تبليغاتX
<"center"> نگارک‌ها

نگارک‌ها

نگاه هشت وبلاگ‌نویس به زشت و زیبای زندگی

اگر شما به جای این خانوم بودید: بعد از سه ماه رژیم رژیم سخت و طاقت فرسا و در مواجهه با این منظره چه می کردید؟

بخورم يا نخورم؟!

می خورید یا نه؟!

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 10:16  توسط نگار سلیمانی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 19:36  توسط كامران بختياري  | 


دو سه روزي است كه شبكه‌ي 24 ساعته‌ي MBC پرشيا بعد از تبليغاتي گسترده  و چندرسانه‌اي، پخش رسمي برنامه‌هاي خود را آغاز كرده و  حتي از ساعاتي پيش مرتباً صاحبان كالا و تجارت را دعوت به ارايه‌ي تبليغات خويش در اين رسانه مي‌كند.
البته در همين مدت اندك نيز، شايد زياد دشوار نباشد تا دريابيم كه تا چه اندازه اين شبكه‌ي تلويزيوني توانسته با سلام و صلوات به خانه‌هاي ايرانيان خسته از فشارهاي اقتصادي و سياسي جامعه و منتظر جنگ وارد شود!
كار بروبچه‌هاي ماهواره‌چي و ماهواره‌باز اين روزها كاملاً سكه است و همه هم اغلب فقط دنبال يك جهت هستند: نايل ست يا عرب‌ست!
حتي به نظر مي‌رسد يكي از دلايل كاهش فروش چشم‌گير فيلم‌هاي روي اكران در اين هفته، پخش 20 فيلم با كيفيت هاليوودي، بدون قطع‌هاي آزاردهنده، صداهاي ناجور و نوشابه‌هاي اسلامي از MBC پرشيا بوده است!

تبلیغ MBC پرشيا در کنسرت گوگوش در دبی


امّا سؤال اصلي اين است كه چگونه شاهزاده‌هاي محافظه‌كار سعودي و شركاي عافيت‌طلب ايشان در امارات متحده عربي حاضر شدند اينگونه در برابر رسانه‌‌ي قدرقدرت و ثروتمند جمهوري اسلامي صف‌آرايي كنند؟!
آيا با وجود چنين شبكه‌اي كه با سيستم صوتي دالبي فيلم‌هاي خود را عرضه مي‌دارد، ديگر مي‌شود فرض كرد كه كسي منتظر ديدن فيلم سينمايي از برنامه سينما يك، يا سينما ماوراء يا سينما چهار و يا سينما گلخانه باشد؟ بقيه‌ي برنامه‌ها كه ديگر جاي خود دارد! در حقيقت، به جز يكي دو برنامه‌ي ارژينال مثل برنامه 90 يا مرحوم مثلث شيشه‌اي، يا دو دقيقه مانده به صبح و يا تا حدودي، بخش خبري 20:30، كداميك از برنامه‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني رسانه‌ي ملّي ياراي برابري با تنوع خيره‌كننده‌ي برنامه‌هاي برون‌مرزي را دارد؟!
پس تعارف را كنار بگذاريم: رسانه‌ي ملّي ماه‌ها پيش پذيرفته است كه بايد ورشكستگي خود را در جذب مخاطب ميليوني اعلام دارد؛ حتي پيش از آغاز به كار MBC پرشيا!
امّا اگر از جهتي ديگر به اين موضوع بنگريم، آنگاه درخواهيم يافت كه مسئولين جمهوري اسلامي شايد زياد هم از اين بابت نگران نباشند كه هيچ، خوشحال هم باشند! چرا كه آنها عملاً نشان دادند كه توان رؤيارويي با شبكه‌‌هايي چون بخش فارسي صداي آمريكا را ندارند و اين رسانه به مرور در صدر ليست رسانه‌هاي پربيننده‌ي فارسي‌زبان قرار گرفت. امّا اينك ممكن است به مدد شبكه‌هايي چون MBC پرشيا و TV پرشيا بخشي از مردم را وادارند كه به جاي گوش سپردن به برنامه‌هاي سياسي صداي آمريكا، با اين دو شبكه‌ي تلويزيوني متنوع و البته غيرسياسي روزگار خوش‌تري را سپري كنند!
و بدين‌ترتيب، MBC پرشيا مي‌تواند به ستاره بخت جمهوري اسلامي بدل شود، هرچند همچنان و با اين رويه معتقدم كه چون بختك، دستگاه رسانه‌ي ملي را به ورشكستگي كامل نزديك مي‌كند، مگر آنكه مجوز برپايي راديو تلويزيون‌هاي خصوصي هر چه سريع‌تر داده شود و شوراي نگهبان قرائتي جديدتر را به مدد مجمع تشخيص مصلحت نظام از قانون اساسي ارايه دهد!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 1:1  توسط نگار سلیمانی  | 

