تبليغاتX
نگارک‌ها

نگارک‌ها

نگاه هشت وبلاگ‌نویس به زشت و زیبای زندگی


صبح امروز، حسن قشقاوي در ديدار با خبرنگاران كاري كرد كه شايد بتوان از آن با عنوان لحظه تحول در جمهوري اسلامي ايران نام برد. در حقيقت اگر خودم اين مصاحبه را نمي ديدم و با گوشهاي خودم نمي شنيدم، باورم نمي شد كه ممكن است يك انسان تا اين حد فرومايه باشد.
درگرماگرم مصاحبه ناگهان صدايي از يك خبرنگار شنيده شد كه از قشقاوي پرسيد: با توجه به دستگيري فائزه هاشمي، نظرتان در باره خواستگار ايشان كه از بين شيوخ عرب است، چيست؟! آنگاه شليك خنده همه جا را گرفت ... اما جالب تر و حيرت آورتر پاسخ سبكسرانه قشقاوي بود كه با طنزي گزنده گفت: فكر كنم با توجه به اينكه ايشان همسر و فرزند دارند، خودشان بايد در اين مورد پاسخ بدهند!!
يعني فكر مي كنيد باز هم هاشمي رفسنجاني در برابر اين توهين آشكار سكوت خواهد كرد؟!
به نظر من جنگ قدرت در جمهوري اسلامي ايران به مرزهاي خطرناكي دارد مي‌رسد.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 14:26  توسط نگارک  | 

خیلی غمگینم، زمانی که شادی های سبز را در خیابان می دیدم امیدوار بودم، امیدوار می شدم به تغییر و ایرانی آبرومند و سرافراز که بتواند به اکنون خویش نیز ببالد. اما دریغ که نخواستند و نگذاشتند. تقلب های هوشمندانه اما گسترده را صورت دادند و بی توجه به سخن امامشان که میزان رای ملت است، این میزان را شکستند و خودشان را بر ملت تحمیل کردند. جلوی رشد ایران سبزی که انتظارش را می کشیدیم گرفتند حاضر نشدند خودشان را به بهای برای بالندگی ایران بدهند. دریغ که بزرگان را خرد پنداشتند و خواستند با زیر پا نهادن آنان با بزرگی برسند که هرگز نخواهند رسید. اعتراض ها را باز سرکوب خواهند کرد که این دستور است و باید خشممان را در درونمان بخوریم، ما آینده نگر نیستیم و اکنون مشکلات بزرگ تری داریم!

اکنون برای من پیروزی شادی آفرینی مهم بود که تحقق یافته، اما اعلام نشد. من با این دولت که سرمایه های کشورم را نابود می سازد همکاری و سازش نخواهم کرد و تنها برای رفتنش بود که با هزاران امید و نیک بینی پای صندوق رای رفتم.

اما دریغ که شادی مان را نپسندیدند و خوش ندانستند.

و  به نشانه ی اعتراض به این اقدام ناشایست تا پایان هفته نشان سبز را با خودم همراه خواهم داشت. من هنوز امیدی در آینده دارم، سبز می مانم.

سبز می مانم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 10:37  توسط امير حسين  | 

کانديداها و لاک پشت ها


نوشابه اميري nooshabehamiri@yahoo.com - چهارشنبه 19 فروردین 1388 [2009.04.08]

 

آقاي سعيد حجاريان ضمن مقاله اي سئوالاتي چند را با نامزدهاي رياست جمهوري دهم در ميان گذاشته و لابد با اين ‏انتظار که عاقبت کسي در مقام پاسخگويي بر آيد. سئوالاتي تکراري که تجربه نشان داده وابستگان جناح راست به آن ‏پاسخ هاي دروغ خواهند داد و نامزدهاي جناح مقابل، از جوابگويي به آنها طفره خواهند رفت.علت آن دروغ ها و اين ‏طفره رفتن ها نيز روشن است؛ گفتن از اين علت نيز تکراريست.‏

 

پس به سراغ سئوالاتي برويم که برحسب ظاهر، پاسخ به آنها نبايد به خدم وحشم کسي بربخورد، يا خطري را متوجه اين ‏و آن کند.کدام سئوال ها؟ لاک پشت ها. لاک پشت هاي نيزارهاي درياچه پريشان که اين روزها هزار هزارشان در ‏آتش، زنده زنده مي سوزند و کسي صداي ترکيدن لاک هاي سخت شان را نمي شنود؛ که اگر گوشي بود پيش از آن ناله ‏اميد ميرصيافي را گاه مرگ مي شنيد که کمي آب مي خواست به سبک کبوتران، پيش از آنکه تيغ بر گردن شان نهند.‏

بر اين اساس مي پرسم حال که نمي توان از هيچ يک از کانديداها شنيد که رابطه قانوني شان با آقاي خامنه اي، ولي ‏مطلقه فقيه چگونه خواهد بود، مي توان از آن ها پرسيد راه حل شان براي ده ها هکتار از نيزارهاي اطراف درياچه ‏پريشان چيست که "در يکسال گذشته به شکل سازمان يافته اي طعمه آتش خود ساخته مسببان اصلي تخريب ‏تالاب پريشان شده است؟"‏

‏ حالا که نمي توان از آقايان شنيد با نقض سازمان يافته حقوق بشر در کشور چه خواهند کرد، مي توان اين را پرسيد که ‏آيا مي دانند که "هزاران لاک پشت و پرنده مهاجر در يکماه گذشته به شکل تکان دهنده اي در آتش نيزارهاي درياچه ‏پريشان که براي راهسازي از بين رفته، زنده زنده سوخته اند؟" ‏

حالا که کسي نيست بگويد علت سکوت در برابر سرکوب صداي دانشگاه چيست، شايد يکي باشد از ميان آقايان که ‏بگويد چرا پس از آنکه "فاجعه تکان دهنده آتش زدن پرندگان و لاک پشتها و مارها و جانوران پناهنده به نيزارهاي ‏حاشيه تالاب پريشان اتفاق افتاد" مسئولان محلي شهرستان کازرون "به ميان روستاييان رفته و با شعار وظيفه ‏خدمتگذاري به مردم با امضاي توماري 20 متري با ساخت راه در تالاب پريشان موافقت کرده اند؟"‏

طبعا کسي نخواهد گفت با حزب پادگاني، با مافياي اقتصادي ـ نظامي، با رئيس جنت مکان شوراي نگهبان، با توپخانه ‏کيهان، با....چه خواهد کرد اما انتظار زياديست اگر بپرسيم:چرا تخريب پنهاني درياچه پريشان همچنان ادامه دارد؟راه ‏حل شما براي مقابله با از ميان رفتن محيط زيست ساکنان گربه غم گرفته ايران چيست؟

حالا که نام مسببان اسراف و حيف و ميل ميلياردها تومان سرمايه مملکت، محفوظ است و آقايان و آقازاده ها همچنان ‏سوار بر خر مراد، آيا مي توان سراغي از نام بانيان تخريب درياچه پريشان گرفت؟
‏....‏
از پيش روشن است که براي اين سئوال هاي لاک پشتي و درياچه اي نيز پاسخي نيست که اگر بود حفاظت محيط زيست ‏در کشور به وابستگان اين جناح و آن جناح سپرده نمي شد تا هم خود ببرند و همسران خلاف کارشان، هم گاه نياز، ‏صندوق راي احمدي نژاد و احمدي نژادها را پر کنند.‏
در واقع سئوال هايي از اين دست تنها براي آنست که کابوس هاي شبانه که پر است از صداي ترکيدن لاک لاک پشت ها ‏و ترکيدن تخم پرندگان مهاجر و بال بال زدن چلچله هاي کوچکي که گاه سوختن همچنان مي خواندند اما به تضرع، ‏جايي ثبت شود تا روزگاري آب پريشان درياچه پريشان گله بر طبيعت نبرد که سوختيم و کسي نگفت آخ!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 9:1  توسط نگارک  | 

آیا هاله احمدی نژاد در حال غروب است؟!


می‌دانم که شکست از یک تیم عربی، آن هم در آزادی می‌تواند چقدر تلخ باشد و می‌توانم حس کنم که بر آن یکصدهزار جوان پرشوری که شامگاه هشتمین روز از نوروز 88 را در آزادی سپری کردند، چه لحظه‌های تلخ و سنگین و تمام‌ناشدنی‌ای سپری شده است.


اما انصاف داشته باشیم! آیا این شکست تلخ، هیچ دستاورد شیرینی برای ملت ایران نداشت؟ معلومه که داشت! چرا که امروز نه تنها یکصد هزار ایرانی حاضر در آزادی، بلکه 70 میلیون ایرانی چشم دوخته به صفحه تلویزیون هم دریافتند که احمدی‌نژاد دیگر هاله ندارد و خداوند با او قهر کرده است! آن از بلایی که بر سر کشتی آورد و این هم از تحقیر نکبت باری که در حضور او نصیب فوتبال ملی  شد.


بنابراین خبر خوش این است که فرشتگان هم از محمود بریده‌اند و می توان بیش از گذشته امیدوار بود که نام محمود به عنوان برنده انتخابات 22 خرداد 88 از صندوق‌های رای به در نخواهد آمد. چرا که سربازان گمنام هم بدون بهره‌گیری از رانت فرشتگان و هاله! عملاً کاری از پیش نخواهند برد.


پس به قول رفسنجانی: با خیال راحت در انتخابات شرکت کرده و به کاندیدای مورد نظرتان رأی دهید!

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 10:15  توسط نگارک  | 

چرا در آغاز سال 1388 شاهد چنین صحنه هایی نبودیم؟!


نوروز 1388، نخستین نوروزی است که نماد جدید تهران – برج میلاد – درک کرده است. اما حتی پیش از رونمایی رسمی از برج میلاد در سال گذشته نیز، چندسالی بود که عملاً محل استقرار این برج غول‌آسا در شمال گیشا به مرکز برگزاری مناسبت‌‌های اصلی ملّی، مذهبی و سیاسی بدل شده بود و تقریباً در هر مناسبتی نوع نورپردازی برج تغییر کرده و مراسم آتش‌بازی و فشفشه‌پرانی در جنب آن به انجام می‌رسید. به عنوان مثال می‌توان به مناسبت‌هایی چون 22 بهمن، 12 فروردین و اعیاد مذهبی چون قربان، غدیر و فطر اشاره کرد. امسال هم بسیار مشتاق بودم تا ببینم آیا مسئولین شهرداری تهران از فرصت نوروز برای آیین‌بندی برج و اجرای مراسم آتش‌بازی استفاده می‌کنند یا خیر؟ که متأسفانه همان طور که تهرانی‌های مانده در تهران شاهد بودند، در نوروز 1388 برج میلاد تهران هیچ بویی از نوروز نداد و نداشت!


