تبليغاتX
نگارک‌ها

نگارک‌ها

نگاه هشت وبلاگ‌نویس به زشت و زیبای زندگی

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 22:45  توسط نگارک  | 


این گزارش تلویزیون فارسی بی بی سی به نظر بسیار جالب بود. این که سالانه از محل پول مالیات دهندگان بریتانیایی، دولت ناچار است تا بیش از سه میلیارد دلار بابت خسارت‌های ناشی از بدمستی و اعتیاد به مشروبات الکلی هزینه کند. به نحوی که حالا امکان دارد قانونی در انگلستان از تصویب پارلمان بگذرد که به موجب آن، قیمت مشروبات الکی به شدت افزایش خواهد یافت؛ اقدامی که البته مخالفانی هم دارد. از جمله گوردون براون نخست وزیر دولت کارگر انگلیس!
داشتم فکر می‌کردم که با این پول چه کارها که می‌شود کرد.مثلاً می شود 15 شبکه تلویزیونی مانند بی بی سی فارسی و با همین کیفیت عالی راه انداخت! یا می‌شود مشکل مردم دارفور را برای همیشه حل کرد یا ایدز را در آفریقای جنوبی ریشه کن ساخت و یا بودجه لازم برای تحقیقات پیرامون اثر گرمایش زمین در آمریکای لاتین و قطب جنوب را تأمین ساخت و یا البته به مصرف درمان بدمستی مشتی اوباش در انگلستان رساند!
بی خود نیست اینقدر در این جهان مشکل وجود دارد و فقیر داریم. بابا به خدا خیلی قاطی داریم. نداریم؟!

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 22:18  توسط نگارک  | 


اخیراً مقام عظمای ولایت، حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای فرمودند: برخی نیت‌های ناپاک می‌خواهند ناامیدی تزریق کنند.

این بود که من جستجویی در لابه لای تیتر روزنامه‌های منتشر شده پس از این بیانات حکیمانه انجام دادم تا ببینم، می‌شود برای این کلام معظم‌له مصداق‌هایی عینی یافت یا خیر؟! که چشمم به جمال این خبرها و تیترها روشن شد:

چه کسی این صحنه ها را می آفریند؟!

1- سود سهام عدالت به یک چهارم تقلیل یافت (روزنامه سرمایه – 24 اسفند 1387) : جالب‌تر این که در متن خبر متوجه می‌شویم که دلیل این بی‌آبرویی و شرمندگی بزرگ اقتصادی برای دولت مهرورزی نیز ساده انگاری و عدم بررسی علمی و تخصصی در زمان چیدمان ترکیب این سهام بوده است! حالا شما بگویید: خواند این خبر ناامیدی تزریق می‌کند یا امید؟ و مسئول این ناامیدی کیست؟!
2- خط فقر در ایران سه برابر حقوق کارگران شد! وزیر کار دولت مهرورزی در شرایطی حداقل حقوق سال آینده کارگران را اعلام کرد که خود بهتر از هر کسی می‌داند: جامعه‌ای که میانگین درآمد شهروندان آن کمتر از خط فقرش باشد، آن جامعه چاره‌ای جز غلتیدن به کام فساد و تبانی و فحشا و ناامیدی و افسردگی و خیانت و جنایت و نیرنگ و ... ندارد! دارد؟ حالا شما بگویید: خواند این خبر ناامیدی تزریق می‌کند یا امید؟ و مسئول این ناامیدی کیست؟!
3- کاهش 50 درصدی ارزش معاملات بازار بورس تهران: این خبر نیز که در روز شنبه – 24 اسفند 87 – منتشر شد، کاملاً امیدوارکننده و بی‌نیاز از هر نوع توضیح اضافی بود!

باور می کنید که این دریاچه ارومیه باشد؟!


4- درباره خبر افزایش ورشکستگی و تعطیلی کارخانه‌ها، یا احتمال خشک شدن دریاچه ارومیه یا فوتبال بازی کردن در بستر زاینده‌رود هم حرف نزنم بهتر است.

بستر زاینده رود!

آیا حرف بیشتری مانده تا بزنم؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 5:14  توسط نگارک  | 


امشب بار دیگر در بخش خبری 20:30 شبکه دوم سیما به جای دیدن و شنیدن خبر و واگذاری تحلیل آن به شعور بیننده، هم شاهد خواندن خبر بودیم، هم تحلیل خبر و هم خبرسازی!
در حقیقت اگر کسی امشب 20:30 را نگاه می‌کرد و خبری از ماجراهای سیاست در ایران نداشت، اینگونه فکر می‌کرد که با آمدن میرحسین موسوی، تمامی طرفداران آقای خاتمی به ارزه افتاده و شدیداً نگران شده‌اند! 20:30 حتی به انعکاس سخنرانی تبلیغاتی کروبی در ارومیه هم پرداخت تا بلکه از بین حرف‌های او بتواند خاتمی و طرفدارانش را بیشتر بکوبد!
فقط کافی است به این ۳ تصویر و توضیحات زیرنویس آنها دقت کنید تا خودتان متوجه شو تلویزیونی امشب 20:30 ، آن هم از نوع کمدی سیاه آن بشوید:

تاج زاده: موسوی جان چرا حالا؟!

 

عبدالله ناصري: دور از انتظار!

 

عوضش در اردوگاه اصول گرایان اجماع نزدیک است و همه پشت احمدی نژاد ایستاده اند!

 


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 22:35  توسط نگارک  | 

چارلز فریمن


امروز انتشار یک خبر چرت بسیاری از طرفداران دموکراسی را در جهان پراند! چه کسی فکر می‌کرد که ممکن است چارلز فریمن مجبور به کناره‌گیری از قدرت شود؟ آن هم به دلیل انتقادی نرم از بعضی سیاست‌های  دولت اسراییل! فریمن کم شخصیتی نبود. او رییس بزرگترین نهاد امنیتی آمریکا، یعنی شورای امنیت ملی ایالات متحده بود که رییس سیا زیر نظر او کار می‌کرد. به نظر می‌رسه کناره‌گیری نرم او از قدرت، بی شباهت با برکناری حسینعلی منتظری از مقام قائم‌مقامی رهبری آیت الله خمینی در اواخر سال 1367 نبود. یعنی واقعاً اسراییل تا این درجه در هیأت حاکمه آمریکا نفوذ دارد؟ یعنی آمریکا هم مانند ایران خط قرمز دارد و در مورد یک چیزهایی آنجا هم کسی نمی‌تواند انتقاد کند، حتی اگر پرقدرت‌ترین نهاد امنیتی کشور را در دست داشته باشد و پیش از این سفیر آمریکا در بزرگترین کشور خاورمیانه – عربستان سعودی - باشد!

بی بی سی فارسی نیز این خبر را پوشش داد.


راستش یک چیز احمدی‌نژاد برایم جالب بود! او به خیلی‌ها از جمله من نشان داد که در مهد دموکراسی و آزادی، در کشورهایی چون فرانسه و آمریکا هم مردم حق ندارند در باره رخداد «هولوکاست» با تردید ابراز نظر کنند. واقعاً من فکر نمی‌کردم موضوعی در غرب به عنوان تابو وجود داشته باشد. به خصوص وقتی می‌دیدم که در محافل رسانه‌ای به راحتی اغلب شخصیت‌های سیاسی و یا خود پاپ مورد هجو قرار می‌گرفت.
اما حالا نظرم عوض شده و به گمانم اخوان ثالث راست می‌گفته است که آسمان هر کجا همین رنگ است! منتها فرقش این است که بعضی‌ها بلدند به آسمان رنگ و لعابی زیباتر دهند و بعضی‌ها نه!
بی دلیل نیست که هیچگاه هیچ دولتی در آمریکا نتوانست عملاً و واقعاً از اسراییل امتیاز بگیرد و آنها را وادار به امضای یک پیمان واقعی صلح در خاورمیانه کند. و بی دلیل نیست که محمود عباس را با شاه سلطان حسین مقایسه می‌کنند.
راستش خیلی ناراحت شدم. دلم نمی‌خواست آبروی بزرگترین دموکراسی غرب اینگونه بریزد ... اما ریخت. آن هم در سکوت تلخ اوباما که می‌خواهد تغییر ایجاد کند!
به نظر من فاصله بین دولت آمریکا با دولت اسراییل از فاصله بین احمد جنتی و مصباح یزدی هم کمتر است. تا شما چه فکری کنید و چه نظری ابراز دارید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 21:3  توسط نگارک  | 


