تبليغاتX
نگارک‌ها

نگارک‌ها

نگاه هشت وبلاگ‌نویس به زشت و زیبای زندگی


ظهر امروز در برنامه ورزش و مردم، مطابق معمول علي دايي خلاف جهت آب شنا كرد و گفت: به نظر من آن صحنه در بازي پرسپوليس و مس كرمان، پنالتي نبود و آقاي مرادي به درستي قضاوت كردند. اما متأسفانه اين اظهار نظر هنگامي پخش شد كه دقيقاً مسعود مرادي ساعتي قبل از آن رسماً با دنياي داوري فوتبال خداحافظي كرده بود تا فوتبال ما يكي از سرمايه‌هاي بزرگ و با دانش خود را در حوزه داوري از دست بدهد.

اي كاش مرادي داور بازي مس و پرسپوليس نمي‌شد؛
اي كاش آن صحنه پيش نمي‌آمد؛
اي كاش مرادي آن صحنه را پنالتي مي‌گرفت؛
اي كاش بعد از اين صحنه، پرسپوليس مي‌توانست گل بزند؛
اي كاش هادي دزفولي آن بلا را بر سر مرادي و در حضور جهانگير كوثري نمي‌آورد؛
اي كاش مسعود مرادي آنقدر زودرنج و نازك طبع نبود؛
اي كاش علي دايي زودتر از مرادي حمايت مي‌كرد؛
اي كاش ...

    راستي! يك موضوع جالب ديگر آنكه امروز به دليل حضور رهبر انقلاب در نماز جمعه، ناظر پخش به آقاي بهرام شفيع دستور داد تا 10 دقيقه زودتر برنامه را به پايان ببرد و طفلكي بهرام خان هم با آزردگي اطاعت كرد!
                 همين!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم شهریور 1387ساعت 15:13  توسط پ. رسول  | 



يكي ديگر از پاسخ‌هاي جنجالي احمدي‌نژاد در نشست خبري امروز، همين ادعاي عجيبش است كه در حضور خبرنگاران داخلي و خارجي گفت: دولت نهم به شهادت آمارهاي موجود قانونمندترين دولت پس از انقلاب است! در حقيقت معناي سخن وي اين است كه دولت مهرورزي، حتي از دولت رهبر انقلاب (آيت‌الله خامنه‌اي) هم قانون‌مندتر عمل كرده است! ادعايي كه تاكنون كسي جرأت بيان آن را نداشته است و مي‌تواند ثابت كند كه حرف آقاي منتجب‌نيا درست بوده و وي واقعاً رييس جمهور امام زمان است نه رهبر انقلاب!
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 18:40  توسط نگارک  | 



لحظاتي پيش كنفرانس خبري رييس جمهور احمدي‌نژاد به پايان رسيد و مطابق معمول اين نشست هم پر بود از سوژه‌هاي حاشيه‌اي خبرسازتر از متن. بخصوص وقتي كه حاضر نشد دو پرسش خبرنگار خبرگزاري مهر را پاسخ دهد، اما دو پرسش خبرنگاري ديگر را پاسخ داد و وقتي به وي اعتراض شد كه چرا تبعيض قايل شده و به برخي خبرنگاران، پاسخ دو پرسش را مي‌دهيد و به برخي ديگر نه؟! وي گفت: آخه ايشون خانم بودند! غافل از اينكه خبرنگار خبرگزاري مهر هم خانم بودند! با اين تفاوت كه وي علاوه بر روسري چادر مشكي هم به سر كرده بود، اما خبرنگار دوم فقط يك روسري سفيد نيم‌بند بر سرش انداخته بود!!
اما پاسخ احمدي‌نژاد و انتقاد صريح وي از برنامه دوربين خبرساز شبكه خبر هم جالب بود. وي گفت: اگر تيم پاراالمپيك به مقام 21 رسيد (كه البته مقام 22 صحيح است)، در حالي كه در دوره قبل بيست و سوم شده بود، به دليل نداشتن حاشيه بود؛ اما در ورزش قهرماني، برنامه‌هايي مثل دوربين خبرساز فقط در فكر ايجاد حاشيه براي قهرمانان و مديران ورزشي كشور هستند!  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 18:14  توسط نگارک  | 

بهرام مشيري


     روز گذشته، بهرام مشيري، فيلسوف، نظريه‌پرداز و اديب چالشگر ايراني در مجموعه گفتارهاي علمي‌اش كه اختصاص به تئوري مهبانگ داشت (و از تلويزيون پارس پخش مي‌شد)، پرانتزي باز كرد كه به قول معروف اين پرانتز و حاشيه، بسيار جذاب‌تر و جنجالي‌تر از متن شد!
    او گفت: يكي از بدترين كارهايي كه هموطنان يهوديم در آمريكا انجام دادند، اين بود كه جنازه‌ي فرد لمپني چون شعبان جعفري (معروف به بي‌مخ) را به كنار قبر شادروان نادر نادرپور منتقل كردند و كاري نمودند تا جنازه نادر‌پور حالا حالاها از قرار گرفتن در كنار چنين فرد هوچيگري در قبر بلرزد!
    او البته اين را هم اضافه كرد كه هيچ جنازه‌اي در قبر نمي‌لرزد! و اين شارلاتانيزم آخوندهاست؛ اما اگر قرار بر لرزيدن بود، مسلماً كار يهودي‌هاي ايراني در آمريكا، كم از لرزاندن قبر براي نادرپور بيچاره نداشت!
    جالب اينكه دليل اين حركت احمقانه را وي به شاه‌پرستي يهوديان ايراني نسبت داد و تأكيد كرد: من هنوز در بين هموطنان يهودي‌ام – كه دوستان فراواني از بين آنان دارم – حتي دو تا آدم آزادي‌خواه پيدا نكردم! به همين دليل يهودي‌ها با انتقال جنازه شعبان بي‌مخ به اين قبرستان جديد، مي‌خواستند از عنصري كه براي تحكيم رژيم پادشاهي ايران قدم‌هاي مهمي برداشته بود، تشكر ويژه كنند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 14:3  توسط نگارک  | 

