تبليغاتX
نگارک‌ها

نگارک‌ها

نگاه هشت وبلاگ‌نویس به زشت و زیبای زندگی

کروبی امشب هم – 6 خرداد 88 -  در گفتگو با حیدری، مجری باسابقه سیما، برگ برنده خود را در وقت اضافه رو کرد و در حالی که چند دقیقه از وقت قانونی 45 دقیقه هم سپری شده بود، از شورای نگهبان خواست تا صلاحیت آقای اعلمی را که نماینده مجلس بوده و جانباز انقلاب است، تأیید کند و اجازه دهد تا ایشان هم حرفش را بزند. او گفت: به این ترتیب مشارکت بیشتری برای شرکت در انتخابات هم بوجود می‌آید.

حیدری امشب یک به هیچ از شیخ اصلاحات باخت!


جالب این که کروبی این حرف را زمانی زد که پیش از آن دوبار با بینندگان سیما خداحافظی کرده بود و از همه تشکر نموده بود!
خداییش داره از این پیرمرد خوشم می‌آد!

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 10:0  توسط نگارک  | 

کانديداها و لاک پشت ها


نوشابه اميري nooshabehamiri@yahoo.com - چهارشنبه 19 فروردین 1388 [2009.04.08]

 

آقاي سعيد حجاريان ضمن مقاله اي سئوالاتي چند را با نامزدهاي رياست جمهوري دهم در ميان گذاشته و لابد با اين ‏انتظار که عاقبت کسي در مقام پاسخگويي بر آيد. سئوالاتي تکراري که تجربه نشان داده وابستگان جناح راست به آن ‏پاسخ هاي دروغ خواهند داد و نامزدهاي جناح مقابل، از جوابگويي به آنها طفره خواهند رفت.علت آن دروغ ها و اين ‏طفره رفتن ها نيز روشن است؛ گفتن از اين علت نيز تکراريست.‏

 

پس به سراغ سئوالاتي برويم که برحسب ظاهر، پاسخ به آنها نبايد به خدم وحشم کسي بربخورد، يا خطري را متوجه اين ‏و آن کند.کدام سئوال ها؟ لاک پشت ها. لاک پشت هاي نيزارهاي درياچه پريشان که اين روزها هزار هزارشان در ‏آتش، زنده زنده مي سوزند و کسي صداي ترکيدن لاک هاي سخت شان را نمي شنود؛ که اگر گوشي بود پيش از آن ناله ‏اميد ميرصيافي را گاه مرگ مي شنيد که کمي آب مي خواست به سبک کبوتران، پيش از آنکه تيغ بر گردن شان نهند.‏

بر اين اساس مي پرسم حال که نمي توان از هيچ يک از کانديداها شنيد که رابطه قانوني شان با آقاي خامنه اي، ولي ‏مطلقه فقيه چگونه خواهد بود، مي توان از آن ها پرسيد راه حل شان براي ده ها هکتار از نيزارهاي اطراف درياچه ‏پريشان چيست که "در يکسال گذشته به شکل سازمان يافته اي طعمه آتش خود ساخته مسببان اصلي تخريب ‏تالاب پريشان شده است؟"‏

‏ حالا که نمي توان از آقايان شنيد با نقض سازمان يافته حقوق بشر در کشور چه خواهند کرد، مي توان اين را پرسيد که ‏آيا مي دانند که "هزاران لاک پشت و پرنده مهاجر در يکماه گذشته به شکل تکان دهنده اي در آتش نيزارهاي درياچه ‏پريشان که براي راهسازي از بين رفته، زنده زنده سوخته اند؟" ‏

حالا که کسي نيست بگويد علت سکوت در برابر سرکوب صداي دانشگاه چيست، شايد يکي باشد از ميان آقايان که ‏بگويد چرا پس از آنکه "فاجعه تکان دهنده آتش زدن پرندگان و لاک پشتها و مارها و جانوران پناهنده به نيزارهاي ‏حاشيه تالاب پريشان اتفاق افتاد" مسئولان محلي شهرستان کازرون "به ميان روستاييان رفته و با شعار وظيفه ‏خدمتگذاري به مردم با امضاي توماري 20 متري با ساخت راه در تالاب پريشان موافقت کرده اند؟"‏

طبعا کسي نخواهد گفت با حزب پادگاني، با مافياي اقتصادي ـ نظامي، با رئيس جنت مکان شوراي نگهبان، با توپخانه ‏کيهان، با....چه خواهد کرد اما انتظار زياديست اگر بپرسيم:چرا تخريب پنهاني درياچه پريشان همچنان ادامه دارد؟راه ‏حل شما براي مقابله با از ميان رفتن محيط زيست ساکنان گربه غم گرفته ايران چيست؟

حالا که نام مسببان اسراف و حيف و ميل ميلياردها تومان سرمايه مملکت، محفوظ است و آقايان و آقازاده ها همچنان ‏سوار بر خر مراد، آيا مي توان سراغي از نام بانيان تخريب درياچه پريشان گرفت؟
‏....‏
از پيش روشن است که براي اين سئوال هاي لاک پشتي و درياچه اي نيز پاسخي نيست که اگر بود حفاظت محيط زيست ‏در کشور به وابستگان اين جناح و آن جناح سپرده نمي شد تا هم خود ببرند و همسران خلاف کارشان، هم گاه نياز، ‏صندوق راي احمدي نژاد و احمدي نژادها را پر کنند.‏
در واقع سئوال هايي از اين دست تنها براي آنست که کابوس هاي شبانه که پر است از صداي ترکيدن لاک لاک پشت ها ‏و ترکيدن تخم پرندگان مهاجر و بال بال زدن چلچله هاي کوچکي که گاه سوختن همچنان مي خواندند اما به تضرع، ‏جايي ثبت شود تا روزگاري آب پريشان درياچه پريشان گله بر طبيعت نبرد که سوختيم و کسي نگفت آخ!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 9:1  توسط نگارک  | 



در فاصله 10 روز پس از انصراف محمد خاتمی و حذف وی از نظرسنجی این وبلاگ، 652 رای دیگر بر آرای مأخوذه افزوده شده (به مجموع ۱۳۲۸۶ رای رسیده است) که از این تعداد، 230 رای (بیش از 35 درصد کل آرا) به مهندس میرحسین موسوی اختصاص یافته است و پس از ایشان، محمود احمدی‌نژاد با 91 رأی، عبدالله نوری با 81 رأی، قالیباف با 65 رأی و اکبر اعلمی با 28 رأی قرار دارند. به نحوی که سبب شده جایگاه میرحسین موسوی، یک رتبه ارتقاء یافته و از عبدالله نوری پیشی بگیرد. همچنین رتبه اکبر اعلمی نیز از نفر دوازدهم به نفر هشتم ارتقاء یافته است. جالب این که تنها کاندیدایی که در طول این 10 روز حتی نتوانسته یک رأی جدید به آرای خود اضافه کند، حداد عادل است که انگار پس از جلوس لاریجانی بر کرسی ریاست مجلس، خورشید بخت و اقبالش به سرعت در حال غروب کردن است!



یک نکته تأمل‌برانگیز دیگر آن است که در همین مدت، 73 نفر هم اعلام کرده‌اند که در انتخابات شرکت نمی‌کنند که رقم قابل توجهی بوده و به شدت در حال افزایش است. واقعیتی که می‌تواند بهترین خبر برای باند جنتی در شورای نگهبان قانون اساسی باشد!

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 22:13  توسط نگارک  | 

وقتی که عبداللطیف عبادی عذر خواهی می کند!


     باورکردنی نیست، می‌دانم! اما حقیقت دارد. آمریکا در سایت رسمی‌اش که هم‌اکنون برای همه کاربران اینترنت قابل رؤیت است؛ از کارهای گذشته خود – به زبان فارسی -  ابراز ندامت کرده و رسماً اعلام نمود: «اگر ... در سال گذشته به شخصیت، شغل، اعتبار و آبروی کسی لطمه‌ای وارد کرده است از آن پشیمانم و اظهار شرمساری می‌‌کنم
    بیاییم همه برای آمریکا یک کف مرتب بزنیم و امیدوار باشیم که آن یکی آمریکا هم در واشنگتن از این یکی آمریکا در لندن درس گرفته و با لبیک گفتن به پیام نوروزی مقام عظمای ولایت – البته به شرط آن که پیام معظم‌اله را صهیونیست‌ها ترجمه نکرده باشند – در مشهد مقدس، مشتش را باز کرده و دست دوستی‌اش را دراز کند.
    البته برخی ناظران آگاه که نخواستند نامشان فاش شود، ضمن ابراز تردید نسبت به این شگرد جدید آمریکا، آن را صرفاً یک تغییر تاکتیک ارزیابی کرده تا نفسی چاق کند و پس از اسباب‌کشی از عراق به افغانستان یا از این محل به اون محل لندن! دوباره اعلام کند: هر کس با ما نیست، برماست!
    نظر شما چیست؟ آیا واقعاً آمریکا و عبداللطیف عبادی می‌توانند به شعار تغییر پایبند بمانند و دیگر به شخصیت، شغل، آبرو و اعتبار کسی لطمه‌ای وارد نکنند؟!
    پرسشی که تاریخ در باره‌ی آن قضاوت کرده و به زودی پاسخش را اعلام خواهد داشت!

پروفایل عبداللطیف عبادی در ویکی پدیا

    تا آن موقع و برای آشنایی بیشتر با آمریکا به سایت معتبر ویکی پدیای فارسی رفته و بدون درنظر گرفتن این عبارت معلوم‌الحال! (این مقاله احتمالاً فاقد شرایط ذکر شده در رهنمود سرشناسی است) از عمق دانش و آگاهی و مجاهدت‌های یکی از کاربران شریف بالاترین با آیدی آمریکا لذت ببرید. در ضمن به لینک‌های ارایه شده در متن هم کاری نداشته باشید!

