تبليغاتX
نگارک‌ها

نگارک‌ها

نگاه هشت وبلاگ‌نویس به زشت و زیبای زندگی


صبح امروز، حسن قشقاوي در ديدار با خبرنگاران كاري كرد كه شايد بتوان از آن با عنوان لحظه تحول در جمهوري اسلامي ايران نام برد. در حقيقت اگر خودم اين مصاحبه را نمي ديدم و با گوشهاي خودم نمي شنيدم، باورم نمي شد كه ممكن است يك انسان تا اين حد فرومايه باشد.
درگرماگرم مصاحبه ناگهان صدايي از يك خبرنگار شنيده شد كه از قشقاوي پرسيد: با توجه به دستگيري فائزه هاشمي، نظرتان در باره خواستگار ايشان كه از بين شيوخ عرب است، چيست؟! آنگاه شليك خنده همه جا را گرفت ... اما جالب تر و حيرت آورتر پاسخ سبكسرانه قشقاوي بود كه با طنزي گزنده گفت: فكر كنم با توجه به اينكه ايشان همسر و فرزند دارند، خودشان بايد در اين مورد پاسخ بدهند!!
يعني فكر مي كنيد باز هم هاشمي رفسنجاني در برابر اين توهين آشكار سكوت خواهد كرد؟!
به نظر من جنگ قدرت در جمهوري اسلامي ايران به مرزهاي خطرناكي دارد مي‌رسد.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 14:26  توسط نگارک  | 

کروبی امشب هم – 6 خرداد 88 -  در گفتگو با حیدری، مجری باسابقه سیما، برگ برنده خود را در وقت اضافه رو کرد و در حالی که چند دقیقه از وقت قانونی 45 دقیقه هم سپری شده بود، از شورای نگهبان خواست تا صلاحیت آقای اعلمی را که نماینده مجلس بوده و جانباز انقلاب است، تأیید کند و اجازه دهد تا ایشان هم حرفش را بزند. او گفت: به این ترتیب مشارکت بیشتری برای شرکت در انتخابات هم بوجود می‌آید.

حیدری امشب یک به هیچ از شیخ اصلاحات باخت!


جالب این که کروبی این حرف را زمانی زد که پیش از آن دوبار با بینندگان سیما خداحافظی کرده بود و از همه تشکر نموده بود!
خداییش داره از این پیرمرد خوشم می‌آد!

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 10:0  توسط نگارک  | 

کانديداها و لاک پشت ها


نوشابه اميري nooshabehamiri@yahoo.com - چهارشنبه 19 فروردین 1388 [2009.04.08]

 

آقاي سعيد حجاريان ضمن مقاله اي سئوالاتي چند را با نامزدهاي رياست جمهوري دهم در ميان گذاشته و لابد با اين ‏انتظار که عاقبت کسي در مقام پاسخگويي بر آيد. سئوالاتي تکراري که تجربه نشان داده وابستگان جناح راست به آن ‏پاسخ هاي دروغ خواهند داد و نامزدهاي جناح مقابل، از جوابگويي به آنها طفره خواهند رفت.علت آن دروغ ها و اين ‏طفره رفتن ها نيز روشن است؛ گفتن از اين علت نيز تکراريست.‏

 

پس به سراغ سئوالاتي برويم که برحسب ظاهر، پاسخ به آنها نبايد به خدم وحشم کسي بربخورد، يا خطري را متوجه اين ‏و آن کند.کدام سئوال ها؟ لاک پشت ها. لاک پشت هاي نيزارهاي درياچه پريشان که اين روزها هزار هزارشان در ‏آتش، زنده زنده مي سوزند و کسي صداي ترکيدن لاک هاي سخت شان را نمي شنود؛ که اگر گوشي بود پيش از آن ناله ‏اميد ميرصيافي را گاه مرگ مي شنيد که کمي آب مي خواست به سبک کبوتران، پيش از آنکه تيغ بر گردن شان نهند.‏

بر اين اساس مي پرسم حال که نمي توان از هيچ يک از کانديداها شنيد که رابطه قانوني شان با آقاي خامنه اي، ولي ‏مطلقه فقيه چگونه خواهد بود، مي توان از آن ها پرسيد راه حل شان براي ده ها هکتار از نيزارهاي اطراف درياچه ‏پريشان چيست که "در يکسال گذشته به شکل سازمان يافته اي طعمه آتش خود ساخته مسببان اصلي تخريب ‏تالاب پريشان شده است؟"‏

‏ حالا که نمي توان از آقايان شنيد با نقض سازمان يافته حقوق بشر در کشور چه خواهند کرد، مي توان اين را پرسيد که ‏آيا مي دانند که "هزاران لاک پشت و پرنده مهاجر در يکماه گذشته به شکل تکان دهنده اي در آتش نيزارهاي درياچه ‏پريشان که براي راهسازي از بين رفته، زنده زنده سوخته اند؟" ‏

حالا که کسي نيست بگويد علت سکوت در برابر سرکوب صداي دانشگاه چيست، شايد يکي باشد از ميان آقايان که ‏بگويد چرا پس از آنکه "فاجعه تکان دهنده آتش زدن پرندگان و لاک پشتها و مارها و جانوران پناهنده به نيزارهاي ‏حاشيه تالاب پريشان اتفاق افتاد" مسئولان محلي شهرستان کازرون "به ميان روستاييان رفته و با شعار وظيفه ‏خدمتگذاري به مردم با امضاي توماري 20 متري با ساخت راه در تالاب پريشان موافقت کرده اند؟"‏

طبعا کسي نخواهد گفت با حزب پادگاني، با مافياي اقتصادي ـ نظامي، با رئيس جنت مکان شوراي نگهبان، با توپخانه ‏کيهان، با....چه خواهد کرد اما انتظار زياديست اگر بپرسيم:چرا تخريب پنهاني درياچه پريشان همچنان ادامه دارد؟راه ‏حل شما براي مقابله با از ميان رفتن محيط زيست ساکنان گربه غم گرفته ايران چيست؟

حالا که نام مسببان اسراف و حيف و ميل ميلياردها تومان سرمايه مملکت، محفوظ است و آقايان و آقازاده ها همچنان ‏سوار بر خر مراد، آيا مي توان سراغي از نام بانيان تخريب درياچه پريشان گرفت؟
‏....‏
از پيش روشن است که براي اين سئوال هاي لاک پشتي و درياچه اي نيز پاسخي نيست که اگر بود حفاظت محيط زيست ‏در کشور به وابستگان اين جناح و آن جناح سپرده نمي شد تا هم خود ببرند و همسران خلاف کارشان، هم گاه نياز، ‏صندوق راي احمدي نژاد و احمدي نژادها را پر کنند.‏
در واقع سئوال هايي از اين دست تنها براي آنست که کابوس هاي شبانه که پر است از صداي ترکيدن لاک لاک پشت ها ‏و ترکيدن تخم پرندگان مهاجر و بال بال زدن چلچله هاي کوچکي که گاه سوختن همچنان مي خواندند اما به تضرع، ‏جايي ثبت شود تا روزگاري آب پريشان درياچه پريشان گله بر طبيعت نبرد که سوختيم و کسي نگفت آخ!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 9:1  توسط نگارک  | 



در فاصله 10 روز پس از انصراف محمد خاتمی و حذف وی از نظرسنجی این وبلاگ، 652 رای دیگر بر آرای مأخوذه افزوده شده (به مجموع ۱۳۲۸۶ رای رسیده است) که از این تعداد، 230 رای (بیش از 35 درصد کل آرا) به مهندس میرحسین موسوی اختصاص یافته است و پس از ایشان، محمود احمدی‌نژاد با 91 رأی، عبدالله نوری با 81 رأی، قالیباف با 65 رأی و اکبر اعلمی با 28 رأی قرار دارند. به نحوی که سبب شده جایگاه میرحسین موسوی، یک رتبه ارتقاء یافته و از عبدالله نوری پیشی بگیرد. همچنین رتبه اکبر اعلمی نیز از نفر دوازدهم به نفر هشتم ارتقاء یافته است. جالب این که تنها کاندیدایی که در طول این 10 روز حتی نتوانسته یک رأی جدید به آرای خود اضافه کند، حداد عادل است که انگار پس از جلوس لاریجانی بر کرسی ریاست مجلس، خورشید بخت و اقبالش به سرعت در حال غروب کردن است!



یک نکته تأمل‌برانگیز دیگر آن است که در همین مدت، 73 نفر هم اعلام کرده‌اند که در انتخابات شرکت نمی‌کنند که رقم قابل توجهی بوده و به شدت در حال افزایش است. واقعیتی که می‌تواند بهترین خبر برای باند جنتی در شورای نگهبان قانون اساسی باشد!

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 22:13  توسط نگارک  | 

آیا هاله احمدی نژاد در حال غروب است؟!


می‌دانم که شکست از یک تیم عربی، آن هم در آزادی می‌تواند چقدر تلخ باشد و می‌توانم حس کنم که بر آن یکصدهزار جوان پرشوری که شامگاه هشتمین روز از نوروز 88 را در آزادی سپری کردند، چه لحظه‌های تلخ و سنگین و تمام‌ناشدنی‌ای سپری شده است.


اما انصاف داشته باشیم! آیا این شکست تلخ، هیچ دستاورد شیرینی برای ملت ایران نداشت؟ معلومه که داشت! چرا که امروز نه تنها یکصد هزار ایرانی حاضر در آزادی، بلکه 70 میلیون ایرانی چشم دوخته به صفحه تلویزیون هم دریافتند که احمدی‌نژاد دیگر هاله ندارد و خداوند با او قهر کرده است! آن از بلایی که بر سر کشتی آورد و این هم از تحقیر نکبت باری که در حضور او نصیب فوتبال ملی  شد.


بنابراین خبر خوش این است که فرشتگان هم از محمود بریده‌اند و می توان بیش از گذشته امیدوار بود که نام محمود به عنوان برنده انتخابات 22 خرداد 88 از صندوق‌های رای به در نخواهد آمد. چرا که سربازان گمنام هم بدون بهره‌گیری از رانت فرشتگان و هاله! عملاً کاری از پیش نخواهند برد.


پس به قول رفسنجانی: با خیال راحت در انتخابات شرکت کرده و به کاندیدای مورد نظرتان رأی دهید!

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 10:15  توسط نگارک  | 

چرا در آغاز سال 1388 شاهد چنین صحنه هایی نبودیم؟!


نوروز 1388، نخستین نوروزی است که نماد جدید تهران – برج میلاد – درک کرده است. اما حتی پیش از رونمایی رسمی از برج میلاد در سال گذشته نیز، چندسالی بود که عملاً محل استقرار این برج غول‌آسا در شمال گیشا به مرکز برگزاری مناسبت‌‌های اصلی ملّی، مذهبی و سیاسی بدل شده بود و تقریباً در هر مناسبتی نوع نورپردازی برج تغییر کرده و مراسم آتش‌بازی و فشفشه‌پرانی در جنب آن به انجام می‌رسید. به عنوان مثال می‌توان به مناسبت‌هایی چون 22 بهمن، 12 فروردین و اعیاد مذهبی چون قربان، غدیر و فطر اشاره کرد. امسال هم بسیار مشتاق بودم تا ببینم آیا مسئولین شهرداری تهران از فرصت نوروز برای آیین‌بندی برج و اجرای مراسم آتش‌بازی استفاده می‌کنند یا خیر؟ که متأسفانه همان طور که تهرانی‌های مانده در تهران شاهد بودند، در نوروز 1388 برج میلاد تهران هیچ بویی از نوروز نداد و نداشت!