میرحسین موسوی انسان نازنینی است؛ نقاشی‌هایش نشان می‌دهد که طبعی لطیف و درون‌گرا دارد ... از این گذشته 20 سال است که عملاً در صحنه سیاست ایران سکوت کرده است و بارها به جناح‌های درون حکومتی دست رد زده است. اما حالا به شکلی خود را وارد بازی انتخابات کرد که بسیاری از تحلیلگران بی‌طرف را دچار مشکل و سردرگمی و حیرت نمود. یادمان نرفته است که همین یک ماه پیش بود که خاتمی پس از اصرارهای فراوان هوادارانش سرانجام سکوت را شکست و عنوان کرد: یا من می‌آیم و یا میرحسین موسوی. و وقتی که آمد، همه بر این گمان بودند که میر حسین را نتوانستند راضی به حضور کنند و او دیگر به صحنه سیاسی انتخابات برنمی‌گردد. اتفاقاً تنها جریانی که همچنان امیدوار به حضور موسوی بود، کیهان شریعتمداری بود! کیهان بارها نوشت که خاتمی عجله کرد و نگذاشت تا موسوی تصمیم خود را بگیرد! چرا که موسوی خواهد آمد. در آن هنگام بسیاری از اصلاح‌طلبان این سخن کیهان را نوعی تفرقه‌افکنی مزورانه دانستند و تقریباً مطمئن بودند که میرحسین با توافق با خاتمی از آمدن منصرف شده است. اما حالا با اعلام حضور رسمی میرحسین موسوی، معلوم شد که اتفاقاً این برادر حسین بود که راست می‌گفت و تیم رسانه‌ای‌اش در 20:30 هم بر آن نمک می‌پاشید!
اما چرا میرحسین این کار را کرد؟! به عقیده من، میرحسین می‌خواست نشان دهد که عهد اخوت با هیچیک از جناح‌های چپ و راست و اصول گرا و محافظه کار نبسته است و با کسی هم در پشت پرده، لابی نکرده است. او نخست دعوت خاتمی را رد کرد و آنگاه خود آمد تا نشان دهد که مستقل است و همانقدر از اصلاح‌طلبان دور است که از رایحه خوش خدمتیان!
به هر حال، آمدن او خاتمی را با یک چالش جدی روبرو کرده است. زیرا سید محمد تاکنون بارها گفته بود که از بین من و میرحسین فقط یکی خواهد آمد. آیا این به معنی کناره‌گیری زودهنگام خاتمی از عرصه فعالیت انتخاباتی است؟
اصلاً چرا اصلاح‌طلبان اینگونه دست به خودزنی زده‌اند؟ فرض کنید همه چهره‌های منتقد احمدی‌نژاد، یعنی شعله سعدی، اکبر اعلمی، کروبی، میرحسین و خاتمی صلاحیت‌شان توسط شورای نگهبان تأیید شود؛ آن هم در شرایطی که در آن سوی میدان همه اصول‌گرایان پشت احمدی نژاد ایستاده‌اند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ معلوم است که احمدی‌نژاد برنده انتخابات خواهد بود، مگر آن که اصول‌گرایان نیز محافظه کاری را به کنار نهاده و قالیباف را وارد عرصه کنند. آنگاه واقعاً همان طور که در یادداشت پیشین هم اشاره کرده بودم، وضعیت انتخابات 22 خرداد 1388 به مرحله گیج‌کننده و بسیار هیجان‌انگیز و غیرقابل پیش‌بینی خواهد رسید.
البته به شخصه دوست دارم، خاتمی همچنان در صحنه بماند و با پایمردی و ارایه برنامه‌های روشن و شفاف نشان دهد که می‌تواند اکثریت خاموش را دوباره باصندوق‌های رأی آشتی داده و آنها را برای یک دوره 4 ساله دیگر رهبری کند. در حقیقت، فردی که از کوران چنین رقابتی با شایستگی بیرون بیاید، واقعاً نشان خواهد داد که تا چه اندازه از اتوریته‌ی بالایی برای حکومت در جمهوری اسلامی ایران برخوردار است. و ایمان دارم که اگر خاتمی بخواهد و مانند سفر شیراز عمل کرده و ادامه دهد، این مهم دست‌یافتنی خواهد بود.
به هر حال، اگر اینگونه نشد و خاتمی انصراف داد، من هرگز به میرحسین موسوی رأی نخواهم داد و کروبی را رییس‌جمهوری شفاف‌تر و شجاع‌تر و مردمی‌تر می‌دانم. فردی که هرگز مانند میرحسین از پشت خنجر نزده است. هرچند البته برخی اوقات از روبرو زخمی کم عمق بر اصلاح طلبان نثار کرده است!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 18:50  توسط نگارک  | 

چرا ایران از این محرومان و گرسنگان در دارفور حمایت نمی کند؟!


همه می‌دانیم که عمرالبشیر، اولین فرمانروایی است که در دوران زمامداری‌‌اش، توسط یک نهاد بین‌المللی مورد تعقیب قضایی قرار گرفته و حکم جلبش از سوی قضات دادگاه لاهه صادر شده است. زیرا او به حق مجرم بوده و برای بقای حکومت دیکتاتوری و خون‌ریزانه‌اش فرمان قتل و نسل‌کشی صدها هزار سودانی را در دارفور صادر کرده است. مردمان بسیار محروم و مظلومی که تنها به دلیل مذهب و عدم موافقت با سیاست‌های نژادپرستانه عمرالبشیر باید کشته شوند. در این میان، جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری که خود را مدافع محرومان تمام عالم از غزه و جنوب لبنان گرفته تا روستاهای محروم بولیوی و جیبوتی و ... به جای حمایت از آوارگان بی‌پناه دارفوری، به طرز کم سابقه‌ای به حمایت از قاتل خون‌ریزی اقدام کرده که همچنان شدیدترین دیکتاتوری آفریقا را رهبری می‌کند. به نحوی که امروز رییس قوه مقننه خود – علی لاریجانی – را به خاطوم می‌فرستد تا مراتب حمایت ایران را از فردی که محرومان سودانی را به رگبار می‌بندد، اعلام دارد. چرا؟!
زیرا سودان یکی از معدود دوستان ایران در جامعه جهانی است و ایران دوست ندارد که همین چند دوست اندک خود را هم از دست بدهد. به خصوص که این دوست، یک دشمن مشترک به نام اسراییل و آمریکا هم دارد. بنابراین، مطابق سیاست جمهوری اسلامی، فقط آن محرومانی را باید مورد حمایت قرار داد که دشمن آمریکا و اسراییل هم باشند. به همین دلیل است که مسلمانان محروم چچنی و اقلیت آلبانیایی تبار در صربستان نمی توانند از الطاف مهرورزی جمهوری اسلامی بهره‌مند شوند. اما مردمان کشوری که رییس جمهورشان، بزرگترین حامی قاچاق مواد مخدر در جهان است – مورالس – چون بر ضد آمریکا و اسراییل شعار می‌دهند، صاحب ایستگاه تلویزیونی و خانه و سد و ... به خرج ایران می‌شوند.

یک کودک بی پناه دارفوری ...


در آن سو هم البته وضع همین طور است.


کشور پادشاهی عربستان سعودی یکی از حکومت‌های کاملاً ضد زن در جهان است که بیشترین تبعیض جنسیتی را در کشور خود اعمال کرده و می‌کند. در عربستان همچنین به صورت روزانه و در ملاء عام اقدام به بریدن جوارح انسان و اجرای حکم سنگسار می‌کنند و البته آب هم از آب تکان نمی‌خورد و همواره به عنوان قدرتمندترین متحد آمریکا در جهان مورد احترام و حمایت بوده است. و اگر دولت متمدن و آزادیخواه اسپانیا! بفهمد که پادشاه عربستان می‌خواهد محل تفریحات تابستانی خود را از آن کشور تغییر دهد، حتماً سکته خواهد کرد! همچنین همه‌ی دنیا دیدند که چگونه کودکان و زنان فراوانی در غزه مورد انتقام و آتش خشم کور تندروهای اسراییلی قرار گرفته و بیش از یک هزار نفر از ایشان در طول 22 روز به قتل رسیدند. اما نه دادگاه لاهه و نه هیچ کشور غربی حاضر نشد این اقدام اسراییلی‌ها را محکوم کرده و رهبران اسراییل را به عنوان جنایتکاران جنگی به پای میز محاکمه بکشانند. ماجرای الجزایر و ترکیه در زمان نجم‌الدین اربکان را هم که یادتان هست. آنجا هم دموکراسی و رای مردم توسط زور و قدرت و کودتا سرکوب شد، اما غربی‌های دموکراسی‌خواه از حامیان نظامی کودتا حمایت کردند. چرا؟

چرا کسی قاتلان اسراییلی این کودکان را در غزه به دادگاه نمی کشاند؟!


زیرا آن مردم محرومی که در این کشورها و سرزمین‌ها آرای‌شان پایمال شد و حکومت‌های مردمی‌شان ساقط گشت، از طرفداران آمریکا و اسراییل و غرب نبودند و بنابراین به اندازه شورشیان جنوب سودان و آلبانی‌تبارهای کوزوو و ... شانس حمایت نداشتند.

به کدام گناه؟! چرا غرب سکوت کرد؟!


می‌بینید! در دنیایی کثیف زندگی می‌کنیم که همه فقط شعار می‌دهند. اما آنچه که دقیقاً برای هیچ حکومت و دولتی اهمیت ندارد، همان حقوق بشر و دفاع از مظلومان است. مثلاً فکر می‌کنید اگر ایران خواست غرب را بپزیرد و غنی سازی را متوقف کرده و دست از مخالفت با اسراییل بردارد، دیگر آنها به ایران فشار می ‌آورند که چرا قاتلان دکتر زهرا بنی یعقوب را محاکمه نمی‌کنی؟! و یا اگر سودان از فردا روابطش را با اسراییل عادی کرده و اجازه عزیمت مهاجران یهودی‌تبار خود را به آن کشور صادر کند، باز هم ایران از او حمایت خواهد کرد و یا دادگاه لاهه او را به محاکمه تهدید خواهد نمود؟ اصلاً می‌شود تصور کرد که روزی دادگاه لاهه حکم جلب یکی از دولت‌های دیکتاتوری طرفدار آمریکا را صادر کند؟!


سال‌ها پیش گاندی گفته بود: زمین ما نیازهای همه‌ی ما را می‌تواند برطرف کند، اما حرص و آز را نه!
و همه مشکل امروز بشر به نظرم همچنان ریشه در همین آزمندی و خودخواهی سیاست‌سالاران امروز جهان دارد.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 22:35  توسط نگارک  | 


    در برنامه امروز «به عبارت دیگر» که همه هفته از تلویزیون فارسی بی بی سی پخش می‌شود، آیت‌الله ابوالقاسم دیباجی، دبیر کل شورای جهانی فقه اسلامی حضور یافته و با استفاده از امکانات استعمار پیر انگلیس، مشغول دعا و درس قرآن برای بینندگان فارسی زبان خود شد! حالا هی بگویید: آخوند و انگلیس دو معادله مانع‌الجمع هستم!
بدتر از همه وقتی بود که این آیت‌الله نه یک بار، بلکه چند بار، به جای استفاده از نام خلیج فارس، از عبارت مجعول «کشورهای خلیج» نام برد!
به نظر من، نه تنها دیباجی که بی بی سی هم برای پخش این برنامه باید رسماً از مردم ایران عذرخواهی کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 20:15  توسط نگارک  | 


شامگاه امشب، همزمان با عاشورای حسینی یکی از مجریان بخش فارسی صدای آمریکا – حمیده آرمیده - بدسلیقگی خود را در عدم درک حساسیت‌های مخاطبان فارسی‌زبان خود به حد اعلی رساند و در عاشورای حسینی با تن‌پوشی که می‌بینید بر پرده تلویزیون ظاهر شد!