به قول لطفعلی خنجی: یاااا ... هوووو ...

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 15:28  توسط نگارک  | 

 


دکتر محمد مصدق، دایی جان ناپلئون تقوایی، مهدی اخوان ثالث، فرهاد و ... در شمار ممنوعه‌‌هایی بودند که در این یکی دوروز یا صدایشان را در رادیو شنیدم (مثل صدای دکتر محمد مصدق و بخش‌هایی از سریال مشهور دایی جان ناپلئون در بخش خبری هشت شب رادیو و به مناسبت روز ملی شدن نفت) و یا تصویرشان را در پیش از سال تحویل در برنامه نقره شبکه یک سیما دیدم.
کاش همیشه نوروز بود.
این تصویر مرد هزار چهره هم در نوروز 1372 بار دیگر ثابت می‌کند که چقدر گذر زمان در جذابیت آقایان می‌تواند مؤثر باشد و البته برعکس آن در مورد خانوم‌ها!

+ نوشته شده در  شنبه یکم فروردین 1388ساعت 22:20  توسط نگارک  | 


این می‌تواند یک خبر بد برای همه‌ی تنبل‌های ساکن در همه‌ی شهرها و همه‌ی روستاها و همه جزایر متعلق به ایران باشد! بله، درست شنیدید و خواندید؛ در سال 1388 فقط 25 روز تعطیل رسمی وجود دارد که از این تعداد هم 5 روز به جمعه و 4 روز به پنج‌شنبه اصابت کرده است که در بیشتر مناطق کشور به طور اتوماتیک تعطیل است.
در حقیقت فقط یکی از سه‌شنبه‌های سال تعطیل رسمی است و در 51 سه شنبه‌ی دیگر باید به سرکار رفت و امید رخداد مبارکی  به نام  بین‌التعطیلین را فراموش کرد!
یک نکته جالب دیگر سال 1388 آن است که میلاد هشتمین امام شیعیان، دقیقاً در روز 8/8/8 اتفاق خواهد افتاد!
نتیجه‌گیری اخلاقی:
به مقام عظمای ولایت پیشنهاد می‌کنم، چنانچه در انتخاب نام و عنوان برای سال جدید در مضیقه قرار گرفته‌اند، از همین ویژگی استفاده کرده و سال 1388 را سال «کار و سازندگی» یا «تلاش و پایندگی» یا «امید و سرزندگی» بنامند. کسی چه می‌داند، شاید امید 2 را هم فرستادیم آن بالاها، اون هم با یک فروند آقازاده!
تبصره:
البته در جمهوری اسلامی ایران هیچ چیز را نمی‌توان کاملاً پیش‌بینی کرد. مثلاً اگر اوباما تصمیم بگیرد برای ملاقات با رهبر ایران، مستقیماً وارد مهرآباد شود، احتمال قوی آن روز هم تعطیل رسمی خواهد شد. یا اگر یکی از کفش‌های یکی از مردم یکی از شهرهایی که رییس جمهور محترم در آخرین دور از سفرهای استانی به آنها مسافرت خواهد کرد، به صورت تصادفی به جایی از معظم‌اله که نباید بخورد، بخورد! و آن بنده خدا را راهی بهشت زهرا کند؛ مسلم است که بر تعداد روزهای تعطیل در سال 1388 اضافه خواهد شد.
حالا این شما و این هم سال 1388، آیا دوست دارید سال آینده با عنوان «کم‌تعطیل‌ترین سال ایرانی» باقی بماند یا خیر؟!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 17:47  توسط نگارک  | 


احتمالاً باید متعلق به نسل دایناسورها باشد! نگاه کنید به درب باکش تا بیشتر متوجه عتیقه بودن این پدر معنوی زانتیا شوید. جالبه که حتی پلاک خودرو هم از رسم رایج اداره راهنمایی و رانندگی تبعیت نکرده است، هر چند عکس متعلق به امروز و در یکی از کوچه‌های اطراف خیابان فاطمی تهران است.


+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 18:43  توسط نگارک  | 

تهران - 20 اسفند 1387


ساعت حدود 12 ظهر است؛ یعنی هنوز 3 ساعت تا شروع بازی امروز پرسپولیس در برابر حریف اماراتی‌اش باقیمانده، اما راننده این خودرو پراید 141 از ویژگی هاچ بک بودن خودرو خود نهایت استفاده را کرده و با کورد کردن دید کامل آینه داخل خودرو، اینگونه و یکه و تنها به سوی آزادی بال می‌کشد. البته جای خوشحالی‌اش باقی است که تیم محبوبش در اولین گام به پیروزی رسید. وگرنه ...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 18:39  توسط نگارک  | 

به شیوه ای نو . . .

سحابی قلب

سپندارمذگان و سال جهانی نجوم مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 13:34  توسط امير حسين  | 


    بيش از 10 هزار نفر در نظرسنجي اين وبلاگ تاكنون شركت كرده‌اند كه از آن ميان، 4520 نفر ، سيد محمد خاتمي را رييس جمهور آينده مي دانند (38.36 درصد). در صورتي كه آراي نزديك‌ترين رقيبش، يعني محمود احمدي نژاد به نيمي از آراي او هم نرسيده و با 15.22 درصد (1793 نفر) در رتبه دوم قرار گرفته است. ترتيب ديگر رأي آوران به شرح زير است كه مي توان در مقايسه با وضعيت نظرسنجي در مهرماه گذشته، به خوبي متوجه شد كه آراي اصلاح طلباني چون عبدالله نوري و ميرحسين موسوي به طرز معني‌داري افزايش يافته است:

1- سيد محمد خاتمي با 4520 رأي (38.36 درصد)
2- محمود احمدي‌نژاد با 1793 رأي (15.22 درصد)
3- محمد باقر قاليباف با 1019 رأي (8.65 درصد)
4- عبدالله نوري با 662 رأي (5.62 درصد)
5- مير حسين موسوي با 406 رأي (3.45 درصد)
6- هاشمي رفسنجاني با 323 رأي (2.74 درصد)
7- علي لاريجاني با 202 رأي (1.71 درصد)
8- حداد عادل با 144 رأي (۱.22 درصد)
9- معصومه ابتکار با 131 رأي (۱.11 درصد)
10- عباس اميرانتظام با 126 رأي (1.07)

بدون شرح: طفلكي مهدي كروبي!

در همين باره:
- جهش خيره‌كننده‌ي رحيم مشايي در نظرسنجي رياست جمهوري نگارك‌ها!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 15:12  توسط نگارک  | 

   

از تمام ايرانيان و فارسي زبانان خواهش مي کنم اين متن را براي ديگر

 

 دوستان خود ارسال کنيد تا نوروز  را جهاني کنيم

 

 

   اطلاع رساني در اين مورد بسيار ضعيف است  يادمان مانده  دو اثر ايران

 

  کوه دماوند و غار علي صدرکه قرارشد جز عجايب هفتگانه دنيا باشند  اما

 

اکثر افراد از آن بي اطلاع بودند .

 

   متاسفانه برخي مسئولين ما اين چنين مسائلي  را ظاهرا خيلي کوچک مي دانند  که حتي حاظر نيستند که 24 ثانيه از 24 ساعت برنامه هاي تلويزيون را به اين  چنين موضوعاتي اختصاص دهند

 

  نظر سنجي سازمان ملل در مورد وجود نوروز در تقويم بين المللي به عنوان يک روز جهاني

 

             

 

لطفا اينجا را کليک کنيد

 

 

 

 

 

Here's a petition to United Nations

The Petition is self-explanatory, please distribute worldwide

 Lets put Norouz - New Day on UN Calendars'

 
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 13:43  توسط نگارک  | 

پیش بینی مرحوم دکتر محمد مصدق در مورد فاجعه ای که امروز من و تو لمسش می کنیم


پیشکش به روح بلند مردی که در ۱۴ اسفند از سرزمین ایران غروب کرد ...

گفتگوی  شادروان دکتر مصدق با آندره بریسو، خبرنگار فرانسوی در 15 ژوئیه 1951

مصدق به من گفت: در مورد ملی کردن نفت رودرروی انگلیسی ها قرار گرفته است و گفتگویش با هریمن، رئیس جمهور آمریکا و جنگ سازمان های جاسوسی علیه ایران را پیش کشید.

پس از لحظاتی افزود: من پیر شده ام. فکر نمیکنم به سن هشتاد برسم (در آن زمان 71 ساله بود و 87 سال عمر کرد). شاید هرگز نتوانم به آنچه برای کشورم آرزو میکنم جامه عمل بپوشانم ولی مطمئنم دیگران خواهند آمد، که پس از من این کار ها را به انجام خواهند رسانید. آنها امپریالیست ها و شوروی ها را بیرون خواهند کرد. شاه را یا از بین میبرند و یا اخراج میکنند. او با این که نرم خوست، آرزوی بزرگش این است که جای کورش را بگیرد و همه کاره مملکت شود. فکر نمیکنم حزب توده قادر به گرفتن و حفظ قدرت باشد. همینطور ارتش را توانا برای بر خاستن و برپایی یک نظام دیکتاتوری نمی بینم. امیدوارم سرکرده های شیعه قصد جدی برای ورود به عرصه سیاست نداشته باشند. اگر چنین شود، ایران در آستانه وضعیت فاجعه آمیزی قرار خواهد گرفت که بدوا همسایگان ایران (عراق، سوریه و اردن) را در حالت جنگی با ما قرار میدهد. من واقعا از این تشکیلات مذهبی هراس دارم. درست است که ما مسلمان هستیم، ولی در واقع عرب نیستیم و رودرروی سنی ها قرار داریم. بدین ترتیب تشکیلات آخوند های شیعه با آن سلسله مراتب و امکانات اگر به قدرت دست یابد، ما در داخل مواجه با انقلابی خونین خواهیم شد و در خارج باید نتایج جهاد علیه عراق و اردن و سوریه را تحمل کنیم. فکر نمیکنم مصر و حتا اسرائیل مداخله کنند. به هر حال اگر این فرض آخری تحقق پیدا کند، یک آیت اللهی وارد عرصه میشود و نهضتی مالامال از نفرت علیه غرب و حتا ضد یهود و در دشمنی با عرب های سنی راه خواهد انداخت و ای بسا که خیابان ها جای جسد و خون خواهد شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 9:14  توسط نگارک  | 

دست در دست هم يکبار ديگه به احمدي نژاد راي بديم

ستاد هوشمند تبلیغات احمدي نژاد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 11:42  توسط نگارک  | 

برج میلاد - شنبه 19 بهمن 1387 - عکس از نگارکها


اخیراً نوع نورپردازی برج میلاد در شب تغییر کرده و با همین ابتکار ساده، یعنی اضافه کردن چند پروژکتور که از بالا به پایین برج را روشن می‌کند، توانسته جلوه‌ای دو چندان به آن بدهد، به نحوی که جلوه شبانه برج میلاد حالا بسیار جذاب تر از سابق و غیر قابل مقایسه با چهره نه چندان جالب روزانه آن است!

