تبليغاتX
نگارک‌ها

نگارک‌ها

نگاه هشت وبلاگ‌نویس به زشت و زیبای زندگی


دو سه روزي است كه شبكه‌ي 24 ساعته‌ي MBC پرشيا بعد از تبليغاتي گسترده  و چندرسانه‌اي، پخش رسمي برنامه‌هاي خود را آغاز كرده و  حتي از ساعاتي پيش مرتباً صاحبان كالا و تجارت را دعوت به ارايه‌ي تبليغات خويش در اين رسانه مي‌كند.
البته در همين مدت اندك نيز، شايد زياد دشوار نباشد تا دريابيم كه تا چه اندازه اين شبكه‌ي تلويزيوني توانسته با سلام و صلوات به خانه‌هاي ايرانيان خسته از فشارهاي اقتصادي و سياسي جامعه و منتظر جنگ وارد شود!
كار بروبچه‌هاي ماهواره‌چي و ماهواره‌باز اين روزها كاملاً سكه است و همه هم اغلب فقط دنبال يك جهت هستند: نايل ست يا عرب‌ست!
حتي به نظر مي‌رسد يكي از دلايل كاهش فروش چشم‌گير فيلم‌هاي روي اكران در اين هفته، پخش 20 فيلم با كيفيت هاليوودي، بدون قطع‌هاي آزاردهنده، صداهاي ناجور و نوشابه‌هاي اسلامي از MBC پرشيا بوده است!

تبلیغ MBC پرشيا در کنسرت گوگوش در دبی


امّا سؤال اصلي اين است كه چگونه شاهزاده‌هاي محافظه‌كار سعودي و شركاي عافيت‌طلب ايشان در امارات متحده عربي حاضر شدند اينگونه در برابر رسانه‌‌ي قدرقدرت و ثروتمند جمهوري اسلامي صف‌آرايي كنند؟!
آيا با وجود چنين شبكه‌اي كه با سيستم صوتي دالبي فيلم‌هاي خود را عرضه مي‌دارد، ديگر مي‌شود فرض كرد كه كسي منتظر ديدن فيلم سينمايي از برنامه سينما يك، يا سينما ماوراء يا سينما چهار و يا سينما گلخانه باشد؟ بقيه‌ي برنامه‌ها كه ديگر جاي خود دارد! در حقيقت، به جز يكي دو برنامه‌ي ارژينال مثل برنامه 90 يا مرحوم مثلث شيشه‌اي، يا دو دقيقه مانده به صبح و يا تا حدودي، بخش خبري 20:30، كداميك از برنامه‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني رسانه‌ي ملّي ياراي برابري با تنوع خيره‌كننده‌ي برنامه‌هاي برون‌مرزي را دارد؟!
پس تعارف را كنار بگذاريم: رسانه‌ي ملّي ماه‌ها پيش پذيرفته است كه بايد ورشكستگي خود را در جذب مخاطب ميليوني اعلام دارد؛ حتي پيش از آغاز به كار MBC پرشيا!
امّا اگر از جهتي ديگر به اين موضوع بنگريم، آنگاه درخواهيم يافت كه مسئولين جمهوري اسلامي شايد زياد هم از اين بابت نگران نباشند كه هيچ، خوشحال هم باشند! چرا كه آنها عملاً نشان دادند كه توان رؤيارويي با شبكه‌‌هايي چون بخش فارسي صداي آمريكا را ندارند و اين رسانه به مرور در صدر ليست رسانه‌هاي پربيننده‌ي فارسي‌زبان قرار گرفت. امّا اينك ممكن است به مدد شبكه‌هايي چون MBC پرشيا و TV پرشيا بخشي از مردم را وادارند كه به جاي گوش سپردن به برنامه‌هاي سياسي صداي آمريكا، با اين دو شبكه‌ي تلويزيوني متنوع و البته غيرسياسي روزگار خوش‌تري را سپري كنند!
و بدين‌ترتيب، MBC پرشيا مي‌تواند به ستاره بخت جمهوري اسلامي بدل شود، هرچند همچنان و با اين رويه معتقدم كه چون بختك، دستگاه رسانه‌ي ملي را به ورشكستگي كامل نزديك مي‌كند، مگر آنكه مجوز برپايي راديو تلويزيون‌هاي خصوصي هر چه سريع‌تر داده شود و شوراي نگهبان قرائتي جديدتر را به مدد مجمع تشخيص مصلحت نظام از قانون اساسي ارايه دهد!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 1:1  توسط نگار سلیمانی  | 

1


تجسم پرواز موج مانند پرندگان بر فراز ميانكاله و تماشاي آبتني اردك‌ها در ارژن به همراه طنين اصوات شادي‌آفرين و زندگي‌بخش اين مخلوقات زيباي پروردگار كافي است، تا از تالاب‌ها متشكر باشيم كه برايمان فرصتي را مهيا كرده‌اند و مجالي را آفريده‌اند تا يادمان باشد و بماند كه «زندگي زيباست و بايد آن را عاشقانه دوست داشت و شهد شيرينش را تا انتها سر كشيد.»

2


كاش فقط براي يك دقيقه اين مجال و فرصت و درنگ را مهندسان سدساز، جاده‌كش و ... ما پيدا مي‌كردند تا جهان بدون صداي پرندگان و پرواز اهورايي آنان را تصور كنند؛ جهاني كه در آن بركه‌اي براي آرميدن در كنارش و گوش سپردن به صداي آرامبخشش وجود ندارد ... اين چه جهنمي خواهد بود؟!

3

 

4


چه كسي دوست دارد تا در چنين جهنمي روزگار بگذراند؟

5


درود بر همه‌ي وبلاگنويسان عزيزي كه موج سبز دوم را آفريدند و يا از آن حمايت كردند ...

6


به اميد زيستن در ايراني كه لايق اين عشق و مسئوليت‌شناسي بزرگ ما باشد.


+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 9:46  توسط نگار سلیمانی  | 

در حمايت از تالابهاي ايران متحد شويم ...


    ميلياردها دلار سرمايه‌ي ملي در قالب 22 تالاب بين‌المللي و ثبت شده در كنوانسيون جهاني تالاب‌ها در كشور عزيز ما وجود دارد. اما دولتمردان و مديران صاحبان منصب آزمند در وزارت نيرو به هر چيزي فكر مي‌كنند، جز حفظ و حراست از همين تالاب‌هاي ارزشمند و بي‌نظير. متأسفانه مقامات سازمان حفاظت محيط زيست كشور هم از اتوريته‌ي لازم براي مقابله با اين وزارتخانه‌ي گردنكش برخوردار كه نيست، هيچ؛ حتي وزارت نيرو را به عنوان وزارت سبز به مردم معرفي مي‌كند!
    آيا اين شرم‌آور نيست؟!
   پس لطفاً شما خواننده عزيز هم تا 20 تيرماه جاري با اين موج سبز همراه شويد و حداقل در يكي از يادداشت‌هاي وبلاگتان به اين موضوع بپردازيد.
متشكرم.

    آنها كه حمايت كردند:

    - تالاب های ایران در خطر نابودی

    - نامه‌اي از بچه‌ي آباده طشك و موج سبز دوّم وبلاگستان!

    - اعتراض به مرگ تدریجی ونیز سبز ایران

    - تالاب های کشور در سراشیبی نابودی

    - یک موج سبز نو آغاز شد

    - موج سبز

پرونده موضوع در لينكهاي داغ بالاترين

    
 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 9:52  توسط نگار سلیمانی  | 

خاتمي را دوست دارم ... حتي اگر ديگر هيچگاه داوطلب صندلي قدرت در ايران نشود ...


يك دوست عزيز از سرزمين سبز گلستان، به نام رضا ميانداره كه صاحب قديمي‌ترين وبلاگ طبرستان نيز هست؛ تحليل ارزشمندي از مزايا و معايب آمدن سيد عزيز، محمّد خاتمي ارايه داده است كه بدون پيشداوري توجه خوانندگان گرامي نگارك‌ها را به خواندن آن يادداشت با عنوان: «آمدن خاتمي يا نيامدن خاتمي» جلب مي‌كنم.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 15:4  توسط نگار سلیمانی  | 



در يادداشت دوّم تيرماه - در همين وبلاگ - خاضعانه و صميمانه از جناب اخوي بزرگ اردشيرخان لاريجاني كه صحن بهارستان را در جريان يك كودتاي كاملاً تميز، بهداشتي و بدون خونريزي به تصاحب درآورده بود، استدعا كردم كه نگذارد ماجراي خفت‌بار عقب‌نشيني در جريان 444 روز گروگانگيري كارمندان سفارت آمريكا در تهران، فتواي سلمان رشدي و جام زهر 598 تكرار شده و اينبار، ايران با پذيرش بسته پيشنهادي 5 به علاوه يك نشان دهد كه پيرو پند كنفسيوس حكيم بوده و ياد گرفته است: «درختي كه در برابر باد نمي‌ايستد و خم مي‌شود، پايدارتر است.»
خوشبختانه انگار جناب علي‌آقا پيام ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 15:53  توسط نگار سلیمانی  | 

رفته بوديم تا ستم را نشانه گيريم
امّا ...
يادمان رفت كه براي اصابت دقيق تيرهامان به سيبل ستم، بايد از كمان دانش مدد بگيريم، نه كمان كينه و بغض و تعصب و انتقام و خشم و ...

