تبليغاتX
نگارک‌ها

نگارک‌ها

نگاه هشت وبلاگ‌نویس به زشت و زیبای زندگی

مسعود بهنود در بی بی سی فارسی


مسعود بهنود، روزنامه‌نگار باسابقه و مشهور ایران امروز در تلویزیون فارسی بی بی سی و خطاب به عنایت فانی در برنامه نگاه 2، جمله‌ای را بر زبان آورد که کمتر می‌شود از بهنود شنید یا خواند! او که در معدود دفعاتی بود که می‌شد آشکارا موجی از غم و عصبانیت را در چهره و صدایش دید، از کناره‌گیری سید محمد خاتمی به عنوان یکی از وقایع تراژیک تاریخ معاصر ایران نام برد و اعلام کرد که از شنیدن این خبر بسیار ناراحت شده است. او فاش کرد که در دومین دوره‌ای که خاتمی در تردید ماندن یا نماندن در کرسی ریاست جمهوری بود، برایش از زندان اوین یک نامه نوشت و از او خواست که همچنان بماند و پایش را لب در گذاشته و نگذارد تا در به تمامی بسته شود! دری که به اعتقاد بهنود می‌توانست تنها معبر عبور نسیم آزادی به درون حاکمیت تمامیت خواه درون ایران باشد.

برنامه نگاه 2 از بی بی سی فارسی


با این وجود، بهنود این را هم اضافه کرد که به گمان او، انصراف خاتمی از کاندیداتوری ریاست جمهوری و سپردن ادامه راه به میرحسین موسوی یک گام به جلو در جامعه مدنی ایران به شمار می‌رود و ابراز امیدواری کرد که میرحسین هم تحت تأثیر این لطف دوم خردادی! گرایشات آشکارتری به سمت اصلاح‌طلبی از خود بروز دهد.
یک نکته جالب دیگر از سخنان بهنود آن بود که وی به نوعی انصراف خاتمی را نوعی قهر سیاسی هم به شمار آورد؛ آن هم قهر از حامیان و طرفداران جبهه‌ی اصلاحات که در این مدت نشان دادند برای علایق فردی‌شان بیشتر اهمیت قایل هستند تا رسیدن به نامزد واحد.
بهنود را دوست دارم. به نظرم یکی از دوست‌داشتنی‌ترین و حرفه‌ای ترین روزنامه‌نگارانی است که ایران تا به حال به خود دیده است. بسیاری از روزنامه‌نگاران امروز ایران، در حقیقت از شاگردان مسعود بهنود به شمار می‌روند. برایش آرزوی موفقیت بیشتر دارم و امیدوارم روزی را بتوانم شاهد باشم که بهنود خود بتواند روزنامه شخصی‌اش را در تهران منتشر کند. بی شک تیراژ آن روزنامه رکورد شکن خواهد شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 23:30  توسط نگارک  | 


    سرانجام سید محمد خاتمی بر قولی که داده بود پایبند ماند و به رغم تقاضای بیشمار هواخواهانش از کاندیداتوری ریاست جمهوری به نفع میر حسین موسوی انصراف داد. به همین دلیل و با وجود آن که همچنان از حضور دیرهنگام میرحسین گله‌مند هستم. اما آنقدر خاتمی را دوست دارم که به میرحسین موسوی با تمام وجودم سلام کرده و خواهان موفقیت و پیروزی او در انتخابات 22 خرداد 1388 شوم. به خصوص که میرحسین نشان داده اهل محیط زیست هم است و در تدارک انتشار روزنامه ای است که در آن به مسایل محیط زیستی هم اهمیت خاصی داده است ... روزنامه ای به نام کلمه سبز.
به هر حال، مجبور شدم نظرسنجی نگارکها را تغییر داده و آرای خاتمی عزیز را که 5985 رای (معادل 40.51 درصد کل آرا) از مجموع 12634 رأی بود حذف کنم (البته می شود انتظار داشت که سهم عمده ای از آرای خاتمی به میرحسین اختصاص خواهد یافت، اما من این کار را در نظرسنجی انجام ندادم). همچنین، برخی از افراد را که مسلم شده قصد شرکت در انتخابات را ندارند، از لیست نظرسنجی حذف کردم که این نفرات عبارتند از:
1-    مجید انصاری (0.18 درصد)
2-    طهماسب مظاهری (0.28 درصد)
3-    رحیم صفوی (0.35 درصد)
4-    مصطفی معین (0.38 درصد)
5-    رحیم مشایی (0.77 درصد)
6-    غلامحسین کرباسچی (0.73 درصد)
7-    محمد رضا عارف (0.73 درصد)
8-    محمد رضا خاتمی (0.77 درصد)
9-    عبدالله رمضان زاده (0.41 درصد)
10-    سید حسن خمینی (0.53 درصد)
11-    عزت الله ضرغامی (0.37 درصد)
12-    محسن کدیور (0.30 درصد)
13-    محمد علی نجفی (0.30 درصد)
14-    محمد جهرمی (0.19 درصد)
15-    محسن صفایی فراهانی (0.68 درصد)
16 – هاشمی رفسنجانی (2.42 درصد)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 7:29  توسط نگارک  | 


هم وطنان عزیز داخل ايران
------------ -----
     در صورتي که با تلفن همراه شما تماسي بر قرار شد و در آن شخص يااشخاصي ادعا نمودند که از مهندسين شرکت مخابرات هستند و قصد چک کردن خط شما را دارند و از شما تقاضا نمودند که هر عددي را شماره گيري کنيد بدون هيچ گونه شماره گيري فورا تماس را قطع کنيد.  چون شرکتي جعلي از اين طريق به سيم کارت شما دسترسي خواهد يافت و از طريق خط شما و با هزينه شما تماسهاي تلفني بر قرار خواهد کرد.

     تمامي کاربران تلفن همراه توجه داشته باشند که در صورتي که با شما تماسي برقرار شد و در نمايشگر گوشي شما اين پيغام ظاهر شد(XALAN) از پاسخ دادن به ان خودداري نماييد و تماس را به سرعت قطع کنيد در صورت جواب دادن به تماس گوشي شما ويروسي خواهد شد. اين ويروس اطلاعات IMEI و IMSI  از روي گوشي و سيم کارت شما پاک خواهد کرد که اين امر باعث قطع ارتباط شما با شبکه تلفن خواهد شد و شما مجبور خواهيد شد گوشي ديگري خريداري نماييد.