واقعاً چرا برخی از مسئولین حکومت ما تا این حد باید از نوروز بترسند؟ یعنی ارزش این عید ملی و چندهزارساله که با اعتدال بهاری در نیم‌کره شمالی و اعتدال پاییزی در نیم‌کره جنوبی آغاز می‌شود، به اندازه اعیاد مذهبی بخشی از ایرانیان شیعه و مسلمان نیست؟

اگر غدیر خم فقط برای شیعیان مقدس است، نوروز نه‌تنها برای همه ایرانیان که برای همه پارسی‌زبانان در ایران، افغانستان و تاجیکستان محترم بوده و حتی در کشورهایی چون ترکیه، قزاقستان، ترکمنستان، عراق و بخش‌هایی از چین و پاکستان و آذربایجان و ارمنستان و ازبکستان و ... هم بزرگ داشته شده و محترم است. چرا باید کاری کنیم که به مانند قصه تلخ مولانا، تا چند سال دیگر هم شاهد تصرف نوروز در کشوری چون تاجیکستان یا ترکیه و ... باشیم؟! مگر یک دولت چقدر فرصت و امکان به این راحتی دارد تا نشان دهد همپای مردم و ملت خود بوده و به علایق آنها عمیقاً احترام می‌گذارد؟


چرا این فرصت‌ها را به همین راحتی می‌سوزانیم و از منافع مفید آن برای همدلی و اتحاد بین همه ایرانیان بهره نمی‌گیریم؟


امیدوارم وقتی میرحسین موسوی به پاستور می‌آید، یکی از نخستین دستوراتش پزرگداشت و حرمت واقعی به آیین‌های ملی چون نوروز و مهرگان باشد.


البته از حق نگذریم که امسال در برخی محله‌های تهران، شاهد برپایی سفره‌های هفت سین نوروز بسیار زیبا و بزرگی بودیم که جای تقدیر و تشکر از شهرداران محلی مناطقی چون 1، 5 و 22 دارد. اما کاش هفت سینی در میدان آزادی می‌چیدیم و کاش عملاً نشان می‌دادیم که نوروز، موسم جشن واقعی همه ایرانیان است. نه این که حتی از شنیده شدن نوای آشنای سرنا در ساعت تحویل سال در شبکه‌های تلویزیونی حکومتی (به جز شبکه 4 سیما) هم پرهیز کنیم!


+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 8:15  توسط نگارک  | 

مسعود بهنود در بی بی سی فارسی


مسعود بهنود، روزنامه‌نگار باسابقه و مشهور ایران امروز در تلویزیون فارسی بی بی سی و خطاب به عنایت فانی در برنامه نگاه 2، جمله‌ای را بر زبان آورد که کمتر می‌شود از بهنود شنید یا خواند! او که در معدود دفعاتی بود که می‌شد آشکارا موجی از غم و عصبانیت را در چهره و صدایش دید، از کناره‌گیری سید محمد خاتمی به عنوان یکی از وقایع تراژیک تاریخ معاصر ایران نام برد و اعلام کرد که از شنیدن این خبر بسیار ناراحت شده است. او فاش کرد که در دومین دوره‌ای که خاتمی در تردید ماندن یا نماندن در کرسی ریاست جمهوری بود، برایش از زندان اوین یک نامه نوشت و از او خواست که همچنان بماند و پایش را لب در گذاشته و نگذارد تا در به تمامی بسته شود! دری که به اعتقاد بهنود می‌توانست تنها معبر عبور نسیم آزادی به درون حاکمیت تمامیت خواه درون ایران باشد.

برنامه نگاه 2 از بی بی سی فارسی


با این وجود، بهنود این را هم اضافه کرد که به گمان او، انصراف خاتمی از کاندیداتوری ریاست جمهوری و سپردن ادامه راه به میرحسین موسوی یک گام به جلو در جامعه مدنی ایران به شمار می‌رود و ابراز امیدواری کرد که میرحسین هم تحت تأثیر این لطف دوم خردادی! گرایشات آشکارتری به سمت اصلاح‌طلبی از خود بروز دهد.
یک نکته جالب دیگر از سخنان بهنود آن بود که وی به نوعی انصراف خاتمی را نوعی قهر سیاسی هم به شمار آورد؛ آن هم قهر از حامیان و طرفداران جبهه‌ی اصلاحات که در این مدت نشان دادند برای علایق فردی‌شان بیشتر اهمیت قایل هستند تا رسیدن به نامزد واحد.
بهنود را دوست دارم. به نظرم یکی از دوست‌داشتنی‌ترین و حرفه‌ای ترین روزنامه‌نگارانی است که ایران تا به حال به خود دیده است. بسیاری از روزنامه‌نگاران امروز ایران، در حقیقت از شاگردان مسعود بهنود به شمار می‌روند. برایش آرزوی موفقیت بیشتر دارم و امیدوارم روزی را بتوانم شاهد باشم که بهنود خود بتواند روزنامه شخصی‌اش را در تهران منتشر کند. بی شک تیراژ آن روزنامه رکورد شکن خواهد شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 23:30  توسط نگارک  | 


    سرانجام سید محمد خاتمی بر قولی که داده بود پایبند ماند و به رغم تقاضای بیشمار هواخواهانش از کاندیداتوری ریاست جمهوری به نفع میر حسین موسوی انصراف داد. به همین دلیل و با وجود آن که همچنان از حضور دیرهنگام میرحسین گله‌مند هستم. اما آنقدر خاتمی را دوست دارم که به میرحسین موسوی با تمام وجودم سلام کرده و خواهان موفقیت و پیروزی او در انتخابات 22 خرداد 1388 شوم. به خصوص که میرحسین نشان داده اهل محیط زیست هم است و در تدارک انتشار روزنامه ای است که در آن به مسایل محیط زیستی هم اهمیت خاصی داده است ... روزنامه ای به نام کلمه سبز.
به هر حال، مجبور شدم نظرسنجی نگارکها را تغییر داده و آرای خاتمی عزیز را که 5985 رای (معادل 40.51 درصد کل آرا) از مجموع 12634 رأی بود حذف کنم (البته می شود انتظار داشت که سهم عمده ای از آرای خاتمی به میرحسین اختصاص خواهد یافت، اما من این کار را در نظرسنجی انجام ندادم). همچنین، برخی از افراد را که مسلم شده قصد شرکت در انتخابات را ندارند، از لیست نظرسنجی حذف کردم که این نفرات عبارتند از:
1-    مجید انصاری (0.18 درصد)
2-    طهماسب مظاهری (0.28 درصد)
3-    رحیم صفوی (0.35 درصد)
4-    مصطفی معین (0.38 درصد)
5-    رحیم مشایی (0.77 درصد)
6-    غلامحسین کرباسچی (0.73 درصد)
7-    محمد رضا عارف (0.73 درصد)
8-    محمد رضا خاتمی (0.77 درصد)
9-    عبدالله رمضان زاده (0.41 درصد)
10-    سید حسن خمینی (0.53 درصد)
11-    عزت الله ضرغامی (0.37 درصد)
12-    محسن کدیور (0.30 درصد)
13-    محمد علی نجفی (0.30 درصد)
14-    محمد جهرمی (0.19 درصد)
15-    محسن صفایی فراهانی (0.68 درصد)
16 – هاشمی رفسنجانی (2.42 درصد)

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 7:29  توسط نگارک  | 


هم وطنان عزیز داخل ايران
------------ -----
     در صورتي که با تلفن همراه شما تماسي بر قرار شد و در آن شخص يااشخاصي ادعا نمودند که از مهندسين شرکت مخابرات هستند و قصد چک کردن خط شما را دارند و از شما تقاضا نمودند که هر عددي را شماره گيري کنيد بدون هيچ گونه شماره گيري فورا تماس را قطع کنيد.  چون شرکتي جعلي از اين طريق به سيم کارت شما دسترسي خواهد يافت و از طريق خط شما و با هزينه شما تماسهاي تلفني بر قرار خواهد کرد.

     تمامي کاربران تلفن همراه توجه داشته باشند که در صورتي که با شما تماسي برقرار شد و در نمايشگر گوشي شما اين پيغام ظاهر شد(XALAN) از پاسخ دادن به ان خودداري نماييد و تماس را به سرعت قطع کنيد در صورت جواب دادن به تماس گوشي شما ويروسي خواهد شد. اين ويروس اطلاعات IMEI و IMSI  از روي گوشي و سيم کارت شما پاک خواهد کرد که اين امر باعث قطع ارتباط شما با شبکه تلفن خواهد شد و شما مجبور خواهيد شد گوشي ديگري خريداري نماييد.

     لطفا به منظور متوقف کردن اين کار پيغام را براي ديگر دوستان نيز ارسال نماييد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 16:31  توسط نگارک  | 


همه روزه چندین ایمیل یا کامنت خصوصی برایم می‌رسد که در آن دوستان تقاضای ارسال دعوتنامه بالاترین برای ایشان را دارند. متأسفانه همانطور که تاکنون بارها به این دوستان اعلام داشته‌ام، امکان ارسال دعوتنامه برای من در بالاترین وجود ندارد و این آپشن من در بالاترین فعال نیست. دلیلش را هم نمی دانم.
با سپاس و عذرخواهی از همه دوستان عزیز.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 22:24  توسط نگارک  | 

امشب، دکتر علیرضا نوری‌زاده در پاسخ به این پرسش آقای چالنگی که نظرتان در باره پیشنهاد رهبر نظام جمهوری اسلامی برای برگزاری انتخابات آزاد در سرزمین فلسطین و با حضور ساکنان اصلی این کشور چیست؟ گفت: مگر خمینی ایرانی بود که توانست در این کشور رهبر شود؟ او که اصلیتی کشمیری دارد! در واقع نوری‌زاده مجدداً مقاله مشهور رشیدی مطلق را در روزنامه اطلاعات 1356 زنده کرد، شاید به این امید که دوباره انقلابی شود!
نوری زاده یک پیشنهاد جالب دیگر هم مطرح کرد. وی گفت حاضرم با کمال احترام با آقای خامنه‌ای مصاحبه کنم و از ایشان با عنوان آیت‌الله یاد کنم به شرط این که ایشان حاضر به حضور در استودیو پخش صدای آمریکا بشوند! که فکر کنم پیشنهاد مسحورکننده‌ای است و حتماً ایشان می‌پذیرند!
به هر حال نوری‌زاده روشن نکرد که چرا انتخابات آزاد در سرزمین فلسطین بد است و در ایران امروز خوب؟ همان طور که آقای خامنه‌ای هم روشن نمی‌کند که چرا انتخابات آزاد در فلسطین خوب است و برای ما بد؟!

وای از دست این سیاست بی پدر و مادر!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 23:59  توسط نگارک  | 

چه کسی فکر می کرد این دو رقیب هم شوند؟!