كاش يادمان مي‌آمد كه تنها جوامعي "ستم" را مهار كرده‌اند و بر آن افساري پولادين زده‌اند كه نخست به جنگ «جهل» رفته‌اند ...
و بعد از عدالت و آزادي و دانش سخن رانده‌اند ...
كاش ما نيز نخست تيرهامان را به سوي سيبل «جهل» نشانه گرفته بوديم ... آن هم با كمان دانش ...

راستي! چرا نه «درست» نشانه گرفتيم و نه نشانه را «درست» گرفتيم؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 12:3  توسط نگار سلیمانی  | 

حادثه سعادت آباد - عكس از جام جم


ديروز اعلام شد كه ماه گذشته (ژوئن)، براي جنگ‌آوران ناتو مستقر در افغانستان، خون‌بارترين ماه بوده و 45 نفر از سربازان خارجي در درگيري با طالبان كشته شده‌اند؛ رقمي كه از سال 2001 تاكنون بي‌سابقه بوده و حتي در همين مدت، چنين تلفاتي در عراق هم رخ نداده است.
يادم افتاد كه تنها در يكي دو روز گذشته و طي دو حادثه در استان تهران، 42 نفر كشته شدند! (17 نفر در اثر ريزش آوار در سعادت آباد و 25 نفر در حادثه تصادف اتوبوس در آزادراه تهران- قم). به بياني ساده‌تر، اگر تعداد كشته شدگان در اثر سوانح مختلف در ايران را، ففط در طول يك ماه گذشته درنظرآوريم، آنگاه به يك پارادوكس شرم‌آور مي‌رسيم! اينكه امنيت جان انسان ايراني به مراتب كمتر از ناامن‌ترين مناطق جنگي جهان است!

حادثه آزادراه تهران - قم - عكس از جام جم


آقايان مسئول! لطفاً نگوييد سياه‌نمايي كرديد، اندكي خجالت و قدري عذرخواهي و مقداري استعفا هم بعضي وقت‌ها بد نيست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 10:42  توسط نگار سلیمانی  | 


انگار ديگر بايد عادت كنيم كه هر جا محمود احمدي‌نژاد پابگذارد، بايد منتظر يك بمب خبري باشيم كه متأسفانه اغلب آنها نيز در نهايت به اثرات واقعي و تخريبي يك بمب در جامعه مي‌انجامد تا وجه مثبت خبري و مفرح آن! امروز هم در مراسم روز زن كه قسمت‌هايي از آن در بخش خبري 20:30 پخش شد، اتفاق‌هاي جالبي با حضور رييس‌جمهور و همسرش افتاد. مثلاً هنگامي كه قرار شد تا از 15 زن نمونه كشور قدرداني شود، در دو مورد احمدي‌نژاد منتظر نماند تا منتخبين به نزدش بيايند، بلكه خودش به نزد آنها رفت و جايزه‌ي آنها را با اين پرش استثنايي داد. از جمله وقتي كه مي‌خواست از همسر شهيد مطهري قدرداني كند.

بوسه معروف سال قبل برايش عبرت نشد!


به هر حال فارغ از اينكه با همسر مرتضي مطهري همراه هستيم يا نه، به نظرم اين هنجارشكني و نوآوري محمود خان، به ويژه در سال خلاقيت و نوآوري، شاهكار بود و مرا ياد جمله‌ي هاشمي رفسنجاني در اولين جلسه مجمع تشخيص مصلحت نظام انداخت كه از احمدي‌نژاد به عنوان نخستين نوآوري سال در مجمع ياد كرد!
امّا به نظر من شگفتانه‌ي اصلي اين مراسم (همان سورپرايز سابق!) زماني بود كه جناب رييس‌جمهور نه‌تنها زنان شاغل را به زاد و ولد بيشتر تشويق كرد، بلكه صراحتاً گفت: دست چنين زناني را بوسيده و حقوق‌شان را هم كامل پرداخت كرده و از آنها مي‌خواهيم تا نيمه وقت در اداره حاضر باشند (تشويق شديد حضار). يعني از اين به بعد اگر هر زن شاغلي ازدواج كند، دو ساعت كمتر كار خواهد كرد و اگر يك بچه داشت يك ساعت ديگر از ساعات حضورش در اداره كاسته شده و اگر دو بچه داشت، آنگاه مي‌تواند با خيالي آسوده و نيمه وقت كاركرده، حقوق كامل دريافت كرده و منتظر باشد تا رييس جمهور محبوب و تو دل بروي ما، دستش را هم ‌ببوسد!


در حقيقت اگر قانون جديد احمدي‌نژاد تصويب شود، عملاً ديگر هيچ كارفرمايي تمايل به استخدام هيچ دختر جواني نخواهد داشت؛ مگر آنكه صاحب مؤسسه‌اي دولتي باشد كه سود و زيان در آن اهميتي ندارد. همچنين هيچ زني نخواهد توانست مدير هيچ اداره‌اي شود، چرا كه مديران با شرايط پيچيده‌ و نابسامان كنوني نياز به 25 ساعت حضور در محل كار خود دارند نه 4 ساعت!
و نكته‌ي آخر بحث زيست‌محيطي توصيه‌ي رييس‌جمهور است كه سبب خواهد شد، اراضي كشاورزي و جنگلي بيشتري تخريب شده و به واحدهاي مسكوني تبديل شده و ايران به مرز بحران آب (سرانه 1750 متر مكعب در سال) برسد.
حالا شما بگوييد: اين بمب آخرين محمود خان، آيا كمتر از يك بمب واقعي تخريب داشت يا خواهد داشت؟!

سايت رياست جمهوري: دكتر احمدي نژاد در بخش ديگري از سخنان خود از ارائه لايحه دولت به مجلس درباره كاهش زمان حضور زنان و مادران شاغل در دستگاه هاي دولتي خبر داد و گفت: دولت در تلاش است تا لايحه اي به مجلس ارائه دهد كه براساس آن زمان فعاليت مادراني كه در نهادهاي دولتي مشغول به كار هستند كمتر شود به طوري كه مقدار زماني كه مادران در خانه كار مي كنند نيز جزو وظايف اداري آنها محسوب شود.

دم نوشت:

جالبه كه بخشي از سخنان رييس جمهور در سايت نهاد مربوط به خودش هم سانسور شده است!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 23:9  توسط نگار سلیمانی  | 

    روانشناسان معتقدند كه اگر در برابر بچه‌ي پرخاشگر و تندخو نايستيم، آن بچه اين پيام را دريافت مي‌كند كه: اگر مي‌خواهي به هدف برسي، بايد داد بزني و چيزي را بشكني يا دري را محكم به بندي يا خلاصه بي‌قانوني كني و نفس‌كش به طلبي.
    در باره‌ي رابطه‌ي غرب با ايران هم كم و بيش و البته بلاتشبيه! چنين اصلي ظاهراً حكم‌فرما شده است. كافي است نگاه كنيد كه چگونه در طول سه دهه پس از پيروزي انقلاب اسلامي همواره غربي‌ها به رهبري ايالات متحده آمريكا، ايران را از هر گونه امتيازي محروم ساخته و حتي دارايي‌هاي ايران را كماكان بلوكه كرده و با پيوستن جمهوري اسلامي به سازمان تجارت جهاني هم مخالفت مي‌كردند.
    امّا به مجرد آنكه دانستند كه خطر ايران جدي است و اين طفل نوپا انگار تاتي تاتي كنان داره به سلاح خطرناك اتمي هم مجهز مي‌شه، شروع كردند به فرستادن بسته‌هاي تشويقي و مشوق‌هاي رنگارنگ كه موافقت با پيوستن ايران به سازمان تجارت جهاني يكي از كم‌اهميت‌ترين موارد آن است.

كيك زرد معروف!