     لطفا به منظور متوقف کردن اين کار پيغام را براي ديگر دوستان نيز ارسال نماييد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 16:31  توسط نگارک  | 


اخیراً مقام عظمای ولایت، حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای فرمودند: برخی نیت‌های ناپاک می‌خواهند ناامیدی تزریق کنند.

این بود که من جستجویی در لابه لای تیتر روزنامه‌های منتشر شده پس از این بیانات حکیمانه انجام دادم تا ببینم، می‌شود برای این کلام معظم‌له مصداق‌هایی عینی یافت یا خیر؟! که چشمم به جمال این خبرها و تیترها روشن شد:

چه کسی این صحنه ها را می آفریند؟!

1- سود سهام عدالت به یک چهارم تقلیل یافت (روزنامه سرمایه – 24 اسفند 1387) : جالب‌تر این که در متن خبر متوجه می‌شویم که دلیل این بی‌آبرویی و شرمندگی بزرگ اقتصادی برای دولت مهرورزی نیز ساده انگاری و عدم بررسی علمی و تخصصی در زمان چیدمان ترکیب این سهام بوده است! حالا شما بگویید: خواند این خبر ناامیدی تزریق می‌کند یا امید؟ و مسئول این ناامیدی کیست؟!
2- خط فقر در ایران سه برابر حقوق کارگران شد! وزیر کار دولت مهرورزی در شرایطی حداقل حقوق سال آینده کارگران را اعلام کرد که خود بهتر از هر کسی می‌داند: جامعه‌ای که میانگین درآمد شهروندان آن کمتر از خط فقرش باشد، آن جامعه چاره‌ای جز غلتیدن به کام فساد و تبانی و فحشا و ناامیدی و افسردگی و خیانت و جنایت و نیرنگ و ... ندارد! دارد؟ حالا شما بگویید: خواند این خبر ناامیدی تزریق می‌کند یا امید؟ و مسئول این ناامیدی کیست؟!
3- کاهش 50 درصدی ارزش معاملات بازار بورس تهران: این خبر نیز که در روز شنبه – 24 اسفند 87 – منتشر شد، کاملاً امیدوارکننده و بی‌نیاز از هر نوع توضیح اضافی بود!

باور می کنید که این دریاچه ارومیه باشد؟!


4- درباره خبر افزایش ورشکستگی و تعطیلی کارخانه‌ها، یا احتمال خشک شدن دریاچه ارومیه یا فوتبال بازی کردن در بستر زاینده‌رود هم حرف نزنم بهتر است.

بستر زاینده رود!

آیا حرف بیشتری مانده تا بزنم؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 5:14  توسط نگارک  | 


این می‌تواند یک خبر بد برای همه‌ی تنبل‌های ساکن در همه‌ی شهرها و همه‌ی روستاها و همه جزایر متعلق به ایران باشد! بله، درست شنیدید و خواندید؛ در سال 1388 فقط 25 روز تعطیل رسمی وجود دارد که از این تعداد هم 5 روز به جمعه و 4 روز به پنج‌شنبه اصابت کرده است که در بیشتر مناطق کشور به طور اتوماتیک تعطیل است.
در حقیقت فقط یکی از سه‌شنبه‌های سال تعطیل رسمی است و در 51 سه شنبه‌ی دیگر باید به سرکار رفت و امید رخداد مبارکی  به نام  بین‌التعطیلین را فراموش کرد!
یک نکته جالب دیگر سال 1388 آن است که میلاد هشتمین امام شیعیان، دقیقاً در روز 8/8/8 اتفاق خواهد افتاد!
نتیجه‌گیری اخلاقی:
به مقام عظمای ولایت پیشنهاد می‌کنم، چنانچه در انتخاب نام و عنوان برای سال جدید در مضیقه قرار گرفته‌اند، از همین ویژگی استفاده کرده و سال 1388 را سال «کار و سازندگی» یا «تلاش و پایندگی» یا «امید و سرزندگی» بنامند. کسی چه می‌داند، شاید امید 2 را هم فرستادیم آن بالاها، اون هم با یک فروند آقازاده!
تبصره:
البته در جمهوری اسلامی ایران هیچ چیز را نمی‌توان کاملاً پیش‌بینی کرد. مثلاً اگر اوباما تصمیم بگیرد برای ملاقات با رهبر ایران، مستقیماً وارد مهرآباد شود، احتمال قوی آن روز هم تعطیل رسمی خواهد شد. یا اگر یکی از کفش‌های یکی از مردم یکی از شهرهایی که رییس جمهور محترم در آخرین دور از سفرهای استانی به آنها مسافرت خواهد کرد، به صورت تصادفی به جایی از معظم‌اله که نباید بخورد، بخورد! و آن بنده خدا را راهی بهشت زهرا کند؛ مسلم است که بر تعداد روزهای تعطیل در سال 1388 اضافه خواهد شد.
حالا این شما و این هم سال 1388، آیا دوست دارید سال آینده با عنوان «کم‌تعطیل‌ترین سال ایرانی» باقی بماند یا خیر؟!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 17:47  توسط نگارک  | 


امشب بار دیگر در بخش خبری 20:30 شبکه دوم سیما به جای دیدن و شنیدن خبر و واگذاری تحلیل آن به شعور بیننده، هم شاهد خواندن خبر بودیم، هم تحلیل خبر و هم خبرسازی!
در حقیقت اگر کسی امشب 20:30 را نگاه می‌کرد و خبری از ماجراهای سیاست در ایران نداشت، اینگونه فکر می‌کرد که با آمدن میرحسین موسوی، تمامی طرفداران آقای خاتمی به ارزه افتاده و شدیداً نگران شده‌اند! 20:30 حتی به انعکاس سخنرانی تبلیغاتی کروبی در ارومیه هم پرداخت تا بلکه از بین حرف‌های او بتواند خاتمی و طرفدارانش را بیشتر بکوبد!
فقط کافی است به این ۳ تصویر و توضیحات زیرنویس آنها دقت کنید تا خودتان متوجه شو تلویزیونی امشب 20:30 ، آن هم از نوع کمدی سیاه آن بشوید:

تاج زاده: موسوی جان چرا حالا؟!