آن هم با دوچرخه!

باوركردني نيست؟!

منبع

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 9:37  توسط نگار سلیمانی  | 

1


تجسم پرواز موج مانند پرندگان بر فراز ميانكاله و تماشاي آبتني اردك‌ها در ارژن به همراه طنين اصوات شادي‌آفرين و زندگي‌بخش اين مخلوقات زيباي پروردگار كافي است، تا از تالاب‌ها متشكر باشيم كه برايمان فرصتي را مهيا كرده‌اند و مجالي را آفريده‌اند تا يادمان باشد و بماند كه «زندگي زيباست و بايد آن را عاشقانه دوست داشت و شهد شيرينش را تا انتها سر كشيد.»

2


كاش فقط براي يك دقيقه اين مجال و فرصت و درنگ را مهندسان سدساز، جاده‌كش و ... ما پيدا مي‌كردند تا جهان بدون صداي پرندگان و پرواز اهورايي آنان را تصور كنند؛ جهاني كه در آن بركه‌اي براي آرميدن در كنارش و گوش سپردن به صداي آرامبخشش وجود ندارد ... اين چه جهنمي خواهد بود؟!

3

 

4


چه كسي دوست دارد تا در چنين جهنمي روزگار بگذراند؟

5


درود بر همه‌ي وبلاگنويسان عزيزي كه موج سبز دوم را آفريدند و يا از آن حمايت كردند ...

6


به اميد زيستن در ايراني كه لايق اين عشق و مسئوليت‌شناسي بزرگ ما باشد.


+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 9:46  توسط نگار سلیمانی  | 

در حمايت از تالابهاي ايران متحد شويم ...


    ميلياردها دلار سرمايه‌ي ملي در قالب 22 تالاب بين‌المللي و ثبت شده در كنوانسيون جهاني تالاب‌ها در كشور عزيز ما وجود دارد. اما دولتمردان و مديران صاحبان منصب آزمند در وزارت نيرو به هر چيزي فكر مي‌كنند، جز حفظ و حراست از همين تالاب‌هاي ارزشمند و بي‌نظير. متأسفانه مقامات سازمان حفاظت محيط زيست كشور هم از اتوريته‌ي لازم براي مقابله با اين وزارتخانه‌ي گردنكش برخوردار كه نيست، هيچ؛ حتي وزارت نيرو را به عنوان وزارت سبز به مردم معرفي مي‌كند!
    آيا اين شرم‌آور نيست؟!
   پس لطفاً شما خواننده عزيز هم تا 20 تيرماه جاري با اين موج سبز همراه شويد و حداقل در يكي از يادداشت‌هاي وبلاگتان به اين موضوع بپردازيد.
متشكرم.

    آنها كه حمايت كردند:

    - تالاب های ایران در خطر نابودی

    - نامه‌اي از بچه‌ي آباده طشك و موج سبز دوّم وبلاگستان!

    - اعتراض به مرگ تدریجی ونیز سبز ایران

    - تالاب های کشور در سراشیبی نابودی

    - یک موج سبز نو آغاز شد

    - موج سبز

پرونده موضوع در لينكهاي داغ بالاترين

    
 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 9:52  توسط نگار سلیمانی  | 

خاتمي را دوست دارم ... حتي اگر ديگر هيچگاه داوطلب صندلي قدرت در ايران نشود ...