مريم حيدرزاده - 23 شهريور 87


    امروز، شبكه تلويزيوني tv PERSIA گفتگويي شنيدني با شاعره مشهور و نابينا، مريم حيدرزاده انجام داد كه برخي از پاسخ‌هاي مريم واقعاً شنيدني بود.
    از جمله:
سؤال: اگه يه پول زيادي بهت مي‌رسيد، دوست داشتي با آن چه مي‌كردي؟!
پاسخ مريم (بدون درنگ): باشگاه پرسپوليس را مي‌خريدم!
سؤال: بعد چه مي‌كردي؟
پاسخ: خب معلومه! يك تيم به سليقه خودم، گلچين مي‌كردم؛ اعم از مربي تا بازيكن.
سؤال: مهمترين ويژگي شريك آينده زندگيت چه بايد باشد؟
پاسخ: بايد پراحساس‌ترين مرد روي زمين باشد.
سؤال: اگر روزي تو را ترك كرد، چه مي‌كني؟
پاسخ: اگر چنين كاري كرد، معلومه كه پراحساس‌ترين مرد روي زمين نبوده و بايد بگردم دنبال يكي كه از اون بااحساس‌تر باشه!
سؤال: به بچه فكر مي‌كني و مادر شدن؟
پاسخ: هرگز! چرا كه فكر مي‌كنم اومدن نفر سوم مي‌تونه عشق را كم‌رنگ و توجه‌ها را به سمت خودش بگردونه!
سؤال: به چه رنگي علاقه داري؟
پاسخ: اول از همه سرخ!
سؤال: صبح كه از خواب بيدار مي‌شوي، چه مي‌كني؟
پاسخ: من تازه خورشيد كه درمي‌آد، مي‌خوابم!


براي اين شاعر پراحساس وطن آرزوي موفقيت و كاميابي بيشتر دارم.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 23:44  توسط نگارک  | 

يكي از مجريان برنامه صبح عالي به خير


چند روزي است كه برنامه صبحگاهي شبكه اول سيما – صبح عالي به خير – اقدام به پخش مسابقه‌اي كرده كه در نوع خودش مي‌توانست جالب و جذاب باشد؛ اما مديران ترسو و احمق اين برنامه چنان بلايي بر سر پاسخ‌هاي مردم آوردند و به چنان تحريف و دست‌چين مضحكي دست زدند كه بي‌شك هر بيننده‌ي متوسطي را هم از اين همه دست‌كم‌گرفتن شعور مخاطب به احساساتي تؤامان از خنده، گريه، خشم و افسوس وا مي‌دارد.
پرسشي كه در اين برنامه مطرح شده اين است: «اگر مي‌توانستيد دوره زندگي خود را تعيين كنيد، دوست داشتيد در چه زمان يا برحه‌اي از تاريخ زندگي مي‌كرديد؟»
چند روز پيش – كه از روي بدشانسي بيننده اين برنامه بودم – مجري جوان برنامه با خنده‌اي مضحك، چند تا از پاسخ‌ها را خواند؛ اولي دوست داشت تا در زمان امام حسين (ع) زندگي مي‌كرد و همراه با ياران آن حضرت در صحراي كربلا به دست يزيديان به شهادت مي‌رسيد (و لابد يكراست با بليطي فرست كلاس به بهشت رهسپار مي‌گشت)؛ دوّمي هم گفت: دوست داشت تا در زمان حضرت علي (علي) مي‌زيست تا از عدل علي بهره‌مند مي‌شد (البته اقرار مي‌كنم كه در پاسخ دومي اندكي هوشمندي و زيركي به چشم مي‌خورد و مي‌خواست نشان دهد كه جمهوري اسلامي تا چه اندازه از برقراري نظامي عادلانه عاجز مانده كه مردمانش آرزوي بازگشت به 1400 سال پيش و عدل علي را دارند)؛ پاسخ سومي هم زيستن در زمان امام جعفر صادق (ع) و برخورداري از دانش آن حضرت و شركت در كلاس‌هاي درسش بود! خلاصه اينكه هر پاسخي را كه خواند، حكايت از آن داشت كه جمله بينندگان برنامه دوست داشتند به زمان يكي از ائمه بازگردند.
فقط يك سؤال باقي مي‌ماند؛ اگر واقعاً اين همه عشق و علاقه به صدر اسلام در بين ايرانيان وجود دارد، پس اين همه شتاب در افزايش آمار بزهكاري و قتل و فساد و رشوه و اعتياد و تن‌فروشي و طلاق و افسردگي و خودكشي براي چيست؟! (نمي‌خواهيد بگوييد كه خداي ناكرده، اين ها همه نشانه‌ي همان عشق به ائمه و اسلام است و دارند زمان و شرايط را براي حضور آخرين امام هموار مي‌سازند؟!) يعني واقعاً از بين همه پاسخ‌ها، حتي يك نفر هم پيدا نشد كه دلش بخواهد در زمان هر كسي جز ائمه زندگي كند؟!
واقعاً عوام‌فريبي تا كجا و به چه حد آقاي ضرغامي؟
فكر مي‌كنيد اينگونه مي‌توانيد صدا و سيما را دانشگاه ساخته و مردم را به اسلام مشتاق سازيد؟!
كسي كه شعور مخاطب را تا اين حد پايين فرض مي‌كند، مسلماً خودش بيشتر از مخاطب فرضي‌اش اشكال دارد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 17:16  توسط نگارک  | 