 

عبدالله ناصري: دور از انتظار!

 

عوضش در اردوگاه اصول گرایان اجماع نزدیک است و همه پشت احمدی نژاد ایستاده اند!

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 22:35  توسط نگارک  | 

چارلز فریمن


امروز انتشار یک خبر چرت بسیاری از طرفداران دموکراسی را در جهان پراند! چه کسی فکر می‌کرد که ممکن است چارلز فریمن مجبور به کناره‌گیری از قدرت شود؟ آن هم به دلیل انتقادی نرم از بعضی سیاست‌های  دولت اسراییل! فریمن کم شخصیتی نبود. او رییس بزرگترین نهاد امنیتی آمریکا، یعنی شورای امنیت ملی ایالات متحده بود که رییس سیا زیر نظر او کار می‌کرد. به نظر می‌رسه کناره‌گیری نرم او از قدرت، بی شباهت با برکناری حسینعلی منتظری از مقام قائم‌مقامی رهبری آیت الله خمینی در اواخر سال 1367 نبود. یعنی واقعاً اسراییل تا این درجه در هیأت حاکمه آمریکا نفوذ دارد؟ یعنی آمریکا هم مانند ایران خط قرمز دارد و در مورد یک چیزهایی آنجا هم کسی نمی‌تواند انتقاد کند، حتی اگر پرقدرت‌ترین نهاد امنیتی کشور را در دست داشته باشد و پیش از این سفیر آمریکا در بزرگترین کشور خاورمیانه – عربستان سعودی - باشد!

بی بی سی فارسی نیز این خبر را پوشش داد.


راستش یک چیز احمدی‌نژاد برایم جالب بود! او به خیلی‌ها از جمله من نشان داد که در مهد دموکراسی و آزادی، در کشورهایی چون فرانسه و آمریکا هم مردم حق ندارند در باره رخداد «هولوکاست» با تردید ابراز نظر کنند. واقعاً من فکر نمی‌کردم موضوعی در غرب به عنوان تابو وجود داشته باشد. به خصوص وقتی می‌دیدم که در محافل رسانه‌ای به راحتی اغلب شخصیت‌های سیاسی و یا خود پاپ مورد هجو قرار می‌گرفت.
اما حالا نظرم عوض شده و به گمانم اخوان ثالث راست می‌گفته است که آسمان هر کجا همین رنگ است! منتها فرقش این است که بعضی‌ها بلدند به آسمان رنگ و لعابی زیباتر دهند و بعضی‌ها نه!
بی دلیل نیست که هیچگاه هیچ دولتی در آمریکا نتوانست عملاً و واقعاً از اسراییل امتیاز بگیرد و آنها را وادار به امضای یک پیمان واقعی صلح در خاورمیانه کند. و بی دلیل نیست که محمود عباس را با شاه سلطان حسین مقایسه می‌کنند.
راستش خیلی ناراحت شدم. دلم نمی‌خواست آبروی بزرگترین دموکراسی غرب اینگونه بریزد ... اما ریخت. آن هم در سکوت تلخ اوباما که می‌خواهد تغییر ایجاد کند!
به نظر من فاصله بین دولت آمریکا با دولت اسراییل از فاصله بین احمد جنتی و مصباح یزدی هم کمتر است. تا شما چه فکری کنید و چه نظری ابراز دارید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 21:3  توسط نگارک  | 


میرحسین موسوی انسان نازنینی است؛ نقاشی‌هایش نشان می‌دهد که طبعی لطیف و درون‌گرا دارد ... از این گذشته 20 سال است که عملاً در صحنه سیاست ایران سکوت کرده است و بارها به جناح‌های درون حکومتی دست رد زده است. اما حالا به شکلی خود را وارد بازی انتخابات کرد که بسیاری از تحلیلگران بی‌طرف را دچار مشکل و سردرگمی و حیرت نمود. یادمان نرفته است که همین یک ماه پیش بود که خاتمی پس از اصرارهای فراوان هوادارانش سرانجام سکوت را شکست و عنوان کرد: یا من می‌آیم و یا میرحسین موسوی. و وقتی که آمد، همه بر این گمان بودند که میر حسین را نتوانستند راضی به حضور کنند و او دیگر به صحنه سیاسی انتخابات برنمی‌گردد. اتفاقاً تنها جریانی که همچنان امیدوار به حضور موسوی بود، کیهان شریعتمداری بود! کیهان بارها نوشت که خاتمی عجله کرد و نگذاشت تا موسوی تصمیم خود را بگیرد! چرا که موسوی خواهد آمد. در آن هنگام بسیاری از اصلاح‌طلبان این سخن کیهان را نوعی تفرقه‌افکنی مزورانه دانستند و تقریباً مطمئن بودند که میرحسین با توافق با خاتمی از آمدن منصرف شده است. اما حالا با اعلام حضور رسمی میرحسین موسوی، معلوم شد که اتفاقاً این برادر حسین بود که راست می‌گفت و تیم رسانه‌ای‌اش در 20:30 هم بر آن نمک می‌پاشید!
اما چرا میرحسین این کار را کرد؟! به عقیده من، میرحسین می‌خواست نشان دهد که عهد اخوت با هیچیک از جناح‌های چپ و راست و اصول گرا و محافظه کار نبسته است و با کسی هم در پشت پرده، لابی نکرده است. او نخست دعوت خاتمی را رد کرد و آنگاه خود آمد تا نشان دهد که مستقل است و همانقدر از اصلاح‌طلبان دور است که از رایحه خوش خدمتیان!
به هر حال، آمدن او خاتمی را با یک چالش جدی روبرو کرده است. زیرا سید محمد تاکنون بارها گفته بود که از بین من و میرحسین فقط یکی خواهد آمد. آیا این به معنی کناره‌گیری زودهنگام خاتمی از عرصه فعالیت انتخاباتی است؟
اصلاً چرا اصلاح‌طلبان اینگونه دست به خودزنی زده‌اند؟ فرض کنید همه چهره‌های منتقد احمدی‌نژاد، یعنی شعله سعدی، اکبر اعلمی، کروبی، میرحسین و خاتمی صلاحیت‌شان توسط شورای نگهبان تأیید شود؛ آن هم در شرایطی که در آن سوی میدان همه اصول‌گرایان پشت احمدی نژاد ایستاده‌اند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ معلوم است که احمدی‌نژاد برنده انتخابات خواهد بود، مگر آن که اصول‌گرایان نیز محافظه کاری را به کنار نهاده و قالیباف را وارد عرصه کنند. آنگاه واقعاً همان طور که در یادداشت پیشین هم اشاره کرده بودم، وضعیت انتخابات 22 خرداد 1388 به مرحله گیج‌کننده و بسیار هیجان‌انگیز و غیرقابل پیش‌بینی خواهد رسید.
البته به شخصه دوست دارم، خاتمی همچنان در صحنه بماند و با پایمردی و ارایه برنامه‌های روشن و شفاف نشان دهد که می‌تواند اکثریت خاموش را دوباره باصندوق‌های رأی آشتی داده و آنها را برای یک دوره 4 ساله دیگر رهبری کند. در حقیقت، فردی که از کوران چنین رقابتی با شایستگی بیرون بیاید، واقعاً نشان خواهد داد که تا چه اندازه از اتوریته‌ی بالایی برای حکومت در جمهوری اسلامی ایران برخوردار است. و ایمان دارم که اگر خاتمی بخواهد و مانند سفر شیراز عمل کرده و ادامه دهد، این مهم دست‌یافتنی خواهد بود.
به هر حال، اگر اینگونه نشد و خاتمی انصراف داد، من هرگز به میرحسین موسوی رأی نخواهم داد و کروبی را رییس‌جمهوری شفاف‌تر و شجاع‌تر و مردمی‌تر می‌دانم. فردی که هرگز مانند میرحسین از پشت خنجر نزده است. هرچند البته برخی اوقات از روبرو زخمی کم عمق بر اصلاح طلبان نثار کرده است!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 18:50  توسط نگارک  | 


