تبليغاتX
نگارک‌ها

نگارک‌ها

نگاه هشت وبلاگ‌نویس به زشت و زیبای زندگی


دو سه روزي است كه شبكه‌ي 24 ساعته‌ي MBC پرشيا بعد از تبليغاتي گسترده  و چندرسانه‌اي، پخش رسمي برنامه‌هاي خود را آغاز كرده و  حتي از ساعاتي پيش مرتباً صاحبان كالا و تجارت را دعوت به ارايه‌ي تبليغات خويش در اين رسانه مي‌كند.
البته در همين مدت اندك نيز، شايد زياد دشوار نباشد تا دريابيم كه تا چه اندازه اين شبكه‌ي تلويزيوني توانسته با سلام و صلوات به خانه‌هاي ايرانيان خسته از فشارهاي اقتصادي و سياسي جامعه و منتظر جنگ وارد شود!
كار بروبچه‌هاي ماهواره‌چي و ماهواره‌باز اين روزها كاملاً سكه است و همه هم اغلب فقط دنبال يك جهت هستند: نايل ست يا عرب‌ست!
حتي به نظر مي‌رسد يكي از دلايل كاهش فروش چشم‌گير فيلم‌هاي روي اكران در اين هفته، پخش 20 فيلم با كيفيت هاليوودي، بدون قطع‌هاي آزاردهنده، صداهاي ناجور و نوشابه‌هاي اسلامي از MBC پرشيا بوده است!

تبلیغ MBC پرشيا در کنسرت گوگوش در دبی


امّا سؤال اصلي اين است كه چگونه شاهزاده‌هاي محافظه‌كار سعودي و شركاي عافيت‌طلب ايشان در امارات متحده عربي حاضر شدند اينگونه در برابر رسانه‌‌ي قدرقدرت و ثروتمند جمهوري اسلامي صف‌آرايي كنند؟!
آيا با وجود چنين شبكه‌اي كه با سيستم صوتي دالبي فيلم‌هاي خود را عرضه مي‌دارد، ديگر مي‌شود فرض كرد كه كسي منتظر ديدن فيلم سينمايي از برنامه سينما يك، يا سينما ماوراء يا سينما چهار و يا سينما گلخانه باشد؟ بقيه‌ي برنامه‌ها كه ديگر جاي خود دارد! در حقيقت، به جز يكي دو برنامه‌ي ارژينال مثل برنامه 90 يا مرحوم مثلث شيشه‌اي، يا دو دقيقه مانده به صبح و يا تا حدودي، بخش خبري 20:30، كداميك از برنامه‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني رسانه‌ي ملّي ياراي برابري با تنوع خيره‌كننده‌ي برنامه‌هاي برون‌مرزي را دارد؟!
پس تعارف را كنار بگذاريم: رسانه‌ي ملّي ماه‌ها پيش پذيرفته است كه بايد ورشكستگي خود را در جذب مخاطب ميليوني اعلام دارد؛ حتي پيش از آغاز به كار MBC پرشيا!
امّا اگر از جهتي ديگر به اين موضوع بنگريم، آنگاه درخواهيم يافت كه مسئولين جمهوري اسلامي شايد زياد هم از اين بابت نگران نباشند كه هيچ، خوشحال هم باشند! چرا كه آنها عملاً نشان دادند كه توان رؤيارويي با شبكه‌‌هايي چون بخش فارسي صداي آمريكا را ندارند و اين رسانه به مرور در صدر ليست رسانه‌هاي پربيننده‌ي فارسي‌زبان قرار گرفت. امّا اينك ممكن است به مدد شبكه‌هايي چون MBC پرشيا و TV پرشيا بخشي از مردم را وادارند كه به جاي گوش سپردن به برنامه‌هاي سياسي صداي آمريكا، با اين دو شبكه‌ي تلويزيوني متنوع و البته غيرسياسي روزگار خوش‌تري را سپري كنند!
و بدين‌ترتيب، MBC پرشيا مي‌تواند به ستاره بخت جمهوري اسلامي بدل شود، هرچند همچنان و با اين رويه معتقدم كه چون بختك، دستگاه رسانه‌ي ملي را به ورشكستگي كامل نزديك مي‌كند، مگر آنكه مجوز برپايي راديو تلويزيون‌هاي خصوصي هر چه سريع‌تر داده شود و شوراي نگهبان قرائتي جديدتر را به مدد مجمع تشخيص مصلحت نظام از قانون اساسي ارايه دهد!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 1:1  توسط نگار سلیمانی  | 