در صورتی که حتی دیگر همکار ایشان - خانم ستاره درخشش - این موضوع را رعایت کرده و از لباسی ساده و تیره‌رنگ استفاده کرده بود.


علاوه بر این، مسئولین برنامه زن امروز با دعوت از طنزنویس معروف - ابراهیم نبوی - در چنین روزی و تلاش برای خنداندن مخاطبان خویش نشان دادند که هنوز یاد نگرفته‌اند چگونه می‌توانند برادری خود را با بخش بزرگی از جامعه سنتی و دینی ایران ثابت کنند و یا حداقل به باورهای آنان احترام بگذارند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 20:0  توسط نگارک  | 

کوروش علیانی ( برنامه این شب ها) از قول محمد صالح علا ( برنامه دو قدم مانده به صبح) جمله ای گفت درباره کشتار غزه.گفت: این روزها ویروس بی غیرتی بد جور همه گیر شده...به دلم نشست.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 0:0  توسط سید محمد میرفصیحی  | 

تن پوش جنگي خبرنگار الجزيره در غزه - 7 دي 1387


حتي اگر سرخط خبرها را هم ندانيم، فقط كافي است تا به ظاهر اين دو خبرنگار شبكه الجزيره  دقت كنيم تا متوجه شويم كه امروز تفاوت زندگي در غزه و رام‌الله تا چه اندازه زياد بوده است!

در رام الله همه چيز آرام است! چرا؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 0:15  توسط نگارک  | 

برج ميلاد - 4 دي 1387 - ساعت 14

آلودگي هواي امروز تهران از مرز هشدار هم گذشته بود ...

چرا مدارس را تعطيل نمي كنند؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت 20:10  توسط نگارک  | 

محور غرب به شرق آزادراه تهران كرج - چهارشنبه 29 آبان 87


تازه‌ترين تصوير از تهراني كه در آن نفس مي‌كشيم!


     اين تصوير متعلق است به سپيده‌دمان تهران، پايتخت ايران در روز چهارشنبه، 29 آبان 1387 (ساعت 6:30 بامداد). خط سياه‌رنگ آلودگي و اينورژن به خوبي قابل تشخيص است، آنقدر كه سوسوي خورشيد برآمده از مشرق، بيشتر شبيه فانوس سرد نيما در آن شب سرد زمستاني است ... شبي كه ظاهراً هم دنياي دروني بيشتر تهراني‌ها و هم آسمان بالاي سرشان را در خيلي از مواقع تيره‌رنگ ساخته است.
    به قول دكتر ناصر كرمي: «وقوع وارونگي دما باعث مي‌شود بين ساعت 7 تا 9 صبح آلاينده‌هاي خروجي از اگزوز خودروها حالت بالارونده نداشته و در ارتفاع 5/1متر متراكم بماند و اين ساعتي است كه والدين و كودكان براي رفتن به محل كار و مدرسه با هم از خانه خارج مي‌شوند و كودك در اين قشر سنگين آلاينده‌ها تنفس مي‌كند و به ناچار ذرات مرگبار را به داخل ريه خود مي‌فرستد؛ در حالي كه والدين قدي بلندتر دارند و در هوايي سالم‌تر تنفس مي‌كنند
    بي‌دليل نيست كه در 15 سال گذشته امكان ابتلاي كودكان تهراني به سرطان خون دست كم 3برابر افزايش يافته‌است!

    راستي چرا آنقدر در برابر شنيدن چنين خبرهايي بي‌تفاوت شده‌ايم؟!

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 21:17  توسط نگارک  | 

آقای عبداللطیف عبادی که می‌دانم معرف حضور همه هستند، در تازه‌ترین پیام دوستانه‌اي که برایم ارسال کرده‌اند! با ملاطفت و مهرباني فراوان كه فقط از يك دانشجوي دكترا و اهل منطق و تاريخ و جغرافيا ساخته است، مرقوم فرموده‌اند:

«اخیراً دست به یه کار خیلی کثیفی زده‌ای. خودت هم کاملاً می‌دونی که درباره چی صحبت می‌کنم. البته متوقفش کردم. قبلاً در جایی گفته بودی که پدر و مادر نداشتی و اصالتاً اهل یکی از دهاتهای شاهرود (میامی) هستین و مادر بزرگت، بزرگت کرده. یعنی بی پدر و مادریت رو می‌دونستم و خارک ... گی‌هات رو هم البته به وفور توی فراکافات و همنهاد و سنتزت خونده بودم. ولی این یه دونه کار آخرت برام قابل تصور نبود. از اون مادر ... نده‌هایی هستی که اگه یه روزی گیرت بیارم، با علاقه و اشتیاق مجازاتشون می‌کنم‌

به هر حال براي اينكه لال از دنيا نروم و اين سوال آخرم را هم جواب داده باشيد، لطفاً حجب و حياء و متانت را كنار گذاشته و خيلي راحت و در كامنت غير خصوصي برايم بنويسيد كه اين يه دونه كار آخر چي بوده كه شما را اينگونه برآشفته كرده؟ چون من واقعاً نمي‌دانم شما از چه چيزي صحبت مي‌كنيد؟
محض اطلاع شما بگويم: بنده نيازي نمي‌بينم كه حتي در مخالفت با شما كلامي بنويسم و اصولاً شما را آدم مريضي مي‌دانم كه نياز به مراقبت و توجه و رسيدگي و محبت داريد. بنابراين، هرگز وقت خود را صرف آزار شما نخواهم كرد. اين ها را نوشتم تا اگر واقعاً اين ماجرا را از خودت نبافته‌اي و اتفاق ناخوشايندي برايتان افتاده، توجه خودت را به سوي مظنون شماره 2 يا 3 يا ... معطوف داري.
اين را هم بگويم كه چند نفر از كساني كه در طول يكي دو هفته اخير برايشان كامنت تهديدآميز گذاشته‌ايد و آنها را از جانبداري از مژگان جمشيدي برحذر داشته‌ايد، براي سلامتي شما واقعاً نگران هستند.

   توضیح ضروری:

   از همه خوانندگان فهیم نگارکها بابت انتشار پیام آقای عبادی معذرت می خواهم. امیدوارم مرا درک کنید.

+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 20:47  توسط نگارک  | 

تصوير 20:30 براي نمايش تهديد ميرحسين موسوي!!

    امشب، بخش خبري 20:30 شبكه 2 حقيقتاً نشان داد كه ديگر هيچ فرقي با كيهان شريعتمداري ندارد و به هيچ عنوان نمي‌توان از اين امام‌زاده انتظار معجزه داشت. هرچند كه شايد، من بسيار خوشبين بودم كه هنوز فكر مي‌كردم ممكن است بارقه‌هايي از ذكاوت و صداقت خبري را در برخي از افراد جوان تشكيل‌دهنده هسته اوليه 20:30 يافت!

آيت الله خميني امروز در مقام نصيحت كننده دعواي اخير مجلس و دولت در 20:30 ظاهر شد!

آيا اين همان استفاده ابزاري از امام نيست؟!


     20:30 امشب با نمايش تصاوير و سخناني از آيت‌الله خميني كه مسئولين نظام را در قواي سه گانه دعوت به همكاري و همدلي با يكديگر مي‌كرد، مي‌خواست فتيله جنگ قدرت بين آبادگران و اصلاح‌طلبان اصول‌گرا و محافظه‌كاران دست راستي را پايين بكشد. اما گردانندگان اين برنامه چراغ‌گونه – كه ديگر كمتر شباهتي با يك بخش خبري موجز و صريح و بي‌طرف دارد – يادشان رفت كه چرا در زمان دولت خاتمي از سخنان بنيانگذار انقلاب اسلامي  استفاده نمي‌كرده و از محافظه‌كاران نمي‌خواستند تا به تخريب دولت پايان دهند؟

محافل تخريب‌گر مكتوب!

      20:30 با نام آوردن از روزنامه‌هايي كه اختلاف‌هاي جزيي بين مجلس و دولت را بزرگ مي‌كنند! با عنوان محافل تخريبي مكتوب، اصطلاح جديدي را وارد ترمينولوژي رسانه ملي ضرغامي كرد! و هشدار داد (با اشاره به كلام رهبري نظام) آنها كه چنين كاري را انجام مي‌دهند، دارد در زمين حريف و مطابق قوانين او بازي مي‌كنند و بنابراين، چه ببرند و چه ببازند، پول بليط‌ها و امتياز ميزباني به دشمن مي‌رسد (فكر كنم جناب رهبر هم اخيراً 90 زياد نگاه مي‌كنند)!

دوستي دولت و مجلس به زور 20:30!


     همچنين در برنامه امشب، به طرز بچه‌گانه‌اي تكذيب ميرحسين موسوي را پخش كرد كه او از هيچ كانديداي خاصي (بخوانيد سيد محمد خاتمي) حمايت نكرده است و بامزه‌تر اينكه دوستان آن كانديداي خاص، به دليل اين تكذيب او را تهديد هم كرده‌اند!

20:30 مي‌خواهد به زور يك بوسه از مجلس براي دولت بگيرد!

      آخه اي برادران و خواهران بيست و سي‌اي!
     خجالت هم بعضي موقع‌ها بدچيزي نيست ها! اصلاً خجالت را درست كرده‌اند كه شما بكشيد! چرا نمي‌كشيد؟!
     يعني از اين جور مچ‌گيري‌هاي در اردوگاه احمي‌نژاديون و لاريجاني و قاليبافيون و ... وجود ندارد؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 20:39  توسط نگارک  | 

يكي از خوانندگان عزيز وبلاگم به نام علي، برايم اين عكس را فرستاده و در زير آن اين پرسش را طرح كرده است:

شاید این خرافه پرستی را هم باید قطع کرد! کسی جرأتش را دارد؟

امام زاده سيار!