این برای اولین بار است که ایرانیان می‌خواهند انتخاباتی را تجربه کنند که عمیقاً هیچکس مطمئن نیست که آیا رییس دولت چهار ساله، می‌تواند بر اساس یک سنت قدیمی از حداکثر دوران قانونی زمامداری‌اش بهره برده و 4 سال بعدی را هم حکومت کند یا خیر؟! و جالب‌تر از همه این است که این عدم اطمینان، نه فقط در اردوگاه طرفداران احمدی‌نژاد سایه افکنده، بلکه اصلاح‌طلبان، اعتماد ملی‌ها و قالیبافیون هم نمی‌دانند که آیا کاندیدای محبوب‌شان می‌تواند سرانجام به کاخ سعد‌آباد و ساختمان پاستور راه یابد یا نه.

آیا شباهتی بین این دو می بینید؟!


از همین روست که عقیده دارم، تاریخ جمهوری اسلامی ایران، در 22 خرداد 1388 پوست انداخته و نقطه‌ی عطفی تازه را تجربه خواهد کرد. جالب است که تقریباً در ایالات متحده آمریکا و فرانسه هم این سنت در طول چند دهه‌ی گذشته پابرجا بوده و تقریبا همه‌ رهبران این دو کشور، به جز جرج بوش پدر و جیمی کارتر توانستند 8 سال به حکومت خود ادامه دهند.
اما حقیقت ماجرا آن است که جناب محمود خان احمدی ‌نژاد آنقدر گاف داده ( آخرین گافش منجر به موضع‌گیری علنی وزیر خارجه عربستان بر علیه ایران شد) که حتی نزدیک‌ترین دوستان به وی نیز از کابوس پیروزی دوباره اصلاح‌طلبان یا اعتماد ملی‌چی‌ها به رهبری غلامحسن کرباسچی! خواب آرام را مدتهاست به فراموشی سپرده‌اند.

هیچکس به اندازه کرباسچی دوست نداشت که نوری به صحنه بیاید ...


به همین دلیل است که امکان حضور قالیباف در صحنه انتخابات کاملاً جدی است، هر چند در ظاهر ممکن است این موضوع نوعی خودزنی در آرای اصول‌گرایان به حساب آید. اما به دو دلیل این اتفاق خواهد افتاد: اول آن که قالیباف تقریباً مطمئن است که چه بیاید یا نیاید، احمدی‌نژاد رقابت را به خاتمی خواهد باخت. بنابراین، بهتر است یک بازنده‌ با افتخار و شجاع بود تا یک محافظه‌کار مصلحت‌اندیش. به خصوص این امکان بسیار وجود دارد که مدیریت قالیباف در دوره خاتمی هم همچنان و با قدرت بیشتری ادامه یابد. اگر یادتان باشد، حتی رابطه خاتمی و قالیباف در زمانی که وی فرمانده نیروی انتظامی هم بود، بسیار محترمانه باقی ماند. دومین دلیل این است که فقط کافی است سری به شهرداری‌های مناطق مختلف تهران بزنید و با شهرداران منصوب قالیباف صحبت کنید تا دریابید که چه کینه‌ی بزرگی بین منصوبین وی با رایحه خوش خدمت و باند احمدی‌نژاد وجود دارد. به نحوی که بسیاری از شهرداران تهران، خطر احمدی‌نژاد را برای خود کمتر از اسراییل نمی‌دانند!

آیا کروبی همه را شوکه خواهد کرد؟!


از آن سو هم، با آمدن کرباسچی از یک طرف، و انتشار روزنامه میر حسین موسوی از سوی دیگر، تردیدها در اردوگاه اصلاح‌طلبان افزایش یافته است و دیگر نمی‌شود مطمئن بود که کروبی حتما و در دقیقه 90 به نفع خاتمی کنار خواهد رفت. (موضوعی که کم مانده 20:30ای‌ها به خاطرش بشکن بزنند!) همان طور که دیگر نمی توان به عدم حضور میرحسین موسوی در انتخابات مطمئن شد. در حقیقت کاری که میرحسین موسوی با خاتمی کرد، درست مثل خنجری بود که لاریجانی در انتخابات مجلس هشتم بر پشت حداد عادل فرود آورد و او را به کناری زد. خاتمی پیش‌تر گفته بود که «یا من خواهم آمد و یا میرحسین موسوی». معنی این حرف این بود که وی نهایت تلاش خود را کرده است که میرحسین موسوی را به شرکت در انتخابات تشویق کند. اما میرحسین با جواب رد به خاتمی در گام نخست و آنگاه با نمایش آمدن به صحنه در گام دوم نشان داد که پاسخ منفی‌اش به خاتمی نه به دلیل عدم علاقه‌اش به تصاحب کرسی ریاست جمهوری بوده است، بلکه می‌خواسته مرز بین افکار خود و منصوبین به خاتمی را بارز کند و نشان دهد که به هیچ جناحی بدهکار نبوده و وامدار نخواهد بود! به هر حال، اگر قرار بر انصراف باشد، در صورت آمدن میرحسین موسوی، این خاتمی است که نصراف خواهد داد؛ اما این بار نه به نفع میرحسین که به نفع کروبی! (یاد حمایت عبدالکریم سروش از کروبی در انتخابات دوره قبل را کمی در ذهن خود زنده کنید و به تحلیل آن بپردازید! ورزش فکری خوبی خواهد بود؛ باور کنید!)

قالیباف خواهد آمد ... شک نکنید.


و این بزرگترین شطرنج سیاسی در جمهوری اسلامی است. شطرنجی که نه تنها ناظران داخلی که تئوریسین‌های کارکشته‌ی کاخ سفید را هم گیج کرده و در اعلام مواضع دچار سردرگرمی، انفعال وتعلل ساخته است.
شما چه فکر می‌کنید؟ آیا فارغ از این که برنده انتخابات 22 خرداد چه کسی خواهد بود، قبول دارید که این غیرقابل پیش‌بینی‌ترین انتخابات در طول تاریخ حیات مدنی ایران است؟

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 22:17  توسط نگارک  | 

جهانگیر الماسی و اشک تمساح 20:30 برای او!


امشب، در بخش خبری 20:30 همان خطی دنبال شد که از صبح دیروز در لابه لای سطور کیهان شریعتمداری دیده و خوانده می‌شود! این که آقایان تازه متوجه شده‌اند که حضور هیأت عالیرتبه هالیوودی در تهران بیشتر از آن که برای وجه دولت مهرورزی سود داشته باشد، دوستان متعصب و تمامیت‌خواه‌ش را هم ممکن است دچار ریزش کند! به همین دلیل، میکروفون  20:30 در برابر جهانگیر الماسی با آن ریش انبوه و پنبه‌ای‌اش قرار گرفت تا او چند غر ساده بزند (که مثلاً چرا باید ایستاده سؤال کرد و تبعیض قایل شد و این که چرا به توان هنرپیشه‌های وطنی بی اعتنایی شد و ...) و 20:30 از همین غرها استفاده کرده و ثابت کند که سینماگران متعهد! کشور از آمدن این هیأت آمریکایی به کشور راضی و خشنود نیستند! جالب این که نه تنها 20:30 نتوانسته بود به جز الماسی، هیچ چهره‌ی دیگری را راضی به قرار گرفتن در برابر دوربین کند، حتی خود الماسی هم در نهایت آن چیزی را که آنها دوست داشتند از زبان وی به صراحت بشنوند، نگفت و در پاسخ به این سؤال که آیا سفر این هیأت را به ایران برای سینمای کشور مفید می‌دانید یا خیر؟ با کلی مکث و تردید گفت: نباید ملعبه شد و خودمان را دست کم بگیریم.
راستی! شما فکر می‌کنید اگر این هیأت هالیوودی در زمان صدرات عطاالله مهاجرانی به کشور می‌آمد، کفن‌پوش‌ها از قم راه نمی‌افتادند؟!
حالا باز هم بگویید: این دولت مهرورزی اتوریته ندارد!

پای سخنگو را هم به میان کشیدند ...


پیام انتخاباتی!
الهه کولایی، شیرین عبادی، میرحسین موسوی و محمد باقر قالیباف در کابینه‌ی آینده‌ی سید محمد خاتمی عزیز، صاحب منصب خواهند بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 22:41  توسط نگارک  | 


امشب در برنامه ساعت 20 شبکه استان تهران، محمد باقر قالیباف انتقاد نرم و زیرکانه‌ای از شهردار پیشین تهران کرد! این که چرا باید بیش از 180 هزار تهرانی (که در بین آنها حتی پزشکان متمول هم دیده می‌شدند) در نوبت دریافت وام ازدواج باشند؟ در حقیقت اشاره قالیباف به این موضوع بود که آیا در اولویت وظایف شهرداری‌ها، پرداخت وام ازدواج – آن هم به این شکل بدون قاعده – ضرورت و توجیه داشته و دارد؟!


توضیح ضروری:
هر گونه رابطه‌ای بین حضور مکرر شهردار تهران در این چند هفته در صدا و سیما ، با احتمال جانبداری ضرغامی از یک کاندیدای خاص اصول‌گرا را شدیداً تکذیب می‌کنم!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 21:34  توسط نگارک  | 

دکتر سازگارا - 7 اسفند 87


    شب گذشته، دکتر محسن سازگارا به شدت از وزارت خارجه آمریکا انتقاد کرد و خواستار اصلاح حکم دنیس راس توسط هیلاری کلینتون شد. چرا که خانم کلینتون در این حکم از خلیج فارس با نام مجعول «خلیج» نام برده بود. سازگارا گفت: این برای اولین بار است که وزارت خارجه آمریکا از چنین نام مجعولی استفاده می‌کند و من به عنوان یک ایرانی از این اقدام به شدت ناراحت هستم. آقای نوری زاده هم گفتند: تاکنون آمذیکایی ها بر خلاف انگلیسی‌ها هیچگاه از نام مجعول «خلیج» استفاده نمی کردند و من امیدوارم این یک خطای تایپی باشد. به هر حال او گفت: باید همه ایرانیان مراتب اعتراض خود را به وزارت خارجه آمریکا اعلام دارند.
    در حقیقت اگر این اتفاق بیافتد، شاید برای اولین بار باشد که مخالفان و موافقان جمهوری اسلامی پای یک بیانیه را به صورت مشترک امضا کرده و بر آن مهر تأیید می زنند.
    سازگارا، به این هم بسنده نکرد و نطق آقای جوزف بایدن در کنفرانس امنیتی مونیخ را هم بسیار ناامیدکننده خواند و اعلام کرد با شنیدن این نطق نگران شدم که مبادا آمریکا با دولت ایران بر سر حقوق بشر به مصالحه‌ای ننگین دست یابد!