شامگاه امروز، عليرضا ميبدي در برنامه ياران، دكتر نصرت واحدي، فيزيك‌دان برجسته ايراني را به گفتگوي با خود فراخوانده بود تا وي آخرين خبرها را از آزمايش پرخرج اخير در ژنو به آگاهي ايرانيان مخاطب برنامه‌اش برساند. دكتر واحدي كه خود در سويس بود و از نزديك در جريان مراحل اجرايي اين آزمايش بسيار پرخرج قرار دارد، گفت: تونلي به عمق 2۷ كيلومتر حفاري شده و نمايندگان نخبه جهاني مي‌خواهند از دل اين تونل عميق به راز خلقت دست يابند، در حالي كه متأسفانه هستند هنوز آدم‌هايي كه در ايران، راز و نياز خود را از چاه جمكران در قم طلبيده و برايش درد دل پست مي‌كنند!
دكتر واحدي با تأسف فراوان اضافه كرد: اين در حالي است كه ما فرزندان شاعران هوشمندي چون مولانا هستيم كه بسيار زودتر از فيزيكدانان برجسته‌اي چون پلانك به راز نور و آفرينش پي برده و در سروده‌اي جاودان گفته بود:

كِي ببيني سبز و سرخ و بور را
تا نبيني پيش از آن تو نور را

بي دليل نيست كه بسياري از مذهبيون افراطي از اديان مختلف از دانشمندان عضو اين گروه – كه پنج ايراني هم در شمار آنان قرار دارد – خواسته‌اند تا اين آزمايش را متوقف سازند! تا لابد بتوانند با تكيه بر خرافات چند سال ديگر به واسطه دين، نون بخورند!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم شهریور 1387ساعت 21:55  توسط نگارک  | 



واقعاً تبريك مي‌گويم! سرانجام ايران در يك زمينه بين 5 كشور اوّل جهان قرار گرفت و اين را مي‌شود به يكي ديگر از دستاوردهاي دولت فخيمه احمدي‌نژاد در يادداشت قبلي افزود.
البته ما در كاهش سن اعتياد در جوانان، افزايش رشد طلاق، افزايش سرانه مصرف سيگار، تعداد دعاوي حقوقي سالانه در محاكم دادگستري، تصادفات رانندگي، خودكشي، افزايش نرخ تورم، كاهش ارزش پول ملّي، درصد جمعيت زير خط فقر، ميزان فساد در دواير دولتي، شكستن ركورد رشوه‌گيري در محاكم قضايي، پول‌شويي، فرار سرمايه از بانك، رونق مضاربه، ريسك سرمايه‌گذاري، بهره‌وري پايين، مصرف انرژي، ناپايداري محيط زيست، افزايش جمعيت، كلاه‌برداري‌هاي شرعي، ساخت سريال‌هاي زن‌ستيزانه، دختران فرار، افت تحصيلي در مدارس، جعل مدارك دانشگاهي، پرتاب زباله از اتومبيل به خيابان، تعداد نمايندگان داراي بيش از يك همسر، خيانت در امانت، ساخت چند باره داروي ايدز، توليد كيك زرد بدون استفاده از قند طبيعي و ... نيز در جهان در شمار سرآمدگان قرار داريم و از اين بابت، بياييد همه با هم فرياد برآوريم:
احمدي‌نژاد متشكريم!
باز هم از جانشين معظم فرماندهي كبير نيروي انتظامي كه يادمان انداخت، 30 درصد از مقتولين ايراني به دست بستگان‌شان به قتل مي‌رسند، تشكر مي‌كنيم. به راستي كه بايد گفت: چه مي‌كنه اين سردار ذوالفقاري! با چنين آمارهايي كه ارايه مي‌دهد.
تازه جناب سردار دل خوشي هم داده‌اند و گفته‌اند كه وضعيت داره بهتر مي‌شه و قبل از سال 1386، بيشتر از 6 نفر در روز به قتل مي‌رسيدند.
واقعاً درود بر رژيمي كه ايرانيان را اينگونه بيمار و قاتل و افسرده و روان‌پريش كرده است. آيا جنايت بر عليه بشريت شاخ و دم دارد؟ آيا نام اين سؤ مديريت را چيز ديگري جز جنايت مي‌توان نهاد؟!
و آيا رهبر حق ندارد كه از چنين دولتي حمايت كرده و او را براي چهار سال بعد ساپورت كند؟! رژيمي كه مامورين دادگاه انقلابش به تجاوز 1200 زن شوهردار اعتراف مي كنند!
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 18:36  توسط نگارک  | 



چرا بايد ژست شكارچي بودن براي زني كه مي خواهد معاون رييس جمهور شود، مهم باشد؟!

صحنه‌ي انتخابات آمريكا بيش از پيش به يك شوي پرزرق و برق – و اندكي اكشن و البته كمدي – هاليوودي بدل شده است.
وقتي به اوباما انتقاد مي‌شود كه كم تجربه هستي، او با آوردن سياستمدار كهنه‌كاري چون جوزف بايدن به عنوان معاون اول خويش، مي‌كوشد تا اين نقيصه را كم‌رنگ سازد. جالب‌تر و حيرت‌آور‌تر اينكه وقتي به مك‌كين هم انتقاد مي‌شود كه تو زيادي پير و محافظه‌كار هستي و نمي‌تواني با نسل جوان ارتباط برقرار كني، او نيز روي به زني زيبارو و نسبتاً جوان به نام سارا پالين مي‌آورد تا بدين‌ترتيب، جمهوري‌خواهان هم از اين بابت كم نياورده و رأيي را خداي ناكرده از دست ندهند!