قبلا قسمت بالای برج پروژکتور در جهات عمود و پایین نداشت.


حیف که نتوانستم عکس باکیفیت تری بگیرم. لطفاً شما نیز امتحان کنید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 12:22  توسط نگارک  | 

خاتمي آمد ... همان طور كه گفته بودم!


    سرانجام به رغم پيش‌بيني‌هاي بزرگان اردوگاه اصول‌گرايي و در رأس آنها، برادر حسين! خاتمي با قوت آمد تا به همه بچشاند كه آن شاه سلطان حسيني كه مي‌پنداشتند، چگونه مي‌تواند به كمك مردم ايران به سيمای نابخردان فرومايه‌اي چون حسين شريعتمداري و صفار هرندي سيلي بزند.
   فقط كافي است نگاهي اجمالي بياندازيد به تيتر روزنامه‌ها و تريبون‌هاي دست راستي و نظامي كشور تا متوجه شويد كه حضور خاتمي تا چه اندازه به كابوسي مرگبار براي آنها بدل شده بود؛ كابوسي كه از 21 بهمن 1387 رسماً جامه حقيقت به تن كرد و شمارش معكوس براي تلخ‌ترين شكست احمدي‌نژاد و دارو دسته متحجرش آغاز شده است.
    به همين دليل از امروز بايد  "کمپین خاتمی خواهی" را محله به محله، شهر به شهر، روستا به روستا، کوچه به کوچه و خانه به خانه به حرکت درآوريم و آشکارا "قدرت ملی" را به رخ اقتدار‌گرایان بکشيم.

    تيترها و نكته‌ها:
- نماينده اصولگراي مجلس: خاتمي و ميرحسين عاقلند و نمي آيند!
- اسدا... بادامچيان: خاتمي زرنگ است و نمي آيد!
رد صلاحیت خاتمی انتخابات را از مشروعیت می اندازد
فشار بر خاتمی برای نیامدن!
فائزه هاشمي: کروبي مي‏ماند، خاتمي نمي‏آيد!
- خبرگزاري دولت: کروبي: خاتمي نمي آيد/عارف : خاتمي مي آي
خبرگزاري دست راستي مهر: خاتمي نمي‌آيد
- رسول منتجب‌نيا:خـاتـمـي نمی آید
خاتمي احتمالا مي‌آيد، اما قطعا نمي‌آيد!
واکنش تند کیهان به احتمال نامزدی خاتمی و نوری
آيا اين بار خاتمي ردصلاحيت مي‌شود؟
چه بيايد ،چه نيايد ...
پيشنهاد مدير مسوول كيهان به خاتمي
شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان نخستین زمزمه رسمی ردصلاحیت خاتمی را سر داد!
- عضو حزب اعتماد ملي: خاتمي نمي آيد، بايد روي كروبي اجماع كرد
- خبرگزاري دولت: خباز: خاتمي گفت به طور قطع نمي آيد
- ابراهيم يزدي :خاتمي نمي آيد!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 10:42  توسط نگارک  | 


اگر با گوش‌هاي خودم بخش خبري 8:30 صبح روز شنبه – 19بهمن 1387 را نمي‌شنيدم، باور نمي‌كردم كه ممكن است بتوان رابطه‌اي چنين عميق و دميق! بين جذابيت‌هاي تاريخي شهرآورد سرخ‌آبي‌هاي پايتخت و محمّدرضا شاه پهلوي يافت!


اما واقعيت اين است كه امروز در راديو جوان اتفاق افتاد! و مجري بخش خبر 8:30 صبح  اين راديو گفت: همكارم در باره دلايل علاقه مردم به ديدن بازي استقلال و پيروزي گزارشي را تهيه كرده است كه با هم مي‌شنويم: در اين گزارش آمده است كه فوتبال مثل سياست و زندگي مي‌ماند و كسي كه تك روي يا تك خوري كند و در خدمت تيم نباشد، محكوم به فنا و شكست است. به همين دليل محمدرضا شاه پهلوي (كه در اين گزارش از وي با عنوان «شوهر فرح» ياد شد) هم حكومتش تاب نياورد و سقوط كرد! چرا كه مي‌خواست با تاجش و به تنهايي حكومت كند؛ اما تاج از دستش افتاد و استقلال جايش را گرفت! اما استقلال بدون پيروزي مورد رضايت مردم نبود! به همين دليل پيروزي هم آمد و تا به امروز اين حديث جذاب ادامه دارد!!


البته در انتهاي اين گزارش چذاب، مجري برنامه اين را هم اضافه كرد كه براي تقويت اين بازي نياز به يك فرد «عادل» است تا در «90» دقيقه! محتواي فوتبال را ارزيابي كند!!


واقعاً درود بر راديو جوان! مگه نه؟!

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 10:19  توسط نگارک  | 

بيا كه، آفتاب
ديرگاهيست
تو را منتظر است...




در این که سیّد محمّد خاتمی پا به عرصه‌ی انتخابات خواهد گذاشت، شکی نیست؛ همان گونه که پیش‌ترها هم بر آن اشاره داشته‌ام و باز در این که شهریور سال آینده شاهد گفتگوی رودروی زوج خاتمی/اوباما در مقر سازمان ملل متحد خواهیم بود هم شکی نیست! حتی خود احمدی‌نژاد هم این را به خوبی می‌داند که در صورت ورود خاتمی، کمترین شانسی برای تصاحب دوباره‌ی کاخ سعدآباد برایش وجود ندارد. بیماری‌های اخیر و پی در پی وی نیز بی تأثیر از شدت افسردگی ناشی از این واقعیت نیست.
امّا خاتمی در حقیقت با امروز فردا کردن‌هایش بیشترین ضربه و شوک ممکن را به اردوگاه اصول‌گرایان وارد می‌کند. دقت کنید که چگونه همه از قالیباف گرفته تا لاریجانی و ولایتی و رضایی و روحانی و ... مترصد اعلام رسمی حضور وی هستند تا موقعیت خود را در شطرنج سیاسی جمهوری اسلامی بازمهندسی کنند. اما هر روز که می‌گذرد، این فرصت از آنها گرفته می‌شود تا در زمان و فرجه‌ای مطلوب‌تر و کافی‌تر بتوانند دست به چیدمان درست آرایش سیاسی خود و طرفداران‌شان بزنند. آنقدر که داد سرلشکر فیروزآبادی هم درآمده است. در این میان، البته نباید رفتار استثنایی شیخ مهدی کروبی را از یاد برد که مرا به یاد کاتالیزورهای آزمایشگاه شیمی می‌اندازد!

هیچکس در جمهوری اسلامی به اندازه خاتمی محبوبیت ندارد


و این همان نکته‌ی ظریفی است که طرفداران کیهانی و برادر حسین را به شدت عذاب می‌دهد! درود بر تیزهوشی و زیرکی سید محمد خاتمی عزیز، که این بار با کوله‌باری از تجربه و اقتداری بیش از پیش به صحنه‌ی سیاسی ایران بازخواهد گشت و بار دیگر وقار و احترام ایرانیان را در عرصه‌های جهانی به ایشان بازخواهد گرداند. بازگشتی شوک‌آور که با دیدن تیم همکاران و مشاوران ارشدش بیش از پیش بیشتر هم خواهد شد. همچنین اعلام برائت وی از چهره‌ی نه‌چندان دلنشین منتسب به اردوگاه اصلاح‌طلبی را تحسین کرده و امیدوارم چهره‌هایی چون شیرین عبادی، فاطمه کولایی و فراهانی بتوانند در کابینه‌ی جدید به حق خویش برسند.

خاتمی در بین مردم ...


هموطن! اندکی صبر ... سحر نزدیک است.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1387ساعت 21:7  توسط نگارک  | 


امشب در برنامه شباهنگ که از بخش فارسی صدای آمریکا پخش می‌شود، کاریکاتوریست مشهور و تبعیدی ایرانی، نیک‌آهنگ کوثر مهمان بهنود مکری بود تا به بهانه‌ی کاریکاتور، یادآوری کند:
اولاً یکی از دلایل کاریکاتوریست شدنش، قیافه‌ی تابلوی برخی از استادان گزوه زمین‌شناسی دانشگاه تهران – در زمان دانشجویی‌اش – بوده است!


دوم این که میرحسین موسوی، یک برگ سوخته و تاریخ مصرف گذشته است!