    نظر شما چيست؟ آيا قطع ريشه‌هاي چنين خرافه‌پرستي‌هايي جسارت بيشتر و شجاعت افزون‌تري مي‌طلبد؟ آيا اصولاً به اين نوع حركت‌ها مي‌توان نام خرافه‌پرستي داد؟ آيا مردماني كه چنين رفتاري را پيشه‌ي خود كرده‌اند، خودشان قبول دارند كه خرافه‌پرست هستند؟ آيا بوسيدن در و پنجره ضريح نوعي عمل خرافه‌پرستي است يا خير؟ و بسياري پرسش‌هاي ديگر كه اميدوارم شما خواننده عزيزي كه اين مطالب را مي‌خوانيد و اين عكس را مي‌بينيد، پاسخ يا ديدگاه‌تان را در اين باره مطرح سازيد.

اينجا را هم نگاه كنيد:

امام زاده‌هاي اراك

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 1:4  توسط نگارک  | 

مهدي جامي (عكس از معصومه ناصري)


    مهدي جامي از زمانه رفت ... به همين سادگي و به همين كوتاهي! اما مهدي جامي مي‌تواند از زمانه نرود، اگر من و تو نخواهيم. اگر همين امروز براي زمانه‌‌اي ها بنويسيم كه ما زمانه را با جامي شناخته‌ايم و با جامي مي‌خواهيم. اگر وبلاگستان فارسي نشان دهد كه در بزنگاه‌هاي حياتي، مي‌تواند همدلي و همراهي خود را با يك هموطن انديشمند و فرزانه، چون صاحب سيبستان نشان دهد.
    به قول مينو صابري عزيز: «جامي زمانه ساخت، اما زمانه با او نساخت!» بياييد كاري كنيم تا زمانه نيز با او بسازد.

زمانه را تحريم كنيم


    بياييد لوگويي به عنوان اعتراض در وبلاگ‌هايمان قرار دهيم و بدين ترتيب، زمانه را تا هنگام بازگشت دوباره جامي به آن تحريم كنيم.
    لطفاً دوستاني كه اين توانايي را دارند، لوگوها را بسازند و در اختيار قرار دهند.
    باور كنيد مي‌شود با همدلي از قرار دادن يك يوگوسلاو به جاي يك ايراني در صدر زمانه جلوگيري كرد.

    در همين باره:

    رادیو زمانه با یک مدیر خارجی دیگر قابل اعتماد نیست!


 

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 13:40  توسط نگارک  | 

كردها بي شك يكي از شادترين مردم جهان هستند

زندگي بدون رقص براي كردها بي معني است

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 23:30  توسط نگارک  | 

تبعيض در رعايت يا عدم رعايت حجاب اسلامي!

    در تاریخ ۲۵ مهر ۱۳۸۷ و همزمان با ورود رییس جمهور به استان گیلان، اين عكس بر روي درگاه خبرگزاري فارس قرار گرفت و پس از آن، در چندين نوبت، بخش‌هاي خبري سيما، از جمله 20:30 به انعكاس آن پرداختند.

براي آنها كه مي پرسند: چگونه احمدي نژاد 17 ميليون راي آورد؟!

    اما هنگامي كه نگارنده عكس را در وبلاگش قرار داد، با موجي انتقادي مواجه شد كه اي بابا، اين فقط يك دختر بچه زير 10 سال است.
    امروز اما عكس‌هايي را در ايرنا ديدم كه مربوط به حجاب اجباري دختربچه‌هاي دبستاني بود:

    فكر نكنم توضيح ديگري لازم باشد؛ به خصوص كه در همان پست و لينك مربوطه در بالاترين به آن پرداخته‌ام و دلایل خود را در چرایی این پارادوکس آورده ام.

گزارش رادیو زمانه را در همین باره اینجا بخوانید.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 17:25  توسط نگارک  | 

    واقعاً باید به این همه صداقت و بلندنظری و ظرفیت بالای خودزنی! در وجود و وجوه و کلام حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای آفرین و مرحبا و باریکلا گفت که در نهایت و در کمال خضوع و خشوع امروز – 22 مهر 1387 – در یک ملاقات حضوری با ائمه جمعه سراسر کشور و در برابر دوربین رسانه ملی پذیرفتند که «ممکن است برخی از اشکالات هم - در حکومت جمهوری اسلامی-  وجود داشته باشد
     بله واقعاً ممکن است و فقط ممکن است! قدری اشکالات بسیار جزیی هم در بین این همه کارهای خوب در طول 30 سال گذشته وجود داشته باشد که ذیلاً به برخی از این اشکالات جزیی - که بی‌دلیل توسط استکبار جهانی بزرگ می‌شود – اشاره می‌شود:

- ایران دارای بیشترین میزان فرار مغزها در جهان است؛
- ایران دارای کمترین میزان سرمایه‌گذاری خارجی در منطقه است؛
- ایران دارای بالاترین نرخ تلفات جاده‌ای است؛
- ایران یکی از پنج کشور دارای بیشترین تعداد قتل در روز است؛
- ایران دارای بیشترین تلفات وقت شهروندان در خیابان‌های شهر به دلیل ترافیک است؛
- ایران دارای بیشترین تلفات خاک در سال است؛
- ایران دارای بیشترین اُفت آب زیرزمینی در سال است؛
- ایران دارای بالاترین نرخ تورم در منطقه است؛
- ایران دارای بیشترین دعاوی حقوقی در بین شهروندان خود است؛
- ایران دارای بیشترین نرخ نزاع خیابانی در منطقه است؛
- ایران دارای بیشترین میزان ترک تحصیل در دوران متوسطه است؛
- ایران دارای بیشترین نرخ دختران فرار در منطقه است؛
- ایران دارای بیشترین تعداد طلاق و خودکشی در خاورمیانه است؛
- ایران دارای یکی از بیشترین نرخ بیکاری در جهان است؛
- ایران دارای بالاترین آمار اعدام (بعد از چین) در جهان است؛
- پایتخت ایران یکی از آلوده‌ترین پایتخت‌های جهان است؛
- محیط زیست ایران یکی از ناپایدارترین، محیط‌زیست‌ها در جهان است؛
- ایران از نظر توسعه انسانی در بین یکصد کشور نخست جهان جای ندارد؛
- ارزش واحد پول ایران، یکی از نازل‌ترین واحدهای پولی منطقه است؛
- و سرانجام، رییس جمهور ایران یکی از خالی‌بندترین رییس‌جمهورها در جهان است.


     درود خداوند و امت اسلامی به این همه مناعت طبع و نازک‌اندیشی و فروتنی رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 21:28  توسط نگارک  | 

برژيت باردو - عكس از آي ان ان

    اخيراً نامه‌اي از ستاره مشهور و زيباروي سالهاي دور سينماي جهان، برزيت باردو خطاب به سارا پلين معاون مك كين در انتخابات رياست جمهوري آمريكا منتشر شده است كه باعث تأسف بسيار است.
    ايشان ضمن حمله شديد به خانم پلين، خطاب به وي مي‌نويسند: «هیچ سگی و حتی هیچ حیوان دیگری برای دیگر هم‌نوعان خود به اندازه‌ای که تو برای جامعه بشری خطرناک هستی، خطرناک نیست
همين يك عبارت كافي است تا دريابيم كسي كه اينگونه سنگ محيط زيست را –مثلاً – بر سينه مي‌زند و سارا پلين را به خاطر نفي گرمايش زمين و ارزش‌هاي محيط زيستي به باد انتقاد مي‌گيرد، خود بويي از محيط زيست و طبيعت و حيات وحش نبرده است. وگرنه دليلي ندارد كه «سگ» را مثال زده و به عنوان موجودي پست معرفي كند كه براي محيط زيست مي‌تواند خطرناك باشد. درحقيقت، هيچ جانداري تاكنون به اندازه انسان براي محيط زيست خطرناك نبوده است.
    در ضمن خانم برزيت باردو عزيز! مي‌دانيد كه افراط بشر در مصرف‌گرايي يكي از مهمترين دلايل تخريب محيط زيست است؟ پس شما اگر خيلي به فكر محيط زيست هستيد، يادتان هست كه تاكنون چند ده هزار لباس گرانقيمت خريده و بعد از يكبار استفاده دور انداخته‌ايد!
    من كه فكر مي‌كنم دفاع بد از محيط زيست، خطرش بسيار بيشتر است براي طبيعت تا وجود دشمناني دانا.
    شما چه فكر مي‌كنيد؟
    البته اين را هم متذكر بشوم كه من هم عميقاً به طرز فكر خانم پلين و به خصوص علاقه افراطي ايشان به شكار و حفاري نفت در سواحل آلاسكا اعتراض دارم و از صميم قلب آرزو مي كنم كه صاحب چنين انديشه‌ي خطرناكي هيچگاه به كاخ سفيد راه پيدا نكند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 10:50  توسط نگارک  | 

من كه مي گم: خيلي خجالت آوره!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مهر 1387ساعت 0:30  توسط نگارک  | 

به اندازه فاصله آيت الله طالقاني تا خامنه اي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 17:40  توسط نگارک  | 

مقام رهبری! اگر این هدیه را نمی دادید بهتر نبود؟!

هديه مقام رهبري به ورزش دوستان زابلي!

دروازه هاي زمين فوتبال در شوره زاري به نام مستطيل سبز نمايان است!

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 0:5  توسط نگارک  | 

آيا گناه عوضعلي كردان سنگينتر از رحيم مشايي نيست؟!


