
دو سه روزي است كه شبكهي 24 ساعتهي MBC پرشيا بعد از تبليغاتي گسترده و چندرسانهاي، پخش رسمي برنامههاي خود را آغاز كرده و حتي از ساعاتي پيش مرتباً صاحبان كالا و تجارت را دعوت به ارايهي تبليغات خويش در اين رسانه ميكند.
البته در همين مدت اندك نيز، شايد زياد دشوار نباشد تا دريابيم كه تا چه اندازه اين شبكهي تلويزيوني توانسته با سلام و صلوات به خانههاي ايرانيان خسته از فشارهاي اقتصادي و سياسي جامعه و منتظر جنگ وارد شود!
كار بروبچههاي ماهوارهچي و ماهوارهباز اين روزها كاملاً سكه است و همه هم اغلب فقط دنبال يك جهت هستند: نايل ست يا عربست!
حتي به نظر ميرسد يكي از دلايل كاهش فروش چشمگير فيلمهاي روي اكران در اين هفته، پخش 20 فيلم با كيفيت هاليوودي، بدون قطعهاي آزاردهنده، صداهاي ناجور و نوشابههاي اسلامي از MBC پرشيا بوده است!

تبلیغ MBC پرشيا در کنسرت گوگوش در دبی
امّا سؤال اصلي اين است كه چگونه شاهزادههاي محافظهكار سعودي و شركاي عافيتطلب ايشان در امارات متحده عربي حاضر شدند اينگونه در برابر رسانهي قدرقدرت و ثروتمند جمهوري اسلامي صفآرايي كنند؟!
آيا با وجود چنين شبكهاي كه با سيستم صوتي دالبي فيلمهاي خود را عرضه ميدارد، ديگر ميشود فرض كرد كه كسي منتظر ديدن فيلم سينمايي از برنامه سينما يك، يا سينما ماوراء يا سينما چهار و يا سينما گلخانه باشد؟ بقيهي برنامهها كه ديگر جاي خود دارد! در حقيقت، به جز يكي دو برنامهي ارژينال مثل برنامه 90 يا مرحوم مثلث شيشهاي، يا دو دقيقه مانده به صبح و يا تا حدودي، بخش خبري 20:30، كداميك از برنامهها و سريالهاي تلويزيوني رسانهي ملّي ياراي برابري با تنوع خيرهكنندهي برنامههاي برونمرزي را دارد؟!
پس تعارف را كنار بگذاريم: رسانهي ملّي ماهها پيش پذيرفته است كه بايد ورشكستگي خود را در جذب مخاطب ميليوني اعلام دارد؛ حتي پيش از آغاز به كار MBC پرشيا!
امّا اگر از جهتي ديگر به اين موضوع بنگريم، آنگاه درخواهيم يافت كه مسئولين جمهوري اسلامي شايد زياد هم از اين بابت نگران نباشند كه هيچ، خوشحال هم باشند! چرا كه آنها عملاً نشان دادند كه توان رؤيارويي با شبكههايي چون بخش فارسي صداي آمريكا را ندارند و اين رسانه به مرور در صدر ليست رسانههاي پربينندهي فارسيزبان قرار گرفت. امّا اينك ممكن است به مدد شبكههايي چون MBC پرشيا و TV پرشيا بخشي از مردم را وادارند كه به جاي گوش سپردن به برنامههاي سياسي صداي آمريكا، با اين دو شبكهي تلويزيوني متنوع و البته غيرسياسي روزگار خوشتري را سپري كنند!
و بدينترتيب، MBC پرشيا ميتواند به ستاره بخت جمهوري اسلامي بدل شود، هرچند همچنان و با اين رويه معتقدم كه چون بختك، دستگاه رسانهي ملي را به ورشكستگي كامل نزديك ميكند، مگر آنكه مجوز برپايي راديو تلويزيونهاي خصوصي هر چه سريعتر داده شود و شوراي نگهبان قرائتي جديدتر را به مدد مجمع تشخيص مصلحت نظام از قانون اساسي ارايه دهد!




