يك دوست عزيز از سرزمين سبز گلستان، به نام رضا ميانداره كه صاحب قديمي‌ترين وبلاگ طبرستان نيز هست؛ تحليل ارزشمندي از مزايا و معايب آمدن سيد عزيز، محمّد خاتمي ارايه داده است كه بدون پيشداوري توجه خوانندگان گرامي نگارك‌ها را به خواندن آن يادداشت با عنوان: «آمدن خاتمي يا نيامدن خاتمي» جلب مي‌كنم.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 15:4  توسط نگار سلیمانی  | 



در يادداشت دوّم تيرماه - در همين وبلاگ - خاضعانه و صميمانه از جناب اخوي بزرگ اردشيرخان لاريجاني كه صحن بهارستان را در جريان يك كودتاي كاملاً تميز، بهداشتي و بدون خونريزي به تصاحب درآورده بود، استدعا كردم كه نگذارد ماجراي خفت‌بار عقب‌نشيني در جريان 444 روز گروگانگيري كارمندان سفارت آمريكا در تهران، فتواي سلمان رشدي و جام زهر 598 تكرار شده و اينبار، ايران با پذيرش بسته پيشنهادي 5 به علاوه يك نشان دهد كه پيرو پند كنفسيوس حكيم بوده و ياد گرفته است: «درختي كه در برابر باد نمي‌ايستد و خم مي‌شود، پايدارتر است.»
خوشبختانه انگار جناب علي‌آقا پيام ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 15:53  توسط نگار سلیمانی  | 

رفته بوديم تا ستم را نشانه گيريم
امّا ...
يادمان رفت كه براي اصابت دقيق تيرهامان به سيبل ستم، بايد از كمان دانش مدد بگيريم، نه كمان كينه و بغض و تعصب و انتقام و خشم و ...

كاش يادمان مي‌آمد كه تنها جوامعي "ستم" را مهار كرده‌اند و بر آن افساري پولادين زده‌اند كه نخست به جنگ «جهل» رفته‌اند ...
و بعد از عدالت و آزادي و دانش سخن رانده‌اند ...
كاش ما نيز نخست تيرهامان را به سوي سيبل «جهل» نشانه گرفته بوديم ... آن هم با كمان دانش ...

راستي! چرا نه «درست» نشانه گرفتيم و نه نشانه را «درست» گرفتيم؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 12:3  توسط نگار سلیمانی  | 

حادثه سعادت آباد - عكس از جام جم


ديروز اعلام شد كه ماه گذشته (ژوئن)، براي جنگ‌آوران ناتو مستقر در افغانستان، خون‌بارترين ماه بوده و 45 نفر از سربازان خارجي در درگيري با طالبان كشته شده‌اند؛ رقمي كه از سال 2001 تاكنون بي‌سابقه بوده و حتي در همين مدت، چنين تلفاتي در عراق هم رخ نداده است.
يادم افتاد كه تنها در يكي دو روز گذشته و طي دو حادثه در استان تهران، 42 نفر كشته شدند! (17 نفر در اثر ريزش آوار در سعادت آباد و 25 نفر در حادثه تصادف اتوبوس در آزادراه تهران- قم). به بياني ساده‌تر، اگر تعداد كشته شدگان در اثر سوانح مختلف در ايران را، ففط در طول يك ماه گذشته درنظرآوريم، آنگاه به يك پارادوكس شرم‌آور مي‌رسيم! اينكه امنيت جان انسان ايراني به مراتب كمتر از ناامن‌ترين مناطق جنگي جهان است!

حادثه آزادراه تهران - قم - عكس از جام جم


آقايان مسئول! لطفاً نگوييد سياه‌نمايي كرديد، اندكي خجالت و قدري عذرخواهي و مقداري استعفا هم بعضي وقت‌ها بد نيست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 10:42  توسط نگار سلیمانی  | 


 
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 16:39  توسط كامران بختياري  | 


انگار ديگر بايد عادت كنيم كه هر جا محمود احمدي‌نژاد پابگذارد، بايد منتظر يك بمب خبري باشيم كه متأسفانه اغلب آنها نيز در نهايت به اثرات واقعي و تخريبي يك بمب در جامعه مي‌انجامد تا وجه مثبت خبري و مفرح آن! امروز هم در مراسم روز زن كه قسمت‌هايي از آن در بخش خبري 20:30 پخش شد، اتفاق‌هاي جالبي با حضور رييس‌جمهور و همسرش افتاد. مثلاً هنگامي كه قرار شد تا از 15 زن نمونه كشور قدرداني شود، در دو مورد احمدي‌نژاد منتظر نماند تا منتخبين به نزدش بيايند، بلكه خودش به نزد آنها رفت و جايزه‌ي آنها را با اين پرش استثنايي داد. از جمله وقتي كه مي‌خواست از همسر شهيد مطهري قدرداني كند.