سوم این که ما در جمهوری اسلامی، اصلاح طلب نداریم، بلکه اتفاقاً اینها بسیار محافظه‌کار بوده و باید نامشان را اصلاح طلب استاندارد رژیم بنامیم.

استاد تمساح معروف!


و دست آخر هم من نمیدانم چه رابطه‌ای میتواند بین تمساح که یک خزنده‌ی خطرناک است و دین اسلام وجود داشته باشد، که آقایان کاریکاتور مرا با عنوان «استاد تمساح» بر خلاف مصالح اسلام توصیف کردند و برخی از علما و طلاب قم خواستار تصعید من شده بودند!!

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 0:10  توسط نگارک  | 


شب گذشته در یک برنامه‌ی غافل‌گیرکننده، صدای آمریکا به پخش رپرتاژی از ایران اقدام کرد و در آن با گفتگو با چند جهانگرد و نیز یک سرمایه‌گذار هلندی به نام «سباستین استرائن» به تمجید از سیاست‌های گردشگری رحیم مشایی پرداخته و پیش‌بینی کرد که تا 5 سال آینده ایران از این نظر شاهد تحولی چشم‌گیر در جذب توریست خارجی شود. در این گزارش همچنین عنوان شد که دولت امکانات و تضمین مالی خوبی برای سرمایه‌گذاران خارجی در نظر گرفته و سود سرشاری انتظار آنها را می‌کشد!

سرمایه دار هلندی در یزد!


نتیچه‌گیری اخلاقی: به این می‌گویند چراغ سبز اوباما به پیام تبریک احمدی‌نژاد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 23:56  توسط نگارک  | 

برنامه‌ای که عادل فردوسی‌پور در آخرین ساعات شب 8 بهمن سال 1387 بر روی آنتن فرستاد، بی‌شک تا مدت‌ها از یاد علی‌آبادی، آخوندی و دیگر دیکتاتورهای کوتوله پاک نخواهد شد. مردم ایران با ارسال 1200 اس ام اس در ثانیه به برنامه‌ای که آخوندی آن را خلاف نظر مردم و دوستداران ورزش می‌پنداشت، نشان دادند که تا چه اندازه از تفکر تمامیت‌خواهانه‌ی حاکمیت در ورزش نفرت دارند و حاضرند مبارزه‌‌ی منفی جانانه‌ای را برای حمایت از فردی که با برنامه‌ها و مصاحبه‌های بی‌پرده‌اش، اربابان تحمیلی امروز ورزش ایران را غلقلک داده و می‌دهد، انجام دهند. اما فارغ از این موضوع، برنامه‌ی دیشب 90 از یک نظر دیگر هم جالب بود. آن هم زمانی بود که فردوسی‌پور تیزهوش تصمیم گرفت به قرائت بیانیه‌ای تقریباً 30 ثانیه‌ای بپردازد که در آن برنامه‌ی 90 و شخص وی را از شبکه‌ها و جریانات سیاسی برون‌مرزی مبری می دانست! جالب‌تر آن که فردوسی‌پور – به عمد – این چند خط را از روی نوشته خواند و به همه نشان داد که دارد از روی نوشته!! نظر خود را به اطلاع می‌رساند! آن هم فردوسی‌پوری که نام باجناق دفاع وسط فصل گذشته‌ی چلسی را هم از یاد نمی‌برد! بیاییم همه برای هوش، درایت و صداقت عادل فردوسی‌پور عزیز یک کف مرتب بزنیم و بابت کند‌ذهنی و عقب‌ماندگی متولیان ورزش و برخی از مدیران رسانه‌ی ملی! ابراز تأسف عمیق کنیم؛ مدیرانی که فکر می‌کنند مخاطبین‌شان نیز مانند خودشان "مخ تعطیلینگا" هستند!
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 18:56  توسط نگارک  | 


    شامگاه گذشته، راديو گفتگو بار ديگر همه را غافلگير كرد و برنامه‌اي را بر روي آنتن فرستاد كه در آن نه تنها از نگهداري حيوانات خانگي در منزل گله‌مندي نمي‌كرد و آن را كار غيرشرعي و نامطلوبي معرفي نمي‌نمود، بلكه با ظرافت از ويژگي‌هاي مثبت هم‌نشيني و ملاطفت با حيوانات سخن گفته و حتي با گفتگو با يكي از متخصصان حيوانات خانگي در بيمارستان امام حسين تهران، كوشيد تا نحوه نگهداري و تيمار از حيوانات خانگي را به شنوندگان تهراني خود بياموزد. فقط اي كاش اين برنامه محدود به تهران نمي‌شد و روزي در رسانه سراسري صدا و سيما هم شاهد پخش چنين برنامه‌هاي مفيدي باشيم. به هر حال اقدام آقاي ضرغامي در پخش اين برنامه جاي تشكر فراوان دارد. به خصوص كه هنوز پليس انتظامي با هر گونه عبور و مرور حيوانات اهلي در معابر عمومي و حتي داخل خودروهاي شخصي مقابله مي‌كند.


    آيا اين مي‌تواند نشانه‌اي بر تحقق آرزوي مينو صابري عزيز باشد؟
   به هر حال، بايد به منفي‌بافان هم بگويم نبايد نااميد شد، داستان ساحل و صدف را كه شنيده‌ايد؟ شايد براي اين يكي اوضاع فرق كرد و ايرانيان به جاي حيوان‌آزاري تصميم به ملاطفت و مهرباني با ايشان گرفتند!

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 11:46  توسط نگارک  | 

در حمایت از دعوت مینو صابری عزیز

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 8:12  توسط كامران بختياري  | 

fingers crossed

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 8:10  توسط كامران بختياري  | 

بخش فارسی دویچه وله مدت هاست از طریق رادیو فعالیت دارد و بخشی از نیاز مخاطبان فارسی زبان خارج از ایران را پاسخ می دهد . بخش فارسی سایت دویچه وله نیز چندی است شمایل تازه ای به خود گرفته و با فعالیت رسانه ای خوب توانسته بخش زیادی از فارسی زبانان را در تارکده ی فارسی به خود جلب کند .

اما در این زمینه هنوز اختلاف زیادی با جایگاه بی بی سی فارسی نزد کاربران پارسی زبان داشت . اکنون با راه اندازی تلویزیون فارسی بی بی سی که تا کنون تقریبا حرفه ای عمل کرده و جای خود را به سرعت بین مخاطبان یافته است ، شاید این اختلاف بیش از پیش ملموس شود .

اما دویچه وله نیز به دنبال جذب انبوه مخاطبان فارسی زبان سراسر دنیاست و نمی تواند این جمعیت تاثیر گذار را نادیده بگیرد ، پس باید برای جذب مخاطبان به اقدامات تازه ای دست زند .

پگاه آهنگرانی در دویچه وله

یکی از این اقدامات که به تازگی انجام شده است ، دعوت دویچه وله از پگاه آهنگرانی برای شرکت در جشنواره ی فیلم برلین است . دویچه وله حتی پا را از جنبه ی تبلیغاتی دعوت از پگاه آهنگرانی فراتر گذاشته و با در نظر گرفتن جوایزی برای خوانندگان نوشته های او ، سعی در جلب توجه فارسی زبانان اینترنت دارد و در این زمینه در یکی از پربیننده ترین سایت های فارسی نیز آگهی داده است .

با این حساب آیا می توان انتظار داشت در چند سال آینده و با گسترش مخاطبان دویچه وله ی فارسی شاهد آغاز به کار تلویزیون فارسی و حرفه ای دیگری باشیم ؟

+ نوشته شده در  جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 19:40  توسط امير حسين  | 

اين شايد براي اولين بار باشد كه بتوان با ارسال پيامك به يك برنامه ورزشي مشت محكمي به دهان ديكتاتوران حوزه ورزش زد. پس چرا از اين فرصت استفاده نكنيم و 5 ميليون پيامك براي برنامه 90 ارسال نكنيم تا آقاي علي آبادي بفهمد كه مردم ايران خوب مي فهمند!

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 11:14  توسط نگارک  | 

داســــــتان زیبـــــا


My mom only had one eye.  I hated her... she was such an embarrassment.

مادر من فقط یك چشم داشت . من از اون متنفر بودم ... اون همیشه مایه خجالت من بود

She cooked for students & teachers to support the family.

اون برای امرار معاش خانواده برای معلم ها و بچه مدرسه ای ها غذا می پخت

There was this one day during elementary school where my mom came to say hello to me.

یك روز اومده بود  دم در مدرسه كه به من سلام كنه و منو با خود به خونه ببره

I was so embarrassed. How could she do this to me?

 خیلی خجالت كشیدم . آخه اون چطور تونست این كار رو بامن بكنه ؟

I ignored her, threw her a hateful look and ran out.

 به روی خودم نیاوردم ، فقط با تنفر بهش یه نگاه كردم وفورا   از اونجا دور شدم

The next day at school one of my classmates said, "EEEE, your mom only has one eye!"

روز بعد یكی از همكلاسی ها منو مسخره كرد و گفت  هووو .. مامان تو فقط یك چشم داره

I wanted to bury myself. I also wanted my mom to just disappear.

فقط دلم میخواست یك جوری خودم رو گم و گور كنم .  كاش زمین دهن وا میكرد و منو ..كاش مادرم  یه جوری گم و گور میشد...

So I confronted her that day and said, " If you're only gonna make me a laughing stock, why don't you just die?!!!"

روز بعد بهش گفتم اگه واقعا میخوای منو شاد و خوشحال كنی چرا نمی میری ؟

My mom did not respond...

اون هیچ جوابی نداد....

I didn't even stop to think for a second about what I had said, because I was full of anger.

 حتی یك لحظه هم راجع به حرفی كه زدم فكر نكردم ، چون خیلی عصبانی بودم .

I was oblivious to her feelings.

