تبليغاتX
نگارک‌ها

نگارک‌ها

نگاه هشت وبلاگ‌نویس به زشت و زیبای زندگی

کانديداها و لاک پشت ها


نوشابه اميري nooshabehamiri@yahoo.com - چهارشنبه 19 فروردین 1388 [2009.04.08]

 

آقاي سعيد حجاريان ضمن مقاله اي سئوالاتي چند را با نامزدهاي رياست جمهوري دهم در ميان گذاشته و لابد با اين ‏انتظار که عاقبت کسي در مقام پاسخگويي بر آيد. سئوالاتي تکراري که تجربه نشان داده وابستگان جناح راست به آن ‏پاسخ هاي دروغ خواهند داد و نامزدهاي جناح مقابل، از جوابگويي به آنها طفره خواهند رفت.علت آن دروغ ها و اين ‏طفره رفتن ها نيز روشن است؛ گفتن از اين علت نيز تکراريست.‏

 

پس به سراغ سئوالاتي برويم که برحسب ظاهر، پاسخ به آنها نبايد به خدم وحشم کسي بربخورد، يا خطري را متوجه اين ‏و آن کند.کدام سئوال ها؟ لاک پشت ها. لاک پشت هاي نيزارهاي درياچه پريشان که اين روزها هزار هزارشان در ‏آتش، زنده زنده مي سوزند و کسي صداي ترکيدن لاک هاي سخت شان را نمي شنود؛ که اگر گوشي بود پيش از آن ناله ‏اميد ميرصيافي را گاه مرگ مي شنيد که کمي آب مي خواست به سبک کبوتران، پيش از آنکه تيغ بر گردن شان نهند.‏

بر اين اساس مي پرسم حال که نمي توان از هيچ يک از کانديداها شنيد که رابطه قانوني شان با آقاي خامنه اي، ولي ‏مطلقه فقيه چگونه خواهد بود، مي توان از آن ها پرسيد راه حل شان براي ده ها هکتار از نيزارهاي اطراف درياچه ‏پريشان چيست که "در يکسال گذشته به شکل سازمان يافته اي طعمه آتش خود ساخته مسببان اصلي تخريب ‏تالاب پريشان شده است؟"‏

‏ حالا که نمي توان از آقايان شنيد با نقض سازمان يافته حقوق بشر در کشور چه خواهند کرد، مي توان اين را پرسيد که ‏آيا مي دانند که "هزاران لاک پشت و پرنده مهاجر در يکماه گذشته به شکل تکان دهنده اي در آتش نيزارهاي درياچه ‏پريشان که براي راهسازي از بين رفته، زنده زنده سوخته اند؟" ‏

حالا که کسي نيست بگويد علت سکوت در برابر سرکوب صداي دانشگاه چيست، شايد يکي باشد از ميان آقايان که ‏بگويد چرا پس از آنکه "فاجعه تکان دهنده آتش زدن پرندگان و لاک پشتها و مارها و جانوران پناهنده به نيزارهاي ‏حاشيه تالاب پريشان اتفاق افتاد" مسئولان محلي شهرستان کازرون "به ميان روستاييان رفته و با شعار وظيفه ‏خدمتگذاري به مردم با امضاي توماري 20 متري با ساخت راه در تالاب پريشان موافقت کرده اند؟"‏

طبعا کسي نخواهد گفت با حزب پادگاني، با مافياي اقتصادي ـ نظامي، با رئيس جنت مکان شوراي نگهبان، با توپخانه ‏کيهان، با....چه خواهد کرد اما انتظار زياديست اگر بپرسيم:چرا تخريب پنهاني درياچه پريشان همچنان ادامه دارد؟راه ‏حل شما براي مقابله با از ميان رفتن محيط زيست ساکنان گربه غم گرفته ايران چيست؟