احتمالاً باید متعلق به نسل دایناسورها باشد! نگاه کنید به درب باکش تا بیشتر متوجه عتیقه بودن این پدر معنوی زانتیا شوید. جالبه که حتی پلاک خودرو هم از رسم رایج اداره راهنمایی و رانندگی تبعیت نکرده است، هر چند عکس متعلق به امروز و در یکی از کوچه‌های اطراف خیابان فاطمی تهران است.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 18:43  توسط نگارک  | 

تهران - 20 اسفند 1387


ساعت حدود 12 ظهر است؛ یعنی هنوز 3 ساعت تا شروع بازی امروز پرسپولیس در برابر حریف اماراتی‌اش باقیمانده، اما راننده این خودرو پراید 141 از ویژگی هاچ بک بودن خودرو خود نهایت استفاده را کرده و با کورد کردن دید کامل آینه داخل خودرو، اینگونه و یکه و تنها به سوی آزادی بال می‌کشد. البته جای خوشحالی‌اش باقی است که تیم محبوبش در اولین گام به پیروزی رسید. وگرنه ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 18:39  توسط نگارک  | 

چرا ایران از این محرومان و گرسنگان در دارفور حمایت نمی کند؟!


همه می‌دانیم که عمرالبشیر، اولین فرمانروایی است که در دوران زمامداری‌‌اش، توسط یک نهاد بین‌المللی مورد تعقیب قضایی قرار گرفته و حکم جلبش از سوی قضات دادگاه لاهه صادر شده است. زیرا او به حق مجرم بوده و برای بقای حکومت دیکتاتوری و خون‌ریزانه‌اش فرمان قتل و نسل‌کشی صدها هزار سودانی را در دارفور صادر کرده است. مردمان بسیار محروم و مظلومی که تنها به دلیل مذهب و عدم موافقت با سیاست‌های نژادپرستانه عمرالبشیر باید کشته شوند. در این میان، جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری که خود را مدافع محرومان تمام عالم از غزه و جنوب لبنان گرفته تا روستاهای محروم بولیوی و جیبوتی و ... به جای حمایت از آوارگان بی‌پناه دارفوری، به طرز کم سابقه‌ای به حمایت از قاتل خون‌ریزی اقدام کرده که همچنان شدیدترین دیکتاتوری آفریقا را رهبری می‌کند. به نحوی که امروز رییس قوه مقننه خود – علی لاریجانی – را به خاطوم می‌فرستد تا مراتب حمایت ایران را از فردی که محرومان سودانی را به رگبار می‌بندد، اعلام دارد. چرا؟!
زیرا سودان یکی از معدود دوستان ایران در جامعه جهانی است و ایران دوست ندارد که همین چند دوست اندک خود را هم از دست بدهد. به خصوص که این دوست، یک دشمن مشترک به نام اسراییل و آمریکا هم دارد. بنابراین، مطابق سیاست جمهوری اسلامی، فقط آن محرومانی را باید مورد حمایت قرار داد که دشمن آمریکا و اسراییل هم باشند. به همین دلیل است که مسلمانان محروم چچنی و اقلیت آلبانیایی تبار در صربستان نمی توانند از الطاف مهرورزی جمهوری اسلامی بهره‌مند شوند. اما مردمان کشوری که رییس جمهورشان، بزرگترین حامی قاچاق مواد مخدر در جهان است – مورالس – چون بر ضد آمریکا و اسراییل شعار می‌دهند، صاحب ایستگاه تلویزیونی و خانه و سد و ... به خرج ایران می‌شوند.

یک کودک بی پناه دارفوری ...


در آن سو هم البته وضع همین طور است.