احساسات اون برای من هیچ اهمیتی نداشت

I wanted out of that house, and have nothing to do with her.

دلم میخواست از اون خونه برم و دیگه هیچ كاری با اون نداشته باشم

So I studied real hard, got a chance to go to Singapore to study.

 سخت درس خوندم و موفق شدم برای ادامه تحصیل به سنگاپور برم

Then, I got married. I bought a house of my own. I had kids of my own.

اونجا ازدواج كردم ، واسه خودم خونه خریدم ، زن و بچه و زندگی...

I was happy with my life, my kids and the comforts

 از زندگی ، بچه ها و آسایشی كه داشتم خوشحال بودم

Then one day, my mother came to visit me.

تا اینكه یه روز مادرم اومد به دیدن من

She hadn't seen me in years and she didn't even meet her grandchildren.

اون سالها منو ندیده بود و همینطور نوه ها شو

When she stood by the door, my children laughed at her, and I yelled at her for coming over uninvited.

وقتی ایستاده بود دم در  بچه ها به اون خندیدند و من سرش داد كشیدم كه چرا خودش رو دعوت كرده كه بیاد اینجا  ، اونم  بی خبر

I screamed at her, "How dare you come to my house and scare my children!" GET OUT OF HERE! NOW!!!"

 سرش داد زدم  ": چطور جرات كردی بیای به خونه من و بجه ها رو بترسونی؟!"  گم شو از اینجا! همین حالا

And to this, my mother quietly answered, "Oh, I'm so sorry. I may have gotten the wrong address," and she disappeared out of sight.

اون به آرامی جواب داد : " اوه   خیلی معذرت میخوام مثل اینكه آدرس رو عوضی اومدم " و بعد فورا رفت واز نظر  ناپدید شد .

One day, a letter regarding a school reunion came to my house in Singapore .

یك روز یك دعوت نامه اومد در خونه من درسنگاپور برای شركت درجشن تجدید دیدار دانش آموزان مدرسه

So I lied to my wife that I was going on a business trip.

 ولی من به همسرم به دروغ گفتم كه به یك سفر كاری میرم .

After the reunion, I went to the old shack just out of curiosity.

بعد از مراسم ، رفتم به اون كلبه قدیمی خودمون ؛ البته فقط از روی كنجكاوی .

My neighbors said that she is died.

همسایه ها گفتن كه اون مرده

I did not shed a single tear.

ولی من حتی یك قطره اشك هم نریختم

They handed me a letter that she had wanted me to have.

اونا یك نامه به من دادند كه اون ازشون خواسته بود كه به من بدن

"My dearest son, I think of you all the time. I'm sorry that I came to Singapore and scared your children.

 ای عزیزترین پسر من ، من همیشه به فكر تو بوده ام ، منو ببخش كه به خونت تو سنگاپور   اومدم و بچه ها تو ترسوندم ،

I was so glad when I heard you were coming for the reunion.

 خیلی خوشحال شدم وقتی شنیدم داری میآی اینجا

But I may not be able to even get out of bed to see you.

 ولی من ممكنه كه نتونم از جام بلند شم كه بیام تورو ببینم

I'm sorry that I was a constant embarrassment to you when you were growing up.

وقتی داشتی بزرگ میشدی از اینكه دائم باعث خجالت تو شدم خیلی متاسفم

You see........when you were very little, you got into an accident, and lost your eye.

آخه میدونی ... وقتی تو خیلی كوچیك بودی تو یه تصادف یك چشمت رو از دست دادی

As a mother, I couldn't stand watching you having to grow up with one eye.

به عنوان یك مادر نمی تونستم تحمل كنم و ببینم كه تو داری بزرگ میشی با یك چشم

So I gave you mine.

بنابراین چشم خودم رو دادم به تو

I was so proud of my son who was seeing a whole new world for me, in my place, with that eye.

برای من اقتخار بود كه پسرم میتونست با اون چشم  به جای من دنیای جدید رو بطور كامل ببینه

With my love to you,

با همه عشق و علاقه من به تو


 

مردان بزرگ اراده می کنند و مردان کوچک آرزو 
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 11:9  توسط نگارک  | 

سرانجام تلویزیون فارسی‌زبان BBC هم آغاز به کار کرد و در همان اولین روز پخش برنامه‌هایش نشان داد که تا چه اندازه حرفه‌ای، خوش‌ساخت و جذاب عمل کرده و بی‌تعارف باید پذیرفت که یک سر و گردن از نزدیک‌‌ترین رقیبش که تلویزیون فارسی صدای آمریکا باشد، فاصله دارد.
از همین رو، این حضور قدرتمندانه را به فال نیک می‌گیرم و امیدوارم حضور خوش و آب و رنگ و حرفه‌ای بی بی سی، سبب شود تا دیگر رسانه‌های فارسی زبان هم به خود آمده و برای جلب و جذب بیشتر مخاطب به افزایش کیفیت برنامه‌های خود بپردازند. به ویژه مطمئن هستم که حتی بخش‌های خبری درون مرزی هم بی‌شک از این شیوه‌ی مدرن و ضد کلیشه‌ای اطلاع‌رسانی الگو گرفته و خواهند کوشید تا بر کیفیت گویندگان و نحوه‌ی خبرسانی خود، تحولاتی مثبت و رو به جلو ایجاد کنند.
به هر حال معلوم شد، این همه تأخیر در آغاز به کار تلویزیون فارسی بی بی سی، بی‌دلیل نبوده و مسئولان این تلویزیون نوپا نشان دادند که تا چه اندازه برای مخاطب خویش احترام قایل بوده و نهایت تلاش خود را کرده‌اند تا کادری مجرب، برنامه‌هایی متنوع و تکنولوژی‌ای خیره‌کننده را به کار گیرند و ثابت کنند که با وجود نوپا بودن، از بسیاری تلویزیون‌های دیرپا، حرفه‌ای تر هستند.

بخصوص از حضور چهره‌های دوست‌داشتنی چون مسعود بهنود عزیز که وظیفه‌ی تحلیل و مرور روزنامه‌های پایتخت را برعهده خواهد داشت و نیز جوانانی چون شهریار صیامی بسیار خوشحال هستم و امیدوارم این تلویزیون فارسی‌زبان بتواند درسی مثبت به همه همتایان درون و برون مرزی خود داده و درنهایت گوش و دیده‌ی مخاطب فارسی‌زبانش را به آنچه که استحقاقش را دارد، برساند.
یک پیام هم برای برخی از مدیران ترسو و جزم‌اندیش در سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی و بخش فارسی صدای آمریکا دارم: آیا بهتر نیست به خود آیید و برنامه‌های منبری خود را به پایان برده و حقیقتاً نشان دهید که اگر شما را نبینیم و فقط گوش دهیم، چیزی را از دست داده‌ایم!
بی بی سی فارسی را باید دید و این بزرگترین ویژگی این رسانه‌ی تصویری است. برای دست‌اندرکارانش آرزوی موفقیت دارم.


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 8:6  توسط نگارک  | 


فکر کنم این دو تصویر به اندازه‌ی کافی گویا باشند و نشان دهند که تا چه اندازه عادل فردوسی‌پور عزیز از حضور چنین مسئولینی در صدر ورزش کشور و باشگاه پرطرفداری چون پرسپولیس ابراز تأسف می‌کند. مسئولین احمق و کندذهنی که می‌توانند ورزش کشور را به خاک سیاه نادانای و جهالت خود فروبرند، اگر فردوسی‌پورها را هم از دست بدهیم.

درود بر عادل عزیز.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 7:57  توسط نگارک  | 


یکی از شبکه های تلویزیونی الجزیره قطر، از امروز پخش فیلمی را آغاز کرده است که با تحلیل وقایع مهم روزهای انقلاب در بهمن 1357، می‌کوشد تا چرایی شکست رژیم قدرتمند پهلوی را به تصویر کشد. جالب این که در این فیلم برای به تصویر کشیدن مظاهر فساد، از فیلم آوازه‌خوانی ابی استفاده شده است و نیز صحنه‌ای از فیلم کیمیایی که در آن بهروز وثوقی یک کاباره و مشروب‌فروشی را از بین می‌برد!

از دیگر شخصیت‌هایی که در این فیلم با آنها مصاحبه شده است، باید به داریوش مهرجویی، مسعود کیمیایی و محمدعلی نجفی اشاره کرد.


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 18:41  توسط نگارک  | 

 فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت :
مي ايد ، من تنها گوشي هستم كه غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي هستم كه دردهايش را در خود نگه مي دارد.
 
 و سر انجام گنجشك روي شاخه اي از درخت دنيا نشست .
 
 فرشتگان چشم به لبهايش دوختند ، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود :
 
با من بگو از انچه سنگيني سينه توست .
 گنجشك گفت : لانه كوچكي داشتم ، ارامگاه خستگي هايم بود و سرپناه بي كسي ام . تو همان را هم از من گرفتي . اين توفان بي موقع چه بود ؟ چه مي خواستي از لانه محقرم؟ كجاي دنيا را گرفته بود ؟ و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست.
 
سكوتي در عرش طنين انداز شد . فرشتگان همه سر به زير انداختند .

خدا گفت :ماري در راه لانه ات بود . خواب بودي . باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند . انگاه تو از كمين مار پر گشودي . گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود .

خدا گفت: و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني ام بر خاستي .

اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چيزي در درونش فرو ريخت . هاي هاي گريه هايش ملكوت خدا را پر كرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 12:52  توسط نگارک  | 

این یادداشت از طریق ایمیل یکی از دوستانم برایم ارسال شده است که به نظرم بسیار خواندنی و مهم است:

چرا اين موسيقيدان برجسته را كسي نشناخت؟!

 

در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد.
این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه ازبهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهای‌شان به سمت مترو هجوم آورده بودند.

سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدم‌هایش کاست و چند ثانیه‌ای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد.

یک دقیقه بعد، ویلون‌زن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بی‌آنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسه‌اش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.

چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت‌ سر تکیه داد، ولی ناگاهان نگاهی به ساعت خود انداخت و با عجله از صحنه دور شد،

کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد، کودک سه ساله‌ای بود که مادرش با عجله و کشان کشان بهمراه می ‌برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلون‌زن پرداخت، مادر محکم تر کشید وکودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلون‌زن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگرنیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدین‌شان بلا استثنا برای بردن‌شان به زور متوسل شدند.

در طول مدت ۴۵ دقیقه‌ای که ویلون‌زن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بی‌آنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویلون‌زن شد. وقتیکه ویلون‌زن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، ونه کسی او را شناخت.

هیچکس نمی‌دانست که این ویلون‌زن همان (جاشوا بل) یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازنده‌ی یکی از پیچیده‌ترین فطعات نوشته شده برای ویلون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، می‌باشد.

جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاتر های شهر بوستون، برنامه‌ای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیش‌فروش شده بود، وقیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.

این یک داستان حقیقی است،نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتن‌پست ترتیب داده شده بود، وبخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و اولویت ‌های مردم بود.

نتیجه: آیا ما در شزایط معمولی وساعات نا‌مناسب، قادر به مشاهده ودرک زیبایی هستیم؟ لحظه‌ای برای قدر‌دانی از آن توقف می‌کنیم؟ آیا نبوغ و شگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره می‌توانیم شناسایی کنیم؟

یکی از نتایج ممکن این آزمایش میتواند این باشد،
اگر ما لحظه‌ای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به یکی از بهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون، است، گوش فرا دهیم ،چه چیز های دیگری را داریم از دست میدهیم؟

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 10:48  توسط نگارک  | 

 

استعفا   از آدم بزرگ بودن! 


بدين‌وسيله من رسماً از بزرگسالی استعفا می‌دهم و مسئوليت‌های يک کودک هشت ساله را قبول می‌کنم.
می‌خواهم به يک ساندويچ فروشی بروم و فکر کنم که آنجا يک رستوران پنج ستاره است.
می‌خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است، چون می توانم آن را بخورم!
می خواهم زير يک درخت بلوط بزرگ بنشينم و با دوستانم بستنی بخورم .
می‌خواهم درون يک چاله آب بازی کنم و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم.
می‌خواهم به گذشته برگردم، وقتی همه چيز ساده بود، وقتی داشتم رنگها را، جدول ضرب را و شعرهای کودکانه را ياد می گرفتم، وقتی نمی دانستم که چه چيزهايي نمی دانم و هيچ اهميتی هم نمی دادم .
می‌خواهم فکر کنم که دنيا چقدر زيباست و همه راستگو و خوب هستند.
می خواهم ايمان داشته باشم که هر چيزی ممکن است و می خواهم که از پيچيدگيهای دنيا بی خبر باشم .
می خواهم دوباره به همان زندگی ساده خود برگردم، نمی خواهم زندگی من پر شود از کوهی از مدارک اداری، خبرهای ناراحت کننده، صورتحساب، جريمه و ...
می‌خواهم به نيروی لبخند ايمان داشته باشم، به يک کلمه محبت آميز، به عدالت، به صلح، به فرشتگان، به باران، و به . . .
اين دسته چک من، کليد ماشين، کارت اعتباری و بقيه مدارک، مال شما.
من رسماً از بزرگسالی استعفا می‌دهم .

نويسنده: سانتيا سالگا

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 15:5  توسط نگارک  | 

دانشگاه تهران در ۲۵ آذر ۱۳۸۷ نشان داد که خاتمی هنوز محبوب ترین رهبر ایران است.

آیا خاتمی پینه دوز این مملکت خواهد شد؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387ساعت 14:18  توسط نگارک  | 

به این سه تصویر دقت کنید:

روي خوش شانس!

وقتي بخت يار آدم باشد، حتي در هنگام يخ زدن درياچه!

 

منتهاي بدشانسي!

وقتي صياد خود بشود طعمه!

 

وقتي تبرج جلوه نكند!

عنوان اين يكي را به عهده خواننده خوش ذوق نگاركها مي نهم! به نظر شما سايت tinypic چرا اين تصوير را در اين ساب دايركتوري طبقه بندي كرده است؟!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 21:37  توسط الف. هخامنش  | 

كامران نجف‌زاده در پايان 20:30 امشب – 20 آذر 1387 – خطاب به بينندگان جعبه‌ي جادو گفت: باران بهانه بود تا تو در زير چتر من، تا انتهاي كوچه بيايي.»
كاش هميشه طبيعت چنين بهانه‌هاي دلپذيري را پيش پايمان قرار دهد و بتوانيم بيشتر با آنها كه دوست داريم، روزگار بگذرانيم ...

بهانه ها را راحت نفروشيم ...


و كاش دست‌اندركاران اين برنامه خبري نيز چنين مي‌كردند و با روايت بي‌طرفانه‌ي ماجراهاي خبري ايران و جهان، بهانه‌اي خلق مي‌كردند تا بينندگان بيشتري را تا انتهاي كوچه مشايعت كنند ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 23:59  توسط نگارک  | 

تهران ابتداي دهه 40 - مجلس سنا

منبع عكس


تهران آبي و پاك ... تهران خلوت و آرام با ساختمان مجلل هتل هيلتون و مجلس سنا!
اين عكس‌ها را كه مي‌بيني، بي‌اختيار درمي‌يابي كه چقدر توسعه تهران در آن زمان نامتوازن بوده است! مردمي كه هنوز سوار درشكه مي‌شوند و بيل به دست به دنبال كار و روزي خود هستند، بايد از كنار چنين مناظر دلفريبي عبور كنند ...

هتل هيلتون تهران

منبع عكس


اصلاً شايد يكي از دلايل سقوط حكومت محمدرضا شاه پهلوي، همين عدم تجانس بين اركان توسعه، به ويژه توسعه فرهنگي و توسعه سازه‌اي بوده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 10:33  توسط نگارک  | 

تصويري كه براي اداورد هريس جالب بود!

     اين خانم محجبه در ابيانه با كلاهي به شكل پرچم آمريكا بر سر، براي اين عكاس مشهور آمريكايي، سوژه‌اي بسيار جالب بود. به نحوي كه به بيژن فرهودي در صداي آمريكا گفت: آنچه كه رسانه‌هاي غربي از جامعه درون ايران تصوير كرده‌اند، با آنچه كه عملاً مي‌شود در داخل ايران ديد، بسيار متفاوت و بعضاً حيرت‌آور است.

روي جلد كتاب تازه ادوارد هريس: درون ايران

    در ايران مي‌تواني دختراني با شلوارهاي جين ببيني كه تنگ هم هستند! يا مي‌تواني با مردم به راحتي در مورد مشكلات حكومت صحبت كني، در صورتي كه در كره شمالي چنين امكاني وجود نداشت.
ادوارد هريس كه تاكنون از 87 كشور جهان بازديد كرده است، ايرانيان را ملتي بي‌نظير در مهرباني و بزرگواري ياد كرد و به خصوص از زنان فرزانه و تحصيل‌كرده ايراني با احترام فراوان سخن گفت.

ادوارد هريس در صداي آمريكا

    در حقيقت هريس آنقدر از ايران و ايراني خوب گفت كه برخي از شنوندگان و بينندگان بخش فارسي صداي آمريكا را به اعتراض واداشت و آنها به او گفتند: براي ديدن آزادي بيان واقعي چرا از زندان اوين بازديد نكرده‌اي و عكس نگرفته‌اي؟! او هم گفت: خانم زهرا كاظمي اين كار را كرد و كشته شد!!

مقدمه كتاب هريس را عباس كيارستمي نوشته است

    گفتني آنكه کتاب "درون ایران" با 175 عکس از ایران و قیمت 35 دلار، آگوست 2008 در آمریکا منتشر شده است.
    برخي ديگر از تصاوير هريس:


زيباترين عكس هريس

زيباترين عكس هريس به اعتقاد خودش: كارگاهي سنتي در يزد

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 5:16  توسط نگارک  | 

    ديروز محلات بودم و جاي شما خالي، بعد از مدت‌ها كباب كوبيده‌اي خوردم كه به قول پريسا، بوي همون كباب‌هاي كوبيده‌اي را مي‌داد كه آدم تو فيلم‌هاي فارسي فرديني مي‌بيند!!
     خلاصه اينكه خيلي خوشمزه بود. جالب‌تر از همه، اسم كبابي بود كه نشان از مرغوبيت كالا داشت! و شما با چشم خود مي‌توانستي تمامي مراحل آماده‌سازي كباب را از گوشت تازه گوسفند ببيني.

كبلبي عباس آقا در محلات!

    پس اگر شما هم روزي گذرتان به محلات افتاد، چند تا چيز را فراموش نكنيد:
    بازديد از مزارع گل و گل‌خانه‌هاي زيباي محلات، خريد حلوا شكري و صرف كباب در چشم‌بين عباس آقا!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1387ساعت 23:38  توسط نگارک  | 

     امروز در برنامه فرانك اميري، آقاي عزت‌الله يوسفيان، نماينده مردم آمل در مجلس شوراي اسلامي و عضو كميسيون برنامه و بودجه به صراحت و در پاسخ به فرانك اميري، مجري برنامه گفت: همين حالا هم دولت احمدي‌‌نژاد 4 سال از برنامه عقب است و واقعي كردن يارانه‌ها بايد خيلي زودتر شروع مي‌شد.