بوسه معروف سال قبل برايش عبرت نشد!


به هر حال فارغ از اينكه با همسر مرتضي مطهري همراه هستيم يا نه، به نظرم اين هنجارشكني و نوآوري محمود خان، به ويژه در سال خلاقيت و نوآوري، شاهكار بود و مرا ياد جمله‌ي هاشمي رفسنجاني در اولين جلسه مجمع تشخيص مصلحت نظام انداخت كه از احمدي‌نژاد به عنوان نخستين نوآوري سال در مجمع ياد كرد!
امّا به نظر من شگفتانه‌ي اصلي اين مراسم (همان سورپرايز سابق!) زماني بود كه جناب رييس‌جمهور نه‌تنها زنان شاغل را به زاد و ولد بيشتر تشويق كرد، بلكه صراحتاً گفت: دست چنين زناني را بوسيده و حقوق‌شان را هم كامل پرداخت كرده و از آنها مي‌خواهيم تا نيمه وقت در اداره حاضر باشند (تشويق شديد حضار). يعني از اين به بعد اگر هر زن شاغلي ازدواج كند، دو ساعت كمتر كار خواهد كرد و اگر يك بچه داشت يك ساعت ديگر از ساعات حضورش در اداره كاسته شده و اگر دو بچه داشت، آنگاه مي‌تواند با خيالي آسوده و نيمه وقت كاركرده، حقوق كامل دريافت كرده و منتظر باشد تا رييس جمهور محبوب و تو دل بروي ما، دستش را هم ‌ببوسد!


در حقيقت اگر قانون جديد احمدي‌نژاد تصويب شود، عملاً ديگر هيچ كارفرمايي تمايل به استخدام هيچ دختر جواني نخواهد داشت؛ مگر آنكه صاحب مؤسسه‌اي دولتي باشد كه سود و زيان در آن اهميتي ندارد. همچنين هيچ زني نخواهد توانست مدير هيچ اداره‌اي شود، چرا كه مديران با شرايط پيچيده‌ و نابسامان كنوني نياز به 25 ساعت حضور در محل كار خود دارند نه 4 ساعت!
و نكته‌ي آخر بحث زيست‌محيطي توصيه‌ي رييس‌جمهور است كه سبب خواهد شد، اراضي كشاورزي و جنگلي بيشتري تخريب شده و به واحدهاي مسكوني تبديل شده و ايران به مرز بحران آب (سرانه 1750 متر مكعب در سال) برسد.
حالا شما بگوييد: اين بمب آخرين محمود خان، آيا كمتر از يك بمب واقعي تخريب داشت يا خواهد داشت؟!

سايت رياست جمهوري: دكتر احمدي نژاد در بخش ديگري از سخنان خود از ارائه لايحه دولت به مجلس درباره كاهش زمان حضور زنان و مادران شاغل در دستگاه هاي دولتي خبر داد و گفت: دولت در تلاش است تا لايحه اي به مجلس ارائه دهد كه براساس آن زمان فعاليت مادراني كه در نهادهاي دولتي مشغول به كار هستند كمتر شود به طوري كه مقدار زماني كه مادران در خانه كار مي كنند نيز جزو وظايف اداري آنها محسوب شود.

