.
نظر شما چيست؟ آيا متوجه تفاوت سليقه در بين فرهنگهاي گوناگون شدهايد؟!
ادامه مطلب
اين پسربچه كنيايي را نگاه كنيد كه چه بلايي هموطنانش به سرش آوردهاند ... به راستي اين همه خشونت و نفرت ريشه در چه دارد؟!
ادامه مطلب
لحظاتي پيش برنامهي ورزش از شبكه دوم سيما به پايان رسيد، در حالي كه تقريباً تا لحظات پاياني برنامه اميدوار بود كه افشين قطبي را پيش از خروج از كشور در برنامهي خود ببيند! اما در نهايت مجبور شد تا صراحتاً اعلام كند: افرادي نگذاشتند تا افشين قطبي به شبكه دوم بيايد. او همچنين اين پرسش سنگين را از كادر هيأت مديره باشگاه پرسپوليس مطرح كرد: چرا افشين قطبي در ايران نماند؟! و چرا هيأت مديره پرسپوليس نتوانست اين مربي موفق و بسيار محبوب را در تيم حفظ كند؟ كوثري با اشاره به اينكه به هيچ وجه موضوع مالي مطرح نبوده و افشين اعلام كرده كه قرارداد را سفيد امضاء خواهد كرد، اين علامت تعجب حيرتآور را مطرح كرده كه چرا كادر هيأت مديره پرسپوليس نتوانسته به خواستههاي افشين قطبي چراغ سبز نشان دهد؟! مگر افشين چيزي جز حق انتخاب تيم همكار خودش را خواسته بوده است؟
واقعاً خجالتآور است كه مديريت پرسپوليس افرادي چون حميد استيلي و مرزبان را بر افشين قطبي ترجيح داده است.
به هر حال از حبيب كاشاني انتظار ميرود كه يا به صورت شفاف اين اظهارات را تكذيب كرده و واقعيت را بگويد و يا هرگونه كه امكان دارد افشين قطبي را در ايران نگه دارد.
افشين حدود 24 ساعت ديگر از فرودگاه امام خميني، تهران را براي هميشه ترك خواهد كرد؛ حداقل از طرفداران حقيقي پرسپوليس اين انتظار ميرود تا با تجمع در فرودگاه امام، آخرين كوششهاي خود را براي ممانعت از رفتن اين مربي فرهنگساز و جنتلمن مصروف دارند.
برژينسكي را نسلي كه در بهمن 1357 انقلاب كرد، خوب ميشناسد. او در حقيقت دست راست جيمي كارتر رييس جمهور وقت آمريكا بود و هنوز كه هنوز است، بسياري از سلطنتطلبان مخالف رژيم كنوني ايران، بر نقش پررنگ وي در سقوط دومين و آخرين پادشاه سلسله پهلوي در ايران تأكيد ميورزند.
اما برژينسكي همچنان در صحنه سياست آمريكا در شمار شخصيتهاي پرنفوذ به شمار ميرود و بسياري حتي بر اين باورند كه قبح رابطه اعراب با اسراييل و فروريزي امپراطوري شوروي سابق را بايد به حساب نوع ديالوگ وي و ديگر تمهيدات هوشمندانهي اين ديپلمات كهنهكار آمريكايي گذاشت. به بياني صريحتر، برژينسكي در اردوگاه دموكراتها همان قدر اعتبار و احترام دارد كه هنري كسينجر در اردوگاه جمهوريخواهان.
از همين رو، مصاحبه اخير وي با خانم ستاره درخشش، مجري بخش فارسي تلويزيون دولتي صداي آمريكا ميتواند بسيار حايز اهميت باشد. مصاحبهاي كه در آن وي به صراحت اعلام كرد: دموكراسي موجود در همين رژيم كنوني جمهوري اسلامي – با همهي ايرادهايي كه بر آن وارد است – از دموكراسي موجود در برخي كشورهاي منطقه و حتي روسيه كنوني بهتر است! او همچنين به دلايل حمايتش از باراك اوباما اشاره كرد؛ دلايلي كه ميتوانيد مشروح آن را امشب - 10 خرداد 87 - در بخش خبري فارسي صداي آمريكا خودتان بشنويد و ببينيد.