فرانك اميري

    جالب اينجاست كه جناب يوسفيان نايب رييس كميسيون قضايي مجلس هم بوده و هست و به دليل برخي فعاليت‌هايش، تا دقيقه 90 صلاحيت وي از سوي شوراي نگهبان تأييد نشده بود و در اولين نطق پيش از دستورش نيز به انتقاد از سياست‌هاي اقتصادي دولت پرداخته بود. با اين وجود معلوم نيست چرا پرس تي وي از او به عنوان مهمان برنامه دعوت كرده بود تا به همراه يك استاد دانشگاه از چالش‌هاي طرح تجول اقتصادي دولت سخن بگويند.

    از اينها گذشته بايد به فرانك اميري عزيز تبريك بگويم كه در مجموع خيلي خوب جلسه را اداره كرد و نشان داد كه 5 سال پيش، دكتر زند در مورد او اشتباه نكرده بود. هرچند خودش قبول نمي‌كرد!


+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 22:40  توسط نگارک  | 

اوباماخاتمي

      سرانجام، آن رويداد تاريخي كه تا همين يك سال پيش بسياري از آگاهان سياسي و ناظران بي‌طرف آن را رؤيايي غيرقابل حصول و آرزويي محال مي‌دانستند، به وقوع پيوست و در فاصله كمتر از 50 سال از نهضت اميدبخش دكتر مارتين لوتركينگ، آن رؤياي بزرگ و دست‌نيافتني ِ لوتر، جامه‌ي حقيقت به خود پوشيد و كاخ سفيد بايد خود را براي اولين بار آماده پذيرايي از مستأجر عالي‌مقام سياه خود بكند.

    آنها كه نگارك‌ها را پيگيري مي‌كنند، مي‌دانند كه وقوع اين رويداد را از دي ماه سال گذشته پيش‌بيني كرده و در وبلاگم به آن پرداخته بودم. هرچند آن روز بسياري از دوستان، با برخوردهايي كه حكايت از دلسوزي‌شان داشت! اغلب برايم آرزوي شفاي عاجل كردند!!
    امروز هم مي‌گويم كه خاتمي خواهد آمد، همان گونه كه اوباما آمد و بار ديگر ايران صاحب رييس‌جمهوري خواهد شد كه دنيا چاره‌اي ندارد جز آن كه براي افكار بلند و روح انساني و منش آزادي‌خواهانه‌ و صلح‌طلبانه‌اش كلاه از سر بردارد.


    پس وعده‌ي ما شهريور 1388، مقر سازمان ملل متحد در نيويورك؛ جايي كه دو رييس‌جمهور محبوب ايران و آمريكا – سيد محمّد خاتمي و باراك اوباما – بعد از 31 سال دوري دو دولت، در كنار يكديگر و پشت يك ميز به گفتگو خواهند نشست و تابوها را خواهند شكست.

به "نه" بزرگ توجه كنيد!

     راستي! چند دقيقه‌اي است كه شبكه‌ي خبر سيما، اين شعار را در تحليل نتايج انتخابات آمريكا به صورت پانويس، در زير گزارش‌هاي خبري خود منتشر مي‌كند:
«نه» بزرگ مردم آمريكا به جريان نومحافظه‌كاري!
    من كه با ديدن اين شعار، ياد دوم خرداد 1376افتادم! آنجا كه مردم ايران هم در پاي صندوق‌هاي رأي، يك «نه» بزرگ ديگر به محافظه‌كاران خودي دادند! شما ياد چه مي‌افتيد؟!


    و يه چيز ديگه!
    يادتونه احمدي‌نژاد در باره‌ي احتمال انتخاب شدن اوباما چه گفته بود؟! «بعید است اجازه بدهند اوباما رییس جمهور شود!»
    راستي كسي مي‌دونه چرا يه چند وقتيه پيامك‌هاي رسيده به رييس‌جمهور از جمكران، اشتباهيه؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 15:46  توسط نگارک  | 

ساعتي پيش در صداي آمريكا


    اين پرسشي بود كه امروز دكتر عليرضا نامور حقيقي، تحليل‌گر مسايل سياسي مقيم كانادا با برنامه زن امروز بخش فارسي صداي آمريكا مطرح كرد.
    ايشان گفتند: به نظر من اگر آيت‌الله خامنه‌اي چراغ سبز به احمدي‌نژاد نشان دهد، وي بسيار مايل است تا به عنوان اولين رييس جمهور رژيم اسلامي، پيام تبريكي براي يك رييس جمهور در آمريكا بفرستد و در آن صورت چه كسي بهتر از باراك اوباما؟!
    البته حقيقي اين را هم اضافه كرد كه بزرگاني از هر دو طيف اصول‌گرا و اصلاح‌طلب مايل نيستند تا افتخار برقراري رابطه با آمريكا به نفع دولت احمدي‌نژاد تمام شود!
    واقعاً روزگار عجيبي است، نه؟! يك روز قطع كردن رابطه و اشغال سفارتخانه يك دولت افتخار است و روزي ديگر، همه در صف مي‌ايستند تا در افتخار برقراري رابطه با همان دولت (بخوانيد شيطان بزرگ سابق!) پيش‌قدم شوند!

عليرضا و ماه منير در صداي آمريكا


    نكته‌ي جالب ديگري كه عليرضا حقيقي بر آن تأكيد كرد، ماجراي عدم حضور احمدي‌نژاد در جلسه استيضاح كردان بود؛ چرا كه وي متعاقد شده بود، كردان راي نخواهد آوردو نبايد خود را بيش از اين سبك كند!
    به هر حال بايد به نمايندگان مجلس ايران كه به وظيفه قانوني خود عمل كردند، يك دست مريزاد گفت، بخصوص به فرزند شهيد مطهري كه جسورانه وارد اين ماجرا شد و تا انتها ايستاد.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 18:9  توسط نگارک  | 



ساعت 8:45 روز سه شنبه - 16 بهمن 1386 سیاوش 64 در کامنتدونی وبلاگم برایم نوشت:

عمراََََ..................
همچین نوشتی که :"معلوم مي‌شود كه آمريكا صاحب نخستين رييس جمهور زن (هيلاري كلينتون) خواهد شد يا نخستين رييس‌جمهور سياه‌پوست (باراك اوباما)؟"
هر کی ندونه فکر می کنه جمهوری خواهان هم مثل اصلاح طلبان ایران رد صلاحیت شدند و دارن کاسه کوزه شون رو جمع می کنند..
نه داداش ... جنگ و خونریزی بین هیلاری و اوباما کار دستشون می ده.....
همیشه حرفه ای عمل کردن و های کلاس بودن جمهوری خواهان برگ برنده شون بوده....
می خوام باهات یه شرطی ببندم... اگه دموکراتها برنده انتخابات شدند من تا 2ماه با هر آی دی که بگی میام اینجا پیغام می زارم.....
اما اگه جمهوری خواهان برنده شدند تو 24 ساعت اسم وبلاگ رو عوض کن بزار ننه رمضون یخی.....
موافقی؟؟؟؟




می خواستم بگویم خودت را برای وفای به عهد آماده کن پسر!
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آبان 1387ساعت 20:42  توسط نگارک  | 

جالب اينجا بود كه ديشب در صداي آمريكا، دكتر آرام حسامي از دانشگاه مونتگمري  حاضر بود شرط ببندد كه اوباما پيروز انتخابات آمريكاست! 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 9:34  توسط نگارک  | 

اوباما با شعار پيروزي «اميد بر وحشت» مي آيد ...


     در طول 40 سال گذشته، يعني پس از ترور جان اف كندي، صحنه‌ سياست آمريكا، فقط به دو رييس جمهور از حزب دموكرات اجازه داد تا كنترل كاخ سفيد را برعهده گيرد: جيمي كارتر و بيل كلينتون. و در ديگر دوره‌ها، اين جمهوري‌خواهان بودند كه موفق شدند با شعار «مقابله با وحشت» به پيروزي برسند. به عبارتي ساده‌تر، كليدي‌ترين شعار يا مانيفست جمهوري خواهان، هشدار از خطر تروريسم و تأكيد بر وجود دشمني خطرناك بوده است؛ دشمني كه مردم آمريكا اگر مي‌خواهند آن را نابود سازند، بايد رهبري خويش را به يك جمهوري خواه بسپارند!

كمتر رييس جمهوري در آمريكا تا اين حد محبوبيت جهاني داشته است

    امّا در عوض، دموكرات‌ها، به خصوص در زمان بيل‌ كلينتون با شعار «پيروزي اميد بر وحشت» وارد ميدان شدند و اين بار به نظر مي‌رسد، تأكيد اوباما بر همين شعار و دلزدگي مردم آمريكا از دشمن‌پروري سبب شده، تا باراك اوباما در يكي از كم‌نظيرترين انتخابات تاريخ آمريكا، با اكثريتي استثنايي وارد كاخ سفيد شود. عبارتي كه روز گذشته و در يكي از آخرين سخنراني‌هاي وي كه از تمامي شبكه‌هاي تلويزيوني عمده آمريكا، به جز CBS و  CNN پخش شد، باز هم با شوري راستين از سوي اوباما و خطاب به طرفدارانش در فلوريدا تكرار شد و به همين دليل، بيل كلينتون هم در كنار او ظاهر شد.

اوباما پيروز است!


     و اين درست وجه شباهت جمهوري خواهان آمريكايي با اصول‌گرايان وطني است! چرا كه آنها هم همواره از لفظ «دشمن» به عنوان كليدي‌ترين شعار استراتژيك خود سود برده‌اند؛ واژه‌اي كه در بيانات رهبري نظام هم بارها و بارها شنيده شده است. در صورتي كه اصلاح‌طلبان به رهبري سيد محمد خاتمي با شعار گفتگو و دنياي عاري از اسلحه وارد شدند و ايران را براي همه ايرانيان خواستند (يا حداقل چنين وانمود كردند كه مي‌خواهند).