    به عبارت ديگر، آمريكا و اروپا بر اين باورند كه اگر ايران دست از غني‌سازي اورانيوم بردارد، آنگاه نه‌تنها تضمين‌هاي امنيتي به وي داده و دست وي را حتي در پژوهش‌هاي فضايي باز نگه مي‌دارند، بلكه تمامي تحريم‌هاي اقتصادي را ملغا كرده و بدون پيش‌شرط مي‌توانند رايس و متكي با هم گپ زده و نسكافه نوش جان كنند! گور باباي حقوق بشر و سانسور و اختناق و تهديد آزادي‌هاي فردي و مذهبي و حكم قصاص نوجوانان و سنگسار در ايران!
    و اين همان پيام خطرناكي است كه غرب دارد به دولت‌هاي قلدر مي‌دهد. درصورتي كه آمريكا و اروپايي‌ها براي اينكه حسن نيت خود را ثابت كنند و نشان دهند كه تا چه اندازه ژست دموكراسي‌خواهي و آزادي‌طلبي در آنها واقعي است، بايد چنين مشوق‌هايي را به دولت‌هاي سر به راهي مي‌دادند كه همواره به خواست جامعه‌ي جهاني احترام گذاشته و هيچگاه از حربه‌ي تهديد براي حصول به نتيجه استفاده نكرده‌اند.

سولانا مي كوشد تا جنگ ديگري درنگيرد!


    از ديگر سو، رهبران ايران هم نشان داده‌اند كه افراد بسيار جاه‌طلب و حريصي هستند و هيچگاه زمان درست پيشروي يا عقب‌نشيني، صلح يا جنگ را درنمي‌يابند. از اين رو، همانگونه كه در ماجراي فتح خرمشهر حاضر به پذيرش صلحي شرافتمندانه و غرورآميز نشدند تا اينكه جام زهر را خوردند. امروز هم آنقدر براي اين بسته‌هاي تشويقي ناز مي‌كنند تا سرانجام يا مجبور به خوردن جام زهر دوّم شده و يا سرنوشت صدام‌حسين را تجربه كنند.

    بنابراين، لطفاً آقاي لاريجاني عزيز!
   يه كاري كن اين احمدي‌نژاد نازنين بي‌خيال كيك زرد شود و بگذار براي يكبار هم كه شده، ماجرايي بدون آبروريزي و به نفع همه مردم جهان تمام شود، نه مانند ماجراي آزادسازي گروگان‌هاي آمريكايي يا قبول قطعنامه 598.
    آنگاه البته در گام بعدي مي‌توانيد كماكان پيگير اين حرف حق خود باشيد كه چرا تمامي خاورميانه از سلاح اتمي پاكسازي نشود؟! و چرا در همه‌ي معادلات، اسراييل را چون يك فرزند عزيزدوردانه بايد نگريست كه از هر محدوديتي معاف است؟ 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 18:22  توسط نگار سلیمانی  | 

    كمتر كسي مي‌توانست فكر كند كه وقتي وزير 8 ساله و وفادار دولت سيد محمّد خاتمي در بخش مسكن به صحن قرمزرنگ مثلث شيشه‌اي بيايد، اينگونه سياست‌هاي پفكي دولت احمدي‌نژاد به لرزه نيافتد! امّا در آن سو، كمتر فردي را هم شايد بتوان سراغ گرفت كه گمان مي‌كرد يك دولتمرد همزبان با علي دايي، اينگونه شفاف حرف دل مردم را در باره‌ي قهرمان نامي ورزش ايران بر زبان آورد و به انتقاد از وي بپردازد! آن هم دولتمردي كه ظاهراً قرابتي با ورزش و فوتبال هيچگاه نداشته است.
   امّا امشب در مثلث شيشه‌اي اين اتفاق افتاد و  ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 23:56  توسط نگار سلیمانی  | 

احمدرضا بهارلو


    فكر كنم خيلي از بينندگان و شنوندگان بخش فارسي صداي آمريكا كه شب گذشته نظاره‌گر برنامه‌ي ميزگردي با شما بودند، از شنيدن اين پرسش از دهان احمدرضا بهارلو لذت بردند. او خطاب به كارشناس عاليرتبه‌ي ناسا كه از قضا يكي از هموطنان دزفولي ما بود، گفت: شما براي موفقيت پروژه‌هايتان و رسيدن به هدف نهايي يعني سفر امن انسان به مريخ، چقدر بودجه لازم داريد؟ و وقتي كه شنيد اين رقم فقط حدود 400 تا 500 ميليون دلار در سال است؛ با شگفتي و افسوس گفت: «چگونه است كه دولت‌هاي جهان حاضرند براي جنگ‌افروزي و هزار جور مخارج كم‌اهميت ديگر صدها و هزارها برابر اين رقم را هزينه كنند، اما براي پيشبرد علم و تسخير فضا از تأمين چنين رقم نازلي باز مي‌مانند؟! واقعاً آدم افسوس مي‌خورد ...»
    و اين همان پرسشي است كه بسياري از متفكرين و مصلحين اجتماعي از هر دو سوي عالم، سالهاست كه مطرح مي‌كنند و اينك خوشحالم كه رسانه‌ي دولتي آمريكا نيز به صورت غير مستقيم از دولتمردان خود انتقاد كرده و آنها را با اين چالش مواجه مي‌سازد كه چرا وقتي ارتش آمريكا ماهي 10 ميليارد دلار فقط در عراق هزينه مي‌كند، در تأمين 400 ميليون دلار براي پژوهش‌هاي فضايي‌اش در مريخ نفس كم‌ مي‌آورد؟!
    مي‌بينيد! انگار آسمان هر كجا همين رنگ است و هنوز بايد سالها منتظر ماند تا نخبگان و فرهيختگان واقعي قدرت و مديريت را در جهان بدست گيرند.
به هر حال اعتراف مي‌كنم كه بايد يك امتياز مثبت به احمدرضا بهارلو داد و اميدوار بود كه او منش مستقل‌تري را در برنامه‌هاي خود دنبال كند.

دم‌نوشت: تصور كنيد يكي از مجريان تلويزيون ايران قرار بود در يك برنامه‌ي زنده همين پرسش را به نحوي ديگر مطرح سازد و يا از مهمان خود در سازمان انرژي اتمي بپرسد: آيا بهتر نبود به جاي صرف چنين هزينه‌هاي گزافي براي آزمايش‌هاي هسته‌اي و تحميل فشارهايي مضاعف به مردم ايران در اثر تحريم‌هاي اقتصادي، دولتمردان ما مي‌كوشيدند تا با اعلام خلع سلاح يك‌طرفه و انحلال تدريجي نيروهاي نظامي خود، عملاً نشان مي‌دادند كه تا چه اندازه صلح‌طلب بوده و براي ارتقاي امنيت جهاني ارزش قايل هستند؟ درست مانند كاري كه مردم و دولت كاستاريكا كردند و اينك يكي از مرفه‌ترين و امن‌ترين و شادترين مردم آمريكاي لاتين به شمار مي‌روند. واقعاً تصور مي‌كنيد چه بلايي سر آن مجري بخت‌برگشته مي‌آمد؟!
    بياييم ظرفيت نقدپذيري خود را بالا ببريم ...

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 20:19  توسط نگار سلیمانی  | 

امشب در برنامه مثلث شيشه‌اي، به بهانه‌ي سالگرد شهادت دكتر مصطفي چمران، برادر ميراث‌خوارش كه 9 سال از او كوچكتر است، مهمان برنامه بود. درست مثل شمس كه تا مدتها به بهانه جلال آل احمد در رسانه حضور مي‌يافت ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 23:8  توسط نگار سلیمانی  | 

    مي‌دانم كه روزگار خوشي نداري و حتي هم بندي‌هايت نيز تو را راحت نمي‌گذارند ... اما باور كن كه سحر نزديك است ...