غافل از اينكه اگر مك‌كين توانسته اقبال طرفداران خويش را تا اين مرحله جذب كرده و از تمامي رقباي جوان‌ترش در حزب جمهوري‌خواه پيروز شود، دقيقاً به دليل همين تجربه و توان بالاي مديريتي‌اش بوده كه رأي‌دهندگان آمريكايي را به سوي خود جلب كرده. از طرف ديگر، اگر اوباما توانست بر رقيب پرنفوذ و محبوبي چون هيلاري كلينتون غلبه كند نيز بيش از هر چيز، ويژگي جواني و جسارت و تأكيد او بر تغيير رسوم كهنه در هيأت حاكمه آمريكا بوده كه موجب شد، چنين اقبال كم‌سابقه‌اي را تجربه كند.
اما اينك غافل از اين مزيت‌ها، همه چيز حالت نمايشي گرفته و براي بدست آوردن چند رأي بيشتر (با احترام به روح بزرگ سازنده فيلم زيباي: به خاطر چند مشت دلار – سرجيو لئونه)، هر دو حزب نشان داده‌اند كه حاضرند اغلب اصول و مانيفست حزبي خود را كنار بگذارند و هر خوش رقصي كه رأي بيشتري به همراه آورد را پذيرا باشند.
واقعاً دنيا دارد به كجا مي‌رود؟ اون از فرانسه، مهد ادب و هنر غرب كه اينك به ساركوزي تن داده كه حتي نمي‌داند يك رييس جمهور نبايد پيش از مصاحبه مطبوعاتي مست كند! و اين هم از جمهوري خواهان آمريكايي كه حالا براي رأي‌آوري بيشتر دست امداد به سوي زني دراز كرده‌اند كه هنوز افتخارش اين است كه تشك كاناپه‌اش از پوست خرس كانادايي است و در كنار پيكر خون‌آلود گوزن عكس مي‌گيرد. غافل از اينكه سالهاست در دنياي متمدن، ديگر شكار كردن و از پوست حيوانات براي خود تن‌پوش درست كردن، جزو افتخارات محسوب نمي‌شود.
راستش ياد فيلم مرد سال افتادم كه چندي پيش به آن در همين وبلاگ اشاره كردم، انگار واقعاً محتواي آن فيلم هوشمندانه بري لوينسون دارد به حقيقت بدل مي‌شود و بايد به صورتي جدي‌تر به شباهت‌هاي سياستمداران و پوشك انديشيد!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 16:47  توسط نگارک  | 

كامران نجف زاده در كنار سيبي كه چيزي براي خوردن ندارد!


آنها كه بخش خبري 20:30 شبكه دوّم را تعقيب مي‌كنند، خوب مي‌دانند كه چند روزي است تيتراژ آغازين اين برنامه تغيير كرده و چهره كامران نجف‌زاده مجري اصلي اين برنامه حذف شده و فقط ساعت مچي‌اش باقيمانده است!
چه كامران را دوست داشته باشيم و چه به دليل برخي خبرهاي پخش شده در اين شبكه خبري - كه آشكارا با منافع دانشجويان و يا طرفداران آقاي خاتمي و يا ديگر اقشار مردم در تضاد بوده است - از وي دل خوشي نداشته باشيم؛ بايد بپذيريم كه نجف زاده با حضورش در رسانه ملّي نسل جديد و شيوه تازه‌ و جذابي را در حوزه خبررساني پايه‌گذاري كرد و به ويژه توانست با شكل خاص روايت اخبارش، بسياري از جوانان را به گوش سپردن اخبار سياسي علاقه‌مند سازد. هر چند بعدها خود وي و برنامه‌اش – مانند بيشتر برنامه‌هاي پرطرفدار سيما (مثل سلام مردم ايران) مورد سوء استفاده قرار گرفت و شهيد شد. به نحوي كه امروز شبكه خبري پربيننده 20:30 به شدت با ريزش بيننده مواجه شده و ديگر از تأثيرگذاري و جريان‌سازي سابق بهره‌مند نيست.

تحت تعقيب!


از همين رو، خوشحالم كه كامران هم اين برنامه را ترك كرد و نشان داد كه هنوز آنقدر هوشمندي دارد كه بر روي اسب بازنده شرط نبندد.
آرزويم اين است كه نجف زاده بتواند بر فراز باندها و جناح‌هاي سياسي حركت كرده و با افزايش مطالعه و تجربيات خويش، همچنان به عنوان يك مجري و گزارش‌گر متفاوت و با احساس جايگاهش را در نزد نسل جوان مخاطب برنامه‌هاي خبري سيما حفظ كند.
به ويژه از گزارش صريح نجف زاده در مورد دلايل شكست تيم ملي قلعه‌نويي مي‌توان ياد كرد كه هنوز بسياري آن را فراموش نكرده‌اند و يا گزارش وي در مورد چند شغله بودن سخنگوي دولت و ضيافت ناهار حداد عادل كه – ظاهراً - سرنگوني وي و حداد را همزمان تسريع بخشيد!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 8:42  توسط نگارک  | 

احمدي نژاد؛ رييس جمهوري كه با همه عكس يادگاري مي گيرد!

    بياييم منصف باشيم؛ بياييم شعار را كنار بگذاريم و با شعور در باره‌ي احمدي‌نژاد و دولت مهرورزي‌اش قضاوت كنيم؛ بياييم نشانه‌هاي نادلفريب بصري را در فيزيك احمدي‌نژاد ناديده انگاشته و با چشم دل به عملكردهاي دروني‌اش نظر افكنيم و آنگاه فهرستي تهيه كنيم از همه‌‌ي كارهايي كه احمدي‌نژاد و ديگر مهرورزان تيمش براي ما در طول سه سال اخير انجام دادند و آنگاه قضاوت كنيم كه آيا بايد به او براي دوره 88 تا 92 هم اعتماد كنيم يا خير؟!