دکتر نوری زاده


     به هر حال، آنها که دیشب این گفتگوی یک ساعته را به تماشا نشسته بودند، بار دیگر مفهوم و ارزش دموکراسی و آزادی را دریافتند. مثلاً بیایید با هم تصور کنیم که یکی از کارشناسان مهمان در برنامه گفتگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما، بخواهد به برخی سخنان آقای متکی یا معاون اول رییس جمهور ایران انتقاد کند! فکر می‌کنید چه بلایی بر سر آن کارشناس و تهیه‌کننده برنامه و مدیر شبکه دوم سیما و ... خواهند آورد؟ اصلاً چرا راه دور برویم؟ مگر همین دو هفته پیش نبود که در برنامه نقره که از تلویزیون ایران پخش می‌شد، وقتی آقای محمدعلی نجفی، فیلمساز مورد عنایت خودی‌! زبان به تمجید از مهندس میرحسین موسوی گشود، چه بلایی بر سر تهیه کننده و مجری برنامه که نیاوردند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 14:14  توسط نگارک  | 

هوشنگ امیر احمدی

روز گذشته، هوشنگ امیراحمدی خودش را از دانشگاه رانگرز آمریکا به استودیوی بی بی سی فارسی در لندن رسانده بود تا به مدت 3 دقیقه با مردم ایران سخن بگوید! او عنوان کرد: آنچه من هم‌اکنون می‌گویم، برای اولین بار است که مطرح می‌شود. اول آنکه باراک اوباما در پیامی که به مناسبت نوروز برای ایرانیان خواهد فرستاد، سیاست‌های کاخ سفید را در مورد ایران تشریح خواهد کرد. دوم هم اینکه دنیس راس هرگز موفق نخواهد شد با مقامات جمهوری اسلامی ملاقات کند!

مجری برنامه بی بی سی هم با لبخندی ملیح! از آقای امیر احمدی پرسید: با توجه به اطلاعات خوب و دسته اولی که شما دارید، اگر امکان دارد، بفرمایید مهمترین اصول جدید سیاست خارجی اوباما در مورد ایران چه خواهد بود؟! که البته هوشنگ امیراحمدی حرفی چندانی نداشت که اضافه کند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 18:49  توسط نگارک  | 


روز گذشته، علیرضا نوری‌زاده در سلسله برنامه‌های خود با عنوان خانه پدری که از تلویزیون کانال یک پخش می‌شود، دست کم در دو مورد مجاهدین خلق را گناهکار دانست. یکی اقدام به ترور فیزیکی مخالفان خود و دیگری، همکاری شرم‌آور با رژیم بعثی صدام حسین در زمان جنگ. نوری‌زاده به همین دلیل نتیجه گرفت که ملت ایران هرگز مجاهدین را نخواهد بخشید و آن گروه نمی‌تواند هیچگاه رؤیای بازگشت به قدرت را در ایران در سر بپروراند. البته نوری‌زاده این را هم اضافه کرد که حداقل 80 درصد از افرادی که هم‌اکنون در کمپ اشرف مستقر هستند، دستانشان به خون هیچ هموطنی آلوده نیست و کسی را نکشته‌اند!

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 14:46  توسط نگارک  | 

کلهر و جیرانی در دو قدم مانده به صبح


در برنامه پرطرفدار شب گذشته‌ی «دو قدم مانده به صبح» صالح علای عزیز، گفتگویی شنیدنی بین جناب کلهر و آقای فریدون جیرانی درگرفت، که در طی آن کلهر عنوان کرد، من حتی قبل از انقلاب هم فیلم فارسی می‌دیدم و به نظرم سینمای فارسی قبل از انقلاب، «کاباره‌ی فقرا» بود! او همچنین گفت: من به هیچ عنوان به سانسور در سینما چه در اول انقلاب و چه امروز اعتقاد ندارم. او حتی این را هم گفت که وی تلاش کرده تا فیلم‌هایی که توسط گروه‌هایی چون حزب توده یا سازمان مجاهدین خلق (جالب بود که وی از همین عنوان ابتدا استفاده کرد و بعد گفت: سازمان مجاهدین یا منافقین!) ساخته شده‌اند در سینماهای تهران نمایش داده شوند، منتها با تابلوی خودشان. در انتها نیز وی اشاره کرد که یکی از مخالفان جدی‌اش محسن مخملباف بوده که آن زمان در روزنامه جمهوری اسلامی و کیهان قلم می‌زده و همچنین به دستور او بوده که سخنرانی جنجالی بنی صدر در روز 14 اسفند از تلویزیون پخش شده است!

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 0:3  توسط نگارک  | 


این عکس برگرفته از بخش فارسی تلویزیون بی بی سی است که در طی آن گزارشگر برنامه اعلام کرد: رابرت گیتس - وزیر دفاع آمریکا - خطر ماجراجویی ایران در حیاط خلوت آمریکا - آمریکای لاتین - را بیشتر از فعالیتهای موشکی روسیه در اروپا دانست!

«ایران در آمریکای لاتین خرابکاری می‌کند»

اين وزير دفاع آمريكا هم كه همش دستش مي شكنه!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 23:51  توسط نگارک  | 

چندي پيش تلويزيون فارسي بي بي سي خبر از برگزاري مسابقه‌اي عجيب در انگلستان داد كه اگر به چشم خود نمي‌ديدم، باور نمي‌كردم. آخه كي فكر مي‌كنه مي‌شه 550 هزار پوند را حرام كرد تا 35 غواص در عمق 20 متري آب با يكديگر مسابقه اتو كردن پارچه برگزار كنند؟! اما واقعاً اين مسابقه، آن هم در اين بحران كم‌سابقه‌ي مالي برگزار شد تا همه بدانند و بدانيم كه تا چه اندازه از خردمندي و منطق و عدالت به دور هستيم! يعني آن 550 هزار پوند پول بي زبون را نمي‌شد به مصرف بهتري رساند، وقتي مي‌دانيم سالي 2 ميليون كودك به دليل نداشتن آب سالم و بهداشتي جان مي‌سپارند و همچنان تحقيقات ايدز با كمبود سرمايه روبرو است؟!

عكس از خبرگزاري نووستي روسيه


خلاصه اين كه امروز هم در سايت فارسي خبرگزاري «نووستي» روسيه چشمم به اين عكس عجيب و برگزاري مسابقات شنا در سرماي زير صفر بندر ولادي وستوك  افتاد! خودتان ببينيد تا دريابيد كه چگونه ما انسان‌ها استعداد داريم تا انرژي‌ها را به هدر دهيم!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 12:50  توسط نگارک  | 

فرهاد مهراد

حدود ساعت 10:50 دقيقه صبح امروز – 7 بهمن 87 – يكي از راديوهاي جمهوري اسلامي با نام «راديو تجارت» به پخش قسمت‌هايي از ترانه‌ي زيبا و خاطره‌انگيز فرهاد پرداخت و از جمله اين قسمت از ترانه را پخش كرد: « از صدا افتاده تار و کمونچه/ مرده می‌برن کوچه به کوچه».
جالب اين كه بهانه‌ي پخش اين سروده‌ي زيباي شادروان احمد شاملوي عزيز، آغاز جشن‌هاي سي‌امين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي بود تا مثلاً مردم يادشان بيافتد كه در زمان رژيم شاه، طاق‌ها شكسته  و خونه‌ها تاريك بودند و ادوات موسيقي هم از صدا افتاده بودند و در كوچه‌ها مرده مي‌بردند!!
واقعاً كه آدم ياد سنگ پاي قزوين مي‌افتد!
يكي نيست از اين آقايان بپرسد: به راستي در آن زمان موسيقي ممنوع‌تر بود يا در اين زمان؟ و در آن زمان مردم شادتر بودند يا در اين زمان؟!
حداقل اين ترانه‌ها را ديگر پخش نكنيد و در اين هواي آلوده‌ي تهران به فكر افزايش آدرنالين خون شهروندان نگون‌بخت تهراني هم باشيد.
   آيا اين خواهش بزرگي است؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 12:41  توسط نگارک  | 


به نظر شما این دخترکان اصفهانی چرا این گونه و در برابر این تابلو – که فوق‌العاده تابلو است – کشف حجاب کرده‌اند؟!


+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت 0:33  توسط نگارک  | 


دیروز و امروز بخش‌های خبری گوناگون بی بی سی، صدای آمریکا و برنامه آفساید به تحلیل ماجرای انتفاضه اس ام اس برای حمایت از عادل فردوسی‌پور پرداختند و حتی تحلیلگرانی چون مسعود بهنود نیز به ابعاد عجیب این ماجرا اشاره کردند.

در این بین، برنامه آفساید که با رهبری مانوک خدابخشیان می‌رود تا به پربیننده‌ترین برنامه ورزشی برون مرزی فارسی زبان بدل شود نیز، با اشاره به جنجال‌های پیش آمده در برنامه هفته گذشته رادیو جوان که در آن، علی دایی با زبانی خارج از نزاکت به تهدید فردوسی‌پور و آفساید پرداخته بود، تأکید کرد که علی دایی با این رویه تمامی محبوبیت خود را در بین ایرانیان از دست خواهد داد و یکی از دلایل خاموشی ورزشگاه ها در هنگام بازی تیم ملی همین است. نکته جالب اینکه در برنامه رادیو جوان، امیر قلعه‌نویی به ستایش از عادل فردوسی‌پور پرداخته و هشدارهایی جدی به علی دایی می دهد. مانوک خدابخشیان حتی این را هم گفت که «علی دایی به زودی به زباله دان تاریخ خواهد پیوست.»

به هر حال، پیشنهاد من برای حمایت از عادل فردوسی پور در برابر دیکتاتوران ورزشی آن است که طرفداران پرسپولیس تا استعفای آخوندی و عذرخواهی افشین پیروانی از حضور در ورزشگاه ها خودداری کنند تا علی آبادی و امثال او بفهمند که دیگر دوره قلدری در ورزش سپری شده است.

ممکن است بتوانند از ارسال پیامک جلوگیری کنند، اما دیگر نخواهند توانست قهر مردم با تیم محبوب سرخپوشان را توجیه نمایند.
فردوسی پور و 90 یک سرمایه ملی نه فقط برای ورزش که برای ارتقای ظرفیت فرهنگی و سنجه ای بر میزان نقدپذیری حاکمیت است. قدرش را بدانیم و از آن حمایت کنیم.


+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 23:10  توسط نگارک  | 

امیر حاج رضایی دیشب تنها کارشناسی بود که توانست بر خشمش افسار زده و با متانت به انتقاد از فدراسیون فوتبال بپردازد!