تولدت مبارك ليلاي عزيز من:

براي ليلا كه دوستش دارم ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 15:48  توسط نگار سلیمانی  | 

    قرار بود امشب – 22 خرداد 87 - به بهانه چهارمين سالگرد قيام پرشور زنان آزاده ايراني در 22 خرداد 1383 و تولد كمپين يك ميليون امضاء، احمدرضا بهارلو به كمك خانم دكتر بتول عزيزپور، نويسنده و شاعر ايراني مقيم پاريس، به تحليل و ريشه‌يابي اين قيام الهام‌بخش بپردازند.
    امّا به طرز شگفت‌انگيزي، خانم بتول عزيزپور، بحث را با انحرافي پرسش‌برانگيز ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 23:35  توسط نگار سلیمانی  | 

در آستانه چهارمین سالگرد ۲۲ خرداد «روز همبستگی زنان» قرار داریم. اکنون ۲ سال از تجمع ۲۲ خرداد میدان هفت تیر گذشته است، طی این ۲ سال ما شاهد اتفاقات بسیاری در جنبش زنان کشورمان بوده ایم از جمله تولد کمپین یک میلیون امضاء، در عین حال تفسیرها و برداشت های متفاوتی هم از تجمع ۲۲ خرداد میدان هفت تیر شده است. آن تجمع برای هر کدام از ما یک تجربه بود و شما هر کدام خاطره ایی از آن واقعه دارید ... " ۲۲ خرداد از دل جمع هم اندیشی زنان بیرون آمد و ترکیب جمع هم اندیشی به گونه ای بود که برای همفکری دور هم جمع شده بودند. در واقع هم اندیشی در عین حال که یک تمرین دموکراسی برای ما بود می توانست پایه استواری برای همبستگی در جنبش زنان بوجود بیاورد که نمود آن را شاید بتوان در ۲۲ خرداد ۸۴ دید اما سال بعد که می خواستیم سالگرد ۲۲ خرداد را برگزار کنیم این همبستگی متاسفانه اتفاق نیفتاد ... اگر ما آن ائتلاف و همبستگی که بر سر حداقل مطالباتمان در ۲۲ خرداد ۸۴ داشتیم حفظ می کردیم شاید الان لازم نبود این عقب نشینی را داشته باشیم. بینید، درخرداد ۸۴ تقریبا همه نحله های فکری و اندیشه های متفاوت گرد هم آمده بودند و به همین دلیل از استقبال عمومی بیشتری برخوردار شد ... هرچه بود با همه آن تردیدها در آخر به این جمع بندی رسیدم که برگزاری تجمع از برگزار نشدنش دستاوردهای بیشتری خواهد داشت و به اتفاق بسیاری از همکارانم که دونفر از آنها خواهرم و همسرم بودند به تجمع میدان هفت تیر رفتم ... می گفتم به نظر من ارزشش را داشت یعنی من فکر می کنم آن هزینه ای که پرداخت شد در برابر چیزهایی که برای جنبش زنان بدست آمد، کمتر بود ...

منبع

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 14:21  توسط نگار سلیمانی  | 

فیلترینگ وبلاگ‌ها و سایت‌های شخصی و خبری امری مخالف اصول اولیه آزادی بیان و عقیده، حقوق بشر، گردش آزاد اطلاعات،‌اعلامیه جهانی حقوق بشر (كه دولت ایران رسما آن را امضا نموده است) و حتی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سریعا نسبت به پایان این روند اسفبار اقدام كند.

ما جمعی از وبلاگ‌نویسان ایرانی، بدینوسیله اعتراض شدید خود را نسبت به روند تحدید آزادی بیان و عقیده در ایران كه با روی كار آمدن دولت نهم روبه فزونی گذاشته اعلام كرده و خواهان رفع فیلتر از تمام وبلاگ‌های فیلتر شده در سال‌های اخیر هستیم.

 

دوستان وبلاگ‌نویسی كه تمایل دارند امضایشان در پای این بیانیه درج شود، به تارنمای بوی خاك مراحعه كنن 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 13:45  توسط نگار سلیمانی  | 


برنامه تفسير خبر بخش فارسي صداي آمريكا، ديشب با حضور آقايان مهرداد خوانساري، سيروس آموزگار و عليرضا حقيقي كوشيد تا با هدايت جمشيد چالنگي به تحليل اين پرسش بپردازد كه چرا عباس پاليزدار، يار غار محمود احمدي‌نژاد بايد در چنين مقطعي اقدام به چنين افشاگري‌هاي حيرت‌انگيزي كند؟!
جالب اينكه پس از مدتها دكتر عليرضا حقيقي نيز مهمان ماهواره‌اي برنامه از تورنتو كانادا بود، چرا كه چالنگي مي‌پنداشت اينبار ديگر حقيقي توانايي دور زدن موضوع يا انداختن توپ به زمين حريف را ندارد! و البته بايد اعتراف كرد كه زياد هم اشتباه محاسبه نكرده بود!
راستش آنقدر رژيم جمهوري اسلامي دارد گاف‌هاي وحشتناك مي‌دهد كه حتي از عهده ناظران بي‌طرفي چون عليرضا حقيقي نيز ديگر كاري ساخته نيست!
امّا آنچه كه مسلم مي‌نمايد، احساس خطر عجيبي است كه باند محمود احمدي‌نژاد متوجه آن شده؛ احساسي چونان قدرتمند كه محمود را واداشته تا به نوعي خودزني سياسي دست بزند و دقيقاً بر مبناي همان ضرب‌المثل معروف عمل كند كه «ديگي كه براي من نمي‌جوشد، مي‌خواهم سر سگ در آن بجوشد.»



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 15:51  توسط نگار سلیمانی  | 

بدون شرح!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 23:39  توسط نگار سلیمانی  | 

    يكي از تلويزيون‌هاي عجيب و غريب فارسي زبان كه توسط يك يهودي ايراني‌تبار به نام «داور» اداره مي‌شود، اخيراً اقدام به معرفي چهره‌اي جديدي به نام «شانتي» كرده است. يك جوان 32 ساله قوي هيكل با لباسي تماماً سپيدرنگ و دستمالي به رنگ سبز كه بر روي سرش مي‌بندد و شنوندگان خود را با لحني تأمل‌برانگيز به صلح و دوستي و رفاقت دعوت مي‌كند (شانتي به معناي صلح است).
  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 11:20  توسط نگار سلیمانی  | 

اين تصاوير را همزمان با ايام سالگرد ارتحال بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران در زير پل مديريت تهران (منطقه سعادت‌آباد – جنب بزرگراه چمران) گرفته‌ام. اين نوجواني كه مي‌بينيد، شايد هفت يا هشت بار تلاش كرد تا بتواند اين كيسه‌ي بزرگ زباله را بر دوش كشد!
آقاي احمدي‌نژاد اخيراً در اجلاس فائو در رم اعلام كرده است كه مي‌تواند مشكل تأمين غذا را براي كل جهان حل كند. شهرداري تهران هم كه پيشتر به سفارش جناب چمران، تصميم گرفته بود تا چند ميليون دلاري را به مردمان بيروت – عروس خاورميانه – اهدا نمايد.
مي‌گويم: شايد بهتر آن باشد كه به جاي بهشت كردن جهان، نخست بكوشيم تا سرزمين خودمان جهنم نشود. آيا اين درخواست بزرگي است؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 0:42  توسط نگار سلیمانی  | 

انفورماتيك، هوا فضا، مدل‌هاي زيبارو، خوانندگان، موسيقيدانان، ورزشكاران، سياستمداران، خبرنگاران، آرشيتكت‌ها، دانشمندان، عكاسان، مربيان فوتبال، كشيشان و رهبران مذهبي، بدل‌كاران، هنرپيشه‌هاي سينما، آموزگاران، رانندگان، خلبانان، شكارچيان و يا ...
نه! هيچكدام از ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 23:47  توسط نگار سلیمانی  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 16:26  توسط نگار سلیمانی  | 

این عکس که توسط خبرگزاری فرانسه در نخستين روز ماه ژوئن - ۴ روز پيش - به سراسر جهان مخابره شد حیرت و غم بزرگی در بین ورزشکاران سراسر جهان به ویژه دوچرخه سواران بوجود آورد ...

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 16:19  توسط نگار سلیمانی  | 

 

وبلاگ‌نویسان فارسی با موج سبز همراه شوید!

سپهر سلیمی نویسنده وبلاگ دوستداران حیوانات و محیط زیست موج سبز وبلاگستان را در آستانه‌ی آیین‌های بزرگداشت سی و ششمین سالگرد روز جهانی محیط زیست (پنجم ژوئن) به راه انداخته است. او می‌گوید:

قبلاً قرار بود که وبلاگ‌ها در روز ۱۶ خرداد (روز جهانی محیط زیست) مطلبی درباره محیط زیست بنویسند. اما با توجه به کمبود زمان و هم‌چنین تعطیلات چند روزه در فراخوان جدید از وبلاگ‌های فارسی درخواست شده که در هفته محیط زیست (۱۶ تا ۲۲ خرداد) مطلبی مرتبط با محیط زیست بنویسند.