طفلکی! وقتی مجبوری با چنین بر و روی زیبایی به عقد چنین داماد زه وار درفته ای درآیی ... چاره ای نداری جز آنکه تا دم در کلیسا سیگار بکشی ...![]()
ادامه مطلب
مطابق نتايج حاصل از تازهترين نظرسنجي صورت گرفته در ايالات متحده آمريكا كه توسط مرکز تحقيقات Pew در واشنگتن دي سي صرورت گرفته است، در صورت رقابت نهايي بين اين دو سناتور امريکايي، چهل و هفت درصد مردم امريکا به اوباما و چهل و چهار درصد به مک کين راي خواهند داد. اين در حالي است كه بر طبق اين نظرسنجي چنانچه رقابت نهايي بين هيلاري کلينتون و مک کين اتفاق افتد، آنگاه، سناتور نيويورک ( کلينتون ) چهل و هشت درصد آرا و سناتور آريزونا ( مک کين ) چهل و چهار درصد آرا را به خود اختصاص خواهند داد. يعني از ديد رايدهندگان آمريكايي، خانم كلينتون با يك درصد اختلاف بيشتر ميتواند مك كين را شكست دهد. هرچند همچنان همين نظرسنجي ميگويد: پنجاه و چهار درصد راي دهندگان دموکرات معتقدند اوباما نامزد اين حزب در انتخابات ماه نوامبر خواهد بود.
از اين نظرسنجي چنين برميآيد كه آمريكاييها معتقدند: برنده نهايي انتخابات نوامبر 2008 ، دموكراتها خواهند بود و كاخ سفيد پس از 8 سال، دوباره به كانديداي حزب دموكرات لبخند خواهد زد. هرچند به نظر ميرسد، طولاني شدن بيش از پيش رقابت در اردوگاه دموكراتها ممكن است انرژي و شور رقابت اصلي را در بين آنها كمرنگ سازد. درست مثل فينال جام جهاني 1990 ايتاليا كه در آن يك پاي فينال، آلمان بود كه نسبتاً با راحتي توانست خود را به فينال برساند، اما در آن سوي ميدان، تيم ديه گو آرماندو مارادونا مجبور بود تا از پس كشورهايي چون برزيل و ايتاليا برآيد و نيز چند بازي آخر نيز به وقت اضافه و پنالتي كشيده شد و سرانجام، در فينال، وقتي كه آرژانتينيها رمق خود را از دست داده بودند، اين آلمانها بودند كه به لطف يك پنالتي مشكوك از سوي داور مكزيكي بازي و اتوريته سرمربي سرشناسشان (بكن باير)، جام را بالاي سر بردند.
آخرين ردهبندي كشورها از نظر محدوديت سفر براي شهروندانشان، نشان ميدهد كه در بين 130 كشور مورد بررسي، ايران در جايگاه 129 قرار گرفته و شهروندان ايراني تنها ميتوانند به 14 كشور از حدود 200 كشور جهان بدون اخذ ويزا و با سهولت مسافرت كنند كه البته چند تا از اين كشورها هم در همين دور و اطراف هستند و يكي دو تا هم در آمريكاي لاتين! اين در حالي است كه مردمان كشورهايي نظير فنلاند و آمريكا ميتوانند با سهولت به 130 كشور جهان بدون اخذ ويزا مسافرت كنند. حالا اگر گفتيد آن كشوري كه وضعيتش از ما بدتر است، نامش چيست؟
آفرين! نام آن كشور بزرگ، دوست و برادر «افغانستان» است كه به مدد حضور همچنان قدرتمندانه تروريستهاي القاعده و تفكر طالبانيزم، همچنان در رتبه 130 درجا زده است.
راستش هميشه فكر ميكنم چرا بايد كشوري كه داعيه صدور انقلاب فرهنگي داشت و آمده بود تا حق مظلومان را از جابران بستاند، حتي نتوانسته آنقدر محبوبيت بدست آورد كه مردمش بتوانند آزادانه در بين كشورهاي مسلمان يا ممالك عضو سازمان غير متعهدها بدون ويزا مسافرت كنند؟ واقعاً اين ننگ را بايد به كجا ببريم؟
تا صحبت از ناامني ميشود، ميگويند: حالا خوبه مثل افغانستان و عراق نشديم!
تا از گراني سخن به ميان ميآيد، ميگويند: خبر نداريد كه در افغانستان چه اوضاع مشقتباري حاكم است!
تا از خشكسالي ميناليم، ميگويند: در افغانستان نان هم گير نميآيد، چه رسد به آب!
تا از سختگيري مذهبي شكايت ميكنيم، ميگويند: مگر نميدانيد كه آنجا هنوز سنگسار ميكنند و دست و پا ميبرند، آن هم دو برابر ما؟!
تا ميگوييم: توان خريد حاملهاي انرژي را نداريم، ميگويند برويد خدا را شكر كنيد كه در افغانستان زندگي نميكنيد!
راستي راستي! اگر افغانستان نبود، ميخواستيم به چي يا كي دلخوش كنيم؟!