واقعاً چرا برخی از مسئولین حکومت ما تا این حد باید از نوروز بترسند؟ یعنی ارزش این عید ملی و چندهزارساله که با اعتدال بهاری در نیم‌کره شمالی و اعتدال پاییزی در نیم‌کره جنوبی آغاز می‌شود، به اندازه اعیاد مذهبی بخشی از ایرانیان شیعه و مسلمان نیست؟

اگر غدیر خم فقط برای شیعیان مقدس است، نوروز نه‌تنها برای همه ایرانیان که برای همه پارسی‌زبانان در ایران، افغانستان و تاجیکستان محترم بوده و حتی در کشورهایی چون ترکیه، قزاقستان، ترکمنستان، عراق و بخش‌هایی از چین و پاکستان و آذربایجان و ارمنستان و ازبکستان و ... هم بزرگ داشته شده و محترم است. چرا باید کاری کنیم که به مانند قصه تلخ مولانا، تا چند سال دیگر هم شاهد تصرف نوروز در کشوری چون تاجیکستان یا ترکیه و ... باشیم؟! مگر یک دولت چقدر فرصت و امکان به این راحتی دارد تا نشان دهد همپای مردم و ملت خود بوده و به علایق آنها عمیقاً احترام می‌گذارد؟


چرا این فرصت‌ها را به همین راحتی می‌سوزانیم و از منافع مفید آن برای همدلی و اتحاد بین همه ایرانیان بهره نمی‌گیریم؟


امیدوارم وقتی میرحسین موسوی به پاستور می‌آید، یکی از نخستین دستوراتش پزرگداشت و حرمت واقعی به آیین‌های ملی چون نوروز و مهرگان باشد.


البته از حق نگذریم که امسال در برخی محله‌های تهران، شاهد برپایی سفره‌های هفت سین نوروز بسیار زیبا و بزرگی بودیم که جای تقدیر و تشکر از شهرداران محلی مناطقی چون 1، 5 و 22 دارد. اما کاش هفت سینی در میدان آزادی می‌چیدیم و کاش عملاً نشان می‌دادیم که نوروز، موسم جشن واقعی همه ایرانیان است. نه این که حتی از شنیده شدن نوای آشنای سرنا در ساعت تحویل سال در شبکه‌های تلویزیونی حکومتی (به جز شبکه 4 سیما) هم پرهیز کنیم!


+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 8:15  توسط نگارک  | 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 22:45  توسط نگارک  | 

وقتی که عبداللطیف عبادی عذر خواهی می کند!


     باورکردنی نیست، می‌دانم! اما حقیقت دارد. آمریکا در سایت رسمی‌اش که هم‌اکنون برای همه کاربران اینترنت قابل رؤیت است؛ از کارهای گذشته خود – به زبان فارسی -  ابراز ندامت کرده و رسماً اعلام نمود: «اگر ... در سال گذشته به شخصیت، شغل، اعتبار و آبروی کسی لطمه‌ای وارد کرده است از آن پشیمانم و اظهار شرمساری می‌‌کنم
    بیاییم همه برای آمریکا یک کف مرتب بزنیم و امیدوار باشیم که آن یکی آمریکا هم در واشنگتن از این یکی آمریکا در لندن درس گرفته و با لبیک گفتن به پیام نوروزی مقام عظمای ولایت – البته به شرط آن که پیام معظم‌اله را صهیونیست‌ها ترجمه نکرده باشند – در مشهد مقدس، مشتش را باز کرده و دست دوستی‌اش را دراز کند.
    البته برخی ناظران آگاه که نخواستند نامشان فاش شود، ضمن ابراز تردید نسبت به این شگرد جدید آمریکا، آن را صرفاً یک تغییر تاکتیک ارزیابی کرده تا نفسی چاق کند و پس از اسباب‌کشی از عراق به افغانستان یا از این محل به اون محل لندن! دوباره اعلام کند: هر کس با ما نیست، برماست!
    نظر شما چیست؟ آیا واقعاً آمریکا و عبداللطیف عبادی می‌توانند به شعار تغییر پایبند بمانند و دیگر به شخصیت، شغل، آبرو و اعتبار کسی لطمه‌ای وارد نکنند؟!
    پرسشی که تاریخ در باره‌ی آن قضاوت کرده و به زودی پاسخش را اعلام خواهد داشت!

پروفایل عبداللطیف عبادی در ویکی پدیا

    تا آن موقع و برای آشنایی بیشتر با آمریکا به سایت معتبر ویکی پدیای فارسی رفته و بدون درنظر گرفتن این عبارت معلوم‌الحال! (این مقاله احتمالاً فاقد شرایط ذکر شده در رهنمود سرشناسی است) از عمق دانش و آگاهی و مجاهدت‌های یکی از کاربران شریف بالاترین با آیدی آمریکا لذت ببرید. در ضمن به لینک‌های ارایه شده در متن هم کاری نداشته باشید!

به قول لطفعلی خنجی: یاااا ... هوووو ...

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 15:28  توسط نگارک  | 

 


دکتر محمد مصدق، دایی جان ناپلئون تقوایی، مهدی اخوان ثالث، فرهاد و ... در شمار ممنوعه‌‌هایی بودند که در این یکی دوروز یا صدایشان را در رادیو شنیدم (مثل صدای دکتر محمد مصدق و بخش‌هایی از سریال مشهور دایی جان ناپلئون در بخش خبری هشت شب رادیو و به مناسبت روز ملی شدن نفت) و یا تصویرشان را در پیش از سال تحویل در برنامه نقره شبکه یک سیما دیدم.
کاش همیشه نوروز بود.
این تصویر مرد هزار چهره هم در نوروز 1372 بار دیگر ثابت می‌کند که چقدر گذر زمان در جذابیت آقایان می‌تواند مؤثر باشد و البته برعکس آن در مورد خانوم‌ها!

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 22:20  توسط نگارک  | 


این گزارش تلویزیون فارسی بی بی سی به نظر بسیار جالب بود. این که سالانه از محل پول مالیات دهندگان بریتانیایی، دولت ناچار است تا بیش از سه میلیارد دلار بابت خسارت‌های ناشی از بدمستی و اعتیاد به مشروبات الکلی هزینه کند. به نحوی که حالا امکان دارد قانونی در انگلستان از تصویب پارلمان بگذرد که به موجب آن، قیمت مشروبات الکی به شدت افزایش خواهد یافت؛ اقدامی که البته مخالفانی هم دارد. از جمله گوردون براون نخست وزیر دولت کارگر انگلیس!
داشتم فکر می‌کردم که با این پول چه کارها که می‌شود کرد.مثلاً می شود 15 شبکه تلویزیونی مانند بی بی سی فارسی و با همین کیفیت عالی راه انداخت! یا می‌شود مشکل مردم دارفور را برای همیشه حل کرد یا ایدز را در آفریقای جنوبی ریشه کن ساخت و یا بودجه لازم برای تحقیقات پیرامون اثر گرمایش زمین در آمریکای لاتین و قطب جنوب را تأمین ساخت و یا البته به مصرف درمان بدمستی مشتی اوباش در انگلستان رساند!
بی خود نیست اینقدر در این جهان مشکل وجود دارد و فقیر داریم. بابا به خدا خیلی قاطی داریم. نداریم؟!

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 22:18  توسط نگارک  | 

مسعود بهنود در بی بی سی فارسی


مسعود بهنود، روزنامه‌نگار باسابقه و مشهور ایران امروز در تلویزیون فارسی بی بی سی و خطاب به عنایت فانی در برنامه نگاه 2، جمله‌ای را بر زبان آورد که کمتر می‌شود از بهنود شنید یا خواند! او که در معدود دفعاتی بود که می‌شد آشکارا موجی از غم و عصبانیت را در چهره و صدایش دید، از کناره‌گیری سید محمد خاتمی به عنوان یکی از وقایع تراژیک تاریخ معاصر ایران نام برد و اعلام کرد که از شنیدن این خبر بسیار ناراحت شده است. او فاش کرد که در دومین دوره‌ای که خاتمی در تردید ماندن یا نماندن در کرسی ریاست جمهوری بود، برایش از زندان اوین یک نامه نوشت و از او خواست که همچنان بماند و پایش را لب در گذاشته و نگذارد تا در به تمامی بسته شود! دری که به اعتقاد بهنود می‌توانست تنها معبر عبور نسیم آزادی به درون حاکمیت تمامیت خواه درون ایران باشد.

برنامه نگاه 2 از بی بی سی فارسی


با این وجود، بهنود این را هم اضافه کرد که به گمان او، انصراف خاتمی از کاندیداتوری ریاست جمهوری و سپردن ادامه راه به میرحسین موسوی یک گام به جلو در جامعه مدنی ایران به شمار می‌رود و ابراز امیدواری کرد که میرحسین هم تحت تأثیر این لطف دوم خردادی! گرایشات آشکارتری به سمت اصلاح‌طلبی از خود بروز دهد.
یک نکته جالب دیگر از سخنان بهنود آن بود که وی به نوعی انصراف خاتمی را نوعی قهر سیاسی هم به شمار آورد؛ آن هم قهر از حامیان و طرفداران جبهه‌ی اصلاحات که در این مدت نشان دادند برای علایق فردی‌شان بیشتر اهمیت قایل هستند تا رسیدن به نامزد واحد.
بهنود را دوست دارم. به نظرم یکی از دوست‌داشتنی‌ترین و حرفه‌ای ترین روزنامه‌نگارانی است که ایران تا به حال به خود دیده است. بسیاری از روزنامه‌نگاران امروز ایران، در حقیقت از شاگردان مسعود بهنود به شمار می‌روند. برایش آرزوی موفقیت بیشتر دارم و امیدوارم روزی را بتوانم شاهد باشم که بهنود خود بتواند روزنامه شخصی‌اش را در تهران منتشر کند. بی شک تیراژ آن روزنامه رکورد شکن خواهد شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 23:30  توسط نگارک  | 


    سرانجام سید محمد خاتمی بر قولی که داده بود پایبند ماند و به رغم تقاضای بیشمار هواخواهانش از کاندیداتوری ریاست جمهوری به نفع میر حسین موسوی انصراف داد. به همین دلیل و با وجود آن که همچنان از حضور دیرهنگام میرحسین گله‌مند هستم. اما آنقدر خاتمی را دوست دارم که به میرحسین موسوی با تمام وجودم سلام کرده و خواهان موفقیت و پیروزی او در انتخابات 22 خرداد 1388 شوم. به خصوص که میرحسین نشان داده اهل محیط زیست هم است و در تدارک انتشار روزنامه ای است که در آن به مسایل محیط زیستی هم اهمیت خاصی داده است ... روزنامه ای به نام کلمه سبز.
به هر حال، مجبور شدم نظرسنجی نگارکها را تغییر داده و آرای خاتمی عزیز را که 5985 رای (معادل 40.51 درصد کل آرا) از مجموع 12634 رأی بود حذف کنم (البته می شود انتظار داشت که سهم عمده ای از آرای خاتمی به میرحسین اختصاص خواهد یافت، اما من این کار را در نظرسنجی انجام ندادم). همچنین، برخی از افراد را که مسلم شده قصد شرکت در انتخابات را ندارند، از لیست نظرسنجی حذف کردم که این نفرات عبارتند از:
1-    مجید انصاری (0.18 درصد)
2-    طهماسب مظاهری (0.28 درصد)
3-    رحیم صفوی (0.35 درصد)
4-    مصطفی معین (0.38 درصد)
5-    رحیم مشایی (0.77 درصد)
6-    غلامحسین کرباسچی (0.73 درصد)
7-    محمد رضا عارف (0.73 درصد)
8-    محمد رضا خاتمی (0.77 درصد)
9-    عبدالله رمضان زاده (0.41 درصد)
10-    سید حسن خمینی (0.53 درصد)
11-    عزت الله ضرغامی (0.37 درصد)
12-    محسن کدیور (0.30 درصد)
13-    محمد علی نجفی (0.30 درصد)
14-    محمد جهرمی (0.19 درصد)
15-    محسن صفایی فراهانی (0.68 درصد)
16 – هاشمی رفسنجانی (2.42 درصد)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 7:29  توسط نگارک  | 


هم وطنان عزیز داخل ايران
------------ -----
     در صورتي که با تلفن همراه شما تماسي بر قرار شد و در آن شخص يااشخاصي ادعا نمودند که از مهندسين شرکت مخابرات هستند و قصد چک کردن خط شما را دارند و از شما تقاضا نمودند که هر عددي را شماره گيري کنيد بدون هيچ گونه شماره گيري فورا تماس را قطع کنيد.  چون شرکتي جعلي از اين طريق به سيم کارت شما دسترسي خواهد يافت و از طريق خط شما و با هزينه شما تماسهاي تلفني بر قرار خواهد کرد.