خنده‌هايش واقعاً منحصر به فرد است!

و اما كارهايي كه كرد احمدي‌نژاد براي ما:
1- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون، اين همه سفرهاي استاني رخ نداده بود؛
2- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون، بابت نامه نوشتن به رييس جمهور يا رهبر كشور، پولي پرداخت نشده بود؛
3- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون، اين همه عدالت را در قالب سهام به مردم نداده بودند؛
4- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون، اين همه وزير از كابينه تغيير نكرده بود؛
5- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون جمهوري اسلامي تاكنون، اين همه فيلم و سريال از رسانه ملی پخش نشده بود؛
6- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون جمهوري اسلامي تاكنون، در عين اينكه خود را دوست يك مردم خوانده بوديم، خواستار حذف كشوري كه آن مردم در آن زندگي مي‌كردند، نبوديم؛
7- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون، نقش ايران در انتخابات رياست جمهوري آمريكا اينقدر پررنگ نبوده است؛
8- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون، تنظيم لايحه‌اي براي حمايت از خانواده، اينقدر جنجال‌آفرين نشده بود؛
7- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون، ريال را اينقدر بدبخت نديده بوديم؛
8- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون، اين همه اتحاد و همدلي بر عليه ايران در جهان و مجامع بين‌المللي نديده بوديم؛
9-  در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون، سه قطعنامه به اتفاق آرا در سازمان ملل متحد بر عليه هيچ كشوري - به جز ایران - به تصويب نرسيده بود؛
10- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون، تظاهرات مذهبي و مكنونات ديني ايرانيان اينقدر سست و كم‌رنگ نشده بود؛
11- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون، مواجهه خشونت‌آميز با پوشش زنان و مردان ايراني چنين قانونمند و نهادينه نشده بود؛
12- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون، اين همه فحش و ناسزا به يك رهبر كشور در يك سفر خارجي و در حضور ميزبانش (رييس دانشگاه كلمبيا) نداده بودند؛
13- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون، اين همه پول از حساب ذخيره‌ي ارزي برداشت نشده بود؛
14- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون، اين همه تجاوز و تخريب در محيط زيست و طبيعت ايران رخ نداده بود؛
15- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون، ميزان پرونده‌هاي قضايي و دعاوي حقوقي ايرانيان بر عليه يكديگر چنين رشد فزاينده‌اي نداشته بود؛
16- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون، چنين اجماعي از روشنفكران و دانشگاهيان بر عليه يك دولت مشاهده نشده بود؛
17- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون، اين همه كوشش براي اخذ مدرك دكترا از آكسفورد مشاهده نشده بود؛
18- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون، دستور حذف القاب علمي ايرانيان در محاوره‌هاي رسمي بخشنامه نشده بود؛
19- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون، رييس ورزش كشور، خواهان رياست بر فدراسيون فوتبال زيردستش نشده بود؛
20- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون، اين همه عداوت و دشمني بين دولت و شهرداري پايتخت مشاهده نشده بود؛
21- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون، روزنامه رسمي دولت به دستور دولت توقيف نشده بود؛
22- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون، حمايت از محيط زيست و كنترل رشد جمعيت به عنوان دسايس و توطئه‌هاي امپرياليسم و غرب معرفي نشده بود؛
23- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون، يك رييس‌جمهور خود را نخود هر آشي نساخته و از شيوه‌هاي دفاعي در فوتبال تا وضعيت كشاورزي جهان اظهار نظر تخصصي نكرده بود؛
24- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون، سينماي ايران تا اين حد خنثي و بي‌اعتبار و كم‌فروش و ورشكسته نشده بود؛
25- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون، تعداد وبلاگ‌هاي شخصي تا به اين حد افزايش نيافته و انتخاب يكصد وبلاگ‌نويس برتر زن در دستور كار قرار نگرفته بود؛
26- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون، مردم ايران در هنگام خاموشي‌هاي برق تا اين حد به ياد پدر و مادر اديسون و خوارمادر احمدي‌نژاد نيافتاده بودند؛
27- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون، چنين نتايج شرم‌آوري در المپيك ثبت نشده بود؛
28- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون، ميل به خروج دايم از كشور در بين مردم چنين افزايش نيافته بود؛

29- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران، چاه جمكران تا اين حد در سياست دخالت نكرده بود و هاله نور  به سرتيتر روزنامه‌ها و خبرگزاري‌ها راه‌نيافته بود؛
30- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران، رييس مجلس بدون خون‌ريزي! اوت نشده بود؛
31- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران، مردي از آرادان به كاخ رياست جمهوري راه نيافته بود؛
32- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران، موضوعات ساده‌اي چون ساعت شروع به كار بانك‌ها و يا تغيير ساعت رسمي كشور به معضلاتي حاد و بحران آفرين تبديل نشده بود.

۳۳- در هيچ دوره‌اي از حيات مدون ايران تاكنون،برای مدیریت و برنامه ریزی بهتر سازمان متولی این کار(سازمان مدیریت و برنامه ریزی) حذف نشده بود.

مردي كه نماز برايش در اولويت است ... در هر زمان و مكان!

    اينك ضمن درخواست از شما هموطن عزيز براي مشاركت در افزايش غناي اين فهرست بلندبالا از كارهايي كه احمدي‌نژاد براي ما كرد، از شما يك پرسش دارم:

آيا سزاوار است كه چنين موجود نازنين و كابينه‌ي مهرورزانه‌اي را براي چهار سال بعد از دست بدهيم؟

مردي كه از دست بوسي فراري است! هرچند خودش مي بوسد!