اين رييس جمهور آينده آمريكاست ... در زير باران و بدون چتر


     به اميد آن كه با ورود اوباما به كاخ سفيد و افول قدرت اصول‌گرايان در ايران، بار ديگر جهان به سوي تحقق آن روياي سپيد؛ يعني جهان بدون اسلحه نزديك شود و اصلاح‌طلبان واقعي نيز با عبرت گرفتن از اشتباهات گذشته، عملاً نشان دهند كه در راه تحقق شعار  «ايران براي همه ايرانيان» قدم برمي‌دارند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 22:58  توسط نگارک  | 


اين دو فروند گربه‌اي را كه مي‌بينيد در منتهااليه سمت راست عكس، تنها گربه‌هايي نبودند كه دوست‌ داشتند اين كبوتر يا ياكريم را شكار كنند! چند متر آن طرف‌تر، چهار پنج گربه ديگر هم آماده بودند تا به شكارچي‌هاي قبلي بپيوندند! غافل از اينكه ياكريم‌هاي خيابان الوند تهران، بسيار باهوش‌تر از گربه‌هاي هم‌محلي خود هستند!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 21:25  توسط نگارک  | 

در نود دیشب اتفاق افتاد:

    خوانندگان این وبلاگ شاید پست ۲۹ اردیبهشت را یادشون باشه که در آن عکس عجیب ترین زمین فوتبال جهان را در پارک ملی المپیک مونیخ نمایش دادم. حالا اگه یادشون رفته ... ایناهاش:

عجيب ترين زمين فوتبال جهان در ژاپن

همانجا از زاويه اي ديگر- عكس از بي بي سي

اما دیشب در برنامه ۹۰ - هموطنان عزیز ما در شهرستان پاوه استان کرمانشاه یک سور از درازا و پهنا به آلمانی ها زدند!

خودتون نگاه کنید:

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 11:10  توسط الف. هخامنش  | 

    

     ديشب در برنامه پرطرفدار 90، عادل فردوسي‌پور عزيز و دوست‌داشتني، يك آس ديگر رو كرد و با ادامه پيگيري ماجراي عجيب چراي دام در زمين فوتبال سعادت‌شهر استان فارس مطالب جديدتري را فاش ساخت.

    از جمله اينكه مدتهاست كه مسئولين ورزش استان فارس نه‌تنها از چنين شيوه‌اي استفاده مي‌كنند، بلكه درصدد توسعه‌ي آن نيز هستند. آنها معتقدند كه گوسفندان با اين كار هم چمن‌هاي زمين فوتبال را كوتاه كرده و هم ادرار و مدفوع آنها به تقويت زمين ورزشگاه و رويش بهتر چمن كمك مي‌كند!

    فردوسي‌پور هم بلافاصله دكتر كافي را پشت خط آورد تا به عنوان يك متخصص، نظر او را در باره اين ابتكار «شيرازي» جويا شود؟ كه ايشان هم به شدت اين كار را رد كرده و آن را كاملاً غير بهداشتي اعلام كردند.

    اما نكته جالب‌تر اين بود كه مسئول محترم شيرازي كوتاه نيامده و مي‌گفت: ولي در همه جا به زمين‌هاي چمن كود مي‌دهند! (البته او يادش رفته كه اين كودها يا بايد شيميايي باشند و يا كاملاً تخميرشده و ضدعفوني شده).

    خلاصه اينكه عجب مديراني داريم ما! بخصوص وقتي كه فردوسي‌پور مچش را هم گرفت و معلوم شد كه بر خلاف ادعايش در منزل دارد برنامه را نگاه مي‌كند و در مسير نيست!


این هم برای علیرضای عزیز:

خيلي ممنون

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 10:44  توسط الف. هخامنش  | 

اشكهاي دي كار مو در انتهاي بازي

    هادي عقيلي، ملي‌پوش باهوش تيم فوتبال سپاهان اصفهان، امروز و در جريان يكي از زيباترين جدال‌هاي ليگ برتر فوتبال ايران، يك چشمك زد كه البته اگر مي‌دانست از چنين پوشش تلويزيوني برخوردار خواهد شد، هرگز نمي‌زد و سربه زير مستطيل سبز را بعد از تماشاي كارت قرمز داور در برابر ديدگانش ترك مي‌كرد!

هادي عقيلي

    بايد به داور اين بازي – محسن تركي - هم تبريك گفت كه اسير هنرنمايي استثنايي هادي عقيلي نشد و فريب او را در نمايش عالي تظاهر به خطاي پنالتي نخورد؛ نمايشي كه حتي جواد خياباني سراسر قرمز را هم تقريباً گول زد!

عقيلي در برابر دوربين شبكه خبر مي گويد: من تمارض نكردم!

    جالب اينكه در زمان تفسير بازي توسط هومن افاضلي - آناليزور محبوب علي دايي در تيم ملي - نيز، دوربين دوباره و چندباره بر روي چشمك هادي عقيلي زوم كرد تا هرگونه ترديدي از عشق كارگردان برنامه به تيم محبوب پايتخت را از بين ببرد!

صحنه دريافت كارت قرمز هادي عقيلي از سوي محسن تركي

   در واقع، آن چشمك چنان وزني داشت كه بينندگان نشسته در پاي جعبه جادو را از دلايل حيرت‌انگيز نمايش «آرش برهاني‌وار» دي كارمو، مهاجم برزيلي و محبوب امپراطور – افشين قطبي -  منحرف سازد. هرچند كه براي 60 هزار جمعيت حاضر در ورزشگاه آزادي، بي‌شك چنين كاتاليزوري وجود نداشت! با اين وجود، شنيدن صداي تشويق دي‌كارمو توسط جمعيت خشمگين از او، نشان داد كه افشين قطبي تا چه اندازه به سوپر مربي محبوب طرفداران قرمزهاي پايتخت بدل شده است! موقعيت تقريباً بي‌نظيري كه حتي علي پروين هم در دوران اوج حضورش در بر روي نيمكت سرخ‌ها از آن برخوردار نبود.

شبكه خبر در بخش ۲۱:۳۰ اينگونه به استقبال گزارش بازي امروز رفت!

 

نيكبخت واحدي در گفتگوي پس از بازي

نيكبخت: هدفم از گرفتن كارت زرد، وقت كشي بود!

 

كاپيتان باقري همچنان سوپر كامپيوتر پرسپوليس است


+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 19:13  توسط الف. هخامنش  | 

خاتمي را نمي‌شود دوست نداشت!

    يك سنت 24 ساله در جمهوري اسلامي ايران وجود دارد، 3 رييس‌جمهور گذشته – خامنه‌اي، رفسنجاني و خاتمي – هر يك از منتهاي فرصت قانوني خود سود برده و به جاي 4 سال، 8 سال بر مسند عالي‌ترين مقام اجرايي كشور تكيه زدند. اما اين بار اوضاع بسيار متفاوت است. در حقيقت، كمتر ناظر بي‌طرفي را مي‌توان يافت كه پيش‌بيني كند در يك انتخابات آزاد و دموكراتيك، ممكن است نام محمود احمدي‌نژاد از صندوق‌هاي رأي انتخابات دهم به درآيد.
   اين را خود اصول‌گراها نيز متوجه شده‌اند و يك به يك از چنين انتخابي كه موجب شد، فرصت تاريخي تصاحب كاخ رياست جمهوري را در خردادماه 1388 از آنها بگيرد، بر خود لعن و نفرين مي‌فرستند. درست مانند انتخاب غلط جمهوري‌خواهان آمريكا در طرح دوباره يك پيرمرد محافظه‌كار و طرفدار جنگ كه با انتخاب، يك فاشيست ضد محيط زيست؛ يعني سارا پلين در مقام معاونتش، حماقت را به مرز اولي رساندند و عملاً انتخابات آمريكا را به يكي از يك‌سويه‌ترين انتخابات در تاريخ 200 ساله دموكراسي در اين كشور بدل ساختند.
   امروز هم، اين مرد 64 ساله‌ي متولد مهر* دوباره خواهد آمد تا نشان دهد تا چه اندازه به نظر مردم كشورش احترام مي‌نهد و حاضر است آبروي خود را در راه اعتلاي نام ايران و ايراني در معرض دشمنان قسم‌خورده‌اش قرار دهد.
    او چند روز پيش گفت: «من كه مي‌گويم بايد با مردم به تفاهم برسيم، منظورم اين است که اگر کسي مي‌خواهد بيايد، بايد روشن‌تر و دقيق‌تر با مردم حرف بزند که براي چه مي‌آيد؟ چه کار مي‌خواهد انجام دهد؟ توقعاتي که مردم دارند، مورد نظر قرار گيرد. اين شرطي است که براي خود ما است که آيا مي‌توانيم بگوييم چه مي‌خواهيم بکنيم و چه مسايلي داريم؟»
    اميد كه اين شرط براي خاتمي تحقق يابد و دوباره با رفتن به سعدآباد، بشود همان شخصيت محبوب و پرنفوذ در داخل و خارج از كشور.

*سيد محمّد خاتمي متولد 20 مهرماه 1323 است.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 9:31  توسط نگارک  | 

هوشنگ و غزل

    فكر نكنم در ايران بتوان هيچ علاقه‌مند به سينمايي را يافت كه هوشنگ گلمكاني را نشناسد و با يادداشت‌هاي شورانگيزش در ماهنامه خاطره انگيز فيلم آشنا نباشد. به همين دليل به همه توصيه مي‌كنم تا مصاحبه اين منتقد نام آشنا را با غزلش بخوانيد تا با آن روي سكه‌ي گلمكاني هم آشنا شويد ...
    بخصوص آنجا كه غزل آرزو مي‌كند: هيچگاه مادر نشود و از آن سيلي سخن مي‌گويد ...

+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1387ساعت 11:56  توسط نگارک  |