     تمامي کاربران تلفن همراه توجه داشته باشند که در صورتي که با شما تماسي برقرار شد و در نمايشگر گوشي شما اين پيغام ظاهر شد(XALAN) از پاسخ دادن به ان خودداري نماييد و تماس را به سرعت قطع کنيد در صورت جواب دادن به تماس گوشي شما ويروسي خواهد شد. اين ويروس اطلاعات IMEI و IMSI  از روي گوشي و سيم کارت شما پاک خواهد کرد که اين امر باعث قطع ارتباط شما با شبکه تلفن خواهد شد و شما مجبور خواهيد شد گوشي ديگري خريداري نماييد.

     لطفا به منظور متوقف کردن اين کار پيغام را براي ديگر دوستان نيز ارسال نماييد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 16:31  توسط نگارک  | 


اخیراً مقام عظمای ولایت، حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای فرمودند: برخی نیت‌های ناپاک می‌خواهند ناامیدی تزریق کنند.

این بود که من جستجویی در لابه لای تیتر روزنامه‌های منتشر شده پس از این بیانات حکیمانه انجام دادم تا ببینم، می‌شود برای این کلام معظم‌له مصداق‌هایی عینی یافت یا خیر؟! که چشمم به جمال این خبرها و تیترها روشن شد:

چه کسی این صحنه ها را می آفریند؟!

1- سود سهام عدالت به یک چهارم تقلیل یافت (روزنامه سرمایه – 24 اسفند 1387) : جالب‌تر این که در متن خبر متوجه می‌شویم که دلیل این بی‌آبرویی و شرمندگی بزرگ اقتصادی برای دولت مهرورزی نیز ساده انگاری و عدم بررسی علمی و تخصصی در زمان چیدمان ترکیب این سهام بوده است! حالا شما بگویید: خواند این خبر ناامیدی تزریق می‌کند یا امید؟ و مسئول این ناامیدی کیست؟!
2- خط فقر در ایران سه برابر حقوق کارگران شد! وزیر کار دولت مهرورزی در شرایطی حداقل حقوق سال آینده کارگران را اعلام کرد که خود بهتر از هر کسی می‌داند: جامعه‌ای که میانگین درآمد شهروندان آن کمتر از خط فقرش باشد، آن جامعه چاره‌ای جز غلتیدن به کام فساد و تبانی و فحشا و ناامیدی و افسردگی و خیانت و جنایت و نیرنگ و ... ندارد! دارد؟ حالا شما بگویید: خواند این خبر ناامیدی تزریق می‌کند یا امید؟ و مسئول این ناامیدی کیست؟!
3- کاهش 50 درصدی ارزش معاملات بازار بورس تهران: این خبر نیز که در روز شنبه – 24 اسفند 87 – منتشر شد، کاملاً امیدوارکننده و بی‌نیاز از هر نوع توضیح اضافی بود!

باور می کنید که این دریاچه ارومیه باشد؟!


4- درباره خبر افزایش ورشکستگی و تعطیلی کارخانه‌ها، یا احتمال خشک شدن دریاچه ارومیه یا فوتبال بازی کردن در بستر زاینده‌رود هم حرف نزنم بهتر است.

بستر زاینده رود!

آیا حرف بیشتری مانده تا بزنم؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 5:14  توسط نگارک  | 


این می‌تواند یک خبر بد برای همه‌ی تنبل‌های ساکن در همه‌ی شهرها و همه‌ی روستاها و همه جزایر متعلق به ایران باشد! بله، درست شنیدید و خواندید؛ در سال 1388 فقط 25 روز تعطیل رسمی وجود دارد که از این تعداد هم 5 روز به جمعه و 4 روز به پنج‌شنبه اصابت کرده است که در بیشتر مناطق کشور به طور اتوماتیک تعطیل است.
در حقیقت فقط یکی از سه‌شنبه‌های سال تعطیل رسمی است و در 51 سه شنبه‌ی دیگر باید به سرکار رفت و امید رخداد مبارکی  به نام  بین‌التعطیلین را فراموش کرد!
یک نکته جالب دیگر سال 1388 آن است که میلاد هشتمین امام شیعیان، دقیقاً در روز 8/8/8 اتفاق خواهد افتاد!
نتیجه‌گیری اخلاقی:
به مقام عظمای ولایت پیشنهاد می‌کنم، چنانچه در انتخاب نام و عنوان برای سال جدید در مضیقه قرار گرفته‌اند، از همین ویژگی استفاده کرده و سال 1388 را سال «کار و سازندگی» یا «تلاش و پایندگی» یا «امید و سرزندگی» بنامند. کسی چه می‌داند، شاید امید 2 را هم فرستادیم آن بالاها، اون هم با یک فروند آقازاده!
تبصره:
البته در جمهوری اسلامی ایران هیچ چیز را نمی‌توان کاملاً پیش‌بینی کرد. مثلاً اگر اوباما تصمیم بگیرد برای ملاقات با رهبر ایران، مستقیماً وارد مهرآباد شود، احتمال قوی آن روز هم تعطیل رسمی خواهد شد. یا اگر یکی از کفش‌های یکی از مردم یکی از شهرهایی که رییس جمهور محترم در آخرین دور از سفرهای استانی به آنها مسافرت خواهد کرد، به صورت تصادفی به جایی از معظم‌اله که نباید بخورد، بخورد! و آن بنده خدا را راهی بهشت زهرا کند؛ مسلم است که بر تعداد روزهای تعطیل در سال 1388 اضافه خواهد شد.
حالا این شما و این هم سال 1388، آیا دوست دارید سال آینده با عنوان «کم‌تعطیل‌ترین سال ایرانی» باقی بماند یا خیر؟!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 17:47  توسط نگارک  | 


امشب بار دیگر در بخش خبری 20:30 شبکه دوم سیما به جای دیدن و شنیدن خبر و واگذاری تحلیل آن به شعور بیننده، هم شاهد خواندن خبر بودیم، هم تحلیل خبر و هم خبرسازی!
در حقیقت اگر کسی امشب 20:30 را نگاه می‌کرد و خبری از ماجراهای سیاست در ایران نداشت، اینگونه فکر می‌کرد که با آمدن میرحسین موسوی، تمامی طرفداران آقای خاتمی به ارزه افتاده و شدیداً نگران شده‌اند! 20:30 حتی به انعکاس سخنرانی تبلیغاتی کروبی در ارومیه هم پرداخت تا بلکه از بین حرف‌های او بتواند خاتمی و طرفدارانش را بیشتر بکوبد!
فقط کافی است به این ۳ تصویر و توضیحات زیرنویس آنها دقت کنید تا خودتان متوجه شو تلویزیونی امشب 20:30 ، آن هم از نوع کمدی سیاه آن بشوید:

تاج زاده: موسوی جان چرا حالا؟!

 

عبدالله ناصري: دور از انتظار!

 

عوضش در اردوگاه اصول گرایان اجماع نزدیک است و همه پشت احمدی نژاد ایستاده اند!

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 22:35  توسط نگارک  | 

چارلز فریمن


امروز انتشار یک خبر چرت بسیاری از طرفداران دموکراسی را در جهان پراند! چه کسی فکر می‌کرد که ممکن است چارلز فریمن مجبور به کناره‌گیری از قدرت شود؟ آن هم به دلیل انتقادی نرم از بعضی سیاست‌های  دولت اسراییل! فریمن کم شخصیتی نبود. او رییس بزرگترین نهاد امنیتی آمریکا، یعنی شورای امنیت ملی ایالات متحده بود که رییس سیا زیر نظر او کار می‌کرد. به نظر می‌رسه کناره‌گیری نرم او از قدرت، بی شباهت با برکناری حسینعلی منتظری از مقام قائم‌مقامی رهبری آیت الله خمینی در اواخر سال 1367 نبود. یعنی واقعاً اسراییل تا این درجه در هیأت حاکمه آمریکا نفوذ دارد؟ یعنی آمریکا هم مانند ایران خط قرمز دارد و در مورد یک چیزهایی آنجا هم کسی نمی‌تواند انتقاد کند، حتی اگر پرقدرت‌ترین نهاد امنیتی کشور را در دست داشته باشد و پیش از این سفیر آمریکا در بزرگترین کشور خاورمیانه – عربستان سعودی - باشد!

بی بی سی فارسی نیز این خبر را پوشش داد.


راستش یک چیز احمدی‌نژاد برایم جالب بود! او به خیلی‌ها از جمله من نشان داد که در مهد دموکراسی و آزادی، در کشورهایی چون فرانسه و آمریکا هم مردم حق ندارند در باره رخداد «هولوکاست» با تردید ابراز نظر کنند. واقعاً من فکر نمی‌کردم موضوعی در غرب به عنوان تابو وجود داشته باشد. به خصوص وقتی می‌دیدم که در محافل رسانه‌ای به راحتی اغلب شخصیت‌های سیاسی و یا خود پاپ مورد هجو قرار می‌گرفت.
اما حالا نظرم عوض شده و به گمانم اخوان ثالث راست می‌گفته است که آسمان هر کجا همین رنگ است! منتها فرقش این است که بعضی‌ها بلدند به آسمان رنگ و لعابی زیباتر دهند و بعضی‌ها نه!
بی دلیل نیست که هیچگاه هیچ دولتی در آمریکا نتوانست عملاً و واقعاً از اسراییل امتیاز بگیرد و آنها را وادار به امضای یک پیمان واقعی صلح در خاورمیانه کند. و بی دلیل نیست که محمود عباس را با شاه سلطان حسین مقایسه می‌کنند.
راستش خیلی ناراحت شدم. دلم نمی‌خواست آبروی بزرگترین دموکراسی غرب اینگونه بریزد ... اما ریخت. آن هم در سکوت تلخ اوباما که می‌خواهد تغییر ایجاد کند!
به نظر من فاصله بین دولت آمریکا با دولت اسراییل از فاصله بین احمد جنتی و مصباح یزدی هم کمتر است. تا شما چه فکری کنید و چه نظری ابراز دارید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 21:3  توسط نگارک  | 