ستاد حاميان واقعي رييس جمهور مهرورز

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 22:10  توسط نگارک  | 



امشب در برنامه ميزگردي با شما، آقاي جعفرزاده، يكي از رهبران سازمان مجاهدين خلق شركت كرده بود كه البته فكر كنم در انتهاي اين برنامه يك ساعته ترجيح مي‌داد كه قلم پايش مي‌شكست و هرگز به استوديو صداي آمريكا در واشنگتن نمي‌آمد!
ماجرا از آنجا داغ شد كه يكي از بينندگان برنامه از طريق تلفن از آقاي جعفرزاده در مورد زندان‌هاي موجود در قرارگاه اشرف سؤال كرد. وي نيز با گستاخي هر چه تمام‌تر – كه آدم را ياد سربازان گمنام خودمان مي‌انداخت! – گفت: اصلا و ابدا زنداني وجود نداشته و اينها همه اتهاماتي كثيف از سوي جمهوري اسلامي و ايادي خودفروخته‌ي وي بوده است و حتي فرماندهان آمريكايي مستقر در كمپ اشرف نيز حرف‌هاي مرا تأييد مي‌كنند. امّا فرهودي ناگهان گفت: ولي يكي از سران سابق مجاهدين به نام آقاي سبحاني به من گفته‌اند كه بيش از 8 سال به دليل اعتراض به فرماندهي مجاهدين و همكاري ايشان با رژيم صدام حسين در زندان انفرادي نگهداري مي‌شده‌اند! جعفرزاده هم گفت: او يك مزدور وزارت اطلاعات بيش نيست! كه ناگهان فرهودي گفت: اتفاقاً آقاي سبحاني هم‌اكنون پشت خط ما هستند و آنگاه از وي خواست تا خودش ماجرا را توضيح دهد! در اين هنگام قيافه‌ي جعفرزاده واقعاً ديدني شده بود و به مانند ماري زخمي در خود مي‌پيچيد و در انتها نيز با خشم و رو به فرهودي كرد و گفت: من اگر مي‌دانستم كه قرار است در اين برنامه با يكي از مأمورين جمهوري اسلامي هم كلام شوم، هرگز در اين گفتگو شركت نمي‌كردم!



اين حرف آخرش درست مثل برخورد احمقانه و متعصبانه جمهوري اسلامي است كه اجازه نمي‌دهد حتي ورزشكاران ايراني در تورنمنتي با حضور ورزشكاران اسراييلي شركت كنند.
خلاصه اينكه اين گفتگو بار ديگر ثابت كرد كه رهبران كنوني سازمان مجاهدين تا چه اندازه با ابتدايي‌ترين اصول دموكراسي بيگانه بوده و آنچنان كينه‌ و عقده‌اي وجودشان را فراگرفته كه نمي‌توانند عكس‌العمل‌‌هاي منطقي، حداقل در برابر دوربين‌هاي تلويزيوني از خود بروز دهند و همچنان بر همان تعصبات كور خود پا مي‌كوبند و حاضر نيستند قبول كنند كه همكاري‌شان با رژيم خون‌ريز صدام‌حسين گناهي نابخشودني از سوي مردم ايران تلقي مي‌شود؛ گناهي كه حتي به خاطر ارتكاب آن، راضي به عذرخواهي در پيشگاه ملت هم نيستند! درست مثل اغلب سران جمهوري اسلامي كه انگار تخم عذرخواهي و ببخشيد و اشتباه كردم و استعفا مي‌دهم را از زبان‌شان درآورده و فروخته‌اند!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 23:49  توسط نگارک  | 

 

نشست شوراي ملي صلح - عكس از كارگزاران


    شب گذشته، در برنامه تفسير خبر صداي آمريكا، دكتر عليرضا نوري‌زاده همان كاري را كرد كه چند روزي است صدا و سيماي ضرغامي هم دارد با شيرين عبادي، فاطمه معتمد آريا، صالح نيكبخت، جعفر پناهي و ديگر روشنفكران ايراني مؤسس شوراي ملّي صلح انجام مي‌دهد! نوري زاده ضمن نقد جريان روشنفكري در طول يكصد سال اخير، با تأسف بر اين موضوع پاي فشرد كه روشنفكران ما به جاي آنكه جهت دهنده‌ي حركت‌هاي توده‌اي باشند، همانگونه كه در صدر مشروطيت چنين كردند، به مقلديني بي‌مايه و متأثر از حركت‌هاي مردمي تبديل شده‌اند؛ وي با اشاره به نقش مخرب جلال آل احمد و دكتر علي شريعتي در تأييد سخنانش، اشاره كرد كه هم‌اكنون نيز، روشنفكران ما به جاي آنكه به دليل اصلي مصيبت‌هاي كشور بپردازند، شوراي صلح تشكيل داده و از غرب مي‌خواهند كه به ايران حمله نكند؛ در حالي كه بايد بپرسند چه عاملي سبب ناامني امروز ايران را فراهم آورده است؟!

صالح نيكبخت در حال گفتگو با صداي آمريكا در باره اهداف شوراي ملي صلح


    رسانه ملي هم چند روزي است كه شديدترين حملات را متوجه اين گروه نوپا كرده و آنها را به صورت غيرمستقيم جيره‌خوار غرب و آمريكا معرفي كرده است!

مجسمه‌ای از کارل فردریک رویترزوارد که از جانب دولت لوکزامبورگ به سازمان ملل اهدا شد.