از همه وبلاگ‌نویسان فارسی دعوت می‌شود در این طرح مشارکت و همراهی داشته باشند.
پس وعده‌ی ما در سبزترین روزهای سال ، ۱۶ تا ۲۲ خرداد ماه ۸۷، روزهایی که وبلاگستان را به کمک هم از همیشه سبزتر خواهیم کرد. نیازی نیست که مطلب شما تخصصی باشد، هدف این است که هر کس بر اساس دیدگاه خود و مخاطبان وبلاگش مطلبی مرتبط با محیط زیست بنویسد.

همه با هم ۱۶ تا ۲۲ خرداد مطلبی مرتبط با محیط زیست خواهیم نوشت.


با هم ۱۶ تا ۲۲ خرداد مطلبی مرتبط با محیط زیست خواهیم نوشت

محمد درویش در وبلاگش مهار بیایان زایی در ارتباط با موج سبز وبلاگستان می‌نویسد:

طرفداران محیط زیست دست کم ۳۶ سال است که در چنین روزی فریاد می‌زنند، اشک می‌ریزند، مقاله می‌نویسند، فراخوان می‌دهند، همایش راه می‌اندازند، برنامه رادیویی و تلویزیونی می‌سازند، فرهنگ‌سازی می‌نمایند، در تحصن و راهپیمایی حاضر می‌شوند، تشکل محیط زیستی برپا می‌دارند، امضا جمع کرده و برای مقامات تومار می‌فرستند ... و خلاصه هر یک به فراخور توان و تخصص و عشق خویش به محیط زیست، نهایت تلاش خود را می‌کنند تا توجه مردم و مسئولین را آن‌گونه که شایسته است به حفظ محیط زیست ایران عزیزمان جلب کنند.

امّا به نظر می‌رسد تا زمانی که این عشق به حفاظت از طبیعت آنقدر قدرتمند نشده باشد که بتواند در قالب احزاب سبز به صحن بهارستان راه پیدا کند، نخواهد توانست از حقوق طبیعت و اجرای درست اصل پنجاهم قانون اساسی کشور، به شکلی سزاوارانه حراست و حمایت کند...
و برای اعلام موجودیت احزاب سبز، راه درازی باید طی شود .

محمد درویش می‌گوید:

پس پیش به سوی روزی که در آن علاوه بر اینکه همه‌ی نویسندگان وبلاگ‌های فارسی‌زبان از محیط زیست می‌نویسند؛
همه‌ی خبرنگاران و سردبیران روزنامه‌های پرشمارگان کشور هم سرمقاله‌ی خود را به محیط زیست اختصاص دهند؛

همه نقاشان با الهام از محیط زیست وطن آثاری ماندگار بیافرینند؛

همه شاعران به یاد محیط زیست و طبیعت زیبای ایران قطعه‌ای مانا بسرایند؛

همه‌ی خوانندگان از محیط زیست و برای محیط زیست ترانه بخوانند؛

همه‌ی آموزگاران مقاطع ابتدایی و متوسطه از عشق به طبیعت و حرمت محیط زیست برای شاگردان‌شان سخن بگویند؛

و همه‌ی مردم به احترام محیط زیست، برای یک ساعت از هر وسیله‌ای که طبیعت را آلوده می‌کند، استفاده نکرده و به احترام این بستر زیبا و این موهبت اهورایی، بر آرامشش بیافزایند . . .

پیوست:

این هم حمایت دکتر مهدی بوترابی عزیز

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 12:8  توسط نگار سلیمانی  | 

    پنجم جون، روز جهانی محيط زيست، از راه می رسد ـ روزی که سی و شش سال از اولين برگزاری آن می گذرد و به خاطر تلاش های دايمی فعالين محيط زيست در سراسر جهان  نتايج با ارزشی به همراه داشته است. کوشش هايي که ظرف اين سه دهه انجام شده از يک سو شامل آموزش و آگاهی دادن به مردمان در مورد حفظ محيط زيست و محيط طبيعی همه ی زندگان روی کره ی خاک شده و، از سوی ديگر، ناگزير کردن دولت ها به ايجاد و اجرای قوانينی در جهت ممنوع کردن بهره برداری های غير اصولی و زياده روی در استفاده از منابع طبيعی بوده است.
بخشی از آنچه که امروزه به عنوان دلايل نابودی محيط زيست شناخته شده اند عبارتند از آلوده کردن آب ها، آلوده کردن زمين و خاک، نابودی جنگل ها، آلوده کردن هوا، نابودکردن و تخريب تالاب ها، درياها و درياچه ها، نابود کردن حیات وحش، و بسياری اعمال ديگر که بی توجهی و تخريب آن ها  با خود فاجعه هايي غير قابل جبران، همچون افزايش دمای زمين، تغييرات آب و هوا، تغييرات جوی، ازدياد سيل ها و توفان ها و بالاخره نابودی لايه ی اوزن را به بار می آورد و، اين ها نيز با خود افزايش بيمارهای فيزيکی و روانی ـ از بيماری های تنفسی گرفته تا افسردگی، بدنيا آمدن انسان هايي ناقص، و مرگ و ميرهای زودرس را بدنبال می آورد.
محيط زيست شناسان معتقدند که اگرچه گسترش تکنولوژی و ايجاد کارخانه های صنعتی ممکن است خطرات بالقوه ای برای محيط زيست و محيط طبيعی داشته باشند اما اين خطر نه در ذات اين فعاليت ها که بيشتر از بهره برداری نادرست، حريصانه، و سودجويانه از منابع طبيعی از يک سو، و بی توجهی مدام نسبت به حفظ محيط زيست، از سويي ديگر، ناشی می شود.
متأسفانه  ايران، به ويژه در چند ساله ی  اخير، به دليل بی توجهی دولت و مسئولان زيست محيطی، گرفتار بدترين اشکال تخريب محيط زيست و ميراث طبيعی شده است؛ به طوری که در ارتباط با آلودگی هوا، آلودگی خاک، نابودی تالاب ها و جنگل ها، و همچنين بهره برداری نامعقول از ميراث طبيعی، سرزمين ما در رديف های اولين تخريب کنندگان محيط زيست و ميراث طبيعی بشری قرار گرفته است.
بنياد ميراث پاسارگاد، که سال جاری را «سال ميراث های فرهنگي و طبيعی» اعلام کرده، لازم می داند که، همزمان با فرا رسيدن روز جهانی محيط زيست، يک بار ديگر همگان را به حفظ محيط زيست و حفظ ميراث های طبيعی و بشری فرا بخواند.
در عين حال، بنياد ميراث پاسارگاد بدينوسيله اعلام می دارد که خود را با سازمان های غيردولتی و مردم نهاد ايران، که خواسته اند در روزهای 16 تا 22 خرداد، در راستای ايجاد آگاهی و آشنايي مردمان با محيط زيست و ميراث های طبيعی ايرانزمين، «موجی سبز» ايجاد کنند همدل و همراه می داند.


 
شکوه میرزادگی
از سوی بنياد ميراث پاسارگاد
سوم جون 2008

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 11:57  توسط نگار سلیمانی  | 


سه شنبه گذشته، موسسه معتبر گالوپ اين پرسش را با شهروندان آمريكايي مطرح كرد كه آيا شما نيز طرفدار گفتگوي بي قيد و شرط با ايران هستيد يا خير؟
پاسخ را شب گذشته احمدرضا بهارلو، در برنامه ميزگردي با شما با مهمان برنامه‌اش، دكتر كالابريزي، استاد دانشگاه آمريكن مطرح كرد. وي گفت: 6 نفر از هر 10 شهروند آمريكايي به اين پرسش پاسخ مثبت داده بودند. به ديگر سخن، از هم‌اكنون مشخص است كه يكي از انتقادهاي جدي مك كين از اوباما كه وي را به دليل پيشنهاد گفتگوي بدون قيد و شرط با ايران و كوبا به چالش كشانده و او را متهم به بي‌تجربگي سياسي كرده بود، از نظر مردم آمريكا و رأي دهندگان در نوامبر 2008 اعتباري كه ندارد، هيچ؛ يك نكته مثبت هم براي اوباما محسوب مي‌شود.
شاهدي ديگر كه نشان مي‌دهد، جمهوري‌خواهان از هم‌اكنون بايد براي سال 2012 برنامه‌ريزي كرده و بي‌خيال كاخ سفيد در دوره 2008 الي 2012 شوند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 4:46  توسط نگار سلیمانی  | 