کشور پادشاهی عربستان سعودی یکی از حکومت‌های کاملاً ضد زن در جهان است که بیشترین تبعیض جنسیتی را در کشور خود اعمال کرده و می‌کند. در عربستان همچنین به صورت روزانه و در ملاء عام اقدام به بریدن جوارح انسان و اجرای حکم سنگسار می‌کنند و البته آب هم از آب تکان نمی‌خورد و همواره به عنوان قدرتمندترین متحد آمریکا در جهان مورد احترام و حمایت بوده است. و اگر دولت متمدن و آزادیخواه اسپانیا! بفهمد که پادشاه عربستان می‌خواهد محل تفریحات تابستانی خود را از آن کشور تغییر دهد، حتماً سکته خواهد کرد! همچنین همه‌ی دنیا دیدند که چگونه کودکان و زنان فراوانی در غزه مورد انتقام و آتش خشم کور تندروهای اسراییلی قرار گرفته و بیش از یک هزار نفر از ایشان در طول 22 روز به قتل رسیدند. اما نه دادگاه لاهه و نه هیچ کشور غربی حاضر نشد این اقدام اسراییلی‌ها را محکوم کرده و رهبران اسراییل را به عنوان جنایتکاران جنگی به پای میز محاکمه بکشانند. ماجرای الجزایر و ترکیه در زمان نجم‌الدین اربکان را هم که یادتان هست. آنجا هم دموکراسی و رای مردم توسط زور و قدرت و کودتا سرکوب شد، اما غربی‌های دموکراسی‌خواه از حامیان نظامی کودتا حمایت کردند. چرا؟

چرا کسی قاتلان اسراییلی این کودکان را در غزه به دادگاه نمی کشاند؟!


زیرا آن مردم محرومی که در این کشورها و سرزمین‌ها آرای‌شان پایمال شد و حکومت‌های مردمی‌شان ساقط گشت، از طرفداران آمریکا و اسراییل و غرب نبودند و بنابراین به اندازه شورشیان جنوب سودان و آلبانی‌تبارهای کوزوو و ... شانس حمایت نداشتند.

به کدام گناه؟! چرا غرب سکوت کرد؟!


می‌بینید! در دنیایی کثیف زندگی می‌کنیم که همه فقط شعار می‌دهند. اما آنچه که دقیقاً برای هیچ حکومت و دولتی اهمیت ندارد، همان حقوق بشر و دفاع از مظلومان است. مثلاً فکر می‌کنید اگر ایران خواست غرب را بپزیرد و غنی سازی را متوقف کرده و دست از مخالفت با اسراییل بردارد، دیگر آنها به ایران فشار می ‌آورند که چرا قاتلان دکتر زهرا بنی یعقوب را محاکمه نمی‌کنی؟! و یا اگر سودان از فردا روابطش را با اسراییل عادی کرده و اجازه عزیمت مهاجران یهودی‌تبار خود را به آن کشور صادر کند، باز هم ایران از او حمایت خواهد کرد و یا دادگاه لاهه او را به محاکمه تهدید خواهد نمود؟ اصلاً می‌شود تصور کرد که روزی دادگاه لاهه حکم جلب یکی از دولت‌های دیکتاتوری طرفدار آمریکا را صادر کند؟!


سال‌ها پیش گاندی گفته بود: زمین ما نیازهای همه‌ی ما را می‌تواند برطرف کند، اما حرص و آز را نه!
و همه مشکل امروز بشر به نظرم همچنان ریشه در همین آزمندی و خودخواهی سیاست‌سالاران امروز جهان دارد.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 22:35  توسط نگارک  | 


همه روزه چندین ایمیل یا کامنت خصوصی برایم می‌رسد که در آن دوستان تقاضای ارسال دعوتنامه بالاترین برای ایشان را دارند. متأسفانه همانطور که تاکنون بارها به این دوستان اعلام داشته‌ام، امکان ارسال دعوتنامه برای من در بالاترین وجود ندارد و این آپشن من در بالاترین فعال نیست. دلیلش را هم نمی دانم.
با سپاس و عذرخواهی از همه دوستان عزیز.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 22:24  توسط نگارک  | 

امشب، دکتر علیرضا نوری‌زاده در پاسخ به این پرسش آقای چالنگی که نظرتان در باره پیشنهاد رهبر نظام جمهوری اسلامی برای برگزاری انتخابات آزاد در سرزمین فلسطین و با حضور ساکنان اصلی این کشور چیست؟ گفت: مگر خمینی ایرانی بود که توانست در این کشور رهبر شود؟ او که اصلیتی کشمیری دارد! در واقع نوری‌زاده مجدداً مقاله مشهور رشیدی مطلق را در روزنامه اطلاعات 1356 زنده کرد، شاید به این امید که دوباره انقلابی شود!
نوری زاده یک پیشنهاد جالب دیگر هم مطرح کرد. وی گفت حاضرم با کمال احترام با آقای خامنه‌ای مصاحبه کنم و از ایشان با عنوان آیت‌الله یاد کنم به شرط این که ایشان حاضر به حضور در استودیو پخش صدای آمریکا بشوند! که فکر کنم پیشنهاد مسحورکننده‌ای است و حتماً ایشان می‌پذیرند!
به هر حال نوری‌زاده روشن نکرد که چرا انتخابات آزاد در سرزمین فلسطین بد است و در ایران امروز خوب؟ همان طور که آقای خامنه‌ای هم روشن نمی‌کند که چرا انتخابات آزاد در فلسطین خوب است و برای ما بد؟!

وای از دست این سیاست بی پدر و مادر!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 23:59  توسط نگارک  | 

چه کسی فکر می کرد این دو رقیب هم شوند؟!


این برای اولین بار است که ایرانیان می‌خواهند انتخاباتی را تجربه کنند که عمیقاً هیچکس مطمئن نیست که آیا رییس دولت چهار ساله، می‌تواند بر اساس یک سنت قدیمی از حداکثر دوران قانونی زمامداری‌اش بهره برده و 4 سال بعدی را هم حکومت کند یا خیر؟! و جالب‌تر از همه این است که این عدم اطمینان، نه فقط در اردوگاه طرفداران احمدی‌نژاد سایه افکنده، بلکه اصلاح‌طلبان، اعتماد ملی‌ها و قالیبافیون هم نمی‌دانند که آیا کاندیدای محبوب‌شان می‌تواند سرانجام به کاخ سعد‌آباد و ساختمان پاستور راه یابد یا نه.

آیا شباهتی بین این دو می بینید؟!