میرحسین موسوی انسان نازنینی است؛ نقاشی‌هایش نشان می‌دهد که طبعی لطیف و درون‌گرا دارد ... از این گذشته 20 سال است که عملاً در صحنه سیاست ایران سکوت کرده است و بارها به جناح‌های درون حکومتی دست رد زده است. اما حالا به شکلی خود را وارد بازی انتخابات کرد که بسیاری از تحلیلگران بی‌طرف را دچار مشکل و سردرگمی و حیرت نمود. یادمان نرفته است که همین یک ماه پیش بود که خاتمی پس از اصرارهای فراوان هوادارانش سرانجام سکوت را شکست و عنوان کرد: یا من می‌آیم و یا میرحسین موسوی. و وقتی که آمد، همه بر این گمان بودند که میر حسین را نتوانستند راضی به حضور کنند و او دیگر به صحنه سیاسی انتخابات برنمی‌گردد. اتفاقاً تنها جریانی که همچنان امیدوار به حضور موسوی بود، کیهان شریعتمداری بود! کیهان بارها نوشت که خاتمی عجله کرد و نگذاشت تا موسوی تصمیم خود را بگیرد! چرا که موسوی خواهد آمد. در آن هنگام بسیاری از اصلاح‌طلبان این سخن کیهان را نوعی تفرقه‌افکنی مزورانه دانستند و تقریباً مطمئن بودند که میرحسین با توافق با خاتمی از آمدن منصرف شده است. اما حالا با اعلام حضور رسمی میرحسین موسوی، معلوم شد که اتفاقاً این برادر حسین بود که راست می‌گفت و تیم رسانه‌ای‌اش در 20:30 هم بر آن نمک می‌پاشید!
اما چرا میرحسین این کار را کرد؟! به عقیده من، میرحسین می‌خواست نشان دهد که عهد اخوت با هیچیک از جناح‌های چپ و راست و اصول گرا و محافظه کار نبسته است و با کسی هم در پشت پرده، لابی نکرده است. او نخست دعوت خاتمی را رد کرد و آنگاه خود آمد تا نشان دهد که مستقل است و همانقدر از اصلاح‌طلبان دور است که از رایحه خوش خدمتیان!
به هر حال، آمدن او خاتمی را با یک چالش جدی روبرو کرده است. زیرا سید محمد تاکنون بارها گفته بود که از بین من و میرحسین فقط یکی خواهد آمد. آیا این به معنی کناره‌گیری زودهنگام خاتمی از عرصه فعالیت انتخاباتی است؟
اصلاً چرا اصلاح‌طلبان اینگونه دست به خودزنی زده‌اند؟ فرض کنید همه چهره‌های منتقد احمدی‌نژاد، یعنی شعله سعدی، اکبر اعلمی، کروبی، میرحسین و خاتمی صلاحیت‌شان توسط شورای نگهبان تأیید شود؛ آن هم در شرایطی که در آن سوی میدان همه اصول‌گرایان پشت احمدی نژاد ایستاده‌اند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ معلوم است که احمدی‌نژاد برنده انتخابات خواهد بود، مگر آن که اصول‌گرایان نیز محافظه کاری را به کنار نهاده و قالیباف را وارد عرصه کنند. آنگاه واقعاً همان طور که در یادداشت پیشین هم اشاره کرده بودم، وضعیت انتخابات 22 خرداد 1388 به مرحله گیج‌کننده و بسیار هیجان‌انگیز و غیرقابل پیش‌بینی خواهد رسید.
البته به شخصه دوست دارم، خاتمی همچنان در صحنه بماند و با پایمردی و ارایه برنامه‌های روشن و شفاف نشان دهد که می‌تواند اکثریت خاموش را دوباره باصندوق‌های رأی آشتی داده و آنها را برای یک دوره 4 ساله دیگر رهبری کند. در حقیقت، فردی که از کوران چنین رقابتی با شایستگی بیرون بیاید، واقعاً نشان خواهد داد که تا چه اندازه از اتوریته‌ی بالایی برای حکومت در جمهوری اسلامی ایران برخوردار است. و ایمان دارم که اگر خاتمی بخواهد و مانند سفر شیراز عمل کرده و ادامه دهد، این مهم دست‌یافتنی خواهد بود.
به هر حال، اگر اینگونه نشد و خاتمی انصراف داد، من هرگز به میرحسین موسوی رأی نخواهم داد و کروبی را رییس‌جمهوری شفاف‌تر و شجاع‌تر و مردمی‌تر می‌دانم. فردی که هرگز مانند میرحسین از پشت خنجر نزده است. هرچند البته برخی اوقات از روبرو زخمی کم عمق بر اصلاح طلبان نثار کرده است!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 18:50  توسط نگارک  | 


احتمالاً باید متعلق به نسل دایناسورها باشد! نگاه کنید به درب باکش تا بیشتر متوجه عتیقه بودن این پدر معنوی زانتیا شوید. جالبه که حتی پلاک خودرو هم از رسم رایج اداره راهنمایی و رانندگی تبعیت نکرده است، هر چند عکس متعلق به امروز و در یکی از کوچه‌های اطراف خیابان فاطمی تهران است.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 18:43  توسط نگارک  | 

تهران - 20 اسفند 1387


ساعت حدود 12 ظهر است؛ یعنی هنوز 3 ساعت تا شروع بازی امروز پرسپولیس در برابر حریف اماراتی‌اش باقیمانده، اما راننده این خودرو پراید 141 از ویژگی هاچ بک بودن خودرو خود نهایت استفاده را کرده و با کورد کردن دید کامل آینه داخل خودرو، اینگونه و یکه و تنها به سوی آزادی بال می‌کشد. البته جای خوشحالی‌اش باقی است که تیم محبوبش در اولین گام به پیروزی رسید. وگرنه ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 18:39  توسط نگارک  | 

چرا ایران از این محرومان و گرسنگان در دارفور حمایت نمی کند؟!


همه می‌دانیم که عمرالبشیر، اولین فرمانروایی است که در دوران زمامداری‌‌اش، توسط یک نهاد بین‌المللی مورد تعقیب قضایی قرار گرفته و حکم جلبش از سوی قضات دادگاه لاهه صادر شده است. زیرا او به حق مجرم بوده و برای بقای حکومت دیکتاتوری و خون‌ریزانه‌اش فرمان قتل و نسل‌کشی صدها هزار سودانی را در دارفور صادر کرده است. مردمان بسیار محروم و مظلومی که تنها به دلیل مذهب و عدم موافقت با سیاست‌های نژادپرستانه عمرالبشیر باید کشته شوند. در این میان، جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری که خود را مدافع محرومان تمام عالم از غزه و جنوب لبنان گرفته تا روستاهای محروم بولیوی و جیبوتی و ... به جای حمایت از آوارگان بی‌پناه دارفوری، به طرز کم سابقه‌ای به حمایت از قاتل خون‌ریزی اقدام کرده که همچنان شدیدترین دیکتاتوری آفریقا را رهبری می‌کند. به نحوی که امروز رییس قوه مقننه خود – علی لاریجانی – را به خاطوم می‌فرستد تا مراتب حمایت ایران را از فردی که محرومان سودانی را به رگبار می‌بندد، اعلام دارد. چرا؟!
زیرا سودان یکی از معدود دوستان ایران در جامعه جهانی است و ایران دوست ندارد که همین چند دوست اندک خود را هم از دست بدهد. به خصوص که این دوست، یک دشمن مشترک به نام اسراییل و آمریکا هم دارد. بنابراین، مطابق سیاست جمهوری اسلامی، فقط آن محرومانی را باید مورد حمایت قرار داد که دشمن آمریکا و اسراییل هم باشند. به همین دلیل است که مسلمانان محروم چچنی و اقلیت آلبانیایی تبار در صربستان نمی توانند از الطاف مهرورزی جمهوری اسلامی بهره‌مند شوند. اما مردمان کشوری که رییس جمهورشان، بزرگترین حامی قاچاق مواد مخدر در جهان است – مورالس – چون بر ضد آمریکا و اسراییل شعار می‌دهند، صاحب ایستگاه تلویزیونی و خانه و سد و ... به خرج ایران می‌شوند.

یک کودک بی پناه دارفوری ...


در آن سو هم البته وضع همین طور است.


کشور پادشاهی عربستان سعودی یکی از حکومت‌های کاملاً ضد زن در جهان است که بیشترین تبعیض جنسیتی را در کشور خود اعمال کرده و می‌کند. در عربستان همچنین به صورت روزانه و در ملاء عام اقدام به بریدن جوارح انسان و اجرای حکم سنگسار می‌کنند و البته آب هم از آب تکان نمی‌خورد و همواره به عنوان قدرتمندترین متحد آمریکا در جهان مورد احترام و حمایت بوده است. و اگر دولت متمدن و آزادیخواه اسپانیا! بفهمد که پادشاه عربستان می‌خواهد محل تفریحات تابستانی خود را از آن کشور تغییر دهد، حتماً سکته خواهد کرد! همچنین همه‌ی دنیا دیدند که چگونه کودکان و زنان فراوانی در غزه مورد انتقام و آتش خشم کور تندروهای اسراییلی قرار گرفته و بیش از یک هزار نفر از ایشان در طول 22 روز به قتل رسیدند. اما نه دادگاه لاهه و نه هیچ کشور غربی حاضر نشد این اقدام اسراییلی‌ها را محکوم کرده و رهبران اسراییل را به عنوان جنایتکاران جنگی به پای میز محاکمه بکشانند. ماجرای الجزایر و ترکیه در زمان نجم‌الدین اربکان را هم که یادتان هست. آنجا هم دموکراسی و رای مردم توسط زور و قدرت و کودتا سرکوب شد، اما غربی‌های دموکراسی‌خواه از حامیان نظامی کودتا حمایت کردند. چرا؟

چرا کسی قاتلان اسراییلی این کودکان را در غزه به دادگاه نمی کشاند؟!


زیرا آن مردم محرومی که در این کشورها و سرزمین‌ها آرای‌شان پایمال شد و حکومت‌های مردمی‌شان ساقط گشت، از طرفداران آمریکا و اسراییل و غرب نبودند و بنابراین به اندازه شورشیان جنوب سودان و آلبانی‌تبارهای کوزوو و ... شانس حمایت نداشتند.

به کدام گناه؟! چرا غرب سکوت کرد؟!


می‌بینید! در دنیایی کثیف زندگی می‌کنیم که همه فقط شعار می‌دهند. اما آنچه که دقیقاً برای هیچ حکومت و دولتی اهمیت ندارد، همان حقوق بشر و دفاع از مظلومان است. مثلاً فکر می‌کنید اگر ایران خواست غرب را بپزیرد و غنی سازی را متوقف کرده و دست از مخالفت با اسراییل بردارد، دیگر آنها به ایران فشار می ‌آورند که چرا قاتلان دکتر زهرا بنی یعقوب را محاکمه نمی‌کنی؟! و یا اگر سودان از فردا روابطش را با اسراییل عادی کرده و اجازه عزیمت مهاجران یهودی‌تبار خود را به آن کشور صادر کند، باز هم ایران از او حمایت خواهد کرد و یا دادگاه لاهه او را به محاکمه تهدید خواهد نمود؟ اصلاً می‌شود تصور کرد که روزی دادگاه لاهه حکم جلب یکی از دولت‌های دیکتاتوری طرفدار آمریکا را صادر کند؟!