دم نوشت:

جالبه كه بخشي از سخنان رييس جمهور در سايت نهاد مربوط به خودش هم سانسور شده است!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 23:9  توسط نگار سلیمانی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 23:36  توسط كامران بختياري  | 

    روانشناسان معتقدند كه اگر در برابر بچه‌ي پرخاشگر و تندخو نايستيم، آن بچه اين پيام را دريافت مي‌كند كه: اگر مي‌خواهي به هدف برسي، بايد داد بزني و چيزي را بشكني يا دري را محكم به بندي يا خلاصه بي‌قانوني كني و نفس‌كش به طلبي.
    در باره‌ي رابطه‌ي غرب با ايران هم كم و بيش و البته بلاتشبيه! چنين اصلي ظاهراً حكم‌فرما شده است. كافي است نگاه كنيد كه چگونه در طول سه دهه پس از پيروزي انقلاب اسلامي همواره غربي‌ها به رهبري ايالات متحده آمريكا، ايران را از هر گونه امتيازي محروم ساخته و حتي دارايي‌هاي ايران را كماكان بلوكه كرده و با پيوستن جمهوري اسلامي به سازمان تجارت جهاني هم مخالفت مي‌كردند.
    امّا به مجرد آنكه دانستند كه خطر ايران جدي است و اين طفل نوپا انگار تاتي تاتي كنان داره به سلاح خطرناك اتمي هم مجهز مي‌شه، شروع كردند به فرستادن بسته‌هاي تشويقي و مشوق‌هاي رنگارنگ كه موافقت با پيوستن ايران به سازمان تجارت جهاني يكي از كم‌اهميت‌ترين موارد آن است.

كيك زرد معروف!


    به عبارت ديگر، آمريكا و اروپا بر اين باورند كه اگر ايران دست از غني‌سازي اورانيوم بردارد، آنگاه نه‌تنها تضمين‌هاي امنيتي به وي داده و دست وي را حتي در پژوهش‌هاي فضايي باز نگه مي‌دارند، بلكه تمامي تحريم‌هاي اقتصادي را ملغا كرده و بدون پيش‌شرط مي‌توانند رايس و متكي با هم گپ زده و نسكافه نوش جان كنند! گور باباي حقوق بشر و سانسور و اختناق و تهديد آزادي‌هاي فردي و مذهبي و حكم قصاص نوجوانان و سنگسار در ايران!
    و اين همان پيام خطرناكي است كه غرب دارد به دولت‌هاي قلدر مي‌دهد. درصورتي كه آمريكا و اروپايي‌ها براي اينكه حسن نيت خود را ثابت كنند و نشان دهند كه تا چه اندازه ژست دموكراسي‌خواهي و آزادي‌طلبي در آنها واقعي است، بايد چنين مشوق‌هايي را به دولت‌هاي سر به راهي مي‌دادند كه همواره به خواست جامعه‌ي جهاني احترام گذاشته و هيچگاه از حربه‌ي تهديد براي حصول به نتيجه استفاده نكرده‌اند.

سولانا مي كوشد تا جنگ ديگري درنگيرد!


    از ديگر سو، رهبران ايران هم نشان داده‌اند كه افراد بسيار جاه‌طلب و حريصي هستند و هيچگاه زمان درست پيشروي يا عقب‌نشيني، صلح يا جنگ را درنمي‌يابند. از اين رو، همانگونه كه در ماجراي فتح خرمشهر حاضر به پذيرش صلحي شرافتمندانه و غرورآميز نشدند تا اينكه جام زهر را خوردند. امروز هم آنقدر براي اين بسته‌هاي تشويقي ناز مي‌كنند تا سرانجام يا مجبور به خوردن جام زهر دوّم شده و يا سرنوشت صدام‌حسين را تجربه كنند.

    بنابراين، لطفاً آقاي لاريجاني عزيز!
   يه كاري كن اين احمدي‌نژاد نازنين بي‌خيال كيك زرد شود و بگذار براي يكبار هم كه شده، ماجرايي بدون آبروريزي و به نفع همه مردم جهان تمام شود، نه مانند ماجراي آزادسازي گروگان‌هاي آمريكايي يا قبول قطعنامه 598.
    آنگاه البته در گام بعدي مي‌توانيد كماكان پيگير اين حرف حق خود باشيد كه چرا تمامي خاورميانه از سلاح اتمي پاكسازي نشود؟! و چرا در همه‌ي معادلات، اسراييل را چون يك فرزند عزيزدوردانه بايد نگريست كه از هر محدوديتي معاف است؟ 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 18:22  توسط نگار سلیمانی  | 