آنچه که شب گذشته در یکی از پربیننده ترین برنامه‌های تاریخ سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد، بی‌شک تا مدتها از ذهن و یاد مردم ایران و ورزش‌دوستان و طرفداران و مخالفان دولت مهرورزی محمود احمدی‌نژاد نخواهد رفت. حماقت بزرگی که مخابرات جمهوری اسلامی در بایکوت اس ام اسی برنامه 90 انجام داد، کینه‌ای ابدی را بین فوتبال‌دوستان و علی‌آبادی بوجود آورد و به همه نشان داد: دولتی که حکومت خود را آزادترین حکومت جهان می‌داند، حتی تحمل ارسال پیامک برای یک برنامه ورزشی را هم ندارد، چه رسد به تحمل انتقاد از سیاست‌های احمقانه‌اش.
از همین رو، به نظر من نمایش مضحک و شرم‌آور دیشب علی‌آبادی برای افسار زدن تحمیلی بر دهان برنامه 90، بزرگترین خدمتی بود که یک ایرانی می‌توانست انجام دهد تا آن بخش عموماً غیر سیاسی کشور (اما پرشمار) که معمولاً در انتخابات ریاست جمهوری شرکت نمی‌کنند، هم خرداد آینده به پای صندوق رأی آمده و یک نه بزرگ به احمدی‌نژاد نشان دهند.
ماجرای مبارزه آخوندی با عادل فردوسی‌پور، اقدام شرم‌آور افشین پیروانی و اختلال در ارسال پیامک برای برنامه 90 اوج ترس و حماقت عالی‌ترین کارگزاران یک دولت را نشان داد و البته بار دیگر ثابت کرد که یک دوست نادان – در اینجا علی آبادی – تا چه اندازه می‌تواند خطری بیش از یک دشمن دانا برای فرد – در اینجا محمود احمدی نژاد – بیافریند.
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 22:54  توسط نگارک  | 


شامگاه دیروز – 6 بعدازظهر پنج‌شنبه – مازیار ناظمی، مجری مشهور رادیو گفتگو، دست به کار بزرگی زد و با دعوت از ماشاالله شمس‌الواعظین به عنوان مشاور ارشد تلویزیون فارسی بی بی سی در برابر حسام الدین آشنا از طرفداران قسم‌خورده‌ی دولت مهرورزی و نیز یکی از شهروندان ایرانی تبار بریتانیایی  - دکتر مجید تفرشی - که به صورت تلفنی مهمان برنامه بود، همه‌ی آنچه که نمی توانستیم تصور شنیدنش را از رسانه‌‌ای درون‌مرزی داشته‌ باشیم، جامهی حقیقت پوشانده و شنیدیم!
شمس‌الواعظین در این گفتگو و در اعتراضی نرم! به کارشناس طرفدار دولت گفت: باید شجاعت طرح این پرسش را از خود داشته باشیم که چرا مسئولین بی بی سی، در این زمان تصمیم به آغاز کار چنین تلویزیونی را اجرایی کردند؟! آیا اگر همچنان در دوران آزادی کم‌نظیر پس از دوم خرداد 76 بودیم، آیا اگر مردم صدای رسانه‌های داخلی را صدای خود تشخیص می‌دادند، باز هم BBC چنین کاری می‌کرد و اگر می‌کرد باز هم ممکن بود با چنین استقبالی که امروز روبرو شده‌، روبرو ‌شود؟!

شمس‌الواعظین اشاره کرد که دو جلسه طولانی با مسئولین این رسانه در تهران و لندن داشته و تجربیات خود را به ایشان انتقال داده است. وی این را هم اضافه کرد که بیش از 170 میلیون فارسی‌زبان در کشورهای ایران، افغانستان، تاجیکستان و چند کشور دیگر آسیای میانه زندگی می‌کنند که متأسفانه فاقد یک رسانه ی ملی و غیر دولتی حرفه‌ای هستند (نقل به مضمون). بنابراین، مهم‌ترین دلیل توفیق بی بی سی فارسی، نابخردی زمامداران فرهنگی همین کشورهاست!
جالب این که وقتی مازیار ناظمی از کارشناسان خود پرسید که آیا برنامه نخستین روز بی بی سی فارسی را دیده‌اند یا خیر؟ همه دچار عذاب وجدان شدند! و سرانجام یکی گفت که به صورت مجاز دیده است!! که در اینجا، شمس‌الواعظین با خنده و تمسخر به کاربردن لفظ مجاز و غیرمجاز را برای استفاده از ماهواره مورد تردید قرار داده و خود به صراحت گفت: من برنامه‌های ماهواره را به صورت کاملاً غیرمجاز می‌بینم!

جالب اینکه یکی از کارشناسان برنامه  - آقای دکتر مجید تفرشی - گفت: مالیات‌دهندگان بریتانیایی از آغاز به کار بی بی سی فارسی راضی نیستند و نسبت به بودجه 285 میلیون پوندی آن اعتراض دارند.
همچنین یکی دیگر از شرکت‌کنندگان اذعان داشت که ممکن است به زودی شاهد تشدید قوانین مربوط به مجازات استفاده‌کنندگان از تجهیزات ماهواره‌ای باشیم!
روز قبل از آن هم رادیو گفتگو برنامه‌ای دیگر در این خصوص برگزار کرد واین پرسش را به میان نهاد: « سایت خبری بی بی سی دیروز عکس هایی از اتاق فرمان، اتاق خبر و همینطور خبرنگاران و مجریان بی بی سی را منتشر کرد که در این عکس ها می توانید نسل امروز یا جدید روزنامه نگارانی که در 10 سال گذشته وارد مطبوعات شدند را ببینید، عموما این افراد آزمون استخدام بی بی سی را پشت سر گذاشته اند و جذب این رسانه شده اند، فکر می کنید چیزی که باعث شده چنین تمایلی برای همکاری با رسانه های خارجی به وجود بیاید، چه چیزی است؟»
بشنوید
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 13:47  توسط نگارک  | 

شب گذشته علیرضا نوری زاده به انتقاد از پخش گزینشی سخنان وی و سازگارا در بخش خبری 20:30 سیمای جمهوری اسلامی پرداخت و از مسئولین تلویزیون دولتی ایران خواست تا سخنان ایشان را به طور کامل در مورد فلسطین پخش کنند.



این هم تصاویری از پخش برنامه این دو نفر در 20:30. جالب تر از همه القابی است که رسانه ملی! برای این دو فعال سیاسی انتخاب کرده است! مثلاً من نمی دانم چرا برای آقای محسن سازگارا ننوشتند: یکی از بنیانگزاران و فرماندهان سابق سپاه پاسداران!



شما می دانید؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت 8:17  توسط نگارک  | 


اول که این آگهی را در مرکز دانلود نوحه ایران دیدم، فکر کردم نوعی شوخی با سریال یوف است! اما بعداً نظرم عوض شد و به این نتیجه رسیدم که 


این روزها همه از یوسف و زلیخا می گویند! شما چطور؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387ساعت 1:3  توسط نگارک  | 

پس از آغاز تهاجم احمقانه‌ی جنگ‌افروزان اسراییلی به غزه، یعنی همان چیزی که بحران‌آفرینان جنگ‌طلب در فلسطین، سوریه، افغانستان و ایران به دنبال آن بودند؛ مفسر نام‌آشنای ایرانی – آقای علیرضا نوری‌زاده – در بد موقعیتی گیر کرده است! او که همواره از جرج بوش پسر به عنوان شجاع‌ترین رییس جمهور آمریکا یاد کرده و گفته بود: وی تنها رییس ‌جمهوری است که رسماً و علناً خواهان تشکیل دولت فلسطینی شده است. حالا نمی‌داند با این شکست فاحش جمهوری‌خواهان در ایجاد صلح پایدار بین اعراب و اسراییل چه کند؟ در حقیقت خشم نوری‌زاده از حماقت جنگ‌طلبان دولتی در تلآویو و بیتالمقدس چنان اوج گرفته که وی هفته‌ی گذشته و در گفتگو با بیژن فرهودی صراحتاً به محکوم کردن اقدام اسراییل پرداخت و آن را نمایش قدرتی در آستانه انتخابات در اسراییل خواند! او گفت: در حقیقت این بهترین هدیه‌ای بود که می‌شد به حماس و جمهوری اسلامی داد تا آنها بگویند: دیدید گفتیم اسراییل قابل اعتماد نیست!
نوری‌زاده دیشب هم در گفتگو با جمشید چالنگی به شدت عملیات اسراییل در غزه را محکوم کرد و با نشان دادن روزنامه‌ای که تصویر جنازه یک دختربچه فلسطینی را نشان می‌داد، گفت: اسراییل حتی جنگ تبلیغاتی را هم در غزه باخته است. در این هنگام، البته جناب محسن سازگارا به کمک چالنگی آمد تا او در برابر توپخانه‌ی خمسه خمسه‌ی نوری‌زاده کم نیاورد! سازگارا در اظهاراتی عجیب که دقیقاً بر خلاف گفته‌های هفته گذشته وی بود (وی هفته گذشته گفت: افراطیون یهودی (مذهبی) در دولت اسراییل آغازگر و ادامه دهنده‌ی این جنگ هستند و نبرد غزه قدرت آنها را تحکیم خواهد کرد! گفته‌ای که چالنگی به شدت با آن مخالفت کرد!!)، ناگهان مسیر بحث را منحرف کرد و به گفته‌های خبرگزاری عراق نو استناد نمود که از قول برخی از رهبران حماس نوشته است: «ما در این جنگ بر علیه اسراییل پیروز خواهیم شد، همان طور که سپاه یزید بر یاران امام حسین پیروز شدند!!» سازگارا به این هم بسنده نکرد و افزود: ساکنان غزه، همان‌هایی بودند که پس از اعدام صدام حسین 3 روز عزای عمومی اعلام کردند و به صورت سمبلیک مراسم تشییع جنازه صدام حسین را در خیابان‌های غزه به راه انداختند و حالا فرزندان حسین (ع) باید به حمایت از فرزندان یزید در غزه بشتابند! چرا؟!
فارغ از این که سخنان سازگارا تا چه اندازه به واقعیت نزدیک است یا خیر، به نظر من وظیفه هر انسانی است که از قتل عام کودکان و زنان بیگناه ابراز انزجار کند؛ حتی اگر آن کودکان و زنان، فرزندان و همسران پدران و مردانی باشند که دشمن تفکر مورد علاقه ما هستند.

از همین رو، برای آقای سازگارا سخت متأسفم و امیدوارم در برنامه بعدی سخنان خود را تصحیح بفرمایند. همچنین نگران آقای نوری‌زاده هم هستم، زیرا ممکن است پس از فریدون فرح‌اندوز، احمدرضا بهارلو و لونا شاد، نوری زاده نیز با این مواضع ضد آمریکایی و ضد اسراییلی مجبور به ترک اجباری صدای آمریکا شود!