سال‌ها پیش گاندی گفته بود: زمین ما نیازهای همه‌ی ما را می‌تواند برطرف کند، اما حرص و آز را نه!
و همه مشکل امروز بشر به نظرم همچنان ریشه در همین آزمندی و خودخواهی سیاست‌سالاران امروز جهان دارد.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 22:35  توسط نگارک  | 


همه روزه چندین ایمیل یا کامنت خصوصی برایم می‌رسد که در آن دوستان تقاضای ارسال دعوتنامه بالاترین برای ایشان را دارند. متأسفانه همانطور که تاکنون بارها به این دوستان اعلام داشته‌ام، امکان ارسال دعوتنامه برای من در بالاترین وجود ندارد و این آپشن من در بالاترین فعال نیست. دلیلش را هم نمی دانم.
با سپاس و عذرخواهی از همه دوستان عزیز.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 22:24  توسط نگارک  | 

امشب، دکتر علیرضا نوری‌زاده در پاسخ به این پرسش آقای چالنگی که نظرتان در باره پیشنهاد رهبر نظام جمهوری اسلامی برای برگزاری انتخابات آزاد در سرزمین فلسطین و با حضور ساکنان اصلی این کشور چیست؟ گفت: مگر خمینی ایرانی بود که توانست در این کشور رهبر شود؟ او که اصلیتی کشمیری دارد! در واقع نوری‌زاده مجدداً مقاله مشهور رشیدی مطلق را در روزنامه اطلاعات 1356 زنده کرد، شاید به این امید که دوباره انقلابی شود!
نوری زاده یک پیشنهاد جالب دیگر هم مطرح کرد. وی گفت حاضرم با کمال احترام با آقای خامنه‌ای مصاحبه کنم و از ایشان با عنوان آیت‌الله یاد کنم به شرط این که ایشان حاضر به حضور در استودیو پخش صدای آمریکا بشوند! که فکر کنم پیشنهاد مسحورکننده‌ای است و حتماً ایشان می‌پذیرند!
به هر حال نوری‌زاده روشن نکرد که چرا انتخابات آزاد در سرزمین فلسطین بد است و در ایران امروز خوب؟ همان طور که آقای خامنه‌ای هم روشن نمی‌کند که چرا انتخابات آزاد در فلسطین خوب است و برای ما بد؟!

وای از دست این سیاست بی پدر و مادر!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 23:59  توسط نگارک  | 

چه کسی فکر می کرد این دو رقیب هم شوند؟!


این برای اولین بار است که ایرانیان می‌خواهند انتخاباتی را تجربه کنند که عمیقاً هیچکس مطمئن نیست که آیا رییس دولت چهار ساله، می‌تواند بر اساس یک سنت قدیمی از حداکثر دوران قانونی زمامداری‌اش بهره برده و 4 سال بعدی را هم حکومت کند یا خیر؟! و جالب‌تر از همه این است که این عدم اطمینان، نه فقط در اردوگاه طرفداران احمدی‌نژاد سایه افکنده، بلکه اصلاح‌طلبان، اعتماد ملی‌ها و قالیبافیون هم نمی‌دانند که آیا کاندیدای محبوب‌شان می‌تواند سرانجام به کاخ سعد‌آباد و ساختمان پاستور راه یابد یا نه.

آیا شباهتی بین این دو می بینید؟!


از همین روست که عقیده دارم، تاریخ جمهوری اسلامی ایران، در 22 خرداد 1388 پوست انداخته و نقطه‌ی عطفی تازه را تجربه خواهد کرد. جالب است که تقریباً در ایالات متحده آمریکا و فرانسه هم این سنت در طول چند دهه‌ی گذشته پابرجا بوده و تقریبا همه‌ رهبران این دو کشور، به جز جرج بوش پدر و جیمی کارتر توانستند 8 سال به حکومت خود ادامه دهند.
اما حقیقت ماجرا آن است که جناب محمود خان احمدی ‌نژاد آنقدر گاف داده ( آخرین گافش منجر به موضع‌گیری علنی وزیر خارجه عربستان بر علیه ایران شد) که حتی نزدیک‌ترین دوستان به وی نیز از کابوس پیروزی دوباره اصلاح‌طلبان یا اعتماد ملی‌چی‌ها به رهبری غلامحسن کرباسچی! خواب آرام را مدتهاست به فراموشی سپرده‌اند.

هیچکس به اندازه کرباسچی دوست نداشت که نوری به صحنه بیاید ...


به همین دلیل است که امکان حضور قالیباف در صحنه انتخابات کاملاً جدی است، هر چند در ظاهر ممکن است این موضوع نوعی خودزنی در آرای اصول‌گرایان به حساب آید. اما به دو دلیل این اتفاق خواهد افتاد: اول آن که قالیباف تقریباً مطمئن است که چه بیاید یا نیاید، احمدی‌نژاد رقابت را به خاتمی خواهد باخت. بنابراین، بهتر است یک بازنده‌ با افتخار و شجاع بود تا یک محافظه‌کار مصلحت‌اندیش. به خصوص این امکان بسیار وجود دارد که مدیریت قالیباف در دوره خاتمی هم همچنان و با قدرت بیشتری ادامه یابد. اگر یادتان باشد، حتی رابطه خاتمی و قالیباف در زمانی که وی فرمانده نیروی انتظامی هم بود، بسیار محترمانه باقی ماند. دومین دلیل این است که فقط کافی است سری به شهرداری‌های مناطق مختلف تهران بزنید و با شهرداران منصوب قالیباف صحبت کنید تا دریابید که چه کینه‌ی بزرگی بین منصوبین وی با رایحه خوش خدمت و باند احمدی‌نژاد وجود دارد. به نحوی که بسیاری از شهرداران تهران، خطر احمدی‌نژاد را برای خود کمتر از اسراییل نمی‌دانند!

آیا کروبی همه را شوکه خواهد کرد؟!


از آن سو هم، با آمدن کرباسچی از یک طرف، و انتشار روزنامه میر حسین موسوی از سوی دیگر، تردیدها در اردوگاه اصلاح‌طلبان افزایش یافته است و دیگر نمی‌شود مطمئن بود که کروبی حتما و در دقیقه 90 به نفع خاتمی کنار خواهد رفت. (موضوعی که کم مانده 20:30ای‌ها به خاطرش بشکن بزنند!) همان طور که دیگر نمی توان به عدم حضور میرحسین موسوی در انتخابات مطمئن شد. در حقیقت کاری که میرحسین موسوی با خاتمی کرد، درست مثل خنجری بود که لاریجانی در انتخابات مجلس هشتم بر پشت حداد عادل فرود آورد و او را به کناری زد. خاتمی پیش‌تر گفته بود که «یا من خواهم آمد و یا میرحسین موسوی». معنی این حرف این بود که وی نهایت تلاش خود را کرده است که میرحسین موسوی را به شرکت در انتخابات تشویق کند. اما میرحسین با جواب رد به خاتمی در گام نخست و آنگاه با نمایش آمدن به صحنه در گام دوم نشان داد که پاسخ منفی‌اش به خاتمی نه به دلیل عدم علاقه‌اش به تصاحب کرسی ریاست جمهوری بوده است، بلکه می‌خواسته مرز بین افکار خود و منصوبین به خاتمی را بارز کند و نشان دهد که به هیچ جناحی بدهکار نبوده و وامدار نخواهد بود! به هر حال، اگر قرار بر انصراف باشد، در صورت آمدن میرحسین موسوی، این خاتمی است که نصراف خواهد داد؛ اما این بار نه به نفع میرحسین که به نفع کروبی! (یاد حمایت عبدالکریم سروش از کروبی در انتخابات دوره قبل را کمی در ذهن خود زنده کنید و به تحلیل آن بپردازید! ورزش فکری خوبی خواهد بود؛ باور کنید!)

قالیباف خواهد آمد ... شک نکنید.


و این بزرگترین شطرنج سیاسی در جمهوری اسلامی است. شطرنجی که نه تنها ناظران داخلی که تئوریسین‌های کارکشته‌ی کاخ سفید را هم گیج کرده و در اعلام مواضع دچار سردرگرمی، انفعال وتعلل ساخته است.
شما چه فکر می‌کنید؟ آیا فارغ از این که برنده انتخابات 22 خرداد چه کسی خواهد بود، قبول دارید که این غیرقابل پیش‌بینی‌ترین انتخابات در طول تاریخ حیات مدنی ایران است؟

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 22:17  توسط نگارک  | 

جهانگیر الماسی و اشک تمساح 20:30 برای او!


امشب، در بخش خبری 20:30 همان خطی دنبال شد که از صبح دیروز در لابه لای سطور کیهان شریعتمداری دیده و خوانده می‌شود! این که آقایان تازه متوجه شده‌اند که حضور هیأت عالیرتبه هالیوودی در تهران بیشتر از آن که برای وجه دولت مهرورزی سود داشته باشد، دوستان متعصب و تمامیت‌خواه‌ش را هم ممکن است دچار ریزش کند! به همین دلیل، میکروفون  20:30 در برابر جهانگیر الماسی با آن ریش انبوه و پنبه‌ای‌اش قرار گرفت تا او چند غر ساده بزند (که مثلاً چرا باید ایستاده سؤال کرد و تبعیض قایل شد و این که چرا به توان هنرپیشه‌های وطنی بی اعتنایی شد و ...) و 20:30 از همین غرها استفاده کرده و ثابت کند که سینماگران متعهد! کشور از آمدن این هیأت آمریکایی به کشور راضی و خشنود نیستند! جالب این که نه تنها 20:30 نتوانسته بود به جز الماسی، هیچ چهره‌ی دیگری را راضی به قرار گرفتن در برابر دوربین کند، حتی خود الماسی هم در نهایت آن چیزی را که آنها دوست داشتند از زبان وی به صراحت بشنوند، نگفت و در پاسخ به این سؤال که آیا سفر این هیأت را به ایران برای سینمای کشور مفید می‌دانید یا خیر؟ با کلی مکث و تردید گفت: نباید ملعبه شد و خودمان را دست کم بگیریم.
راستی! شما فکر می‌کنید اگر این هیأت هالیوودی در زمان صدرات عطاالله مهاجرانی به کشور می‌آمد، کفن‌پوش‌ها از قم راه نمی‌افتادند؟!
حالا باز هم بگویید: این دولت مهرورزی اتوریته ندارد!

پای سخنگو را هم به میان کشیدند ...


پیام انتخاباتی!
الهه کولایی، شیرین عبادی، میرحسین موسوی و محمد باقر قالیباف در کابینه‌ی آینده‌ی سید محمد خاتمی عزیز، صاحب منصب خواهند بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 22:41  توسط نگارک  | 


امشب در برنامه ساعت 20 شبکه استان تهران، محمد باقر قالیباف انتقاد نرم و زیرکانه‌ای از شهردار پیشین تهران کرد! این که چرا باید بیش از 180 هزار تهرانی (که در بین آنها حتی پزشکان متمول هم دیده می‌شدند) در نوبت دریافت وام ازدواج باشند؟ در حقیقت اشاره قالیباف به این موضوع بود که آیا در اولویت وظایف شهرداری‌ها، پرداخت وام ازدواج – آن هم به این شکل بدون قاعده – ضرورت و توجیه داشته و دارد؟!