ادامه مطلب
اين تصاوير را در چهارشنبه شب باراني تهران - ۸ خرداد ۸۷ - گرفتم (حدود ساعت ۲۳:۳۰) ... اگر گفتيد موقعيت دقيق اين ميدان با توجه به المان هايي كه در عكسها وجود دارد، كجاست؟!
ادامه مطلب
بعد از حضور پولاد خان كيميايي در مثلث شيشهاي ديشب، كه به نظرم بيشتر براي پولاد نمره منفي داشت تا مثبت، بخصوص وقتي نتوانست در سه جمله ايران را توصيف كند و يا وقتي كه گفت: اولين چيزي كه با خود به تبعيد در يك جزيره ميبرم، كرم ضد آفتاب است!
بگذريم ... در انتهاي برنامه با نمايش چهره اين 4 مربي سرشناس ايراني، پرسيد كه به نظر شما كداميك فردا مهمان مثلث شيشهاي خواهند بود؟
1- افشين قطبي
2- علي دايي
3- امير قلعهنويي
4- فيروز كريمي
ادامه مطلب
ادامه مطلب
ادامه مطلب

گويا پليس فرودگاه توكيو، پايتخت ژاپن – كشور استعدادهاي درخشان – ديروز يك گاف بزرگ داده است كه خبرش تا مدتها به سوژه محافل خبري در چهارگوشهي جهان بدل شده و ميشود. ماجرا از اين قرار بوده كه مقامات امنيتي فرودگاه براي آگاهي از ميزان آمادگي مأمورين خود، اقدام به جاسازي 10 هزار گرم ماري جوآنا در كيف يكي از مسافران فرودگاه توكيو ميكنند. امّا نهتنها هيچ يك از بازرسان پليس نميتواند آن كيف و مسافر را شناسايي كند (بخصوص كه سگ هم داشتهاند!)، بلكه كلاً آن كيف هم ناپديد شده و پليسي كه ماري جوآنا را در كيف يكي از مسافران جاسازي كرده بود، اعلام كرده: فراموش نموده كه در كدام كيف و متعلق به كدام مسافر اين عمل جاسازي را انجام داده است!

حالا تصور كنيد، آن مسافر بخت برگشته، شب برود خانه و شوهرش (اگر زن باشد) و يا بلعكس زنش (اگر مرد باشد) به صورت تصادفي آن مواد مخدر را در كيف همسر بختبرگشته و از همه جا بيخبر ببيند! فكر ميكنيد كه چه اتفاقي خواهد افتاد؟!
خلاصه اينكه بايد به اين پليسهاي ژاپني گفت: بابا آي كيو!![]()
توضیح ضروری:
گویا میزان مواد مخدر ۱۴۲ گرم بوده به ارزش ۱۰ هزار دلار که مترجم رادیو پیام گاف داده است! ممنون از دوست عزیزی که لینک اصلی خبر را در اختیارم قرار داد:
Unsuspecting passenger returns cannabis after sniffer dog test botched at Narita
تازه مسافر هم سرانجام خودش بسته مواد مخدر را به پلیس بازگردانده است! این هم لینکش:
البته نظير آن را پيش تر هم در عكسي از محسن رضايي و يا تصويری از محمود احمدي نژاد ديده ايم!
ادامه مطلب

لابد با احكام مربوط به مجازات بزرگ سرمايهدار خوشخندهي وطن، شهرام خان جزايري آگاه هستيد و ميدانيد كه بيش از 145 ميليون دلار جناب شهرام خان جريمه شده است. اما نكته جالبش اين است كه اين جريمهها به «دلار» تعيين شده و نه به شتر!
البته ممكن است عدهاي از بدخواهان بگويند: مگر 145 ميليون دلار براي شهرام عددي است؟ بخصوص با اين اوضاع رو به سقوط دلار كه حتي مربيان خارجي ليگ امارات هم خواستهاند كه حقوقشان به يورو پرداخت شود؟!
اما پاسخ من به اين عوامل استكبار جهاني آن است كه شما چرا وجه مثبت داستان را نگاه نميكنيد؟ و چرا از اينكه ديگر خبري از چند نفر شتر و چند تن گندم و جو و معادل آن و يا آزادي چند كنيز سياه در احكام قضايي نيست، خوشحالي نميكنيد؟!
حالا شهرام جان اين پول را دارد يا ندارد، به من چه؟ چشمم كور، دندم (دندهام)نرم! ميخواستم منم بلد باشم كه چگونه با لبخند ميتوان پول درآورد و به ريش همه خنديد!![]()