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 18:36  توسط نگارک  | 


یک زن خبرنگار (شیرین) در پرس تی وی و یک مرد نخراشیده (صادق) در سیمای جمهوری اسلامی ایران!


+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم دی 1387ساعت 23:5  توسط نگارک  | 

passing

+ نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 8:13  توسط كامران بختياري  | 

از نماي دور!

در تهران مشاهده شد ... همين ديروز! مشاهده‌اي كه البته كشف آن چنان ويژه‌اي نيز نيست، به خصوص پس از رفتن سردار رادان و نزديك شده به ايان انتخابات ... عن قريب پخش سرودها و ترانه‌هاي ملّي/ ميهني هم در شبكه‌هاي گوناگون راديو تلويزيوني بيشتر خواهد شد و با ورود نمايندگان رسانه‌هاي بين‌المللي براي پوشش خبري جامعه ايران در آستانه‌‌ي انتخابات رياست جمهوري دهم، الزامات ديداري طرح امنيت اجتماعي – به ويژه در بخش شهروندان درجه‌ي دوّم مؤنث - هم كاهش خواهد يافت!

از نماي نزديك!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 23:51  توسط نگارک  | 

تضاد در پلاژ!


به همراه 4 عكس متفاوت ديگر از مارك ادوارد هريس در باره زندگي در ايران ...

ما سه تا داداشيم ...

آرم سازمان اطلاعات و امنيت آمريكا بر پشت پيراهن يك جوان ايراني!

 


قاب هاي كيارستمي وار!

 

دكه نگهباني يا؟!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 20:20  توسط نگارک  | 


اين هم گاف جالب اداره راه و ترابري خراسان جنوبي كه در شماره 98 از هفته‌نامه پيام ايران خودرو ( 18 آبان 1387) منتشر شده است:


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت 22:39  توسط نگارک  | 

در شماره 138 هفته نامه محلي سيرجان به نام «سخن تازه» كه در تاريخ 13 آذر 1387 منتشر شده است، خبري مسرت بخش براي هموطنان اهل دود و دم آمده كه به دليل اهميت موضوع عيناً در نگارك‌ها بازانتشار مي‌يابد تا بقيه ايرانياني كه شايد دسترسي به اين هفته نامه محلي نداشته باشند، از بركاتش متأثر شوند! درود بر سال خلاقيت و نوآوري كه همچنان ثمراتش ادامه دارد ...

در ضمن چنانچه دوستاني مايل باشند كه از اين منقل اطلاعات بيشتري بدست آورند، مي‌توانند به مدير مسئول نشريه، خانم بتول هاشمي معصومي به نشاني زير ايميل بزنند:
Sokhan_tazeh@yahoo.com


 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 14:6  توسط نگارک  | 

    صحن بهارستان، امروز ميزبان رؤساي هشت دوره مجلس شوراي اسلامي بود تا به بهانه‌ي 30 سال قانونگذاري، ديداري تازه كنند و از تجربيات خود با نمايندگان كنوني مجلس شوراي اسلامي سخن بگويند.
    با اين وجود، حضور شخصيت‌هايي چون سيد محمد خاتمي، آيت‌الله مهدوي كني، آيت‌الله شاهرودي و احمد جنتي و به خصوص عدم لبيك احمدي‌نژاد به دعوت لاريجاني و غيبت پرسش‌برانگيز او، حاشيه‌هايي براي اين همايش بوجود آورد كه از متن قوي‌تر شد!
اما شايد مهمترين حاشيه اين مراسم، نحوه‌ي استقبال از مهمانان عالي‌مقام همايش توسط لاريجاني بود:
1- لاريجاني، فقط در يك مورد تا كنار اتومبيل مهمان جلو آمد و از او استقبال كرد؛ اتومبيل اكبر هاشمي رفسنجاني!
2- از بيشتر مهمانان در بالاي پله‌هاي بهارستان و بيرون ساختمان استقبال كرد و ايستاد تا آنها چند قدمي از پله‌ها بالا بيايند.
3- در مورد آيت‌الله مهدوي كني و حجت‌الاسلام گلپايگاني و احمد جنتي، تقريباً ملاقات در ابتداي سرسراي بزرگ بهارستان رخ داد!
4- و از همه بامزه‌تر اينكه براي مهدي كروبي حتي حاضر نشد وقت بگذارد و معاون خود، ابوترابي را به استقبال كروبي فرستاد (البته ملاقات حداد عادل و لاريجاني هم اصولاً قابل پخش تشخيص داده نشد)!

    بنابراين، به راحتي مي‌شود، وزن رهبران كنوني ايران را از منظر رييس مجلس هشتم دريافت! نظر شما چيست؟ آيا شما هم با اين وزن‌دهي موافق هستيد يا خير؟!
    و مهم‌تر آن كه اين نمايش را، مانور قدرتي براي لاريجاني مي‌دانيد يا نه؟ مانور قدرتي كه احمدي‌نژاد نخواست در آن شركت كرده و امتياز دهد!

- گزارش تصویری ایسنا از این همایش

- گزارش تصویری فارس از این همایش - ۱

- گزارش تصویری فارس از این همایش - ۲

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 23:28  توسط نگارک  | 


صبح امروز، به طور اتفاقي مشغول گوش دادن به راديو البرز (راديوي غرب استان تهران) بودم. گزارشگر راديو داشت با يكي از كارمندان دبستان پسرانه لاله‌هاي انقلاب صحبت مي‌كرد. اين خانم هم در بخشي از صحبت‌هاي خود از مسئولين خواستند كه در واگذاري انشعاب برق و آب و گاز به اين مدرسه تعجيل كنند! چرا كه هنوز اين امكانات به صورت قرضي! از كارخانه‌هاي اطراف تأمين مي‌شود. اما نكته جالب‌تر اين بود كه ايشان از آقاي رنجبر تشكر كردند، چرا كه نامبرده متوجه شده بود كه توالت‌هاي مدرسه روبه قبله ساخته شده است! و ايشان با پول خودشان توالت‌ها را خراب كرده و توالت‌هايي جديدي را عمود بر جهت قبله ساخته بودند!!
واقعاً دست مريزاد به اين آقاي رنجبر. لابد اين كار مهم‌تر از كمك به اخذ انشعاب آب و برق و گاز براي اين مدرسه 15 ساله بوده است!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 22:34  توسط نگارک  | 

1

    اينجا بزرگراه يادگار امام پايتخت ايران، تهران است. ساعت حدود 11:30 و اين هم يكي از شهروندان محترم و شجاع شهرمان كه اينگونه بي‌پروا از وسط اتومبيل‌هايي كه برخي از آنها بيش از يكصد كيلومتر سرعت دارند، عبور مي‌كند.

 

2

 آن هم در حالي كه صدمتر بالاتر پل عابر پياده وجود دارد!

 

3

راستي چرا در ايران، خيلي از تسهيلات شهري بيشتر شبيه جوك است تا ابزاري براي ارتقاء رواني و امنيت شهروندان؟!

 

4

در حقيقت، اين 5 تصوير نشان مي‌دهد كه در ايران، رانندگي تا چه اندازه دشوار و خطرآفرين است و نه پياده‌روي!

 

5- خوشبختانه اينبار به خير گذشت

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 6:10  توسط نگارک  | 

لطفا" محتوای هشدارهای بهداشتی این یادداشت را به هركسي كه نگران سلامتي او هستيد بفرستيد:


> Answer the phone by LEFTear
> برای صحبت با موبایل از گوش چپ
> استفاده کن
>
>
>
> Do not drink coffee TWICEa day
> روزانه بیش از دو فنجان قهوه
> ننوشید.
>
> Do not take pills with COOLwater
> قرص و داروها را با آب خیلی سرد
> تناول نکنید.
>
> Do not have HUGEmeals after 5pm
> بعد از ساعت  5:00 از خوردن غذای چرب
> خوداری کنید.
>
>
> Reduce the amount of TEAyou consume
> مصرف چای روزانه را کم کنید
>
>
> Reduce the amount ofOILYfood you consume
> از مقدار غذای چرب و اشباع شده با
> روغن در وعده های غذایی کم کنید
>
> Drink moreWATERin the morning, less at night
> در صبح آب بيشتر و در شب آب كمتر
> بنوشيد.
>
>
>
> Keep your distance from hand phoneCHARGERS
> از گوشی موبایل در زمان شارژ شدن
> دوری کنید.
>


>
> Do not use headphones/earphone forLONGperiod of time
> از سمعکهای تلفن ثابت و موبایل
> برای مدت طولانی استفاده نکنید.
>
>
>
> Best sleeping time is from10pmat night to6amin the morning
> بهترین زمان خواب از ساعت 10:00 شب
> تا ساعت 6:00 صبح است
>
>
>
> Do not lie down immediately after takingmedicinebefore
> sleeping
> بعد ازخوردن دارو فورا" به خواب
> نروید.
>
>
>
> When battery is down to theLASTgrid/bar, do not answer the
> phone as the radiation is 1000 times
> زمانیکه باتری موبایل ضعیف است با
> جایی تماس نگیرید و تماس کسی را
> جواب ندهید چون در این حالت امواجی
> که گوشی منتشر می کند 1000 برابر است.

با تشکر از دکتر کریم زاده که این ایمیل مفید را برایم فرستادند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 22:1  توسط نگارک  | 

صادق محصولي؛ مشاركتي ترين عضو كابينه مهرورزي!

    محصولي شايد تنها وزير كشوري باشد (به جز عبدالله نوري) كه يكي از برنامه‌هاي كليدي خود را استفاده حداكثر از ظرفيت اقليت‌هاي قومي و مذهبي كشور اعلام كرد. اين همان شعار آشناي جبهه مشاركت است كه مي‌گويد: «ايران براي همه ايرانيان».
    اميدوارم حداقل محصولي بتواند بيشتر از مشاركتي‌ها در تحقق اين شعار موفق باشد و براي اولين بار ببينيم كه حداقل يكي از معاونان وزير كشور يا يكي از استانداران زرتشتي، اهل تسنن، تركمن و ... باشد. هر چي باشد، محصولي نشان داده كه هر چند خوشگل‌تر از مشاركتي‌ها بلد نيست حرف بزند، اما زبل‌تر از اونها بوده و يه جورايي مثل خود احمدي‌‌نژاد چوش و غيرقابل پيش‌بيني است! كسي چه مي‌دونه؟ شايد اصلاً يه خانوم مانتويي را گذاشت مدير كل حوزه وزارتي!

احمدي نژاد و آخرين لگد!