    آنها كه هنوز به حقانيت صاحبان قدرت در نظام جمهوري اسلامي شك دارند، با مقايسه نوع برخورد كارگزاران نظام با دو تخلف صورت گرفته از سوي دو مقام عالي دولتي، مسلماً به نتايج نااميدكننده‌تري مي‌رسند!
   كافي است نگاه كنيد به جنجالي كه بر سر رحيم مشايي درگرفت و نه‌تنها نمايندگان مجلس او را به باد شديدترين انتقادهاي خويش گرفتند، بلكه براي اولين بار صحبت از استيضاح رييس‌جمهور به ميان آمد و شوهاي مذهبي چندش‌آوري در قم و مشهد به راه افتاد و بسياري از علما فرياد برآوردند كه چه نشسته‌ايد كه اسلام از دست رفت! حتي متأسفانه برخي از فرصت‌طلبان به اصطلاح اصلاح‌طلب نيز سوار بر اين موج شده و سعي كردند از اين آب گل‌آلود ماهي بگيرند. اما هيچكس توجه نكرد كه رحيم مشايي – چه از او خوشمان بياييد يانه – سخني را بر زبان رانده است كه حداقل 70 درصد  مردم ايران با آن موافقند. او از دوستي با مردم همه كشورهاي جهان، از جمله اسراييل سخن گفته. او نه جنايتي مرتكب شده بود، نه خيانتي و نه جعل مدركي كرده بود. در حقيقت اگر حكم حكومتي رهبري در نماز جمعه دو هفته پيش نبود، معلوم نبود كه مي‌خواستند چه بلايي بر سر مشايي بياورند.

نوري همداني

حضرت آيت الله نوري همداني با درخواست ملاقات اسفنديار رحيم‌مشايي موافقت نكرد. (چرا؟!)


    اما در عوض نگاه كنيد كه نوع برخورد با عوضعلي كردان، تا چه اندازه ملايم‌تر است. درصورتي كه او علناً دروغ گفته و حالا ثابت شده كه وزير كشور جمهوري اسلامي، نه تنها مدرك دكترايش جعلي است، بلكه مدارك كارشناسي و كارشناسي ارشدش نيز وجود خارجي ندارد! آنگاه چنين فردي قرار بوده كه امين مردم در انتخابات رياست جمهوري نظام هم باشد؛ فردي كه يا خيلي احمق است كه نمي‌داند مدرك آكسفورد را نمي‌شود خريد و فروش كرد و يا خيلي مكار است كه فكر كرده با مدد دوستي با رييس مجلس مي‌تواند از هر رانتي سود ببرد.
    واقعاً چرا آن علمايي كه خواستار عزل مشايي شدند، حالا سكوت كرده‌اند؟ چرا نمايندگان مجلس اينك رييس‌جمهور را تهديد به استيضاح نمي‌كنند؟ و چرا مقام رهبري نظام در ملاقات اخيرش با دانشجويان فقط به اين رسوايي بزرگ و شرم‌آور مي‌خندد؟!!

رحيم مشايي مگر چه گفته است؟!


     آيا سقوط ارزش‌ها را در حكومتي كه داعيه صدور فرهنگ و ارزش به جهان داشت را نمي‌بينيم؟!
    حكومتي كه برايش شعار دوستي با مردم اسراييل ننگ‌آورتر از جعل مدرك عالي‌ترين مقام وزارت كشورش است!

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 19:20  توسط نگارک  | 


    امشب – 10 مهر 87 – عليرضا نوري‌زاده بر خلاف جمعه شب گذشته، خراب كرد و در برنامه تفسير خبر، سخن از شايعه‌اي بر ميان آورد كه به قول معرف، سبب خنده‌ي مرغ يخ‌زده در يخچال را هم فراهم خواهد آورد، چه رسد به مخاطبان اين رسانه پرطرفدار برون‌مرزي!
    او گفت: اطلاع دارم كه برخي از نزديكان احمدي‌نژاد از طريق تريبون‌هايي كه در اختيار دارند، مشغول جا‌انداختن اين نظر در بين مردم هستند كه اگر مي‌خواهيد قدرت آخوند در جمهوري اسلامي كم شود، به احمدي نژاد رأي دهيد! نگاه كنيد كه او چه بلايي بر سر پورمحمدي در وزارت كشور آورد، وزيري كه مورد حمايت رهبري بود! و يا چگونه براي هاشمي رفسنجاني شاخ شونه مي‌كشد؟!
    او همچنين در جاي ديگري از صحبت‌هايش نيز از سياست انحلال اغلب شورا‌هاي عالي كشور توسط احمدي‌نژاد حمايت كرد! و به طور ضمني، به انتقاد از اقدام اخير مجمع تشخيص مصلحت نظام در باطل كردن حكم احمدي‌نژاد، پرداخت. مثلاً يكي از شوراهاي بي خاصيت را «شواري عالي آب» معرفي كرد! در صورتي كه مسأله آب و نحوه مديريت آن، با توجه به مشكلاتي كه همواره بين وزارت نيرو، وزارت جهاد كشاورزي و چند نهاد ديگر وجود داشته، در زمره‌‌ي مهمترين شوراهاي عالي در كشور است!
    مورد ديگري كه نوري‌زاده بيان كرد، احتمال دست‌داشتن ايران در انفجارهاي اخير سوريه بود تا به گفته‌ي وي، زهرچشمي از رفقاي سوري بگيرد و آنها را از خير ادامه مذاكرات با اسراييل و غرب منصرف سازند.
    آخرين مورد هم برمي‌گردد به جايي كه وي به صورت ناخواسته بر قدرت ايران در منطقه صحه نهاد و گفت: هم‌اكنون ايران در عراق حرف اول را مي‌زند، حزب‌الله هم در لبنان همه كاره است و حالا مي‌خواهد با حمايت از حماس در فلسطين، نشان دهد كه كسي نمي‌تواند بيشتر از ايران در منطقه قدرت و نفوذ داشته باشد.


خلاصه اينكه حرف‌هاي امشب نوري‌زاده در صداي آمريكا، بيشتر از آن كه ناشي از تحليل‌هاي درست و كارساز و منصفانه‌اش باشد، حكايت از پروازي طولاني با هواپيما دارد؛ پروازي كه هر چند او را ظاهراً سالم از كاليفرنيا به لندن بازگردانده است، اما نشان مي‌دهد كه خستگي سفر هنوز بر تن و جان و انديشه‌اش سنگيني مي‌كند!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 1:36  توسط نگارک  | 

    آنها كه شب گذشته روز حسرت را ديده‌اند، لابد از شنيدن اين توجيه حاج رضا براي همسر مذهبي‌اش، شوكه شدند! حاج رضا وقتي كه خشم همسرش را در برابر اقدام پسرش در ازدواج مجدد و بدون رضايت همسر اولش ديد، به او يادآور شد: پسر ما كار غير اخلاقي كرده است و نه كار غير شرعي!!
    به بياني آشكارتر، حاج رضا تأكيد كرد: اخلاقيات از شرع بالاتر و منزه‌تر است و ممكن است برخي از كارهاي شرعي، اخلاقي نباشند!!
    آيا توهيني از اين بزرگتر مي‌شود به ديانت كرد؟ مگر قرار نبوده كه ديانت به ما رسم انسانيت و اخلاق را بياموزد؟ پس چگونه است كه حالا پيروي از قوانين شرعي مي‌تواند اخلاقي نباشد؟!
    آيا اين جمله حاج رضا را بايد به حساب زيركي سناريست روز حسرت گذاشت يا حماقت ناظران پخش اين سريال كه حواسشان به انگشتر طلا هنرپيشه مرد سريال و يا تار موي هنرپيشه زن سريال است، امّا چنين گاف‌هايي را راحت جا مي‌نهند!

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 15:45  توسط نگارک  | 


نمي‌دانم چند نفر از شما آنقدر بدشانس بوده‌ايد تا گزارش‌هاي مستقيم خبرنگار رسانه ملّي از نيويورك (آقاي غرقي) را دنبال كنيد؟ خبرنگاري كه نه يك بار، بلكه چند بار اعلام كرد: شصت و سومين اجلاس سالانه سازمان ملل متحد با سخنان كوفي عنان، دبيركل سازمان ملل متحد آغاز شد و جالب‌تر آنكه آقاي احمدي‌نژاد هم با جناب كوفي‌عنان ملاقات كرد!
واقعاً نظر شما در مورد چنين خبرنگاران به روز و مطلعي كه هنوز نمي‌دانند، كوفي عنان مدتهاست كه جاي خود را به بان كي مون داده است، چيست؟!

جناب قرقي در حال گزارش مستقيم از نيويورك


خنده‌دار‌تر اينكه، وقتي مجري خبر شبكه يك خواست گفته‌هاي همكارش را در نيويورك اصلاح كند، غرقي آنچنان قيافه‌اي به خود گرفت كه معلوم بود به هيچ عنوان متوجه توضيحات تكميلي  همكارش در استوديو هم نشده و به قول معروف: دوزاريش كج‌تر از اين حرفهاست!