هر چند هنوز چند ساعتي تا پايان رسمي انتخابات در دو ايالت داكوتاي جنوبي و مونتانا باقيمانده است، اما همه چيز حكايت از آن دارد كه هيلاري كلينتون، پس از آنكه نتوانست حمايت جيمي كارتر به عنوان يكي از رهبران پرنفوذ حزب دموكرات را بدست آورد، پذيرفته است كه بايد هر چه در توان دارد به كار بندد تا اوباما بتواند به كاخ سفيد راه يابد.
و اين شايد پايان تراژدي غم‌بار خانواده‌ي كلينتون‌ها در صحنه‌ي سياست آمريكاست. چرا كه فرزندان آنها نيز بارها اعلام كرده‌اند كه هرگز شركت در صحنه داغ سياست براي آنها جذابيتي نداشته و نخواهد داشت.
بي شك پيروزي اوباما و اتحاد اغلب رهبران پرنفوذ اردوگاه دموكرات‌ها و بيشتر ابرنماينده‌هاي قدرت‌مدار حزبي بر روي اين جوان سياهپوست آفريقايي‌تبار، حكايت از آن دارد كه جامعه‌ي امروز آمريكا تا چه اندازه از سياست‌بازي كهنه سياستمدارهاي نومحافظه كار خود خسته شده و شديداً نياز به تزريق خون تازه و نگرش جديد دارد.
و اين همان كابوسي است كه مك كين و جمهوري‌خواهان طرفدارش سخت از آن بيمناكند. در حقيقت، شايد تنها كسي كه در اردوگاه جمهوري خواهان مي‌توانست به عنوان يك رقيب جدي در برابر اوباما قدعلم كند، كسي نبود جز بانوي مقتدر ساختمان وزارت خارجه، كاندوليزا رايس. فردي كه بي شك در انتخابات 2012 مي‌تواند رقيبي جدي براي اوباما به حساب آيد؛ اگر باراك نتواند به وعده‌هايي كه داده است عمل كند.
بنابراين، از همه طرفداران عزيز جمهوري‌خواه مي‌خواهم كه انتخابات 2008 را فراموش كرده و از هم‌اكنون در انديشه راهكارهايي باشند كه به مدد آنها بتوانند براي پيروزي رايس قدمي استراتژيك بردارند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 0:4  توسط نگار سلیمانی  | 


    امشب – 13 خرداد 87- مهدي كروبي مهمان رضا رشيدپور در برنامه‌ي پرطرفدارش، مثلث شيشه‌اي بود. فردي كه صراحتاً اعلام داشت كه بيش از 50 درصد امكان دارد كه در دوره‌ي بعد مجدداً كانديداي رياست جمهوري شود و باز مؤاكداً تأييد كرد كه از هم‌پيمانان خود در مجلس هشتم خواسته است تا به علي لاريجاني رأي دهند، چرا كه او را فردي قدرتمندتر در مقام رياست مجلس مي‌داند. البته شيخ ساده دل ما اين را هم اضافه كرد كه توصيه من به كانديداهاي رياست جمهوري دوره بعد اين است كه اصلاً نخوابند! تا آن بلايي كه سر وي آمد (منظور اعلام نام احمدي‌نژاد به جاي وي به عنوان رقيب هاشمي رفسنجاني در دوره دوم در دقيقه 90)، سر ديگران نيايد!
    اما از اين نكات طنزآميز مصاحبه مهدي كروبي كه بگذريم، مي‌رسيم به دو رويداد مستندي كه در زمان مجلس سوم اتفاق افتاد؛ مجلسي كه كروبي رياست آن را برعهده داشت. وي براي آنكه نشان دهد امام خميني تا چه اندازه به شعار «ميزان رأي ملت است» پايبند است، گفت: يكبار ما قانوني را در مجلس تصويب كرديم كه بعداً متوجه شدم، امام از تصويب اين قانون بسيار ناراحت شده است، اما حاضر نشد كه ناخشنودي خود را علني سازد؛ امّا من فرداي آن روز يك طرح دوفوريتي به صحن مجلس بردم و سازمان بهزيستي را مجدداً به نهاد نخست‌وزيري ملحق نمودم كه بعدها هم زير نظر رياست جمهوري به فعاليت خودش ادامه داد!
    آخه يكي نيست بگويد: اگر امام مخالف اعمال سليقه خود بود، تو چرا بر خلاف آن رفتار كردي؟ و اگر چنين كردي، چرا امام مجدداً به شما تذكر نداد؟!
    مورد دوّم كه از اولي هم خنده‌دار‌تر بود، مربوط مي‌شود به قانوني در باره وزارت اطلاعات كه امام از ورود اين بحث به مجلس ناراحت بودند، امّا خودشان گفتند: چون فكر نمي‌كردم رأي بياورد، به شما تذكر ندادم!! ولي متأسفانه رأي آورد و حتي آقاي هاشمي رفسنجاني وقتي ناخشنودي امام را ديد، گفت: اگر اجازه دهيد همين فردا قانون را عوض كنيم! كه البته امام اجازه ندادند!
    حقيقت اين است كه با استماع اين گفتگوي خنده‌دار بيش از پيش به اين باور رسيدم كه امام تا چه اندازه ديكتاتور و خودرأي بوده  و حتي در مورد گران شدن هر كالايي هم دستور داده بود تا مراتب را پيش‌تر به آگاهي‌اش برسانند!
   جالب اينكه گاف‌هاي مسلسل‌وار جناب كروبي چنان گل انداخته بود كه رسانه جناب ضرغامي هم بيش از 30 دقيقه بر وقت برنامه رضا رشيدپور افزود (البته باز هم تعداد شرکت کنندگان در مسابقه پیامک برنامه به ۷۷ هزار نفر هم نرسید)! رشيدپور هم ترجيح داد فقط از حال و روز فرزند دوم (تقي) كه جانباز است و فرزند آخري (ياسر) كه كمك حال مادرش است بپرسد و هيچ اشاره‌اي به دو فرزند ديگر كروبي نكند!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 0:20  توسط نگار سلیمانی  | 

به موج سبز بپيونديد


     بروبچه‌هاي زيست‌محيطي در وبلاگستان، طرحي نو درانداخته‌اند و مي‌خواهند به مناسبت روز جهاني محيط زيست (پنجم ژوئن) سبزترين مطالب و انديشه‌هاي خود را منتشر سازند. بخصوص كه امسال، سال كبيسه بوده و براي همين، پنجم ژوئن با 15 خرداد كه همواره در ايران عزاي عمومي است، مصادف نشده و به 16 خرداد افتاده است!

 

مي شود براي كودكان امروز زميني زيباتر تدارك ديد ...


     آنها از همه وبلاگنويسان خواسته‌اند كه در فاصله برپايي آيين‌هاي هفته محيط زيست در ايران، يعني 16 تا 22 خرداد ماه، دست كم يك پست از وبلاگ‌هاي خود را به اين موضوع اختصاص داده و بنويسند و بنويسيم كه چرا محيط زيست ما آني نيست كه بايد باشد؟! البته هر چيز ديگري كه بتوان آن را به طبيعت و محيط زيست ربطش داد هم مي‌توانند بنويسند.

    خلاصه اينكه مهم اين است كه به آن گروه از مديران ضد محيط زيست در ايران نشان دهيم كه ديگر دوره تاخت و تاز در طبيعت ايران به بهانه توسعه و سدسازي و جاده‌كشي و كارخانه زدن و اشتغال‌زايي آبكي و كوتاه مدت گذشته است. اشتغال‌زايي هنگامي افتخارآفرين است و به همين ترتيب، جاده‌كشي زماني غرورآفرين است كه به خاطرش حيات طبيعت و حق نسل‌هاي آينده و كودكان امروز را پايمال نكنيم.

 

موج سبز را دريابيد


     اميدوارم استقبال شايسته‌اي از اين دعوت به عمل آيد و نشان دهيم كه حداقل در بين نويسندگان صاحب وبلاگ، محيط زيست ارج و قرب بالايي در ايران دارد.
     براي آگاهي بيشتر از موج سبز وبلاگستان مي‌توانيد به وبلاگ سپهر سليمي مراجعه فرماييد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 8:15  توسط نگار سلیمانی  | 

    خبرهاي رسيده از توافق جديد سران حزب دموكرات بر سر نحوه‌ي احتساب هیأت‌های نمایندگی ایالت‌های فلوریدا و میشیگان حكايت از آن دارد كه باراك اوباما يك گام مهم ديگر به پيروزي بر رقيب هم حزبي‌اش نزديك‌تر شده است.

    ضمن دعوت براي خواندن خبر بي بي سي، مي‌خواستم بدانم سياوش 64 در چه روز و روزگاراني به سر مي‌برد؟!