    راستي! آقاي احمدي نژاد هم امروز در جريان دفاع از محصولي، يه لگد محكم ديگه به همه كابينه‌هاي قبل از خود در طول 30 ساله گذشته زد و گفت (نقل به مضمون): «من بارها اعلام كرده‌ام كه دولت من تنها دولتي است در بعد از انقلاب كه گفته ما يك مجلس مقتدر مي‌خواهيم
    يعني : دولت‌هاي رجايي، باهنر، خامنه‌اي و رفسنجاني هم برن جلو بوق بزنند، چه رسد به دول بازرگان، بني‌صدر، ميرحسين موسوي و خاتمي!

واقعاً اينقدر خوشحالي داره؟!!

همه به جز يك نفر در گوشه سمت راست و بالاي عكس از شنيدن خبر راي اعتماد و پذيرش محصولي شادي مي كنند! حالا بايد براي كي هورا كشيد؟

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 14:5  توسط نگارک  | 

دكتر نوري زاده - 26 آبان 87 - صداي آمريكا

    امشب در برنامه دو روز هفته بخش فارسي صداي آمريكا، وقتي جناب بيژن فرهودي، نامه يكي از بينندگان برنامه را خطاب به مهمان برنامه، آقاي عليرضا نوري‌زاده قرائت كرد، نوري‌زاده به شدت برآشفت!
آن بيننده نوشته بود: آقاي نوري زاده! چرا در جريان استيضاح كردان به رهبري فرزند شهيد مطهري در مجلس شوراي اسلامي، با تحسين و تمجيد گفتيد: حالا او نشان داد كه به راستي فرزند آن مطهري بزرگ است؟! مگر يادتان رفته كه مرتضي مطهري هم آخوند بوده و آن توهين‌ها را در باره چهارشنبه‌سوري به مردم ايران روا داشته است!


    نوري‌زاده اما گفت: من تعجب مي‌كنم از مردم ايران كه چرا قضاوت آنها در باره يك شخصيت تا اين اندازه سطحي و موردي است؟ مطهري ممكن است در اوان كار، چنين سخني هم گفته باشد، اما او به راستي روشنفكر بود و بسياري از تابوهاي متحجرين را شكست. حتي به نظر مي‌رسه دليل قتل مشكوكش به دست فرقان، بي ارتباط با دلخوري و انتقادات شديد وي از وضعيت اداره حكومت اسلامي نبوده باشد!

   خداييش بعضي وقت‌ها حرف ها و تفسيرهاي نوري زاده به دل مي‌شينه، بخصوص حرفهاي امشبش در باره عدم تيراندازي نيروهاي انتظامي و سپاه به مردم در صورت بروز آشوب‌هاي خياباني ... فردا تكرارش را وقت كرديد، ببينيد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 23:53  توسط نگارک  | 

به كدامين گناه؟!

    جنايتي كه در حق درختان بي گناه گيلان اتفاق افتاده، آنقدر حيرت انگيز بوده كه روزنامه پرتيراژ لس‌آنجلس تايمز چاپ آمريكا نيز در شماره امروز خود به آن پرداخته است!
    نگاه كنيد! از قديم گفته‌اند: اگر يك نادان سنگي را در چاهي بياندازد، هزار عاقل هم نمي‌توانند آن سنگ را درآورند! حالا حكايت ما، حكايت اين جناب آقاي حجت‌الاسلام سيد كاظم ميرحسيني اشكوري است كه گويا نه ‌تنها رييس اداره اوقاف استان گيلان است، بلكه امام جمعه رضوان‌شهر، امام جمعه موقت رشت، نماينده ولي فقيه در جهاد كشاورزي و مسئول ستاد نظارت بر انتخابات استان هم هست!! قحط الرجال است ديگر!!
    تازه اين آقا بعد از شنيدن فرياد اعتراض مردم و متخصصين، ديروز با ايرنا و فارس مصاحبه كرده و گفته: غلط كرده هر كي بخواد جلوي من بايسته! بر عليه همتون شكايت مي‌كنم و همچنان درختان مقدس نما را از ريشه درخواهم آورد! او حتي لو داده كه تاكنون 4 درخت كهنسال را به همين دليل نابود كرده است! در حالي كه تا پيش از اين، سخن از قطع فقط دو درخت در رضوان‌شهر شده بود.
    به هر حال، گند اين جناب روحاني حالا دنيا را برداشته و شد آنچه كه نبايد مي‌شد!! حالا بفرماييد جمعش كنيد و ماست مالي‌اش نماييد. البته اگر مي‌توانيد.
    خلاصه اين هم لينك گزارش روزنامه لس‌آنجلس تايمز كه به انعكاس گزارش خوب موناي عزيز پرداخته است.

    اطلاعات كامل تر در باره اين حادثه شرم آور را مي توانيد در اينجا پي بگيريد.

   يادداشت بانو شكوه ميرزادگي عزيز را هم با عنوان: آنها درختان را هم مي‌كشند! از دست ندهيد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت 13:56  توسط نگارک  | 

دكتر كردواني - 21آبان 1387

     دكتر كردواني، يكي از چهره‌هاي ماندگار ايران در رشته جغرافيا و كويرشناس مشهور، صبح امروز در برنامه «صبح عالي به خير» از شبكه يك سيما اعلام كرد: به جاي به هدردادن آن همه كاغذ و بروشور در مناسبت‌هاي مختلف ملّي و مذهبي، مثل سالگرد دفاع مقدس، بهتر است شهرداري‌ تهران چند كاميون ماسه در ميادين شهر خالي كند و آنگاه از مردم و بچه‌ها بخواهد كه در چنين مناسبت‌هايي براي خود با ماسه، توپ و تانك بسازند و ضمن سرگرمي، ياد آن روز را هم گرامي دارند! (البته او نگفت كه اگر باد و طوفان بيايد، تكليف اين ماسه‌ها و خاكي كه بر سر شهروندان محترم! مي‌نشيند، چه خواهد شد؟).

ميلاني و كردواني

    كردواني دفعه‌ي پيش هم گفته بود كه من حاضرم با محيط زيستي‌ها مناظره كنم! چونكه سدسازي خوب است و ما چاره‌اي نداريم جز آنكه سد بسازيم. فقط سدسازي يك مشكل دارد و اونم اينه كه فرآيند تشكيل ماسه بادي‌ در پايين دست رودخانه‌ها را از ميان برده است و الان در شهريار و انديشه مي‌توان چاله‌هاي بزرگي را ديد كه جايگزين نشده است. اما خوشبختانه در بيابان‌ها تا دلتان بخواهد ماسه وجود دارد و مي‌توانيد جايگزين كنيد! بنابراين، همين كار سدها هم خوب است، چون ما را متوجه يكي ديگر از فوايد بيابان‌ها كرده است!
    همچنين اين چهره ماندگار – كه ديگر برادرشان هم كارشناس بخش فارسي صداي آمريكا هستند! – به خانم‌هاي خانه‌دار توصيه كرد كه اگر مي‌خواهند از منزل – بدون كودكان - جيم شوند و نگرانند كه بچه‌ها چگونه خود را سرگرم كنند، فقط كافي است تا يك كاميون خاك در حياط منزل بريزند و بروند! باور كنيد بچه ها اصلاً فراموش مي‌كنند كه مادري هم داشته‌‌اند!
    طفلكي آقاي ميلاني (مجري برنامه) چقدر خودش را كنترل كرد كه خنده‌اش نگيرد و من چقدر با او احساس همدردي مي‌كنم! شما چطور؟!

     البته از حق نگذريم! چون كردواني در بين لطيفه‌هاي متعددش، چند حرف منطقي هم زد. مثلاً به شهرداري تهران ايراد گرفت كه چرا كيسه‌هاي شن را در سطح معابر و براي مقابله با برف مهيا كرده است؟ به جاي آنها بهتر بود كه از ماسه بادي استفاده مي‌كرد، زيرا ذرات درشت شن ممكن است از زير چرخ اتومبيل‌ها پرتاب شده و خسارت به بار آورند. همچنين كردواني گفت: در پاركهاي شهري بهتر است منطقه‌اي را به دپوي ماسه اختصاص دهند تا بچه‌ها در آن سرگرم شوند و در ضمن اگر خوردند زمين، خشتكشان جر نخورد (عين عبارت اين استاد معظم بود)!!

     بازتاب اين يادداشت در سايت فردانيوز (و البته بدون اشاره به اين وبلاگ!)

بريد تو بحر كامنتها

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 8:29  توسط نگارک  | 

پخش آزمايشي شبكه ماهواره اي نور!

    يكي از شبكه‌هاي تازه‌ وارد به هاتبرد، يك شبكه‌ي ظاهراً مذهبي است به نام «نور» كه فعلاً پخش آزمايشي خود را آغاز كرده و پيوسته در حال نمايش فرايض ديني است! منتها نوع برنامه‌ها و لباس‌هاي واعظان آن، ملغمه‌ي غريبي از فرهنگ هندي، پاكستاني و افغاني را با چاشني ايراني نشان مي‌دهد و يا شايد هم برعكس!

    به هر حال اين آقايي را كه مي‌بينيد و با فشن جالبي كه به نمايش درآورده، امروز داشت درباره علايم و نشانه‌هاي قيامت از ديد پيامبر اسلام سخن مي‌گفت كه به نظر من فوق‌العاده حيرت‌انگيز، خنده‌دار و البته گريه‌دار بود!

    مثلاً ايشان با خواندن يك حديث گفتند: پيامبر نشان داده كه برتر از فرشتگان و جبرئيل بوده و مي‌تواند زمان فرارسيدن قيامت را پيش‌بيني كند. ايشان فرموده‌اند، وقتي نشانه‌هاي زير را در جامعه‌اي ديديد، يعني قيامت به زودي در آن جامعه برپا خواهد شد:

1- اگر پسر كنيزي بتواند بعد از به دنيا آمدن از دست ارباب خود فرار كرده و وقتي ثروتمند شد، دوباره برگشته و مادرش را از ارباب بخرد!
2- وقتي دختران نسبت به مادران بي احترامي كرده و حرمت آنها را به جا نياورند! (ايشان توضيح دادند كه البته بي احترامي پسران به پدران، امري عادي است!)
3- وقتي امور مملكت به دست عده‌اي بي‌كفايت بيافتد كه از ميانگين مردم آن كشور صلاحيت كمتري براي حكومت دارند!

    جالب اينكه، سخنور محترم اعلام فرمودند تمامي شرايط، به خصوص شرط سوم هم اكنون اتفاق افتاده و بنابراين قيامت قريب‌الوقوع است!
    واقعاً من موندم با توجه به هزينه‌هاي سرسام‌آور نگهداري يك شبكه تلويزيوني 24 ساعته، صاحبان اين شبكه چگونه و با چه اهدافي درصدد ساپورت آن هستند و چنين هزينه‌اي را با كدام استدلال توجيه مي‌كنند؟!
    شما مي‌دانيد؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آبان 1387ساعت 20:5  توسط نگارک  | 

كنفرانس خبري امروز اوباما

    لحظاتي پيش، نخستين كنفرانس مطبوعاتي رييس جمهور منتخب ايالات متحده آمريكا از شیکاگو و با پوشش خبری گسترده انجام گرفت و سومين سوالي كه از وي شد، مربوط به ايران بود! در حقيقت بعد از بحران اقتصادي آمريكا و انتظاري كه مردم آمريكا از اوباما براي حل آن دارند، مسأله ايران حتي مهم‌تر از جنگ عراق و افغانستان بود.

