اين شايد براي اولين بار باشد كه بتوان با ارسال پيامك به يك برنامه ورزشي مشت محكمي به دهان ديكتاتوران حوزه ورزش زد. پس چرا از اين فرصت استفاده نكنيم و 5 ميليون پيامك براي برنامه 90 ارسال نكنيم تا آقاي علي آبادي بفهمد كه مردم ايران خوب مي فهمند!

نگاه هشت وبلاگنویس به زشت و زیبای زندگی
اين شايد براي اولين بار باشد كه بتوان با ارسال پيامك به يك برنامه ورزشي مشت محكمي به دهان ديكتاتوران حوزه ورزش زد. پس چرا از اين فرصت استفاده نكنيم و 5 ميليون پيامك براي برنامه 90 ارسال نكنيم تا آقاي علي آبادي بفهمد كه مردم ايران خوب مي فهمند!



شب گذشته علیرضا نوری زاده به انتقاد از پخش گزینشی سخنان وی و سازگارا در بخش خبری 20:30 سیمای جمهوری اسلامی پرداخت و از مسئولین تلویزیون دولتی ایران خواست تا سخنان ایشان را به طور کامل در مورد فلسطین پخش کنند.

این هم تصاویری از پخش برنامه این دو نفر در 20:30. جالب تر از همه القابی است که رسانه ملی! برای این دو فعال سیاسی انتخاب کرده است! مثلاً من نمی دانم چرا برای آقای محسن سازگارا ننوشتند: یکی از بنیانگزاران و فرماندهان سابق سپاه پاسداران!

شما می دانید؟!





اول که این آگهی را در مرکز دانلود نوحه ایران دیدم، فکر کردم نوعی شوخی با سریال یوف است! اما بعداً نظرم عوض شد و به این نتیجه رسیدم که
این روزها همه از یوسف و زلیخا می گویند! شما چطور؟!












کوروش علیانی ( برنامه این شب ها) از قول محمد صالح علا ( برنامه دو قدم مانده به صبح) جمله ای گفت درباره کشتار غزه.گفت: این روزها ویروس بی غیرتی بد جور همه گیر شده...به دلم نشست.
فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت :
مي ايد ، من تنها گوشي هستم كه غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي هستم كه دردهايش را در خود نگه مي دارد.
و سر انجام گنجشك روي شاخه اي از درخت دنيا نشست .
فرشتگان چشم به لبهايش دوختند ، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود :
با من بگو از انچه سنگيني سينه توست .
گنجشك گفت : لانه كوچكي داشتم ، ارامگاه خستگي هايم بود و سرپناه بي كسي ام . تو همان را هم از من گرفتي . اين توفان بي موقع چه بود ؟ چه مي خواستي از لانه محقرم؟ كجاي دنيا را گرفته بود ؟ و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست.
سكوتي در عرش طنين انداز شد . فرشتگان همه سر به زير انداختند .
خدا گفت :ماري در راه لانه ات بود . خواب بودي . باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند . انگاه تو از كمين مار پر گشودي . گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود .
خدا گفت: و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني ام بر خاستي .
اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت . هاي هاي گريه هايش ملكوت خدا را پر كرد.
این یادداشت از طریق ایمیل یکی از دوستانم برایم ارسال شده است که به نظرم بسیار خواندنی و مهم است:

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد.
این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهایشان به سمت مترو هجوم آورده بودند.
سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدمهایش کاست و چند ثانیهای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد.
یک دقیقه بعد، ویلونزن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بیآنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسهاش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.
چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت سر تکیه داد، ولی ناگاهان نگاهی به ساعت خود انداخت و با عجله از صحنه دور شد،
کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد، کودک سه سالهای بود که مادرش با عجله و کشان کشان بهمراه می برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلونزن پرداخت، مادر محکم تر کشید وکودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلونزن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگرنیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدینشان بلا استثنا برای بردنشان به زور متوسل شدند.
در طول مدت ۴۵ دقیقهای که ویلونزن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بیآنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویلونزن شد. وقتیکه ویلونزن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، ونه کسی او را شناخت.
هیچکس نمیدانست که این ویلونزن همان (جاشوا بل) یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازندهی یکی از پیچیدهترین فطعات نوشته شده برای ویلون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، میباشد.
جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاتر های شهر بوستون، برنامهای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیشفروش شده بود، وقیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.
این یک داستان حقیقی است،نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتنپست ترتیب داده شده بود، وبخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و اولویت های مردم بود.
نتیجه: آیا ما در شزایط معمولی وساعات نامناسب، قادر به مشاهده ودرک زیبایی هستیم؟ لحظهای برای قدردانی از آن توقف میکنیم؟ آیا نبوغ و شگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره میتوانیم شناسایی کنیم؟
یکی از نتایج ممکن این آزمایش میتواند این باشد،
اگر ما لحظهای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به یکی از بهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون، است، گوش فرا دهیم ،چه چیز های دیگری را داریم از دست میدهیم؟

استعفا از آدم بزرگ بودن!
بدينوسيله من رسماً از بزرگسالی استعفا میدهم و مسئوليتهای يک کودک هشت ساله را قبول میکنم.
میخواهم به يک ساندويچ فروشی بروم و فکر کنم که آنجا يک رستوران پنج ستاره است.
میخواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است، چون می توانم آن را بخورم!
می خواهم زير يک درخت بلوط بزرگ بنشينم و با دوستانم بستنی بخورم .
میخواهم درون يک چاله آب بازی کنم و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم.
میخواهم به گذشته برگردم، وقتی همه چيز ساده بود، وقتی داشتم رنگها را، جدول ضرب را و شعرهای کودکانه را ياد می گرفتم، وقتی نمی دانستم که چه چيزهايي نمی دانم و هيچ اهميتی هم نمی دادم .
میخواهم فکر کنم که دنيا چقدر زيباست و همه راستگو و خوب هستند.
می خواهم ايمان داشته باشم که هر چيزی ممکن است و می خواهم که از پيچيدگيهای دنيا بی خبر باشم .
می خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم، نمی خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری، خبرهای ناراحت کننده، صورتحساب، جريمه و ...
میخواهم به نيروی لبخند ايمان داشته باشم، به يک کلمه محبت آميز، به عدالت، به صلح، به فرشتگان، به باران، و به . . .
اين دسته چک من، کليد ماشين، کارت اعتباری و بقيه مدارک، مال شما.
من رسماً از بزرگسالی استعفا میدهم .
نويسنده: سانتيا سالگا

حتي اگر سرخط خبرها را هم ندانيم، فقط كافي است تا به ظاهر اين دو خبرنگار شبكه الجزيره دقت كنيم تا متوجه شويم كه امروز تفاوت زندگي در غزه و رامالله تا چه اندازه زياد بوده است!



آلودگي هواي امروز تهران از مرز هشدار هم گذشته بود ...

چرا مدارس را تعطيل نمي كنند؟!

در تهران مشاهده شد ... همين ديروز! مشاهدهاي كه البته كشف آن چنان ويژهاي نيز نيست، به خصوص پس از رفتن سردار رادان و نزديك شده به ايان انتخابات ... عن قريب پخش سرودها و ترانههاي ملّي/ ميهني هم در شبكههاي گوناگون راديو تلويزيوني بيشتر خواهد شد و با ورود نمايندگان رسانههاي بينالمللي براي پوشش خبري جامعه ايران در آستانهي انتخابات رياست جمهوري دهم، الزامات ديداري طرح امنيت اجتماعي – به ويژه در بخش شهروندان درجهي دوّم مؤنث - هم كاهش خواهد يافت!