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 22:6  توسط نگارک  | 

يكي از مجريان برنامه صبح عالي به خير


چند روزي است كه برنامه صبحگاهي شبكه اول سيما – صبح عالي به خير – اقدام به پخش مسابقه‌اي كرده كه در نوع خودش مي‌توانست جالب و جذاب باشد؛ اما مديران ترسو و احمق اين برنامه چنان بلايي بر سر پاسخ‌هاي مردم آوردند و به چنان تحريف و دست‌چين مضحكي دست زدند كه بي‌شك هر بيننده‌ي متوسطي را هم از اين همه دست‌كم‌گرفتن شعور مخاطب به احساساتي تؤامان از خنده، گريه، خشم و افسوس وا مي‌دارد.
پرسشي كه در اين برنامه مطرح شده اين است: «اگر مي‌توانستيد دوره زندگي خود را تعيين كنيد، دوست داشتيد در چه زمان يا برحه‌اي از تاريخ زندگي مي‌كرديد؟»
چند روز پيش – كه از روي بدشانسي بيننده اين برنامه بودم – مجري جوان برنامه با خنده‌اي مضحك، چند تا از پاسخ‌ها را خواند؛ اولي دوست داشت تا در زمان امام حسين (ع) زندگي مي‌كرد و همراه با ياران آن حضرت در صحراي كربلا به دست يزيديان به شهادت مي‌رسيد (و لابد يكراست با بليطي فرست كلاس به بهشت رهسپار مي‌گشت)؛ دوّمي هم گفت: دوست داشت تا در زمان حضرت علي (علي) مي‌زيست تا از عدل علي بهره‌مند مي‌شد (البته اقرار مي‌كنم كه در پاسخ دومي اندكي هوشمندي و زيركي به چشم مي‌خورد و مي‌خواست نشان دهد كه جمهوري اسلامي تا چه اندازه از برقراري نظامي عادلانه عاجز مانده كه مردمانش آرزوي بازگشت به 1400 سال پيش و عدل علي را دارند)؛ پاسخ سومي هم زيستن در زمان امام جعفر صادق (ع) و برخورداري از دانش آن حضرت و شركت در كلاس‌هاي درسش بود! خلاصه اينكه هر پاسخي را كه خواند، حكايت از آن داشت كه جمله بينندگان برنامه دوست داشتند به زمان يكي از ائمه بازگردند.
فقط يك سؤال باقي مي‌ماند؛ اگر واقعاً اين همه عشق و علاقه به صدر اسلام در بين ايرانيان وجود دارد، پس اين همه شتاب در افزايش آمار بزهكاري و قتل و فساد و رشوه و اعتياد و تن‌فروشي و طلاق و افسردگي و خودكشي براي چيست؟! (نمي‌خواهيد بگوييد كه خداي ناكرده، اين ها همه نشانه‌ي همان عشق به ائمه و اسلام است و دارند زمان و شرايط را براي حضور آخرين امام هموار مي‌سازند؟!) يعني واقعاً از بين همه پاسخ‌ها، حتي يك نفر هم پيدا نشد كه دلش بخواهد در زمان هر كسي جز ائمه زندگي كند؟!
واقعاً عوام‌فريبي تا كجا و به چه حد آقاي ضرغامي؟
فكر مي‌كنيد اينگونه مي‌توانيد صدا و سيما را دانشگاه ساخته و مردم را به اسلام مشتاق سازيد؟!
كسي كه شعور مخاطب را تا اين حد پايين فرض مي‌كند، مسلماً خودش بيشتر از مخاطب فرضي‌اش اشكال دارد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 17:16  توسط نگارک  | 



واقعاً تبريك مي‌گويم! سرانجام ايران در يك زمينه بين 5 كشور اوّل جهان قرار گرفت و اين را مي‌شود به يكي ديگر از دستاوردهاي دولت فخيمه احمدي‌نژاد در يادداشت قبلي افزود.
البته ما در كاهش سن اعتياد در جوانان، افزايش رشد طلاق، افزايش سرانه مصرف سيگار، تعداد دعاوي حقوقي سالانه در محاكم دادگستري، تصادفات رانندگي، خودكشي، افزايش نرخ تورم، كاهش ارزش پول ملّي، درصد جمعيت زير خط فقر، ميزان فساد در دواير دولتي، شكستن ركورد رشوه‌گيري در محاكم قضايي، پول‌شويي، فرار سرمايه از بانك، رونق مضاربه، ريسك سرمايه‌گذاري، بهره‌وري پايين، مصرف انرژي، ناپايداري محيط زيست، افزايش جمعيت، كلاه‌برداري‌هاي شرعي، ساخت سريال‌هاي زن‌ستيزانه، دختران فرار، افت تحصيلي در مدارس، جعل مدارك دانشگاهي، پرتاب زباله از اتومبيل به خيابان، تعداد نمايندگان داراي بيش از يك همسر، خيانت در امانت، ساخت چند باره داروي ايدز، توليد كيك زرد بدون استفاده از قند طبيعي و ... نيز در جهان در شمار سرآمدگان قرار داريم و از اين بابت، بياييد همه با هم فرياد برآوريم:
احمدي‌نژاد متشكريم!
باز هم از جانشين معظم فرماندهي كبير نيروي انتظامي كه يادمان انداخت، 30 درصد از مقتولين ايراني به دست بستگان‌شان به قتل مي‌رسند، تشكر مي‌كنيم. به راستي كه بايد گفت: چه مي‌كنه اين سردار ذوالفقاري! با چنين آمارهايي كه ارايه مي‌دهد.
تازه جناب سردار دل خوشي هم داده‌اند و گفته‌اند كه وضعيت داره بهتر مي‌شه و قبل از سال 1386، بيشتر از 6 نفر در روز به قتل مي‌رسيدند.
واقعاً درود بر رژيمي كه ايرانيان را اينگونه بيمار و قاتل و افسرده و روان‌پريش كرده است. آيا جنايت بر عليه بشريت شاخ و دم دارد؟ آيا نام اين سؤ مديريت را چيز ديگري جز جنايت مي‌توان نهاد؟!
و آيا رهبر حق ندارد كه از چنين دولتي حمايت كرده و او را براي چهار سال بعد ساپورت كند؟! رژيمي كه مامورين دادگاه انقلابش به تجاوز 1200 زن شوهردار اعتراف مي كنند!
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 18:36  توسط نگارک  | 



چرا بايد ژست شكارچي بودن براي زني كه مي خواهد معاون رييس جمهور شود، مهم باشد؟!

صحنه‌ي انتخابات آمريكا بيش از پيش به يك شوي پرزرق و برق – و اندكي اكشن و البته كمدي – هاليوودي بدل شده است.
وقتي به اوباما انتقاد مي‌شود كه كم تجربه هستي، او با آوردن سياستمدار كهنه‌كاري چون جوزف بايدن به عنوان معاون اول خويش، مي‌كوشد تا اين نقيصه را كم‌رنگ سازد. جالب‌تر و حيرت‌آور‌تر اينكه وقتي به مك‌كين هم انتقاد مي‌شود كه تو زيادي پير و محافظه‌كار هستي و نمي‌تواني با نسل جوان ارتباط برقرار كني، او نيز روي به زني زيبارو و نسبتاً جوان به نام سارا پالين مي‌آورد تا بدين‌ترتيب، جمهوري‌خواهان هم از اين بابت كم نياورده و رأيي را خداي ناكرده از دست ندهند!



غافل از اينكه اگر مك‌كين توانسته اقبال طرفداران خويش را تا اين مرحله جذب كرده و از تمامي رقباي جوان‌ترش در حزب جمهوري‌خواه پيروز شود، دقيقاً به دليل همين تجربه و توان بالاي مديريتي‌اش بوده كه رأي‌دهندگان آمريكايي را به سوي خود جلب كرده. از طرف ديگر، اگر اوباما توانست بر رقيب پرنفوذ و محبوبي چون هيلاري كلينتون غلبه كند نيز بيش از هر چيز، ويژگي جواني و جسارت و تأكيد او بر تغيير رسوم كهنه در هيأت حاكمه آمريكا بوده كه موجب شد، چنين اقبال كم‌سابقه‌اي را تجربه كند.
اما اينك غافل از اين مزيت‌ها، همه چيز حالت نمايشي گرفته و براي بدست آوردن چند رأي بيشتر (با احترام به روح بزرگ سازنده فيلم زيباي: به خاطر چند مشت دلار – سرجيو لئونه)، هر دو حزب نشان داده‌اند كه حاضرند اغلب اصول و مانيفست حزبي خود را كنار بگذارند و هر خوش رقصي كه رأي بيشتري به همراه آورد را پذيرا باشند.
واقعاً دنيا دارد به كجا مي‌رود؟ اون از فرانسه، مهد ادب و هنر غرب كه اينك به ساركوزي تن داده كه حتي نمي‌داند يك رييس جمهور نبايد پيش از مصاحبه مطبوعاتي مست كند! و اين هم از جمهوري خواهان آمريكايي كه حالا براي رأي‌آوري بيشتر دست امداد به سوي زني دراز كرده‌اند كه هنوز افتخارش اين است كه تشك كاناپه‌اش از پوست خرس كانادايي است و در كنار پيكر خون‌آلود گوزن عكس مي‌گيرد. غافل از اينكه سالهاست در دنياي متمدن، ديگر شكار كردن و از پوست حيوانات براي خود تن‌پوش درست كردن، جزو افتخارات محسوب نمي‌شود.
راستش ياد فيلم مرد سال افتادم كه چندي پيش به آن در همين وبلاگ اشاره كردم، انگار واقعاً محتواي آن فيلم هوشمندانه بري لوينسون دارد به حقيقت بدل مي‌شود و بايد به صورتي جدي‌تر به شباهت‌هاي سياستمداران و پوشك انديشيد!

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 16:47  توسط نگارک  | 



امشب در برنامه ميزگردي با شما، آقاي جعفرزاده، يكي از رهبران سازمان مجاهدين خلق شركت كرده بود كه البته فكر كنم در انتهاي اين برنامه يك ساعته ترجيح مي‌داد كه قلم پايش مي‌شكست و هرگز به استوديو صداي آمريكا در واشنگتن نمي‌آمد!
ماجرا از آنجا داغ شد كه يكي از بينندگان برنامه از طريق تلفن از آقاي جعفرزاده در مورد زندان‌هاي موجود در قرارگاه اشرف سؤال كرد. وي نيز با گستاخي هر چه تمام‌تر – كه آدم را ياد سربازان گمنام خودمان مي‌انداخت! – گفت: اصلا و ابدا زنداني وجود نداشته و اينها همه اتهاماتي كثيف از سوي جمهوري اسلامي و ايادي خودفروخته‌ي وي بوده است و حتي فرماندهان آمريكايي مستقر در كمپ اشرف نيز حرف‌هاي مرا تأييد مي‌كنند. امّا فرهودي ناگهان گفت: ولي يكي از سران سابق مجاهدين به نام آقاي سبحاني به من گفته‌اند كه بيش از 8 سال به دليل اعتراض به فرماندهي مجاهدين و همكاري ايشان با رژيم صدام حسين در زندان انفرادي نگهداري مي‌شده‌اند! جعفرزاده هم گفت: او يك مزدور وزارت اطلاعات بيش نيست! كه ناگهان فرهودي گفت: اتفاقاً آقاي سبحاني هم‌اكنون پشت خط ما هستند و آنگاه از وي خواست تا خودش ماجرا را توضيح دهد! در اين هنگام قيافه‌ي جعفرزاده واقعاً ديدني شده بود و به مانند ماري زخمي در خود مي‌پيچيد و در انتها نيز با خشم و رو به فرهودي كرد و گفت: من اگر مي‌دانستم كه قرار است در اين برنامه با يكي از مأمورين جمهوري اسلامي هم كلام شوم، هرگز در اين گفتگو شركت نمي‌كردم!