حالا که نام مسببان اسراف و حيف و ميل ميلياردها تومان سرمايه مملکت، محفوظ است و آقايان و آقازاده ها همچنان ‏سوار بر خر مراد، آيا مي توان سراغي از نام بانيان تخريب درياچه پريشان گرفت؟
‏....‏
از پيش روشن است که براي اين سئوال هاي لاک پشتي و درياچه اي نيز پاسخي نيست که اگر بود حفاظت محيط زيست ‏در کشور به وابستگان اين جناح و آن جناح سپرده نمي شد تا هم خود ببرند و همسران خلاف کارشان، هم گاه نياز، ‏صندوق راي احمدي نژاد و احمدي نژادها را پر کنند.‏
در واقع سئوال هايي از اين دست تنها براي آنست که کابوس هاي شبانه که پر است از صداي ترکيدن لاک لاک پشت ها ‏و ترکيدن تخم پرندگان مهاجر و بال بال زدن چلچله هاي کوچکي که گاه سوختن همچنان مي خواندند اما به تضرع، ‏جايي ثبت شود تا روزگاري آب پريشان درياچه پريشان گله بر طبيعت نبرد که سوختيم و کسي نگفت آخ!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 9:1  توسط نگارک  | 



در فاصله 10 روز پس از انصراف محمد خاتمی و حذف وی از نظرسنجی این وبلاگ، 652 رای دیگر بر آرای مأخوذه افزوده شده (به مجموع ۱۳۲۸۶ رای رسیده است) که از این تعداد، 230 رای (بیش از 35 درصد کل آرا) به مهندس میرحسین موسوی اختصاص یافته است و پس از ایشان، محمود احمدی‌نژاد با 91 رأی، عبدالله نوری با 81 رأی، قالیباف با 65 رأی و اکبر اعلمی با 28 رأی قرار دارند. به نحوی که سبب شده جایگاه میرحسین موسوی، یک رتبه ارتقاء یافته و از عبدالله نوری پیشی بگیرد. همچنین رتبه اکبر اعلمی نیز از نفر دوازدهم به نفر هشتم ارتقاء یافته است. جالب این که تنها کاندیدایی که در طول این 10 روز حتی نتوانسته یک رأی جدید به آرای خود اضافه کند، حداد عادل است که انگار پس از جلوس لاریجانی بر کرسی ریاست مجلس، خورشید بخت و اقبالش به سرعت در حال غروب کردن است!



یک نکته تأمل‌برانگیز دیگر آن است که در همین مدت، 73 نفر هم اعلام کرده‌اند که در انتخابات شرکت نمی‌کنند که رقم قابل توجهی بوده و به شدت در حال افزایش است. واقعیتی که می‌تواند بهترین خبر برای باند جنتی در شورای نگهبان قانون اساسی باشد!

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 22:13  توسط نگارک  | 

آیا هاله احمدی نژاد در حال غروب است؟!


می‌دانم که شکست از یک تیم عربی، آن هم در آزادی می‌تواند چقدر تلخ باشد و می‌توانم حس کنم که بر آن یکصدهزار جوان پرشوری که شامگاه هشتمین روز از نوروز 88 را در آزادی سپری کردند، چه لحظه‌های تلخ و سنگین و تمام‌ناشدنی‌ای سپری شده است.


اما انصاف داشته باشیم! آیا این شکست تلخ، هیچ دستاورد شیرینی برای ملت ایران نداشت؟ معلومه که داشت! چرا که امروز نه تنها یکصد هزار ایرانی حاضر در آزادی، بلکه 70 میلیون ایرانی چشم دوخته به صفحه تلویزیون هم دریافتند که احمدی‌نژاد دیگر هاله ندارد و خداوند با او قهر کرده است! آن از بلایی که بر سر کشتی آورد و این هم از تحقیر نکبت باری که در حضور او نصیب فوتبال ملی  شد.


بنابراین خبر خوش این است که فرشتگان هم از محمود بریده‌اند و می توان بیش از گذشته امیدوار بود که نام محمود به عنوان برنده انتخابات 22 خرداد 88 از صندوق‌های رای به در نخواهد آمد. چرا که سربازان گمنام هم بدون بهره‌گیری از رانت فرشتگان و هاله! عملاً کاری از پیش نخواهند برد.


پس به قول رفسنجانی: با خیال راحت در انتخابات شرکت کرده و به کاندیدای مورد نظرتان رأی دهید!

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 10:15  توسط نگارک  | 

چرا در آغاز سال 1388 شاهد چنین صحنه هایی نبودیم؟!