توافق حزب دمکرات و ضربه انتخاباتی به کلینتون

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 2:49  توسط نگار سلیمانی  | 

اين پسربچه كنيايي را نگاه كنيد كه چه بلايي هموطنانش به سرش آورده‌اند ... به راستي اين همه خشونت و نفرت ريشه در چه دارد؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 8:52  توسط نگار سلیمانی  | 


برژينسكي را نسلي كه در بهمن 1357 انقلاب كرد، خوب مي‌شناسد. او در حقيقت دست راست جيمي كارتر رييس جمهور وقت آمريكا بود و هنوز كه هنوز است، بسياري از سلطنت‌طلبان مخالف رژيم كنوني ايران، بر نقش پررنگ وي در سقوط دومين و آخرين پادشاه سلسله پهلوي در ايران تأكيد مي‌ورزند.
اما برژينسكي همچنان در صحنه سياست آمريكا در شمار شخصيت‌هاي پرنفوذ به شمار مي‌رود و بسياري حتي بر اين باورند كه قبح رابطه اعراب با اسراييل و فروريزي امپراطوري شوروي سابق را بايد به حساب نوع ديالوگ وي و ديگر تمهيدات هوشمندانه‌ي اين ديپلمات كهنه‌كار آمريكايي گذاشت. به بياني صريح‌تر، برژينسكي در اردوگاه دموكرات‌ها همان قدر اعتبار و احترام دارد كه هنري كسينجر در اردوگاه جمهوري‌خواهان.
از همين رو، مصاحبه اخير وي با خانم ستاره درخشش، مجري بخش فارسي تلويزيون دولتي صداي آمريكا مي‌تواند بسيار حايز اهميت باشد. مصاحبه‌اي كه در آن وي به صراحت اعلام كرد: دموكراسي موجود در همين رژيم كنوني جمهوري اسلامي – با همه‌ي ايرادهايي كه بر آن وارد است – از دموكراسي موجود در برخي كشورهاي منطقه و حتي روسيه كنوني بهتر است! او همچنين به دلايل حمايتش از باراك اوباما اشاره كرد؛ دلايلي كه مي‌توانيد مشروح آن را امشب  - 10 خرداد 87 - در بخش خبري فارسي صداي آمريكا خودتان بشنويد و ببينيد.

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 12:29  توسط نگار سلیمانی  | 


آخرين رده‌بندي كشورها از نظر محدوديت سفر براي شهروندان‌شان، نشان مي‌دهد كه در بين 130 كشور مورد بررسي، ايران در جايگاه 129 قرار گرفته و شهروندان ايراني تنها مي‌توانند به 14 كشور از حدود 200 كشور جهان بدون اخذ ويزا و با سهولت مسافرت كنند كه البته چند تا از اين كشورها هم در همين دور و اطراف هستند و يكي دو تا هم در آمريكاي لاتين! اين در حالي است كه مردمان كشورهايي نظير فنلاند و آمريكا مي‌توانند با سهولت به 130 كشور جهان بدون اخذ ويزا مسافرت كنند. حالا اگر گفتيد آن كشوري كه وضعيتش از ما بدتر است، نامش چيست؟
آفرين! نام آن كشور بزرگ، دوست و برادر «افغانستان» است كه به مدد حضور همچنان قدرتمندانه تروريست‌هاي القاعده و تفكر طالبانيزم، همچنان در رتبه 130 درجا زده است.
راستش هميشه فكر مي‌كنم چرا بايد كشوري كه داعيه صدور انقلاب فرهنگي داشت و آمده بود تا حق مظلومان را از جابران بستاند، حتي نتوانسته آنقدر محبوبيت بدست آورد كه مردمش بتوانند آزادانه در بين كشورهاي مسلمان يا ممالك عضو سازمان غير متعهد‌ها بدون ويزا مسافرت كنند؟ واقعاً اين ننگ را بايد به كجا ببريم؟
تا صحبت از ناامني مي‌شود، مي‌گويند: حالا خوبه مثل افغانستان و عراق نشديم!
تا از گراني سخن به ميان مي‌آيد، مي‌گويند: خبر نداريد كه در افغانستان چه اوضاع مشقت‌باري حاكم است!
تا از خشكسالي مي‌ناليم، مي‌گويند: در افغانستان نان هم گير نمي‌آيد، چه رسد به آب!
تا از سختگيري مذهبي شكايت مي‌كنيم، مي‌گويند: مگر نمي‌دانيد كه آنجا هنوز سنگسار مي‌كنند و دست و پا مي‌برند، آن هم دو برابر ما؟!
تا مي‌گوييم: توان خريد حاملهاي انرژي را نداريم، مي‌گويند برويد خدا را شكر كنيد كه در افغانستان زندگي نمي‌كنيد!
راستي راستي! اگر افغانستان نبود، مي‌خواستيم به چي يا كي دلخوش كنيم؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 21:49  توسط نگار سلیمانی  | 

چرا نقطه ته خط سكوت كرده است؟!


     نويسنده‌ي طناز «نقطه ته خط» كه روزگار درازي در وبلاگستان فارسي به تركتازي مشغول بود و هيچ بني بشري را توان رويارويي با وبلاگ قدرشوكتش را نداشت – حتي نيكان خان پرسرعت و حسين خان درخشنده – از دوم دي ماه 1386 سكوت كرده است! چرا؟!
     حتي چند روزي وبلاگش هم مات شده بود و بالا نمي‌آمد، چه رسد به ناصر خالقي عزيز كه بي‌شك دل خيلي‌ها در ادبيات ديجيتالي امروز ايران، به خواندن نوشته‌هاي متفاوت و نگاه منحصربه‌فردش گرم است.
    او در آخرين پستش به زبان بي‌زباني نوشته بود كه روزگار چندان خوشي ندارد و در «ريكاوري» به سر مي‌برد ...
    از خداوند بزرگ مي‌خواهم تا اين دوران ريكاوري، هر چه زودتر به پايان رسد و ناصر خالديان دوباره به وبلاگستان فارسي بازگردد.

     دمنوشت (به قول خودش)! اينها را نوشتم كه بداند و بدانند كه ياد آدم‌هايي كه براي قلم و انديشه حرمت قايلند، هرگز از ذهن مخاطبين‌شان در دنياي مجازي پاك نخواهد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 14:5  توسط نگار سلیمانی  | 

از نیک آهنگ کوثر عزیز ممنونم که پیام یادداشت دیروز مرا با زبان زیبای نقاشی های طنزآلودش به تصویر کشیده است.

ببینید آخرین کار نیک آهنگ را:

لاريجاني: بدو برو كه گندشو درآوردي!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 9:30  توسط نگار سلیمانی  | 

رضايت لاريجاني!

     «حداد رفتني است! حتي اگر اين رفتن را خودش هم باور نداشته باشد!» امّا آشكار بود كه وقتي در آذرماه 1386 لاريجاني حاضر نشد در ليستي قرار گيرد كه نخستين فرد آن، حداد عادل است و به همين دليل به سوي قم رخت بر بست، يعني كه كانديداي شكست خورده از احمدي‌نژاد، اينبار عزم خود را جزم كرده تا بر كرسي مجلسي تكيه زند كه بيشترين ارادت را در طول تاريخ از يك رييس‌جمهور نشان داد و حتي در صف ايستادند تا مانده نوشيدني احمدي‌نژاد را به عنوان تبرك سركشند. حداد هم البته اين اواخر دوزاري كجش افتاد كه ديگر نمي‌تواند صرفاً با تكيه بر وابستگي سببي با رهبري انقلاب بر كرسي رياست بهارستان جاخوش كند و از همين رو، شروع كرد به يكسري مخالفت‌هاي علني با احمدي‌نژاد. امّا او نيز مانند محمدرضا شاه پهلوي، پيام مردم (بخوانيد رهبران اصول‌گرا در قم) را دير شنيد و به نرمي هر چه تمام‌تر ضربه‌ي فني شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 17:48  توسط نگار سلیمانی  | 

اين عكس فانتزي را در وبلاگ دوست عزيزم ليلا ديدم. به نظر شما حيرت دخترك در مواجهه با اين فرشته لندهور از چيست؟! مسلماً از دامن و بال هاي توري صورتي رنگش نيست! حتي احتمالاً ربطي هم به شكم ورقلمبيده اش ندارد! بلكه ... شما بگوييد اول!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 14:52  توسط نگار سلیمانی  | 

كليك كنيد

پرواز پرندگان
در آبی آسمان هر کجا
چشمانم را
کودکانه به دنبال می کشد
و روحم را
در خواهش گنگ پریدن
خوابهای شبانه ام را
تفسیر می کند
کسی چه می داند
شاید دستهایم
تقدیر بالهای پرواز است
که هنوز چیزی از اوج
به خاطر دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 10:34  توسط نگار سلیمانی  | 

نگاه كنيد كه چگونه زندگي و شن، سبزينه و كوير و رطوبت و خشكي در كنار هم به همزيستي رسيده و مناظري بديع آفريده‌اند ... انگار طبيعت خود مي‌تواند خالق بزرگترين و زيباترين پارادوكس‌‌هاي عالم باشد ...