    قضاوت هم با شما كه آيا رسانه ملي راست مي‌گويد يا عليرضا نوري‌زاده؟ هر دو يا هيچكدام؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 11:15  توسط نگارک  | 

فاطمه آليا؛ نماينده اي كه وقت ندارد با نمايندگان زن معترض به لايحه حمايت از خانواده مذاكره كند!!


    مگر فاطمه آليا كيست؟ مگر قرار نبوده اين چند نفر اندك نماينده زن حاضر در مجلس قانونگذاري ايران، بيش از مردان حافظ حقوق هموطنان زن خويش باشند؟ پس چرا هيچ يك از آنها حاضر نشدند تا روز يكشنبه گذشته با زناني كه به رهبري شيرين عبادي و سيمين بهبهاني به صحن بهارستان راه يافته بودند، ملاقات كنند؟! چرا فقط نمايندگان مرد وقت داشتند تا اين زنان آزاده را به حضور بپذيرند و به سخنانشان گوش فرا دهند؟

زنان شجاعي كه به صحن بهارستان رفتند

    خانم آليا!
    اين ننگ تا ابد بر پيشاني تو خواهد ماند و آگاه باش كه اين همه بي حرمتي به زنان ايران را هرگز از ياد نخواهيم برد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 20:8  توسط نگارک  | 

كودكان را با دنياي اسباب بازي آشتي دهيم ...

    هيچ فكر كرده‌ايم كه تعداد كودكان يتيم و بدون سرپرست ايراني، چگونه و با چه شتاب نگران‌كننده‌اي در حال افزايش است؟ آيا لحظه‌اي انديشيده‌ايم كه چه تعداد كودك ايراني در گروه بيماران خاص رده‌بندي مي‌شوند؟ آيا مي‌دانيم كه هيولاي فقر تا چه اندازه شادي و خنده و بازي را از كودكان سرزمين من و تو گرفته و مي‌گيرد؟

    حقيقت اين است كه دست كم 5 نفر از هر 10 كودك ايراني، در شرايطي به مراتب پايين‌تر از استانداردهاي زيست براي دنياي كودكي زندگي مي‌كند ...

     چه مي‌توانيم براي شادي اين كودكان انجام دهيم؟
    آيا موافقيد تا بكوشيم به هر شكل كه مي‌توانيم، سهمي، هرچند اندك در شادي اين نونهالان بي‌گناه و تشنه‌ي شادي انجام دهيم؟

    دوست عزيزي پيشنهاد خريد اسباب‌بازي را مطرح كرده است ... اسباب‌بازي‌ها مي‌توانند كودكان سرزمين ما را شاد كنند ... چرا اين شادي و خنده را به آنها پيشكش نكنيم؟
    لطفاً در شادكردن دل پاك كودكان محروم اين ديار عجله كنيد و مطمئن باشيد، پژواك و طنين شادي كودكي كه به واسطه‌ي هديه‌ي شما لبخند بر لبانش نشسته است، زندگي‌تان را متأثر خواهد كرد ... اين رسم  بي بازگشت و تغييرناپذير زندگي است ...

اين شماره حساب را هم از ياد نبريد: ۳۴۳۴ بانك ملي شعبه اسكان

بنياد امور بيماريهاي خاص

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 2:38  توسط نگارک  | 


حالا كه به ميمنت حضور يك وزير كشور قدرقدرت در كابينه مهرورزي (كه مايل نيست تا ديگران وي را با لقب دكتر خطاب كنند، آن هم با وجود آن همه مرارت و پولي كه براي كسب اين مدرك آكسفوردي هزينه كرده است!)، دولت هم قانون "منع استفاده از القاب دكتر و مهندس" را به همه وزارتخانه‌ها ابلاغ كرد؛ يك پيشنهاد دارم:
براي اينكه خداي نكرده بوي تبعيض به مشام نرسد و وحدت حوزه و دانشگاه، يعني ميراث بزرگ شهيدان مطهري و مفتح خدشه دار نگردد، لطفاً از اين به بعد از الفاظي چون آيت‌الله، حجت‌الاسلام، ثقه‌الاسلام و ... نيز براي معرفي افراد روحاني استفاده نشود.
همچنين مي‌توان به پاپ هم توصيه كرد تا بخشنامه‌اي مشابه صادر كرده و القابي چون كشيش، اسقف، كاردينال و ... را حذف بفرمايند!

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 3:32  توسط نگارک  | 

دكتر حسين لاجوردي - 10 شهريور 87 - تلويزيون انديشه

    نظرسنجي حيرت انگيز دكتر حسين لاجوردي، همچنان نقل محافل داخل و خارج از كشور است و بسياري از ايرانيان و علاقه‌مندان به مسايل ايران را شوكه كرده است.
    بعدازظهر امروز هم، تلويزيون 24 ساعته انديشه (متعلق به پرويز كاردان) گفتگوي جذابي با وي در برنامه «انديشه‌ها با سهراب اخوان» پخش كرد و به نكات جالب ديگري از اين نظرسنجي اشاره شد.

سهراب اخوان

    از جمله اينكه، 89 درصد از ايرانيان مقيم خارج از كشور، به صراحت گفته‌اند: تحت هيچ شرايطي به ايران باز نمي‌گردند و آن 11 درصد ديگر هم گفته‌اند: فقط در صورتي به ايران باز خواهند گشت كه وضعيت اقتصادي ايران، شبيه سوييس شود!!
    همچنين يكي ديگر از نتايج جالب اين نظرسنجي آن است كه:
    حدود 40% از پاسخگویان خود را " سکولار " می‌دانند که بیشترینشان در میان گروه‌های سنی 20 -39 سال هستند. و حدود 33% از همگی دانش آموزان و دانشجویان اعلام داشته‌اند که هیچگونه اعتقاد مذهبی ندارند.