نوروز 1388، نخستین نوروزی است که نماد جدید تهران – برج میلاد – درک کرده است. اما حتی پیش از رونمایی رسمی از برج میلاد در سال گذشته نیز، چندسالی بود که عملاً محل استقرار این برج غول‌آسا در شمال گیشا به مرکز برگزاری مناسبت‌‌های اصلی ملّی، مذهبی و سیاسی بدل شده بود و تقریباً در هر مناسبتی نوع نورپردازی برج تغییر کرده و مراسم آتش‌بازی و فشفشه‌پرانی در جنب آن به انجام می‌رسید. به عنوان مثال می‌توان به مناسبت‌هایی چون 22 بهمن، 12 فروردین و اعیاد مذهبی چون قربان، غدیر و فطر اشاره کرد. امسال هم بسیار مشتاق بودم تا ببینم آیا مسئولین شهرداری تهران از فرصت نوروز برای آیین‌بندی برج و اجرای مراسم آتش‌بازی استفاده می‌کنند یا خیر؟ که متأسفانه همان طور که تهرانی‌های مانده در تهران شاهد بودند، در نوروز 1388 برج میلاد تهران هیچ بویی از نوروز نداد و نداشت!


واقعاً چرا برخی از مسئولین حکومت ما تا این حد باید از نوروز بترسند؟ یعنی ارزش این عید ملی و چندهزارساله که با اعتدال بهاری در نیم‌کره شمالی و اعتدال پاییزی در نیم‌کره جنوبی آغاز می‌شود، به اندازه اعیاد مذهبی بخشی از ایرانیان شیعه و مسلمان نیست؟

اگر غدیر خم فقط برای شیعیان مقدس است، نوروز نه‌تنها برای همه ایرانیان که برای همه پارسی‌زبانان در ایران، افغانستان و تاجیکستان محترم بوده و حتی در کشورهایی چون ترکیه، قزاقستان، ترکمنستان، عراق و بخش‌هایی از چین و پاکستان و آذربایجان و ارمنستان و ازبکستان و ... هم بزرگ داشته شده و محترم است. چرا باید کاری کنیم که به مانند قصه تلخ مولانا، تا چند سال دیگر هم شاهد تصرف نوروز در کشوری چون تاجیکستان یا ترکیه و ... باشیم؟! مگر یک دولت چقدر فرصت و امکان به این راحتی دارد تا نشان دهد همپای مردم و ملت خود بوده و به علایق آنها عمیقاً احترام می‌گذارد؟


چرا این فرصت‌ها را به همین راحتی می‌سوزانیم و از منافع مفید آن برای همدلی و اتحاد بین همه ایرانیان بهره نمی‌گیریم؟


امیدوارم وقتی میرحسین موسوی به پاستور می‌آید، یکی از نخستین دستوراتش پزرگداشت و حرمت واقعی به آیین‌های ملی چون نوروز و مهرگان باشد.


البته از حق نگذریم که امسال در برخی محله‌های تهران، شاهد برپایی سفره‌های هفت سین نوروز بسیار زیبا و بزرگی بودیم که جای تقدیر و تشکر از شهرداران محلی مناطقی چون 1، 5 و 22 دارد. اما کاش هفت سینی در میدان آزادی می‌چیدیم و کاش عملاً نشان می‌دادیم که نوروز، موسم جشن واقعی همه ایرانیان است. نه این که حتی از شنیده شدن نوای آشنای سرنا در ساعت تحویل سال در شبکه‌های تلویزیونی حکومتی (به جز شبکه 4 سیما) هم پرهیز کنیم!


+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 8:15  توسط نگارک  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 22:45  توسط نگارک  | 

وقتی که عبداللطیف عبادی عذر خواهی می کند!