اين حرف آخرش درست مثل برخورد احمقانه و متعصبانه جمهوري اسلامي است كه اجازه نمي‌دهد حتي ورزشكاران ايراني در تورنمنتي با حضور ورزشكاران اسراييلي شركت كنند.
خلاصه اينكه اين گفتگو بار ديگر ثابت كرد كه رهبران كنوني سازمان مجاهدين تا چه اندازه با ابتدايي‌ترين اصول دموكراسي بيگانه بوده و آنچنان كينه‌ و عقده‌اي وجودشان را فراگرفته كه نمي‌توانند عكس‌العمل‌‌هاي منطقي، حداقل در برابر دوربين‌هاي تلويزيوني از خود بروز دهند و همچنان بر همان تعصبات كور خود پا مي‌كوبند و حاضر نيستند قبول كنند كه همكاري‌شان با رژيم خون‌ريز صدام‌حسين گناهي نابخشودني از سوي مردم ايران تلقي مي‌شود؛ گناهي كه حتي به خاطر ارتكاب آن، راضي به عذرخواهي در پيشگاه ملت هم نيستند! درست مثل اغلب سران جمهوري اسلامي كه انگار تخم عذرخواهي و ببخشيد و اشتباه كردم و استعفا مي‌دهم را از زبان‌شان درآورده و فروخته‌اند!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 23:49  توسط نگارک  | 

فاطمه آليا؛ نماينده اي كه وقت ندارد با نمايندگان زن معترض به لايحه حمايت از خانواده مذاكره كند!!


    مگر فاطمه آليا كيست؟ مگر قرار نبوده اين چند نفر اندك نماينده زن حاضر در مجلس قانونگذاري ايران، بيش از مردان حافظ حقوق هموطنان زن خويش باشند؟ پس چرا هيچ يك از آنها حاضر نشدند تا روز يكشنبه گذشته با زناني كه به رهبري شيرين عبادي و سيمين بهبهاني به صحن بهارستان راه يافته بودند، ملاقات كنند؟! چرا فقط نمايندگان مرد وقت داشتند تا اين زنان آزاده را به حضور بپذيرند و به سخنانشان گوش فرا دهند؟

زنان شجاعي كه به صحن بهارستان رفتند

    خانم آليا!
    اين ننگ تا ابد بر پيشاني تو خواهد ماند و آگاه باش كه اين همه بي حرمتي به زنان ايران را هرگز از ياد نخواهيم برد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387ساعت 20:8  توسط نگارک  | 

آيا قبح پديده چند همسري در بين ايرانيان در حال كمرنگ شدن است؟!

     آيا مي‌دانيد در هيچ دوره‌اي از دوره‌هاي حيات مجالس قانون‌گذاري ايران، چه قبل و چه پس از انقلاب، پديده‌ي چند همسري تا اين حد در بين نمايندگان راه‌يافته به صحن بهارستان نهادينه نشده بود؟ آيا مي‌دانيد در مجلس كنوني، شمار نمايندگاني كه بيش از يك همسر رسمي براي خود اختيار كرده‌اند از عدد 60 فراتر رفته است؟
    اگر بپذيريم كه نمايندگان مجلس شوراي اسلامي بايد آينه‌ي تمام نمايي از جامعه و مردم حوزه‌هاي نمايندگي خويش باشند؛ لاجرم بايد اين را هم بپذيريم كه پديده‌ي چندهمسري در بين ايرانيان، نه‌تنها قبح خودش را از دست داده و نياز به پرده‌پوشي و مخفي‌كاري ندارد، بلكه شتابان بر طرفدارانش نيز افزوده مي‌شود!
    آيا اين برداشت و نتيجه‌گيري را مي‌پسنديد؟ آيا شما مخاطب عزيز اين يادداشت كه در بين مردم زندگي مي‌كنيد، به چنين باوري رسيده‌ايد كه جامعه خود را براي عبور از تابوي تك‌همسري آماده مي‌كند؟!
    و اگر اين فرض و استنباط درست نباشد، لاجرم بايد به دنبال تعبير ديگري بود؛ آن واقعيت اين است كه اغلب نمايندگان راه‌يافته به مجلس شوراي اسلامي، درحقيقت نماينده‌ي واقعي مردم ايران نيستند؛ بلكه نماينده‌ي جناحي متنفذ در حكومت مردسالار جمهوري اسلامي هستند.
   در آن صورت ديگر نبايد از طرح لايحه‌اي با عنوان حمايت از خانواده (بخوانيد حمايت از حرم‌سراهاي مردم‌نهاد يا NGO سكس) در صحن بهارستان و با حمايت دولت مهرورزي حيرت كرد.
   حال قضاوت با شماست كه كدام استنتاج را بپذيريد و باور كنيد.

این را هم بخوانید:

اگر در لوح ها و كتيبه هاي ايلامي در بيش از سه هزار سال پيش از تقسيم ارث برابر،ميان مرد و زن گفته شده است و پروفسور كخ مورخ سرشناس،جايگاه زنان عصر هخامنشيان را درخور و رفيع مي داند، كدام قسمت اين سير را نيمه كاره رها كرده ايم كه تا اين اندازه دير به فكر حقوق زنان افتاده ايم؟

+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 22:0  توسط نگارک  | 

مك كين در آغوش جرج بوش پسر! چرا؟!


به اين دو تصوير نگاه كنيد:
يعني مي‌شود يك روزي را ديد كه بين صحابه‌ي قدرت و خود قدرت! اين همه ارادت وجود نداشته باشد؟!
نگاه كنيد كه چگونه مك كين در بغل جرج بوش آرام گرفته و چشمانش را بسته است و چگونه احمدي‌نژاد، دست رهبرش را مي‌بوسد! در حالي كه مي‌دانيم دست‌بوسي مدت‌هاست كه به عنوان فرهنگي منحوط و طاغوتي به بايگاني سپرده شده است.

چرا اين دست بوسي خوب است و آن يكي بد؟!

چرا اين دست بوسي بد است و آن يكي خوب؟!

دست بوسي يك نماينده مجلس!


راستي! چه فرقي است بين اين دست بوسي و آن دست بوسي؟!
باز هم درود بر ملك عبدالله كه شهروندان كشورش را از بوسیدن دست وی یا هر كدام از خاندان سلطنتی منع كرد.

عجيبه! چرا به نصرالله اجازه دست بوسي نمي دهد؟!

چرا دست بوسي در بين ايرانيان نهادينه شده است؟!

 

ایران-اصفهان-۱۹۶۲-مردی در حال بوسیدن پای محمدرضا شاه

باز هم صد رحمت به اين دست بوسي!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 9:21  توسط نگارک  | 

كامنت زير را يكي از خوانندگان وبلاگ آقاي ابطحي درج كرده‌اند كه به نظرم بسيار مهم و تامل برانگيز است:

به احترام یک دوست عزیز این یادداشت را حذف می کنم

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 17:7  توسط نگارک  | 

حادثه سعادت آباد - عكس از جام جم


ديروز اعلام شد كه ماه گذشته (ژوئن)، براي جنگ‌آوران ناتو مستقر در افغانستان، خون‌بارترين ماه بوده و 45 نفر از سربازان خارجي در درگيري با طالبان كشته شده‌اند؛ رقمي كه از سال 2001 تاكنون بي‌سابقه بوده و حتي در همين مدت، چنين تلفاتي در عراق هم رخ نداده است.
يادم افتاد كه تنها در يكي دو روز گذشته و طي دو حادثه در استان تهران، 42 نفر كشته شدند! (17 نفر در اثر ريزش آوار در سعادت آباد و 25 نفر در حادثه تصادف اتوبوس در آزادراه تهران- قم). به بياني ساده‌تر، اگر تعداد كشته شدگان در اثر سوانح مختلف در ايران را، ففط در طول يك ماه گذشته درنظرآوريم، آنگاه به يك پارادوكس شرم‌آور مي‌رسيم! اينكه امنيت جان انسان ايراني به مراتب كمتر از ناامن‌ترين مناطق جنگي جهان است!

حادثه آزادراه تهران - قم - عكس از جام جم


آقايان مسئول! لطفاً نگوييد سياه‌نمايي كرديد، اندكي خجالت و قدري عذرخواهي و مقداري استعفا هم بعضي وقت‌ها بد نيست.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 10:42  توسط نگارک  | 


    ديشب – 30 خرداد – آخرين برنامه 90، تيري زهرآگين را به سوي علي‌آبادي، شخص اوّل ورزش كشور شليك كرد تا همه بدانند حبيب كاشاني مديرعامل مستعفي پرسپوليس تا چه اندازه با علي‌آبادي مشكل دارد. كاشاني روي خط آمد و به صراحت گفت: من به ميل خودم استعفا ندادم، بلكه آقاي علي‌آبادي در حضور ديگر اعضاي هيأت مديره پرسپوليس از من خواست كه اگر نمي‌توانم با شرايط موجود ادامه دهم، استعفا داده و مسئوليت را به فرد ديگري واگذار كنم. من هم در همان جلسه اين كار را انجام دادم! اما دقايقي بعد، سخنگوي سازمان تربيت‌بدني اعلام داشت: علي‌آبادي به هيچ وجه در اين مسأله دخالتي نداشته و چنين پيشنهادي به حبيب كاشاني نداده است! موضوعي كه نشان مي‌‌داد، علي‌آبادي متوجه عمق خطر شده و مي‌داند كه با پاتك كاشاني تاريخ مصرفش در سازمان تربيت‌بدني كوتاه و كوتاه‌تر شده است. فقط كافي است ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 15:17  توسط الف. هخامنش  | 


   اين تصاوير كه يخچالي بزرگ در شمال كشور نروژ را در مقاطع هفت ساله از 2001 تا 2007 نشان مي‌دهد، به خوبي عمق فاجعه را پديدار كرده است و آشكارا عيان است كه شتاب آب شدن و عقب نشيني اين يخچال تا چه اندازه محسوس و آشكار است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 2:30  توسط پ. رسول  | 