از همین روست که عقیده دارم، تاریخ جمهوری اسلامی ایران، در 22 خرداد 1388 پوست انداخته و نقطه‌ی عطفی تازه را تجربه خواهد کرد. جالب است که تقریباً در ایالات متحده آمریکا و فرانسه هم این سنت در طول چند دهه‌ی گذشته پابرجا بوده و تقریبا همه‌ رهبران این دو کشور، به جز جرج بوش پدر و جیمی کارتر توانستند 8 سال به حکومت خود ادامه دهند.
اما حقیقت ماجرا آن است که جناب محمود خان احمدی ‌نژاد آنقدر گاف داده ( آخرین گافش منجر به موضع‌گیری علنی وزیر خارجه عربستان بر علیه ایران شد) که حتی نزدیک‌ترین دوستان به وی نیز از کابوس پیروزی دوباره اصلاح‌طلبان یا اعتماد ملی‌چی‌ها به رهبری غلامحسن کرباسچی! خواب آرام را مدتهاست به فراموشی سپرده‌اند.

هیچکس به اندازه کرباسچی دوست نداشت که نوری به صحنه بیاید ...


به همین دلیل است که امکان حضور قالیباف در صحنه انتخابات کاملاً جدی است، هر چند در ظاهر ممکن است این موضوع نوعی خودزنی در آرای اصول‌گرایان به حساب آید. اما به دو دلیل این اتفاق خواهد افتاد: اول آن که قالیباف تقریباً مطمئن است که چه بیاید یا نیاید، احمدی‌نژاد رقابت را به خاتمی خواهد باخت. بنابراین، بهتر است یک بازنده‌ با افتخار و شجاع بود تا یک محافظه‌کار مصلحت‌اندیش. به خصوص این امکان بسیار وجود دارد که مدیریت قالیباف در دوره خاتمی هم همچنان و با قدرت بیشتری ادامه یابد. اگر یادتان باشد، حتی رابطه خاتمی و قالیباف در زمانی که وی فرمانده نیروی انتظامی هم بود، بسیار محترمانه باقی ماند. دومین دلیل این است که فقط کافی است سری به شهرداری‌های مناطق مختلف تهران بزنید و با شهرداران منصوب قالیباف صحبت کنید تا دریابید که چه کینه‌ی بزرگی بین منصوبین وی با رایحه خوش خدمت و باند احمدی‌نژاد وجود دارد. به نحوی که بسیاری از شهرداران تهران، خطر احمدی‌نژاد را برای خود کمتر از اسراییل نمی‌دانند!

آیا کروبی همه را شوکه خواهد کرد؟!


از آن سو هم، با آمدن کرباسچی از یک طرف، و انتشار روزنامه میر حسین موسوی از سوی دیگر، تردیدها در اردوگاه اصلاح‌طلبان افزایش یافته است و دیگر نمی‌شود مطمئن بود که کروبی حتما و در دقیقه 90 به نفع خاتمی کنار خواهد رفت. (موضوعی که کم مانده 20:30ای‌ها به خاطرش بشکن بزنند!) همان طور که دیگر نمی توان به عدم حضور میرحسین موسوی در انتخابات مطمئن شد. در حقیقت کاری که میرحسین موسوی با خاتمی کرد، درست مثل خنجری بود که لاریجانی در انتخابات مجلس هشتم بر پشت حداد عادل فرود آورد و او را به کناری زد. خاتمی پیش‌تر گفته بود که «یا من خواهم آمد و یا میرحسین موسوی». معنی این حرف این بود که وی نهایت تلاش خود را کرده است که میرحسین موسوی را به شرکت در انتخابات تشویق کند. اما میرحسین با جواب رد به خاتمی در گام نخست و آنگاه با نمایش آمدن به صحنه در گام دوم نشان داد که پاسخ منفی‌اش به خاتمی نه به دلیل عدم علاقه‌اش به تصاحب کرسی ریاست جمهوری بوده است، بلکه می‌خواسته مرز بین افکار خود و منصوبین به خاتمی را بارز کند و نشان دهد که به هیچ جناحی بدهکار نبوده و وامدار نخواهد بود! به هر حال، اگر قرار بر انصراف باشد، در صورت آمدن میرحسین موسوی، این خاتمی است که نصراف خواهد داد؛ اما این بار نه به نفع میرحسین که به نفع کروبی! (یاد حمایت عبدالکریم سروش از کروبی در انتخابات دوره قبل را کمی در ذهن خود زنده کنید و به تحلیل آن بپردازید! ورزش فکری خوبی خواهد بود؛ باور کنید!)

قالیباف خواهد آمد ... شک نکنید.


و این بزرگترین شطرنج سیاسی در جمهوری اسلامی است. شطرنجی که نه تنها ناظران داخلی که تئوریسین‌های کارکشته‌ی کاخ سفید را هم گیج کرده و در اعلام مواضع دچار سردرگرمی، انفعال وتعلل ساخته است.
شما چه فکر می‌کنید؟ آیا فارغ از این که برنده انتخابات 22 خرداد چه کسی خواهد بود، قبول دارید که این غیرقابل پیش‌بینی‌ترین انتخابات در طول تاریخ حیات مدنی ایران است؟

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 22:17  توسط نگارک  | 

جهانگیر الماسی و اشک تمساح 20:30 برای او!


امشب، در بخش خبری 20:30 همان خطی دنبال شد که از صبح دیروز در لابه لای سطور کیهان شریعتمداری دیده و خوانده می‌شود! این که آقایان تازه متوجه شده‌اند که حضور هیأت عالیرتبه هالیوودی در تهران بیشتر از آن که برای وجه دولت مهرورزی سود داشته باشد، دوستان متعصب و تمامیت‌خواه‌ش را هم ممکن است دچار ریزش کند! به همین دلیل، میکروفون  20:30 در برابر جهانگیر الماسی با آن ریش انبوه و پنبه‌ای‌اش قرار گرفت تا او چند غر ساده بزند (که مثلاً چرا باید ایستاده سؤال کرد و تبعیض قایل شد و این که چرا به توان هنرپیشه‌های وطنی بی اعتنایی شد و ...) و 20:30 از همین غرها استفاده کرده و ثابت کند که سینماگران متعهد! کشور از آمدن این هیأت آمریکایی به کشور راضی و خشنود نیستند! جالب این که نه تنها 20:30 نتوانسته بود به جز الماسی، هیچ چهره‌ی دیگری را راضی به قرار گرفتن در برابر دوربین کند، حتی خود الماسی هم در نهایت آن چیزی را که آنها دوست داشتند از زبان وی به صراحت بشنوند، نگفت و در پاسخ به این سؤال که آیا سفر این هیأت را به ایران برای سینمای کشور مفید می‌دانید یا خیر؟ با کلی مکث و تردید گفت: نباید ملعبه شد و خودمان را دست کم بگیریم.
راستی! شما فکر می‌کنید اگر این هیأت هالیوودی در زمان صدرات عطاالله مهاجرانی به کشور می‌آمد، کفن‌پوش‌ها از قم راه نمی‌افتادند؟!
حالا باز هم بگویید: این دولت مهرورزی اتوریته ندارد!