توضیح ضروری:
هر گونه رابطه‌ای بین حضور مکرر شهردار تهران در این چند هفته در صدا و سیما ، با احتمال جانبداری ضرغامی از یک کاندیدای خاص اصول‌گرا را شدیداً تکذیب می‌کنم!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 21:34  توسط نگارک  | 


    در برنامه امروز «به عبارت دیگر» که همه هفته از تلویزیون فارسی بی بی سی پخش می‌شود، آیت‌الله ابوالقاسم دیباجی، دبیر کل شورای جهانی فقه اسلامی حضور یافته و با استفاده از امکانات استعمار پیر انگلیس، مشغول دعا و درس قرآن برای بینندگان فارسی زبان خود شد! حالا هی بگویید: آخوند و انگلیس دو معادله مانع‌الجمع هستم!
بدتر از همه وقتی بود که این آیت‌الله نه یک بار، بلکه چند بار، به جای استفاده از نام خلیج فارس، از عبارت مجعول «کشورهای خلیج» نام برد!
به نظر من، نه تنها دیباجی که بی بی سی هم برای پخش این برنامه باید رسماً از مردم ایران عذرخواهی کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 20:15  توسط نگارک  | 

دکتر سازگارا - 7 اسفند 87


    شب گذشته، دکتر محسن سازگارا به شدت از وزارت خارجه آمریکا انتقاد کرد و خواستار اصلاح حکم دنیس راس توسط هیلاری کلینتون شد. چرا که خانم کلینتون در این حکم از خلیج فارس با نام مجعول «خلیج» نام برده بود. سازگارا گفت: این برای اولین بار است که وزارت خارجه آمریکا از چنین نام مجعولی استفاده می‌کند و من به عنوان یک ایرانی از این اقدام به شدت ناراحت هستم. آقای نوری زاده هم گفتند: تاکنون آمذیکایی ها بر خلاف انگلیسی‌ها هیچگاه از نام مجعول «خلیج» استفاده نمی کردند و من امیدوارم این یک خطای تایپی باشد. به هر حال او گفت: باید همه ایرانیان مراتب اعتراض خود را به وزارت خارجه آمریکا اعلام دارند.
    در حقیقت اگر این اتفاق بیافتد، شاید برای اولین بار باشد که مخالفان و موافقان جمهوری اسلامی پای یک بیانیه را به صورت مشترک امضا کرده و بر آن مهر تأیید می زنند.
    سازگارا، به این هم بسنده نکرد و نطق آقای جوزف بایدن در کنفرانس امنیتی مونیخ را هم بسیار ناامیدکننده خواند و اعلام کرد با شنیدن این نطق نگران شدم که مبادا آمریکا با دولت ایران بر سر حقوق بشر به مصالحه‌ای ننگین دست یابد!

دکتر نوری زاده


     به هر حال، آنها که دیشب این گفتگوی یک ساعته را به تماشا نشسته بودند، بار دیگر مفهوم و ارزش دموکراسی و آزادی را دریافتند. مثلاً بیایید با هم تصور کنیم که یکی از کارشناسان مهمان در برنامه گفتگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما، بخواهد به برخی سخنان آقای متکی یا معاون اول رییس جمهور ایران انتقاد کند! فکر می‌کنید چه بلایی بر سر آن کارشناس و تهیه‌کننده برنامه و مدیر شبکه دوم سیما و ... خواهند آورد؟ اصلاً چرا راه دور برویم؟ مگر همین دو هفته پیش نبود که در برنامه نقره که از تلویزیون ایران پخش می‌شد، وقتی آقای محمدعلی نجفی، فیلمساز مورد عنایت خودی‌! زبان به تمجید از مهندس میرحسین موسوی گشود، چه بلایی بر سر تهیه کننده و مجری برنامه که نیاوردند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 14:14  توسط نگارک  | 

هوشنگ امیر احمدی

روز گذشته، هوشنگ امیراحمدی خودش را از دانشگاه رانگرز آمریکا به استودیوی بی بی سی فارسی در لندن رسانده بود تا به مدت 3 دقیقه با مردم ایران سخن بگوید! او عنوان کرد: آنچه من هم‌اکنون می‌گویم، برای اولین بار است که مطرح می‌شود. اول آنکه باراک اوباما در پیامی که به مناسبت نوروز برای ایرانیان خواهد فرستاد، سیاست‌های کاخ سفید را در مورد ایران تشریح خواهد کرد. دوم هم اینکه دنیس راس هرگز موفق نخواهد شد با مقامات جمهوری اسلامی ملاقات کند!

مجری برنامه بی بی سی هم با لبخندی ملیح! از آقای امیر احمدی پرسید: با توجه به اطلاعات خوب و دسته اولی که شما دارید، اگر امکان دارد، بفرمایید مهمترین اصول جدید سیاست خارجی اوباما در مورد ایران چه خواهد بود؟! که البته هوشنگ امیراحمدی حرفی چندانی نداشت که اضافه کند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 18:49  توسط نگارک  | 


    بيش از 10 هزار نفر در نظرسنجي اين وبلاگ تاكنون شركت كرده‌اند كه از آن ميان، 4520 نفر ، سيد محمد خاتمي را رييس جمهور آينده مي دانند (38.36 درصد). در صورتي كه آراي نزديك‌ترين رقيبش، يعني محمود احمدي نژاد به نيمي از آراي او هم نرسيده و با 15.22 درصد (1793 نفر) در رتبه دوم قرار گرفته است. ترتيب ديگر رأي آوران به شرح زير است كه مي توان در مقايسه با وضعيت نظرسنجي در مهرماه گذشته، به خوبي متوجه شد كه آراي اصلاح طلباني چون عبدالله نوري و ميرحسين موسوي به طرز معني‌داري افزايش يافته است:

1- سيد محمد خاتمي با 4520 رأي (38.36 درصد)
2- محمود احمدي‌نژاد با 1793 رأي (15.22 درصد)
3- محمد باقر قاليباف با 1019 رأي (8.65 درصد)
4- عبدالله نوري با 662 رأي (5.62 درصد)
5- مير حسين موسوي با 406 رأي (3.45 درصد)
6- هاشمي رفسنجاني با 323 رأي (2.74 درصد)
7- علي لاريجاني با 202 رأي (1.71 درصد)
8- حداد عادل با 144 رأي (۱.22 درصد)
9- معصومه ابتکار با 131 رأي (۱.11 درصد)
10- عباس اميرانتظام با 126 رأي (1.07)

بدون شرح: طفلكي مهدي كروبي!

در همين باره:
- جهش خيره‌كننده‌ي رحيم مشايي در نظرسنجي رياست جمهوري نگارك‌ها!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 15:12  توسط نگارک  | 

   

از تمام ايرانيان و فارسي زبانان خواهش مي کنم اين متن را براي ديگر

 

 دوستان خود ارسال کنيد تا نوروز  را جهاني کنيم

 

 

   اطلاع رساني در اين مورد بسيار ضعيف است  يادمان مانده  دو اثر ايران

 

  کوه دماوند و غار علي صدرکه قرارشد جز عجايب هفتگانه دنيا باشند  اما

 

اکثر افراد از آن بي اطلاع بودند .

 

   متاسفانه برخي مسئولين ما اين چنين مسائلي  را ظاهرا خيلي کوچک مي دانند  که حتي حاظر نيستند که 24 ثانيه از 24 ساعت برنامه هاي تلويزيون را به اين  چنين موضوعاتي اختصاص دهند

 

  نظر سنجي سازمان ملل در مورد وجود نوروز در تقويم بين المللي به عنوان يک روز جهاني

 

             

 

لطفا اينجا را کليک کنيد

 

 

 

 

 

Here's a petition to United Nations

The Petition is self-explanatory, please distribute worldwide

 Lets put Norouz - New Day on UN Calendars'

 
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 13:43  توسط نگارک  | 

پیش بینی مرحوم دکتر محمد مصدق در مورد فاجعه ای که امروز من و تو لمسش می کنیم


پیشکش به روح بلند مردی که در ۱۴ اسفند از سرزمین ایران غروب کرد ...

گفتگوی  شادروان دکتر مصدق با آندره بریسو، خبرنگار فرانسوی در 15 ژوئیه 1951

مصدق به من گفت: در مورد ملی کردن نفت رودرروی انگلیسی ها قرار گرفته است و گفتگویش با هریمن، رئیس جمهور آمریکا و جنگ سازمان های جاسوسی علیه ایران را پیش کشید.

پس از لحظاتی افزود: من پیر شده ام. فکر نمیکنم به سن هشتاد برسم (در آن زمان 71 ساله بود و 87 سال عمر کرد). شاید هرگز نتوانم به آنچه برای کشورم آرزو میکنم جامه عمل بپوشانم ولی مطمئنم دیگران خواهند آمد، که پس از من این کار ها را به انجام خواهند رسانید. آنها امپریالیست ها و شوروی ها را بیرون خواهند کرد. شاه را یا از بین میبرند و یا اخراج میکنند. او با این که نرم خوست، آرزوی بزرگش این است که جای کورش را بگیرد و همه کاره مملکت شود. فکر نمیکنم حزب توده قادر به گرفتن و حفظ قدرت باشد. همینطور ارتش را توانا برای بر خاستن و برپایی یک نظام دیکتاتوری نمی بینم. امیدوارم سرکرده های شیعه قصد جدی برای ورود به عرصه سیاست نداشته باشند. اگر چنین شود، ایران در آستانه وضعیت فاجعه آمیزی قرار خواهد گرفت که بدوا همسایگان ایران (عراق، سوریه و اردن) را در حالت جنگی با ما قرار میدهد. من واقعا از این تشکیلات مذهبی هراس دارم. درست است که ما مسلمان هستیم، ولی در واقع عرب نیستیم و رودرروی سنی ها قرار داریم. بدین ترتیب تشکیلات آخوند های شیعه با آن سلسله مراتب و امکانات اگر به قدرت دست یابد، ما در داخل مواجه با انقلابی خونین خواهیم شد و در خارج باید نتایج جهاد علیه عراق و اردن و سوریه را تحمل کنیم. فکر نمیکنم مصر و حتا اسرائیل مداخله کنند. به هر حال اگر این فرض آخری تحقق پیدا کند، یک آیت اللهی وارد عرصه میشود و نهضتی مالامال از نفرت علیه غرب و حتا ضد یهود و در دشمنی با عرب های سنی راه خواهد انداخت و ای بسا که خیابان ها جای جسد و خون خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 9:14  توسط نگارک  | 

دست در دست هم يکبار ديگه به احمدي نژاد راي بديم

ستاد هوشمند تبلیغات احمدي نژاد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 11:42  توسط نگارک  | 

برج میلاد - شنبه 19 بهمن 1387 - عکس از نگارکها


اخیراً نوع نورپردازی برج میلاد در شب تغییر کرده و با همین ابتکار ساده، یعنی اضافه کردن چند پروژکتور که از بالا به پایین برج را روشن می‌کند، توانسته جلوه‌ای دو چندان به آن بدهد، به نحوی که جلوه شبانه برج میلاد حالا بسیار جذاب تر از سابق و غیر قابل مقایسه با چهره نه چندان جالب روزانه آن است!

قبلا قسمت بالای برج پروژکتور در جهات عمود و پایین نداشت.


حیف که نتوانستم عکس باکیفیت تری بگیرم. لطفاً شما نیز امتحان کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 12:22  توسط نگارک  | 

خاتمي آمد ... همان طور كه گفته بودم!


    سرانجام به رغم پيش‌بيني‌هاي بزرگان اردوگاه اصول‌گرايي و در رأس آنها، برادر حسين! خاتمي با قوت آمد تا به همه بچشاند كه آن شاه سلطان حسيني كه مي‌پنداشتند، چگونه مي‌تواند به كمك مردم ايران به سيمای نابخردان فرومايه‌اي چون حسين شريعتمداري و صفار هرندي سيلي بزند.
   فقط كافي است نگاهي اجمالي بياندازيد به تيتر روزنامه‌ها و تريبون‌هاي دست راستي و نظامي كشور تا متوجه شويد كه حضور خاتمي تا چه اندازه به كابوسي مرگبار براي آنها بدل شده بود؛ كابوسي كه از 21 بهمن 1387 رسماً جامه حقيقت به تن كرد و شمارش معكوس براي تلخ‌ترين شكست احمدي‌نژاد و دارو دسته متحجرش آغاز شده است.
    به همين دليل از امروز بايد  "کمپین خاتمی خواهی" را محله به محله، شهر به شهر، روستا به روستا، کوچه به کوچه و خانه به خانه به حرکت درآوريم و آشکارا "قدرت ملی" را به رخ اقتدار‌گرایان بکشيم.