    قرار بود امشب – 22 خرداد 87 - به بهانه چهارمين سالگرد قيام پرشور زنان آزاده ايراني در 22 خرداد 1383 و تولد كمپين يك ميليون امضاء، احمدرضا بهارلو به كمك خانم دكتر بتول عزيزپور، نويسنده و شاعر ايراني مقيم پاريس، به تحليل و ريشه‌يابي اين قيام الهام‌بخش بپردازند.
    امّا به طرز شگفت‌انگيزي، خانم بتول عزيزپور، بحث را با انحرافي پرسش‌برانگيز ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 23:35  توسط نگارک  | 


برنامه تفسير خبر بخش فارسي صداي آمريكا، ديشب با حضور آقايان مهرداد خوانساري، سيروس آموزگار و عليرضا حقيقي كوشيد تا با هدايت جمشيد چالنگي به تحليل اين پرسش بپردازد كه چرا عباس پاليزدار، يار غار محمود احمدي‌نژاد بايد در چنين مقطعي اقدام به چنين افشاگري‌هاي حيرت‌انگيزي كند؟!
جالب اينكه پس از مدتها دكتر عليرضا حقيقي نيز مهمان ماهواره‌اي برنامه از تورنتو كانادا بود، چرا كه چالنگي مي‌پنداشت اينبار ديگر حقيقي توانايي دور زدن موضوع يا انداختن توپ به زمين حريف را ندارد! و البته بايد اعتراف كرد كه زياد هم اشتباه محاسبه نكرده بود!
راستش آنقدر رژيم جمهوري اسلامي دارد گاف‌هاي وحشتناك مي‌دهد كه حتي از عهده ناظران بي‌طرفي چون عليرضا حقيقي نيز ديگر كاري ساخته نيست!
امّا آنچه كه مسلم مي‌نمايد، احساس خطر عجيبي است كه باند محمود احمدي‌نژاد متوجه آن شده؛ احساسي چونان قدرتمند كه محمود را واداشته تا به نوعي خودزني سياسي دست بزند و دقيقاً بر مبناي همان ضرب‌المثل معروف عمل كند كه «ديگي كه براي من نمي‌جوشد، مي‌خواهم سر سگ در آن بجوشد.»



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 15:51  توسط نگارک  | 

    يكي از تلويزيون‌هاي عجيب و غريب فارسي زبان كه توسط يك يهودي ايراني‌تبار به نام «داور» اداره مي‌شود، اخيراً اقدام به معرفي چهره‌اي جديدي به نام «شانتي» كرده است. يك جوان 32 ساله قوي هيكل با لباسي تماماً سپيدرنگ و دستمالي به رنگ سبز كه بر روي سرش مي‌بندد و شنوندگان خود را با لحني تأمل‌برانگيز به صلح و دوستي و رفاقت دعوت مي‌كند (شانتي به معناي صلح است).
  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 11:20  توسط نگارک  | 

اين تصاوير را همزمان با ايام سالگرد ارتحال بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران در زير پل مديريت تهران (منطقه سعادت‌آباد – جنب بزرگراه چمران) گرفته‌ام. اين نوجواني كه مي‌بينيد، شايد هفت يا هشت بار تلاش كرد تا بتواند اين كيسه‌ي بزرگ زباله را بر دوش كشد!
آقاي احمدي‌نژاد اخيراً در اجلاس فائو در رم اعلام كرده است كه مي‌تواند مشكل تأمين غذا را براي كل جهان حل كند. شهرداري تهران هم كه پيشتر به سفارش جناب چمران، تصميم گرفته بود تا چند ميليون دلاري را به مردمان بيروت – عروس خاورميانه – اهدا نمايد.
مي‌گويم: شايد بهتر آن باشد كه به جاي بهشت كردن جهان، نخست بكوشيم تا سرزمين خودمان جهنم نشود. آيا اين درخواست بزرگي است؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 0:42  توسط نگارک  | 

این عکس که توسط خبرگزاری فرانسه در نخستين روز ماه ژوئن - ۴ روز پيش - به سراسر جهان مخابره شد حیرت و غم بزرگی در بین ورزشکاران سراسر جهان به ویژه دوچرخه سواران بوجود آورد ...

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 16:19  توسط نگارک  | 

اين پسربچه كنيايي را نگاه كنيد كه چه بلايي هموطنانش به سرش آورده‌اند ... به راستي اين همه خشونت و نفرت ريشه در چه دارد؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 8:52  توسط نگارک  | 


آخرين رده‌بندي كشورها از نظر محدوديت سفر براي شهروندان‌شان، نشان مي‌دهد كه در بين 130 كشور مورد بررسي، ايران در جايگاه 129 قرار گرفته و شهروندان ايراني تنها مي‌توانند به 14 كشور از حدود 200 كشور جهان بدون اخذ ويزا و با سهولت مسافرت كنند كه البته چند تا از اين كشورها هم در همين دور و اطراف هستند و يكي دو تا هم در آمريكاي لاتين! اين در حالي است كه مردمان كشورهايي نظير فنلاند و آمريكا مي‌توانند با سهولت به 130 كشور جهان بدون اخذ ويزا مسافرت كنند. حالا اگر گفتيد آن كشوري كه وضعيتش از ما بدتر است، نامش چيست؟
آفرين! نام آن كشور بزرگ، دوست و برادر «افغانستان» است كه به مدد حضور همچنان قدرتمندانه تروريست‌هاي القاعده و تفكر طالبانيزم، همچنان در رتبه 130 درجا زده است.
راستش هميشه فكر مي‌كنم چرا بايد كشوري كه داعيه صدور انقلاب فرهنگي داشت و آمده بود تا حق مظلومان را از جابران بستاند، حتي نتوانسته آنقدر محبوبيت بدست آورد كه مردمش بتوانند آزادانه در بين كشورهاي مسلمان يا ممالك عضو سازمان غير متعهد‌ها بدون ويزا مسافرت كنند؟ واقعاً اين ننگ را بايد به كجا ببريم؟
تا صحبت از ناامني مي‌شود، مي‌گويند: حالا خوبه مثل افغانستان و عراق نشديم!
تا از گراني سخن به ميان مي‌آيد، مي‌گويند: خبر نداريد كه در افغانستان چه اوضاع مشقت‌باري حاكم است!
تا از خشكسالي مي‌ناليم، مي‌گويند: در افغانستان نان هم گير نمي‌آيد، چه رسد به آب!
تا از سختگيري مذهبي شكايت مي‌كنيم، مي‌گويند: مگر نمي‌دانيد كه آنجا هنوز سنگسار مي‌كنند و دست و پا مي‌برند، آن هم دو برابر ما؟!
تا مي‌گوييم: توان خريد حاملهاي انرژي را نداريم، مي‌گويند برويد خدا را شكر كنيد كه در افغانستان زندگي نمي‌كنيد!
راستي راستي! اگر افغانستان نبود، مي‌خواستيم به چي يا كي دلخوش كنيم؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 21:49  توسط نگارک  | 

    اين آقاي موتور سوار عزيز را كه ملاحظه مي‌كنيد، امروز داشت با همين هيبتي كه مي‌بينيد، بدون استفاده از كلاه ايمني و خونسرد بر روي موتور دودزايش در بزرگراه شهيد همت مي‌راند، بدون آن كه نگراني خاصي در او مشاهده شود!
     يادم افتاد كه تقريباً از سال 1381 بحث جمع كردن موتورسيكلت‌هاي دوزمانه دودزا مطرح بوده و چندي بعد از آن هم قانون استفاده از كلاه ايمني به تصويب رسيد ...
    و اينك اين هم يكي از نشانه‌هاي جدي‌گرفتن قوانين در ايران و پيگيري مسئولين در اجراي برنامه‌ها و تعهدهايشان.

با هم چند خبر را در اين حوزه مرور مي‌كنيم:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 17:0  توسط الف. هخامنش  | 

غرب تهران ؛ 9 صبح – اولين روز خرداد 87

همان طور كه در اين دو تصوير مي‌بينيد، امروز علاوه بر اينكه تهران يكي از روزهاي آلوده خود را سپري مي‌كند (خط آلودگي كاملاً نمايان است)، خودمان هم به اين آلودگي افزوده‌ايم، اين دو تصوير را احتمالاً همه ساكنين غرب تهران، به ويژه سرنشينان خودروهاي عبوري ديده‌اند، دودي عظيم كه به مدت بيش از دو ساعت در هوا و فضا پراكنده شد. لطفاً اگر كسي دليل اين آتش‌سوزي بزرگ را مي‌داند، اعلام كند. به هر حال، در شهري كه به گفته مسئولين شركت كنترل كيفيت هوا در شهرداري تهران، سالي 15 الي 20 هزار نفر دچار مرگ و مير يا آسيب‌هاي جدي از آلودگي هوا مي‌شوند، بايد قدري سرعت عمل دستگاه‌هاي مربوطه در اطفاء حريق را بالا برد ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 11:26  توسط الف. هخامنش  | 

     به راستي شما با ديدن اين تصوير چه حسي را تجربه مي‌كنيد؟! اين همه بي‌مسئوليتي و سبكسري براي چيست؟ يعني برداشتن آن تنه‌ي درخت آنقدر كار دشواري بود؟
      حقيقت آن است كه اين عكس يكبار ديگر يادمان مي‌اندازد كه چرا بشر امروز تا اين حد در منجلاب مشكلات و سؤتفاهمات غوطه‌ور است و عجيب احساس تنهايي مي‌كند ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 21:5  توسط الف. هخامنش  | 

خدانگهدار نگاركها ...

     از روز گذشته ایمیلهایی به دستم رسیده که نشان می دهد وبلاگ نگارکها توسط برخی از سرویس دهندگان اینترنت در داخل کشور - از جمله افرانت - فيلتر شده است. لطفاً دوستان اگر اطلاعي دارند دريغ نكنند ... انگار آه عبداللطيف عبادي آخر كار خودش را كرد و يكي از مزدوران رژيم!! كله پا شد ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 11:50  توسط نگارک  |