     باورکردنی نیست، می‌دانم! اما حقیقت دارد. آمریکا در سایت رسمی‌اش که هم‌اکنون برای همه کاربران اینترنت قابل رؤیت است؛ از کارهای گذشته خود – به زبان فارسی -  ابراز ندامت کرده و رسماً اعلام نمود: «اگر ... در سال گذشته به شخصیت، شغل، اعتبار و آبروی کسی لطمه‌ای وارد کرده است از آن پشیمانم و اظهار شرمساری می‌‌کنم
    بیاییم همه برای آمریکا یک کف مرتب بزنیم و امیدوار باشیم که آن یکی آمریکا هم در واشنگتن از این یکی آمریکا در لندن درس گرفته و با لبیک گفتن به پیام نوروزی مقام عظمای ولایت – البته به شرط آن که پیام معظم‌اله را صهیونیست‌ها ترجمه نکرده باشند – در مشهد مقدس، مشتش را باز کرده و دست دوستی‌اش را دراز کند.
    البته برخی ناظران آگاه که نخواستند نامشان فاش شود، ضمن ابراز تردید نسبت به این شگرد جدید آمریکا، آن را صرفاً یک تغییر تاکتیک ارزیابی کرده تا نفسی چاق کند و پس از اسباب‌کشی از عراق به افغانستان یا از این محل به اون محل لندن! دوباره اعلام کند: هر کس با ما نیست، برماست!
    نظر شما چیست؟ آیا واقعاً آمریکا و عبداللطیف عبادی می‌توانند به شعار تغییر پایبند بمانند و دیگر به شخصیت، شغل، آبرو و اعتبار کسی لطمه‌ای وارد نکنند؟!
    پرسشی که تاریخ در باره‌ی آن قضاوت کرده و به زودی پاسخش را اعلام خواهد داشت!

پروفایل عبداللطیف عبادی در ویکی پدیا

    تا آن موقع و برای آشنایی بیشتر با آمریکا به سایت معتبر ویکی پدیای فارسی رفته و بدون درنظر گرفتن این عبارت معلوم‌الحال! (این مقاله احتمالاً فاقد شرایط ذکر شده در رهنمود سرشناسی است) از عمق دانش و آگاهی و مجاهدت‌های یکی از کاربران شریف بالاترین با آیدی آمریکا لذت ببرید. در ضمن به لینک‌های ارایه شده در متن هم کاری نداشته باشید!

به قول لطفعلی خنجی: یاااا ... هوووو ...

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 15:28  توسط نگارک  | 

 


دکتر محمد مصدق، دایی جان ناپلئون تقوایی، مهدی اخوان ثالث، فرهاد و ... در شمار ممنوعه‌‌هایی بودند که در این یکی دوروز یا صدایشان را در رادیو شنیدم (مثل صدای دکتر محمد مصدق و بخش‌هایی از سریال مشهور دایی جان ناپلئون در بخش خبری هشت شب رادیو و به مناسبت روز ملی شدن نفت) و یا تصویرشان را در پیش از سال تحویل در برنامه نقره شبکه یک سیما دیدم.
کاش همیشه نوروز بود.
این تصویر مرد هزار چهره هم در نوروز 1372 بار دیگر ثابت می‌کند که چقدر گذر زمان در جذابیت آقایان می‌تواند مؤثر باشد و البته برعکس آن در مورد خانوم‌ها!

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 22:20  توسط نگارک  | 


این گزارش تلویزیون فارسی بی بی سی به نظر بسیار جالب بود. این که سالانه از محل پول مالیات دهندگان بریتانیایی، دولت ناچار است تا بیش از سه میلیارد دلار بابت خسارت‌های ناشی از بدمستی و اعتیاد به مشروبات الکلی هزینه کند. به نحوی که حالا امکان دارد قانونی در انگلستان از تصویب پارلمان بگذرد که به موجب آن، قیمت مشروبات الکی به شدت افزایش خواهد یافت؛ اقدامی که البته مخالفانی هم دارد. از جمله گوردون براون نخست وزیر دولت کارگر انگلیس!
داشتم فکر می‌کردم که با این پول چه کارها که می‌شود کرد.مثلاً می شود 15 شبکه تلویزیونی مانند بی بی سی فارسی و با همین کیفیت عالی راه انداخت! یا می‌شود مشکل مردم دارفور را برای همیشه حل کرد یا ایدز را در آفریقای جنوبی ریشه کن ساخت و یا بودجه لازم برای تحقیقات پیرامون اثر گرمایش زمین در آمریکای لاتین و قطب جنوب را تأمین ساخت و یا البته به مصرف درمان بدمستی مشتی اوباش در انگلستان رساند!
بی خود نیست اینقدر در این جهان مشکل وجود دارد و فقیر داریم. بابا به خدا خیلی قاطی داریم. نداریم؟!

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 22:18  توسط نگارک  |