    تيترها و نكته‌ها:
- نماينده اصولگراي مجلس: خاتمي و ميرحسين عاقلند و نمي آيند!
- اسدا... بادامچيان: خاتمي زرنگ است و نمي آيد!
رد صلاحیت خاتمی انتخابات را از مشروعیت می اندازد
فشار بر خاتمی برای نیامدن!
فائزه هاشمي: کروبي مي‏ماند، خاتمي نمي‏آيد!
- خبرگزاري دولت: کروبي: خاتمي نمي آيد/عارف : خاتمي مي آي
خبرگزاري دست راستي مهر: خاتمي نمي‌آيد
- رسول منتجب‌نيا:خـاتـمـي نمی آید
خاتمي احتمالا مي‌آيد، اما قطعا نمي‌آيد!
واکنش تند کیهان به احتمال نامزدی خاتمی و نوری
آيا اين بار خاتمي ردصلاحيت مي‌شود؟
چه بيايد ،چه نيايد ...
پيشنهاد مدير مسوول كيهان به خاتمي
شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان نخستین زمزمه رسمی ردصلاحیت خاتمی را سر داد!
- عضو حزب اعتماد ملي: خاتمي نمي آيد، بايد روي كروبي اجماع كرد
- خبرگزاري دولت: خباز: خاتمي گفت به طور قطع نمي آيد
- ابراهيم يزدي :خاتمي نمي آيد!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 10:42  توسط نگارک  | 


اگر با گوش‌هاي خودم بخش خبري 8:30 صبح روز شنبه – 19بهمن 1387 را نمي‌شنيدم، باور نمي‌كردم كه ممكن است بتوان رابطه‌اي چنين عميق و دميق! بين جذابيت‌هاي تاريخي شهرآورد سرخ‌آبي‌هاي پايتخت و محمّدرضا شاه پهلوي يافت!


اما واقعيت اين است كه امروز در راديو جوان اتفاق افتاد! و مجري بخش خبر 8:30 صبح  اين راديو گفت: همكارم در باره دلايل علاقه مردم به ديدن بازي استقلال و پيروزي گزارشي را تهيه كرده است كه با هم مي‌شنويم: در اين گزارش آمده است كه فوتبال مثل سياست و زندگي مي‌ماند و كسي كه تك روي يا تك خوري كند و در خدمت تيم نباشد، محكوم به فنا و شكست است. به همين دليل محمدرضا شاه پهلوي (كه در اين گزارش از وي با عنوان «شوهر فرح» ياد شد) هم حكومتش تاب نياورد و سقوط كرد! چرا كه مي‌خواست با تاجش و به تنهايي حكومت كند؛ اما تاج از دستش افتاد و استقلال جايش را گرفت! اما استقلال بدون پيروزي مورد رضايت مردم نبود! به همين دليل پيروزي هم آمد و تا به امروز اين حديث جذاب ادامه دارد!!


البته در انتهاي اين گزارش چذاب، مجري برنامه اين را هم اضافه كرد كه براي تقويت اين بازي نياز به يك فرد «عادل» است تا در «90» دقيقه! محتواي فوتبال را ارزيابي كند!!


واقعاً درود بر راديو جوان! مگه نه؟!

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 10:19  توسط نگارک  | 

بيا كه، آفتاب
ديرگاهيست
تو را منتظر است...




در این که سیّد محمّد خاتمی پا به عرصه‌ی انتخابات خواهد گذاشت، شکی نیست؛ همان گونه که پیش‌ترها هم بر آن اشاره داشته‌ام و باز در این که شهریور سال آینده شاهد گفتگوی رودروی زوج خاتمی/اوباما در مقر سازمان ملل متحد خواهیم بود هم شکی نیست! حتی خود احمدی‌نژاد هم این را به خوبی می‌داند که در صورت ورود خاتمی، کمترین شانسی برای تصاحب دوباره‌ی کاخ سعدآباد برایش وجود ندارد. بیماری‌های اخیر و پی در پی وی نیز بی تأثیر از شدت افسردگی ناشی از این واقعیت نیست.
امّا خاتمی در حقیقت با امروز فردا کردن‌هایش بیشترین ضربه و شوک ممکن را به اردوگاه اصول‌گرایان وارد می‌کند. دقت کنید که چگونه همه از قالیباف گرفته تا لاریجانی و ولایتی و رضایی و روحانی و ... مترصد اعلام رسمی حضور وی هستند تا موقعیت خود را در شطرنج سیاسی جمهوری اسلامی بازمهندسی کنند. اما هر روز که می‌گذرد، این فرصت از آنها گرفته می‌شود تا در زمان و فرجه‌ای مطلوب‌تر و کافی‌تر بتوانند دست به چیدمان درست آرایش سیاسی خود و طرفداران‌شان بزنند. آنقدر که داد سرلشکر فیروزآبادی هم درآمده است. در این میان، البته نباید رفتار استثنایی شیخ مهدی کروبی را از یاد برد که مرا به یاد کاتالیزورهای آزمایشگاه شیمی می‌اندازد!

هیچکس در جمهوری اسلامی به اندازه خاتمی محبوبیت ندارد


و این همان نکته‌ی ظریفی است که طرفداران کیهانی و برادر حسین را به شدت عذاب می‌دهد! درود بر تیزهوشی و زیرکی سید محمد خاتمی عزیز، که این بار با کوله‌باری از تجربه و اقتداری بیش از پیش به صحنه‌ی سیاسی ایران بازخواهد گشت و بار دیگر وقار و احترام ایرانیان را در عرصه‌های جهانی به ایشان بازخواهد گرداند. بازگشتی شوک‌آور که با دیدن تیم همکاران و مشاوران ارشدش بیش از پیش بیشتر هم خواهد شد. همچنین اعلام برائت وی از چهره‌ی نه‌چندان دلنشین منتسب به اردوگاه اصلاح‌طلبی را تحسین کرده و امیدوارم چهره‌هایی چون شیرین عبادی، فاطمه کولایی و فراهانی بتوانند در کابینه‌ی جدید به حق خویش برسند.

خاتمی در بین مردم ...


هموطن! اندکی صبر ... سحر نزدیک است.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 21:7  توسط نگارک  | 


روز گذشته، علیرضا نوری‌زاده در سلسله برنامه‌های خود با عنوان خانه پدری که از تلویزیون کانال یک پخش می‌شود، دست کم در دو مورد مجاهدین خلق را گناهکار دانست. یکی اقدام به ترور فیزیکی مخالفان خود و دیگری، همکاری شرم‌آور با رژیم بعثی صدام حسین در زمان جنگ. نوری‌زاده به همین دلیل نتیجه گرفت که ملت ایران هرگز مجاهدین را نخواهد بخشید و آن گروه نمی‌تواند هیچگاه رؤیای بازگشت به قدرت را در ایران در سر بپروراند. البته نوری‌زاده این را هم اضافه کرد که حداقل 80 درصد از افرادی که هم‌اکنون در کمپ اشرف مستقر هستند، دستانشان به خون هیچ هموطنی آلوده نیست و کسی را نکشته‌اند!

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 14:46  توسط نگارک  | 


امشب در برنامه شباهنگ که از بخش فارسی صدای آمریکا پخش می‌شود، کاریکاتوریست مشهور و تبعیدی ایرانی، نیک‌آهنگ کوثر مهمان بهنود مکری بود تا به بهانه‌ی کاریکاتور، یادآوری کند:
اولاً یکی از دلایل کاریکاتوریست شدنش، قیافه‌ی تابلوی برخی از استادان گزوه زمین‌شناسی دانشگاه تهران – در زمان دانشجویی‌اش – بوده است!


دوم این که میرحسین موسوی، یک برگ سوخته و تاریخ مصرف گذشته است!


سوم این که ما در جمهوری اسلامی، اصلاح طلب نداریم، بلکه اتفاقاً اینها بسیار محافظه‌کار بوده و باید نامشان را اصلاح طلب استاندارد رژیم بنامیم.

استاد تمساح معروف!


و دست آخر هم من نمیدانم چه رابطه‌ای میتواند بین تمساح که یک خزنده‌ی خطرناک است و دین اسلام وجود داشته باشد، که آقایان کاریکاتور مرا با عنوان «استاد تمساح» بر خلاف مصالح اسلام توصیف کردند و برخی از علما و طلاب قم خواستار تصعید من شده بودند!!

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 0:10  توسط نگارک  | 

کلهر و جیرانی در دو قدم مانده به صبح


در برنامه پرطرفدار شب گذشته‌ی «دو قدم مانده به صبح» صالح علای عزیز، گفتگویی شنیدنی بین جناب کلهر و آقای فریدون جیرانی درگرفت، که در طی آن کلهر عنوان کرد، من حتی قبل از انقلاب هم فیلم فارسی می‌دیدم و به نظرم سینمای فارسی قبل از انقلاب، «کاباره‌ی فقرا» بود! او همچنین گفت: من به هیچ عنوان به سانسور در سینما چه در اول انقلاب و چه امروز اعتقاد ندارم. او حتی این را هم گفت که وی تلاش کرده تا فیلم‌هایی که توسط گروه‌هایی چون حزب توده یا سازمان مجاهدین خلق (جالب بود که وی از همین عنوان ابتدا استفاده کرد و بعد گفت: سازمان مجاهدین یا منافقین!) ساخته شده‌اند در سینماهای تهران نمایش داده شوند، منتها با تابلوی خودشان. در انتها نیز وی اشاره کرد که یکی از مخالفان جدی‌اش محسن مخملباف بوده که آن زمان در روزنامه جمهوری اسلامی و کیهان قلم می‌زده و همچنین به دستور او بوده که سخنرانی جنجالی بنی صدر در روز 14 اسفند از تلویزیون پخش شده است!

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 0:3  توسط نگارک  | 


شب گذشته در یک برنامه‌ی غافل‌گیرکننده، صدای آمریکا به پخش رپرتاژی از ایران اقدام کرد و در آن با گفتگو با چند جهانگرد و نیز یک سرمایه‌گذار هلندی به نام «سباستین استرائن» به تمجید از سیاست‌های گردشگری رحیم مشایی پرداخته و پیش‌بینی کرد که تا 5 سال آینده ایران از این نظر شاهد تحولی چشم‌گیر در جذب توریست خارجی شود. در این گزارش همچنین عنوان شد که دولت امکانات و تضمین مالی خوبی برای سرمایه‌گذاران خارجی در نظر گرفته و سود سرشاری انتظار آنها را می‌کشد!

سرمایه دار هلندی در یزد!


نتیچه‌گیری اخلاقی: به این می‌گویند چراغ سبز اوباما به پیام تبریک احمدی‌نژاد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 23:56  توسط نگارک  | 


این عکس برگرفته از بخش فارسی تلویزیون بی بی سی است که در طی آن گزارشگر برنامه اعلام کرد: رابرت گیتس - وزیر دفاع آمریکا - خطر ماجراجویی ایران در حیاط خلوت آمریکا - آمریکای لاتین - را بیشتر از فعالیتهای موشکی روسیه در اروپا دانست!