فقط كافي است باورش كنيم و به قوانينش احترام نهيم ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 11:18  توسط نگار سلیمانی  | 


    يازده سال از روزي ماندگار و جاودانه در تاريخ معاصر ايران مي‌گذرد ...
    يازده سال از روزي كه ايرانيان – فارغ از رنگ و نژاد و مذهب و قوميت – براي آخرين‌بار با صندوق‌هاي رأي جمهوري اسلامي آشتي كردند تا نشان دهند كه زير بار انتخاب تحميلي نمي‌روند ...
    و يازده سال از روزي كه بزرگترين و شكوه‌مندترين «نه» را به حاكمان تماميت‌خواه ابراز داشتند تا ياد بگيرند به شعور مردم احترام نهند و به جاي آنها تصميم نگيرند ...

خاتمي بي شك مردمي ترين رهبر پس از انقلاب ايران است.

    يادتان باشد!
   اگر 15 خرداد 1342 را آغاز نهضت مقابله با رژيم ستمگر شاهنشاهي مي‌دانند، بي‌شك دوم خرداد 1376 نيز آغاز نهضت مبارزه با تحجر و ديكتاتوري مذهبي خواهد بود ... نهضتي كه بسيار زودتر از 15 خرداد 42 به بار خواهد نشست ... ايمان دارم كه چنين خواهد شد و روزي اين آرمان و باور خاتمي عزيز بر سر در دادگستري اين آب و خاك نقش خواهد بست: زنده باد مخالف من.

عكس از وبلاگ هميلا

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 13:46  توسط نگار سلیمانی  | 

رضا ولي زاده


     بازنگار چه خطري مي‌توانست براي حكومتي ايجاد كند كه ادعايش اين است: يك تنه در برابر بزرگترين قدرت‌هاي جهان ايستاده و هيچ تحريم و تحديد و تهديدي نمي‌تواند او را ذره‌اي از آرمان‌هايش به عقب راند.
    اگر اين طور است، پس چرا حتي تحمل بازنگار را هم نداريم و آن را نيز از تيغ سانسور و فيلتر عبور مي‌دهيم؟ آيا جز اين است كه برخي از مديران نابخرد از رواج و انتشار محتواي فارسي بر وب مي‌هراسند؟ آيا جز اين است كه بازنگار به طرز قابل توجهي از اتلاف وقت كاربران فارسي‌زبان در يافتن موضوعات و وبلاگ‌هاي مورد علاقه‌شان مي‌كاست و بدين‌ترتيب به غنا و ساماندهي بهتر و شايسته‌تر مديريت زمان در نزد وبلاگ‌نويسان كمك مي‌كرد.

    آقاي احمدي‌نژاد!
   يادت هست در دانشگاه كلمبيا چه گفتي؟ يادت هست ايرانيان را آزادترين ملل جهان معرفي كردي؟ مفهوم آزادي اين است آقاي احمدي‌نژاد؟!
    ما اگر اين آزادي را نخواهيم، بايد به كه و كجا رفته و فرياد برآوريم؟
    ما دادمان را از كدام نهاد جمهوري اسلامي مي‌توانيم بگيريم؟!
    باور كنيد رضا ولي‌زاده اگر در هر كشور ديگري زندگي مي‌كرد، به دليل خدمات بدون چشمداشتش به اعتلاي فرهنگ وب، مسلماً مورد تقدير و تشويق قرار مي‌گرفت ... اما او نه‌تنها زندان و تهديد را تحمل كرده، بلكه به ارزشمندترين حركتش هم اينك قفل زده‌اند و برچسبي نفرت‌انگيز بر خانه‌ي مجازي‌اش كوبيده‌اند ... چرا؟!

رضا ولي زاده در كنار بهنام قلي پور و بيژن صف سري


     از همين رو، انتظار دارم – دست كم - تمامي وبلاگ‌نويساني كه در بازنگار لينك بودند و مطالبشان در آن محيط مجازي هم به روز مي‌شد، به فيلترينگ بازنگار اعتراض كرده و حداقل يك پست از وبلاگشان را به اين موضوع اختصاص دهند. آيا اين درخواست بزرگي است؟
    همچنين، دوستان مجرب‌تر، مي‌توانند يك پتيشن و يا لوگوي اعتراض فراهم كرده و همه‌ي معترضين به فيلترينگ بازنگار، اين لوگو را در وبلاگ‌هايشان منتشر سازند.
    نبايد سكوت كرد و خاموش ماند.

    در همین باره : 

    - آهای بازنگاری ها شرمنده ام ! - احسان ولی زاده

    - مشاعر درست و خواب راحت، بدون بازنگار - وبلاگ هزاران نقطه

    - فیلتر شدن بازنگار و سکوت مرگبار ما! - احمد جلالی فراهانی

    -  بازنگار فیلتر شد - میترا خلعتبری

    - انعکاس این موضوع در رادیو فردا

 

    پرونده این موضوع در بالاترین

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:9  توسط نگار سلیمانی  | 

خدانگهدار نگاركها ...

     از روز گذشته ایمیلهایی به دستم رسیده که نشان می دهد وبلاگ نگارکها توسط برخی از سرویس دهندگان اینترنت در داخل کشور - از جمله افرانت - فيلتر شده است. لطفاً دوستان اگر اطلاعي دارند دريغ نكنند ... انگار آه عبداللطيف عبادي آخر كار خودش را كرد و يكي از مزدوران رژيم!! كله پا شد ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 11:50  توسط نگار سلیمانی  | 

تصويري از سوگواري يك مادر اهل نجف در مرگ پسرش كه به عنوان عكس منتخب تايم برگزيده شده است ... 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 15:51  توسط نگار سلیمانی  | 

A cloud of smoke and ashes produced by an eruption of the Chaiten volcano rain over Chaiten, Chile. The eruption spewed ash 20 miles into the Andean sky, forcing authorities to evacuate the area.

باز هم بگوييد: زندگي زيبا نيست!

ابري استثنايي در آسمان شيلي ناشي از رخدادي آتشفشاني در ارتفاعات آند كه ۱۰ روز پيش اتفاق افتاده است

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 15:37  توسط نگار سلیمانی  | 

طوفان خوزستان به ايالت هولمند در افغانستان رسيد و آمريكايي ها را اينگونه زمين گير ساخت!

حتي پرندگان نيز از طوفان در كويت دست به شورش زده اند!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 22:47  توسط نگار سلیمانی  | 

عکس برتر هفته از نگاه تایم: May 9 - 15, 2008

شادی یک از طرفداران هیلاری کلینتون در ویرجینیای غربی

به همراه دو تصوير ناب ديگر ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 19:18  توسط نگار سلیمانی  | 

دختري قرمز پوش در ميان سربازاني چكمه پوش!

و شبح یک بانوی قرمزپوش دیگر به روایت:

نیک آهنگ کوثر! 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 10:54  توسط نگار سلیمانی  | 

People crowd around a water tanker to fill their buckets and pots on a hot day in the western Indian city of Ahmedabad.

بحران خشكسالي در سال ۲۰۰۸ يكي از فاجعه بارترين رويدادهاي طبيعي در طول ۲۰ سال گذشته بوده است.

اين عكس از شهر احمدآباد در غرب هندوستان گرفته شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 15:32  توسط نگار سلیمانی  | 

تازه‌ترين خبرها حكايت از آن دارد كه چهار نفر ديگر از متنفذين بلندپايه حزب دموكرات كه از آنها با عنوان «نمايندگان عالي» ياد مي‌شود، ديروز حمايت رسمي خود را از باراك اوباما اعلام كردند؛ موضوعي كه سايت بي بي سي از آن با عنوان: «اوباما یک گام نزدیک‌تر به نامزدی دموکرات‌ها» تيتر زده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 21:13  توسط نگار سلیمانی  | 

يك آموزگار، يك هموطن - بابك اسماعيلي – در كلبه‌ي مجازي‌اش و با بياني دلنشين از خاتمي و آرزوهايش گفته است ...

او خاتمي را در يك واژه خلاصه كرده و زنهار داده است:



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 20:59  توسط نگار سلیمانی  |