پای سخنگو را هم به میان کشیدند ...


پیام انتخاباتی!
الهه کولایی، شیرین عبادی، میرحسین موسوی و محمد باقر قالیباف در کابینه‌ی آینده‌ی سید محمد خاتمی عزیز، صاحب منصب خواهند بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 22:41  توسط نگارک  | 


امشب در برنامه ساعت 20 شبکه استان تهران، محمد باقر قالیباف انتقاد نرم و زیرکانه‌ای از شهردار پیشین تهران کرد! این که چرا باید بیش از 180 هزار تهرانی (که در بین آنها حتی پزشکان متمول هم دیده می‌شدند) در نوبت دریافت وام ازدواج باشند؟ در حقیقت اشاره قالیباف به این موضوع بود که آیا در اولویت وظایف شهرداری‌ها، پرداخت وام ازدواج – آن هم به این شکل بدون قاعده – ضرورت و توجیه داشته و دارد؟!


توضیح ضروری:
هر گونه رابطه‌ای بین حضور مکرر شهردار تهران در این چند هفته در صدا و سیما ، با احتمال جانبداری ضرغامی از یک کاندیدای خاص اصول‌گرا را شدیداً تکذیب می‌کنم!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 21:34  توسط نگارک  | 


    در برنامه امروز «به عبارت دیگر» که همه هفته از تلویزیون فارسی بی بی سی پخش می‌شود، آیت‌الله ابوالقاسم دیباجی، دبیر کل شورای جهانی فقه اسلامی حضور یافته و با استفاده از امکانات استعمار پیر انگلیس، مشغول دعا و درس قرآن برای بینندگان فارسی زبان خود شد! حالا هی بگویید: آخوند و انگلیس دو معادله مانع‌الجمع هستم!
بدتر از همه وقتی بود که این آیت‌الله نه یک بار، بلکه چند بار، به جای استفاده از نام خلیج فارس، از عبارت مجعول «کشورهای خلیج» نام برد!
به نظر من، نه تنها دیباجی که بی بی سی هم برای پخش این برنامه باید رسماً از مردم ایران عذرخواهی کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 20:15  توسط نگارک  | 

دکتر سازگارا - 7 اسفند 87


    شب گذشته، دکتر محسن سازگارا به شدت از وزارت خارجه آمریکا انتقاد کرد و خواستار اصلاح حکم دنیس راس توسط هیلاری کلینتون شد. چرا که خانم کلینتون در این حکم از خلیج فارس با نام مجعول «خلیج» نام برده بود. سازگارا گفت: این برای اولین بار است که وزارت خارجه آمریکا از چنین نام مجعولی استفاده می‌کند و من به عنوان یک ایرانی از این اقدام به شدت ناراحت هستم. آقای نوری زاده هم گفتند: تاکنون آمذیکایی ها بر خلاف انگلیسی‌ها هیچگاه از نام مجعول «خلیج» استفاده نمی کردند و من امیدوارم این یک خطای تایپی باشد. به هر حال او گفت: باید همه ایرانیان مراتب اعتراض خود را به وزارت خارجه آمریکا اعلام دارند.
    در حقیقت اگر این اتفاق بیافتد، شاید برای اولین بار باشد که مخالفان و موافقان جمهوری اسلامی پای یک بیانیه را به صورت مشترک امضا کرده و بر آن مهر تأیید می زنند.
    سازگارا، به این هم بسنده نکرد و نطق آقای جوزف بایدن در کنفرانس امنیتی مونیخ را هم بسیار ناامیدکننده خواند و اعلام کرد با شنیدن این نطق نگران شدم که مبادا آمریکا با دولت ایران بر سر حقوق بشر به مصالحه‌ای ننگین دست یابد!

دکتر نوری زاده


     به هر حال، آنها که دیشب این گفتگوی یک ساعته را به تماشا نشسته بودند، بار دیگر مفهوم و ارزش دموکراسی و آزادی را دریافتند. مثلاً بیایید با هم تصور کنیم که یکی از کارشناسان مهمان در برنامه گفتگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما، بخواهد به برخی سخنان آقای متکی یا معاون اول رییس جمهور ایران انتقاد کند! فکر می‌کنید چه بلایی بر سر آن کارشناس و تهیه‌کننده برنامه و مدیر شبکه دوم سیما و ... خواهند آورد؟ اصلاً چرا راه دور برویم؟ مگر همین دو هفته پیش نبود که در برنامه نقره که از تلویزیون ایران پخش می‌شد، وقتی آقای محمدعلی نجفی، فیلمساز مورد عنایت خودی‌! زبان به تمجید از مهندس میرحسین موسوی گشود، چه بلایی بر سر تهیه کننده و مجری برنامه که نیاوردند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 14:14  توسط نگارک  | 

هوشنگ امیر احمدی

روز گذشته، هوشنگ امیراحمدی خودش را از دانشگاه رانگرز آمریکا به استودیوی بی بی سی فارسی در لندن رسانده بود تا به مدت 3 دقیقه با مردم ایران سخن بگوید! او عنوان کرد: آنچه من هم‌اکنون می‌گویم، برای اولین بار است که مطرح می‌شود. اول آنکه باراک اوباما در پیامی که به مناسبت نوروز برای ایرانیان خواهد فرستاد، سیاست‌های کاخ سفید را در مورد ایران تشریح خواهد کرد. دوم هم اینکه دنیس راس هرگز موفق نخواهد شد با مقامات جمهوری اسلامی ملاقات کند!