«ایران در آمریکای لاتین خرابکاری می‌کند»

اين وزير دفاع آمريكا هم كه همش دستش مي شكنه!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 23:51  توسط نگارک  | 

چندي پيش تلويزيون فارسي بي بي سي خبر از برگزاري مسابقه‌اي عجيب در انگلستان داد كه اگر به چشم خود نمي‌ديدم، باور نمي‌كردم. آخه كي فكر مي‌كنه مي‌شه 550 هزار پوند را حرام كرد تا 35 غواص در عمق 20 متري آب با يكديگر مسابقه اتو كردن پارچه برگزار كنند؟! اما واقعاً اين مسابقه، آن هم در اين بحران كم‌سابقه‌ي مالي برگزار شد تا همه بدانند و بدانيم كه تا چه اندازه از خردمندي و منطق و عدالت به دور هستيم! يعني آن 550 هزار پوند پول بي زبون را نمي‌شد به مصرف بهتري رساند، وقتي مي‌دانيم سالي 2 ميليون كودك به دليل نداشتن آب سالم و بهداشتي جان مي‌سپارند و همچنان تحقيقات ايدز با كمبود سرمايه روبرو است؟!

عكس از خبرگزاري نووستي روسيه


خلاصه اين كه امروز هم در سايت فارسي خبرگزاري «نووستي» روسيه چشمم به اين عكس عجيب و برگزاري مسابقات شنا در سرماي زير صفر بندر ولادي وستوك  افتاد! خودتان ببينيد تا دريابيد كه چگونه ما انسان‌ها استعداد داريم تا انرژي‌ها را به هدر دهيم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 12:50  توسط نگارک  | 

برنامه‌ای که عادل فردوسی‌پور در آخرین ساعات شب 8 بهمن سال 1387 بر روی آنتن فرستاد، بی‌شک تا مدت‌ها از یاد علی‌آبادی، آخوندی و دیگر دیکتاتورهای کوتوله پاک نخواهد شد. مردم ایران با ارسال 1200 اس ام اس در ثانیه به برنامه‌ای که آخوندی آن را خلاف نظر مردم و دوستداران ورزش می‌پنداشت، نشان دادند که تا چه اندازه از تفکر تمامیت‌خواهانه‌ی حاکمیت در ورزش نفرت دارند و حاضرند مبارزه‌‌ی منفی جانانه‌ای را برای حمایت از فردی که با برنامه‌ها و مصاحبه‌های بی‌پرده‌اش، اربابان تحمیلی امروز ورزش ایران را غلقلک داده و می‌دهد، انجام دهند. اما فارغ از این موضوع، برنامه‌ی دیشب 90 از یک نظر دیگر هم جالب بود. آن هم زمانی بود که فردوسی‌پور تیزهوش تصمیم گرفت به قرائت بیانیه‌ای تقریباً 30 ثانیه‌ای بپردازد که در آن برنامه‌ی 90 و شخص وی را از شبکه‌ها و جریانات سیاسی برون‌مرزی مبری می دانست! جالب‌تر آن که فردوسی‌پور – به عمد – این چند خط را از روی نوشته خواند و به همه نشان داد که دارد از روی نوشته!! نظر خود را به اطلاع می‌رساند! آن هم فردوسی‌پوری که نام باجناق دفاع وسط فصل گذشته‌ی چلسی را هم از یاد نمی‌برد! بیاییم همه برای هوش، درایت و صداقت عادل فردوسی‌پور عزیز یک کف مرتب بزنیم و بابت کند‌ذهنی و عقب‌ماندگی متولیان ورزش و برخی از مدیران رسانه‌ی ملی! ابراز تأسف عمیق کنیم؛ مدیرانی که فکر می‌کنند مخاطبین‌شان نیز مانند خودشان "مخ تعطیلینگا" هستند!
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 18:56  توسط نگارک  | 

فرهاد مهراد

حدود ساعت 10:50 دقيقه صبح امروز – 7 بهمن 87 – يكي از راديوهاي جمهوري اسلامي با نام «راديو تجارت» به پخش قسمت‌هايي از ترانه‌ي زيبا و خاطره‌انگيز فرهاد پرداخت و از جمله اين قسمت از ترانه را پخش كرد: « از صدا افتاده تار و کمونچه/ مرده می‌برن کوچه به کوچه».
جالب اين كه بهانه‌ي پخش اين سروده‌ي زيباي شادروان احمد شاملوي عزيز، آغاز جشن‌هاي سي‌امين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي بود تا مثلاً مردم يادشان بيافتد كه در زمان رژيم شاه، طاق‌ها شكسته  و خونه‌ها تاريك بودند و ادوات موسيقي هم از صدا افتاده بودند و در كوچه‌ها مرده مي‌بردند!!
واقعاً كه آدم ياد سنگ پاي قزوين مي‌افتد!
يكي نيست از اين آقايان بپرسد: به راستي در آن زمان موسيقي ممنوع‌تر بود يا در اين زمان؟ و در آن زمان مردم شادتر بودند يا در اين زمان؟!
حداقل اين ترانه‌ها را ديگر پخش نكنيد و در اين هواي آلوده‌ي تهران به فكر افزايش آدرنالين خون شهروندان نگون‌بخت تهراني هم باشيد.
   آيا اين خواهش بزرگي است؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 12:41  توسط نگارک  | 


    شامگاه گذشته، راديو گفتگو بار ديگر همه را غافلگير كرد و برنامه‌اي را بر روي آنتن فرستاد كه در آن نه تنها از نگهداري حيوانات خانگي در منزل گله‌مندي نمي‌كرد و آن را كار غيرشرعي و نامطلوبي معرفي نمي‌نمود، بلكه با ظرافت از ويژگي‌هاي مثبت هم‌نشيني و ملاطفت با حيوانات سخن گفته و حتي با گفتگو با يكي از متخصصان حيوانات خانگي در بيمارستان امام حسين تهران، كوشيد تا نحوه نگهداري و تيمار از حيوانات خانگي را به شنوندگان تهراني خود بياموزد. فقط اي كاش اين برنامه محدود به تهران نمي‌شد و روزي در رسانه سراسري صدا و سيما هم شاهد پخش چنين برنامه‌هاي مفيدي باشيم. به هر حال اقدام آقاي ضرغامي در پخش اين برنامه جاي تشكر فراوان دارد. به خصوص كه هنوز پليس انتظامي با هر گونه عبور و مرور حيوانات اهلي در معابر عمومي و حتي داخل خودروهاي شخصي مقابله مي‌كند.


    آيا اين مي‌تواند نشانه‌اي بر تحقق آرزوي مينو صابري عزيز باشد؟
   به هر حال، بايد به منفي‌بافان هم بگويم نبايد نااميد شد، داستان ساحل و صدف را كه شنيده‌ايد؟ شايد براي اين يكي اوضاع فرق كرد و ايرانيان به جاي حيوان‌آزاري تصميم به ملاطفت و مهرباني با ايشان گرفتند!

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 11:46  توسط نگارک  | 


به نظر شما این دخترکان اصفهانی چرا این گونه و در برابر این تابلو – که فوق‌العاده تابلو است – کشف حجاب کرده‌اند؟!


+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 0:33  توسط نگارک  | 


دیروز و امروز بخش‌های خبری گوناگون بی بی سی، صدای آمریکا و برنامه آفساید به تحلیل ماجرای انتفاضه اس ام اس برای حمایت از عادل فردوسی‌پور پرداختند و حتی تحلیلگرانی چون مسعود بهنود نیز به ابعاد عجیب این ماجرا اشاره کردند.

در این بین، برنامه آفساید که با رهبری مانوک خدابخشیان می‌رود تا به پربیننده‌ترین برنامه ورزشی برون مرزی فارسی زبان بدل شود نیز، با اشاره به جنجال‌های پیش آمده در برنامه هفته گذشته رادیو جوان که در آن، علی دایی با زبانی خارج از نزاکت به تهدید فردوسی‌پور و آفساید پرداخته بود، تأکید کرد که علی دایی با این رویه تمامی محبوبیت خود را در بین ایرانیان از دست خواهد داد و یکی از دلایل خاموشی ورزشگاه ها در هنگام بازی تیم ملی همین است. نکته جالب اینکه در برنامه رادیو جوان، امیر قلعه‌نویی به ستایش از عادل فردوسی‌پور پرداخته و هشدارهایی جدی به علی دایی می دهد. مانوک خدابخشیان حتی این را هم گفت که «علی دایی به زودی به زباله دان تاریخ خواهد پیوست.»

به هر حال، پیشنهاد من برای حمایت از عادل فردوسی پور در برابر دیکتاتوران ورزشی آن است که طرفداران پرسپولیس تا استعفای آخوندی و عذرخواهی افشین پیروانی از حضور در ورزشگاه ها خودداری کنند تا علی آبادی و امثال او بفهمند که دیگر دوره قلدری در ورزش سپری شده است.

ممکن است بتوانند از ارسال پیامک جلوگیری کنند، اما دیگر نخواهند توانست قهر مردم با تیم محبوب سرخپوشان را توجیه نمایند.
فردوسی پور و 90 یک سرمایه ملی نه فقط برای ورزش که برای ارتقای ظرفیت فرهنگی و سنجه ای بر میزان نقدپذیری حاکمیت است. قدرش را بدانیم و از آن حمایت کنیم.


+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 23:10  توسط نگارک  | 

امیر حاج رضایی دیشب تنها کارشناسی بود که توانست بر خشمش افسار زده و با متانت به انتقاد از فدراسیون فوتبال بپردازد!


آنچه که شب گذشته در یکی از پربیننده ترین برنامه‌های تاریخ سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد، بی‌شک تا مدتها از ذهن و یاد مردم ایران و ورزش‌دوستان و طرفداران و مخالفان دولت مهرورزی محمود احمدی‌نژاد نخواهد رفت. حماقت بزرگی که مخابرات جمهوری اسلامی در بایکوت اس ام اسی برنامه 90 انجام داد، کینه‌ای ابدی را بین فوتبال‌دوستان و علی‌آبادی بوجود آورد و به همه نشان داد: دولتی که حکومت خود را آزادترین حکومت جهان می‌داند، حتی تحمل ارسال پیامک برای یک برنامه ورزشی را هم ندارد، چه رسد به تحمل انتقاد از سیاست‌های احمقانه‌اش.
از همین رو، به نظر من نمایش مضحک و شرم‌آور دیشب علی‌آبادی برای افسار زدن تحمیلی بر دهان برنامه 90، بزرگترین خدمتی بود که یک ایرانی می‌توانست انجام دهد تا آن بخش عموماً غیر سیاسی کشور (اما پرشمار) که معمولاً در انتخابات ریاست جمهوری شرکت نمی‌کنند، هم خرداد آینده به پای صندوق رأی آمده و یک نه بزرگ به احمدی‌نژاد نشان دهند.
ماجرای مبارزه آخوندی با عادل فردوسی‌پور، اقدام شرم‌آور افشین پیروانی و اختلال در ارسال پیامک برای برنامه 90 اوج ترس و حماقت عالی‌ترین کارگزاران یک دولت را نشان داد و البته بار دیگر ثابت کرد که یک دوست نادان – در اینجا علی آبادی – تا چه اندازه می‌تواند خطری بیش از یک دشمن دانا برای فرد – در اینجا محمود احمدی نژاد – بیافریند.
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 22:54  توسط نگارک  | 

اين شايد براي اولين بار باشد كه بتوان با ارسال پيامك به يك برنامه ورزشي مشت محكمي به دهان ديكتاتوران حوزه ورزش زد. پس چرا از اين فرصت استفاده نكنيم و 5 ميليون پيامك براي برنامه 90 ارسال نكنيم تا آقاي علي آبادي بفهمد كه مردم ايران خوب مي فهمند!

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 11:14  توسط نگارک  |