حسين لاجوردي

    همچنين بيش از 89 درصد پرسش شوندگان علاقه‌مند به خروج از كشور هستند!
   واقعاً بايد پرسيد: آيا فاجعه از اين دهشتناك‌تر هم مي‌تواند براي يك ملت و تمدن اتفاق افتد؟
   آيا زنگ خطر را مي‌شود همچنان به بهانه‌ي دشمن! و آمريكا و اسراييل نشنيده گرفت؟!

 


 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 20:56  توسط نگارک  | 

آيا قبح پديده چند همسري در بين ايرانيان در حال كمرنگ شدن است؟!

     آيا مي‌دانيد در هيچ دوره‌اي از دوره‌هاي حيات مجالس قانون‌گذاري ايران، چه قبل و چه پس از انقلاب، پديده‌ي چند همسري تا اين حد در بين نمايندگان راه‌يافته به صحن بهارستان نهادينه نشده بود؟ آيا مي‌دانيد در مجلس كنوني، شمار نمايندگاني كه بيش از يك همسر رسمي براي خود اختيار كرده‌اند از عدد 60 فراتر رفته است؟
    اگر بپذيريم كه نمايندگان مجلس شوراي اسلامي بايد آينه‌ي تمام نمايي از جامعه و مردم حوزه‌هاي نمايندگي خويش باشند؛ لاجرم بايد اين را هم بپذيريم كه پديده‌ي چندهمسري در بين ايرانيان، نه‌تنها قبح خودش را از دست داده و نياز به پرده‌پوشي و مخفي‌كاري ندارد، بلكه شتابان بر طرفدارانش نيز افزوده مي‌شود!
    آيا اين برداشت و نتيجه‌گيري را مي‌پسنديد؟ آيا شما مخاطب عزيز اين يادداشت كه در بين مردم زندگي مي‌كنيد، به چنين باوري رسيده‌ايد كه جامعه خود را براي عبور از تابوي تك‌همسري آماده مي‌كند؟!
    و اگر اين فرض و استنباط درست نباشد، لاجرم بايد به دنبال تعبير ديگري بود؛ آن واقعيت اين است كه اغلب نمايندگان راه‌يافته به مجلس شوراي اسلامي، درحقيقت نماينده‌ي واقعي مردم ايران نيستند؛ بلكه نماينده‌ي جناحي متنفذ در حكومت مردسالار جمهوري اسلامي هستند.
   در آن صورت ديگر نبايد از طرح لايحه‌اي با عنوان حمايت از خانواده (بخوانيد حمايت از حرم‌سراهاي مردم‌نهاد يا NGO سكس) در صحن بهارستان و با حمايت دولت مهرورزي حيرت كرد.
   حال قضاوت با شماست كه كدام استنتاج را بپذيريد و باور كنيد.

این را هم بخوانید:

اگر در لوح ها و كتيبه هاي ايلامي در بيش از سه هزار سال پيش از تقسيم ارث برابر،ميان مرد و زن گفته شده است و پروفسور كخ مورخ سرشناس،جايگاه زنان عصر هخامنشيان را درخور و رفيع مي داند، كدام قسمت اين سير را نيمه كاره رها كرده ايم كه تا اين اندازه دير به فكر حقوق زنان افتاده ايم؟

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 22:0  توسط نگارک  | 

خاتمي؛ جراح انقلاب! عكس از خبرگزاري آفتاب


    چه خاتمي را دوست داشته باشيم چه نه؛ چه به او عشق بورزيم يا از او كينه به دل داشته باشيم و چه او را بابت صبوري‌هايش بستاييم يا دشنام دهيم و به محاكمه كشيم؛ باز هم فكر كنم در اين دريافت اشتراك داشته باشيم كه اگر كسي بتواند با كمترين درد و خونريزي، غده‌ي سرطاني افتاده در جان نظام كنوني جمهوري اسلامي را به درآورد، اين فرد كسي نيست، جز سيد محمد خاتمي.
   البته معلوم است كه دو گروه نمي‌خواهند كه چنين اتفاقي رخ دهد و خاتمي در لباس جراح انقلاب اسلامي، دوباره وارد ميدان گردد؛
   نخست: آنها كه از اساس با انقلاب اسلامي 22 بهمن در تضاد بوده و هستند.
   دوّم: آنها كه خودشان را بر انقلاب ارجح مي‌دانند.

خاتمي، سياستمداري كه هنوز مي‌شود به لبخندش اعتماد كرد؟!

    كافي است به ياد آوريد ماجراي دي ماه 1357 و انتخاب شاپور بختيار به نخست وزيري را. آيا فكر مي‌كنيد: اگر محمّدرضا شاه پهلوي آنقدر هوشمندي و جسارت داشت تا به جاي شريف امامي، بختيار را به نخست وزيري برگزيند، و صداي ملت را زودتر شنيده و باور كند، امروز وضع ايران اينگونه بود كه هست؟!

پس نوشت:
ممنون كه نظرسنجي نگارك‌ها را همچنان اعتنا كرده و در آن شركت مي‌كنيد؛ نظرسنجي‌اي كه نشان مي‌دهد: خاتمي هنوز به تنهايي بيش از همه‌ي رقبا محبوبيت دارد.

راستي! كسي مي‌داند چرا اغلب لينكهاي مرتبط با عكسهاي خاتمي كار نمي‌كند؟!

سلام خاتمی

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 19:17  توسط نگارک  | 

به نظر شما كي از روي دست كي كپي كرده است؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 16:13  توسط نگارک  | 

چه مي‌كنه اين خانم توپول ... اما عاشق رقص در حق زيباروي امروز جهان:

beyonce

عجب ضربه‌اي!

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 0:52  توسط نگارک  |