    كمتر كسي مي‌توانست فكر كند كه وقتي وزير 8 ساله و وفادار دولت سيد محمّد خاتمي در بخش مسكن به صحن قرمزرنگ مثلث شيشه‌اي بيايد، اينگونه سياست‌هاي پفكي دولت احمدي‌نژاد به لرزه نيافتد! امّا در آن سو، كمتر فردي را هم شايد بتوان سراغ گرفت كه گمان مي‌كرد يك دولتمرد همزبان با علي دايي، اينگونه شفاف حرف دل مردم را در باره‌ي قهرمان نامي ورزش ايران بر زبان آورد و به انتقاد از وي بپردازد! آن هم دولتمردي كه ظاهراً قرابتي با ورزش و فوتبال هيچگاه نداشته است.
   امّا امشب در مثلث شيشه‌اي اين اتفاق افتاد و  ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 23:56  توسط نگار سلیمانی  | 

احمدرضا بهارلو


    فكر كنم خيلي از بينندگان و شنوندگان بخش فارسي صداي آمريكا كه شب گذشته نظاره‌گر برنامه‌ي ميزگردي با شما بودند، از شنيدن اين پرسش از دهان احمدرضا بهارلو لذت بردند. او خطاب به كارشناس عاليرتبه‌ي ناسا كه از قضا يكي از هموطنان دزفولي ما بود، گفت: شما براي موفقيت پروژه‌هايتان و رسيدن به هدف نهايي يعني سفر امن انسان به مريخ، چقدر بودجه لازم داريد؟ و وقتي كه شنيد اين رقم فقط حدود 400 تا 500 ميليون دلار در سال است؛ با شگفتي و افسوس گفت: «چگونه است كه دولت‌هاي جهان حاضرند براي جنگ‌افروزي و هزار جور مخارج كم‌اهميت ديگر صدها و هزارها برابر اين رقم را هزينه كنند، اما براي پيشبرد علم و تسخير فضا از تأمين چنين رقم نازلي باز مي‌مانند؟! واقعاً آدم افسوس مي‌خورد ...»
    و اين همان پرسشي است كه بسياري از متفكرين و مصلحين اجتماعي از هر دو سوي عالم، سالهاست كه مطرح مي‌كنند و اينك خوشحالم كه رسانه‌ي دولتي آمريكا نيز به صورت غير مستقيم از دولتمردان خود انتقاد كرده و آنها را با اين چالش مواجه مي‌سازد كه چرا وقتي ارتش آمريكا ماهي 10 ميليارد دلار فقط در عراق هزينه مي‌كند، در تأمين 400 ميليون دلار براي پژوهش‌هاي فضايي‌اش در مريخ نفس كم‌ مي‌آورد؟!
    مي‌بينيد! انگار آسمان هر كجا همين رنگ است و هنوز بايد سالها منتظر ماند تا نخبگان و فرهيختگان واقعي قدرت و مديريت را در جهان بدست گيرند.
به هر حال اعتراف مي‌كنم كه بايد يك امتياز مثبت به احمدرضا بهارلو داد و اميدوار بود كه او منش مستقل‌تري را در برنامه‌هاي خود دنبال كند.

دم‌نوشت: تصور كنيد يكي از مجريان تلويزيون ايران قرار بود در يك برنامه‌ي زنده همين پرسش را به نحوي ديگر مطرح سازد و يا از مهمان خود در سازمان انرژي اتمي بپرسد: آيا بهتر نبود به جاي صرف چنين هزينه‌هاي گزافي براي آزمايش‌هاي هسته‌اي و تحميل فشارهايي مضاعف به مردم ايران در اثر تحريم‌هاي اقتصادي، دولتمردان ما مي‌كوشيدند تا با اعلام خلع سلاح يك‌طرفه و انحلال تدريجي نيروهاي نظامي خود، عملاً نشان مي‌دادند كه تا چه اندازه صلح‌طلب بوده و براي ارتقاي امنيت جهاني ارزش قايل هستند؟ درست مانند كاري كه مردم و دولت كاستاريكا كردند و اينك يكي از مرفه‌ترين و امن‌ترين و شادترين مردم آمريكاي لاتين به شمار مي‌روند. واقعاً تصور مي‌كنيد چه بلايي سر آن مجري بخت‌برگشته مي‌آمد؟!
    بياييم ظرفيت نقدپذيري خود را بالا ببريم ...

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 20:19  توسط نگار سلیمانی  |