مجری برنامه بی بی سی هم با لبخندی ملیح! از آقای امیر احمدی پرسید: با توجه به اطلاعات خوب و دسته اولی که شما دارید، اگر امکان دارد، بفرمایید مهمترین اصول جدید سیاست خارجی اوباما در مورد ایران چه خواهد بود؟! که البته هوشنگ امیراحمدی حرفی چندانی نداشت که اضافه کند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 18:49  توسط نگارک  | 

به شیوه ای نو . . .

سحابی قلب

سپندارمذگان و سال جهانی نجوم مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 13:34  توسط امير حسين  | 


    بيش از 10 هزار نفر در نظرسنجي اين وبلاگ تاكنون شركت كرده‌اند كه از آن ميان، 4520 نفر ، سيد محمد خاتمي را رييس جمهور آينده مي دانند (38.36 درصد). در صورتي كه آراي نزديك‌ترين رقيبش، يعني محمود احمدي نژاد به نيمي از آراي او هم نرسيده و با 15.22 درصد (1793 نفر) در رتبه دوم قرار گرفته است. ترتيب ديگر رأي آوران به شرح زير است كه مي توان در مقايسه با وضعيت نظرسنجي در مهرماه گذشته، به خوبي متوجه شد كه آراي اصلاح طلباني چون عبدالله نوري و ميرحسين موسوي به طرز معني‌داري افزايش يافته است:

1- سيد محمد خاتمي با 4520 رأي (38.36 درصد)
2- محمود احمدي‌نژاد با 1793 رأي (15.22 درصد)
3- محمد باقر قاليباف با 1019 رأي (8.65 درصد)
4- عبدالله نوري با 662 رأي (5.62 درصد)
5- مير حسين موسوي با 406 رأي (3.45 درصد)
6- هاشمي رفسنجاني با 323 رأي (2.74 درصد)
7- علي لاريجاني با 202 رأي (1.71 درصد)
8- حداد عادل با 144 رأي (۱.22 درصد)
9- معصومه ابتکار با 131 رأي (۱.11 درصد)
10- عباس اميرانتظام با 126 رأي (1.07)

بدون شرح: طفلكي مهدي كروبي!

در همين باره:
- جهش خيره‌كننده‌ي رحيم مشايي در نظرسنجي رياست جمهوري نگارك‌ها!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 15:12  توسط نگارک  | 

   

از تمام ايرانيان و فارسي زبانان خواهش مي کنم اين متن را براي ديگر

 

 دوستان خود ارسال کنيد تا نوروز  را جهاني کنيم

 

 

   اطلاع رساني در اين مورد بسيار ضعيف است  يادمان مانده  دو اثر ايران

 

  کوه دماوند و غار علي صدرکه قرارشد جز عجايب هفتگانه دنيا باشند  اما

 

اکثر افراد از آن بي اطلاع بودند .

 

   متاسفانه برخي مسئولين ما اين چنين مسائلي  را ظاهرا خيلي کوچک مي دانند  که حتي حاظر نيستند که 24 ثانيه از 24 ساعت برنامه هاي تلويزيون را به اين  چنين موضوعاتي اختصاص دهند

 

  نظر سنجي سازمان ملل در مورد وجود نوروز در تقويم بين المللي به عنوان يک روز جهاني

 

             

 

لطفا اينجا را کليک کنيد

 

 

 

 

 

Here's a petition to United Nations

The Petition is self-explanatory, please distribute worldwide

 Lets put Norouz - New Day on UN Calendars'

 
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 13:43  توسط نگارک  | 

پیش بینی مرحوم دکتر محمد مصدق در مورد فاجعه ای که امروز من و تو لمسش می کنیم


پیشکش به روح بلند مردی که در ۱۴ اسفند از سرزمین ایران غروب کرد ...

گفتگوی  شادروان دکتر مصدق با آندره بریسو، خبرنگار فرانسوی در 15 ژوئیه 1951

مصدق به من گفت: در مورد ملی کردن نفت رودرروی انگلیسی ها قرار گرفته است و گفتگویش با هریمن، رئیس جمهور آمریکا و جنگ سازمان های جاسوسی علیه ایران را پیش کشید.

پس از لحظاتی افزود: من پیر شده ام. فکر نمیکنم به سن هشتاد برسم (در آن زمان 71 ساله بود و 87 سال عمر کرد). شاید هرگز نتوانم به آنچه برای کشورم آرزو میکنم جامه عمل بپوشانم ولی مطمئنم دیگران خواهند آمد، که پس از من این کار ها را به انجام خواهند رسانید. آنها امپریالیست ها و شوروی ها را بیرون خواهند کرد. شاه را یا از بین میبرند و یا اخراج میکنند. او با این که نرم خوست، آرزوی بزرگش این است که جای کورش را بگیرد و همه کاره مملکت شود. فکر نمیکنم حزب توده قادر به گرفتن و حفظ قدرت باشد. همینطور ارتش را توانا برای بر خاستن و برپایی یک نظام دیکتاتوری نمی بینم. امیدوارم سرکرده های شیعه قصد جدی برای ورود به عرصه سیاست نداشته باشند. اگر چنین شود، ایران در آستانه وضعیت فاجعه آمیزی قرار خواهد گرفت که بدوا همسایگان ایران (عراق، سوریه و اردن) را در حالت جنگی با ما قرار میدهد. من واقعا از این تشکیلات مذهبی هراس دارم. درست است که ما مسلمان هستیم، ولی در واقع عرب نیستیم و رودرروی سنی ها قرار داریم. بدین ترتیب تشکیلات آخوند های شیعه با آن سلسله مراتب و امکانات اگر به قدرت دست یابد، ما در داخل مواجه با انقلابی خونین خواهیم شد و در خارج باید نتایج جهاد علیه عراق و اردن و سوریه را تحمل کنیم. فکر نمیکنم مصر و حتا اسرائیل مداخله کنند. به هر حال اگر این فرض آخری تحقق پیدا کند، یک آیت اللهی وارد عرصه میشود و نهضتی مالامال از نفرت علیه غرب و حتا ضد یهود و در دشمنی با عرب های سنی راه خواهد انداخت و ای بسا که خیابان ها جای جسد و خون خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 9:14  توسط نگارک  |