تقريباً تمامي شبكه هاي مطرح اين مصاحبه را پوشش دادند

     اوباما در پاسخ به خبرنگاري كه نظرش را در باره نامه تبريك احمدي‌نژاد پرسيده بود و اينكه سطح مذاكرات بين دو كشور چگونه خواهد بود؟ گفت: من نامه ايشان را ديده‌ام و به زودي به آن پاسخ خواهم داد. من فقط سه روز است كه انتخابات را پشت سرگذاشته‌ام و هنوز فرصت هست!او البته اين را هم گفت كه ايران چاره‌اي ندارد جز آن كه دست از برنامه هسته‌اي خود بردارد (هر چند او به شرط توقف غني‌سازي اشاره مستقيمي نكرد) و كمك به تروريست‌ها را متوقف سازد.

    به هر حال اگر اوباما، پاسخي كتبي به نامه احمدي‌نژاد بدهد، اين شايد اولين و مهم‌ترين بدعت يك رييس جمهور در آمريكا پس از سه دهه خواهد بود.

دكتر آرام حسابي بيشتر از شايان سميعي و دهقانپور از اين مصاحبه ابراز رضايت كرد!

    يك نكته جالب ديگر مصاحبه اوباما، مساله غامض سگي خواهد بود كه او با خود به كاخ سفيد خواهد آورد! چرا كه دخترش نسبت به سگ آلرژي دارد!!

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1387ساعت 23:32  توسط نگارک  | 

آيا آنقدر هوشمندي وجود دارد تا اينبار اتفاقي تاريخي بيافتد؟!

     يكي دو پست پايين‌تر، از احتمال فرستادن پيام تبريك احمدي‌نژاد سخن گفته شده بود؛ احتمالي كه بسياري از دوستان آن را بعيد مي‌دانستند و من در پاسخ به آنها نوشتم: «همچنان اميدوارم احمدي نژاد نشان دهد كه چموش‌ترين رييس جمهور ايران است و با فرستادن پيام تبريك به اوباما، رهبر را در برابر عمل انجام شده قرار داده و سوتي كردان را به حاشيه براند
    اينك اين گام مهم برداشته شده و براي اولين بار رييس جمهوري از ايران به منتخب مردم آمريكا در كاخ سفيد پيام تبريك فرستاده است!
    برداشت شما چيست؟ آيا مي‌توان آن را چراغ سبزي از سوي ايران تعبير كرد؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 22:25  توسط نگارک  | 

عليرضا نوري زاده

     ديروز، در جريان تحليل چرايي پيروزي باراك اوباما، در برنامه جمشيد چالنگي، بين دو كارشناس مشهور برنامه تفسير خبر صداي آمريكا، عليرضا نوري‌زاده و محسن سازگارا اختلاف نظر بوجود آمد. به طوري كه چالنگي رو به سازگارا كرد و اعتراف نمود: به طور استثنايي انگار شاهد اولين اختلاف نظر بين  شما و آقاي نوري‌زاده هستيم!

چالنگي و سازگارا

    ماجرا از آنجا آغاز شد كه نوري‌زاده نتوانست خشم خود را از پيروزي اوباما مخفي سازد و مدياي آمريكا را مهمترين مقصر اين وضع اعلام كرد و حتي با جانبداري از يكي از بينندگان برنامه به نام «ادهم» (كه نوري‌زاده او را آقاي ادهم خطاب كرد)، به صورت ضمني بيان داشت كه افكار عمومي آ'ريكا نيز در اينجا مانند ايران فريب جريان پوپوليستي طرفدار اوباما را خورده است! اما سازگارا بر خلاف نوري‌زاده، اعتقاد داشت كه اتفاقاً رأي دهندگان آمريكايي بسيار دقيق عمل كرده و جزء به جزء برنامه‌هاي دو رقيب را مطالعه مي‌كنند و سپس رأي مي‌دهند.

محسن سازگارا: ديشب شب او بود!

    سازگارا اين آرزو را نيز مطرح كرد كه روزي در ايران هم بتوان شاهد به قدرت رسيدن يكي از اقليت‌هاي كشور در مقام عالي‌ترين مقامات بود.
    جالب اينكه در حالي نوري زاده از ادهم با پيشوند آقا نام مي‌برد كه آقاي سازگارا مدام مي‌گفت: آقا يا خانم ادهم!!

    حتي در بعضي جاها آنقدر نوري‌زاده تند رفت كه چالنگي مجبور شد گفته‌هاي او را اصلاح و تعديل كند. مثلاً مي‌گفت: جرج بوش بسيار مظلوم است و در داخل آمريكا حتي يك دوست ندارد! كه آقاي چالنگي گفت چنين نيست. و يا گفت: تمامي رسانه‌ها از اوباما حمايت كرده‌اند، كه چالنگي باز گفته وي را تصحيح كرد. خلاصه اينكه نوري‌زاده آشكارا معلوم بود كه هنوز نتوانسته شكست مك‌كين و حزب محبوبش را در انتخابات آمريكا بپذيرد! هر چند به يك نكته جالب هم اشاره كرد: اينكه با پيروزي اوباما، خامنه‌اي خواهد كوشيد تا علي اكبر ولايتي را رييس جمهور ايران كند و دوران احمدي‌نژاد و حمايت رهبري از او به پايان خواهد رسيد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 16:14  توسط نگارک  | 

يكي از طرفداران اوباما! آيا اين تبليغ است يا ضد تبليغ؟!


     لحظاتي پيش، يعني در بخش خبري 20 به وقت گرينويچ شبكه خبري CNN اين فرد را با ظاهري عجيب به عنوان يكي از طرفداران اوباما و موافق سقط جنين معرفي كرد. همان طوري كه مي‌بينيد، اين مرد آمريكايي، با موهاي هفت‌رنگش! نه‌تنها از گوشواره‌ي عجيبي شبيه شاخ كرگدن استفاده كرده است، بلكه حتي به لب‌هاي خود هم رحم نكرده!!

بدون شرح!


    به نظر شما، CNN با نمايش اين فرد در جامعه به شدت محافظه‌كار و سنتي آمريكا (به نسبت اروپا) قصد خدمت به اوباما را داشته است، يا خدمت به مك‌كين؟!

امت شهيدپرور آمريكا در صف راي دادن!


    به هر حال، مشاهده‌ي صف‌هاي طويل مردم در پاي صندوق‌هاي راي در آمريكا نشان داد كه امت شهيدپرور براي زدن مشت محكم تا خود آمريكا گسترده شده‌اند!!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آبان 1387ساعت 23:16  توسط نگارک  | 

چهره مك كين و اوباما بر روي كدو تنبل

چهره مك كين و اوباما بر روي كدو تنبل!

باورتان مي‌شود اين كدو تنبل‌ها چندين هزار دلار مي‌ارزد؟!

هالوين

روز هالوين است ديگر

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 9:27  توسط نگارک  | 

چرا الجزيره بر روي اين خانم زوم مي كند؟!


ديروز شبكه‌ي تلويزيوني الجزيره قطر طي گزارشي كه خبرنگارش از تهران ارسال كرده بود، به آخرين صف‌بندي‌ها در انتخابات رياست جمهوري ايران اشاره كرد و نشان داد كه تا چه اندازه گروه‌هاي داخلي از پند رهبري در باره‌ي عدم تبليغات زودهنگام رياست جمهوري پيروي مي‌كنند.
اما نكته جالب اين گزارش، زوم دوربين اين شبكه بر روي خانم‌ها، چه در اجلاس قاليباف و چه در كنگره حزب اعتماد ملي بود! به نظر شما اين شبكه در صدد القاء چه واقعيتي به بينندگان خود بود؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 9:15  توسط نگارک  | 

صفحه جديد سايت جام جم آن لاين!

     در حالي كه جام جم در صفحه اول خود سخن علي خامنه اي، رهبر جمهوري اسلامي ايران را منتشر كرده كه به شدت بر عليه گروهي كه فعاليت‌هاي انتخاباتي را به صورت زودهنگام شروع كرده‌اند، تاخته است؛ مديريت سايت اين روزنامه، اقدام به گشايش صفحه‌اي جديد با لوگوي اختصاصي كرده كه در آن بتواند خبرهاي انتخابات رياست جمهوري دهم را پوشش دهد!
    بالاخره من كه نفهميدم! اگر فعاليت زودهنگام انتخاباتي به ضرر كشور است، پوشش اين فعاليت‌ها مي‌تواند به نفع كشور باشد؟! و مگر جز اين است كه بخش خبر 20:30 از حدود يكسال پيش اين خبرها رو پوشش مي‌داده است؟!

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 14:43  توسط نگارک  | 

وزير بهداشت - عكس از شريف نيوز


     شايد تاكنون هيچ وزير بهداشتي – چه قبل و چه بعد از انقلاب – به اندازه دكتر كامران باقري لنكراني در برابر دوربين‌هاي راديو تلويزيوني و ضبط صوت خبرنگاري قرار نگرفته و مصاحبه نكرده است. به همين دليل، او اينك، به مانند يك هنرپيشه توانا در برابر دوربين‌ها نقش بازي مي‌كند.
     و آخرين نقشش را ديروز در اخبار ساعت 20 شبكه خبر، بازي كرد؛ آنجا كه در پاسخ خبرنگاران به دليل شيوع امراض و بيماري‌هاي واگيردار در شهرهاي شرقي كشور، به ناتواني دولت در صدور مجوز ورود و اخذ ويزا و پاسپورت براي حشره‌هاي بيماري‌زايي اذعان كرد كه بدون نگراني از كشورهاي پاكستان و افغانستان وارد ايران مي‌شوند!

يكي از عناصر مشكوكي كه بدون اخذ ويزا وارد خاك ايران شده است!

    فكر كنم اين اولين باري بود كه يكي از اعضاي كابينه مهرورزي، رسماً به ناتواني دولت متبوع خويش اذعان مي‌كند! نظر شما چيست؟ آيا مورد ديگري سراغ داريد؟


    پس اين عنوان را به خاطر بسپاريد:

عملي‌نبودن امكان صدور ويزا و رواديد براي پشه‌ها و مگس‌هاي ناقل بيماري در مرزهاي شرقي كشور براي دستگاه ديپلماسي جمهوري اسلامي ايران!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 16:0  توسط نگارک  |