خاتمي را دوست دارم ... حتي اگر ديگر هيچگاه داوطلب صندلي قدرت در ايران نشود ...


يك دوست عزيز از سرزمين سبز گلستان، به نام رضا ميانداره كه صاحب قديمي‌ترين وبلاگ طبرستان نيز هست؛ تحليل ارزشمندي از مزايا و معايب آمدن سيد عزيز، محمّد خاتمي ارايه داده است كه بدون پيشداوري توجه خوانندگان گرامي نگارك‌ها را به خواندن آن يادداشت با عنوان: «آمدن خاتمي يا نيامدن خاتمي» جلب مي‌كنم.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم تیر 1387ساعت 15:4  توسط نگار سلیمانی  | 



در يادداشت دوّم تيرماه - در همين وبلاگ - خاضعانه و صميمانه از جناب اخوي بزرگ اردشيرخان لاريجاني كه صحن بهارستان را در جريان يك كودتاي كاملاً تميز، بهداشتي و بدون خونريزي به تصاحب درآورده بود، استدعا كردم كه نگذارد ماجراي خفت‌بار عقب‌نشيني در جريان 444 روز گروگانگيري كارمندان سفارت آمريكا در تهران، فتواي سلمان رشدي و جام زهر 598 تكرار شده و اينبار، ايران با پذيرش بسته پيشنهادي 5 به علاوه يك نشان دهد كه پيرو پند كنفسيوس حكيم بوده و ياد گرفته است: «درختي كه در برابر باد نمي‌ايستد و خم مي‌شود، پايدارتر است.»
خوشبختانه انگار جناب علي‌آقا پيام ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 15:53  توسط نگار سلیمانی  | 

رفته بوديم تا ستم را نشانه گيريم
امّا ...
يادمان رفت كه براي اصابت دقيق تيرهامان به سيبل ستم، بايد از كمان دانش مدد بگيريم، نه كمان كينه و بغض و تعصب و انتقام و خشم و ...

كاش يادمان مي‌آمد كه تنها جوامعي "ستم" را مهار كرده‌اند و بر آن افساري پولادين زده‌اند كه نخست به جنگ «جهل» رفته‌اند ...
و بعد از عدالت و آزادي و دانش سخن رانده‌اند ...
كاش ما نيز نخست تيرهامان را به سوي سيبل «جهل» نشانه گرفته بوديم ... آن هم با كمان دانش ...

راستي! چرا نه «درست» نشانه گرفتيم و نه نشانه را «درست» گرفتيم؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 12:3  توسط نگار سلیمانی  | 


 
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 16:39  توسط كامران بختياري  | 


انگار ديگر بايد عادت كنيم كه هر جا محمود احمدي‌نژاد پابگذارد، بايد منتظر يك بمب خبري باشيم كه متأسفانه اغلب آنها نيز در نهايت به اثرات واقعي و تخريبي يك بمب در جامعه مي‌انجامد تا وجه مثبت خبري و مفرح آن! امروز هم در مراسم روز زن كه قسمت‌هايي از آن در بخش خبري 20:30 پخش شد، اتفاق‌هاي جالبي با حضور رييس‌جمهور و همسرش افتاد. مثلاً هنگامي كه قرار شد تا از 15 زن نمونه كشور قدرداني شود، در دو مورد احمدي‌نژاد منتظر نماند تا منتخبين به نزدش بيايند، بلكه خودش به نزد آنها رفت و جايزه‌ي آنها را با اين پرش استثنايي داد. از جمله وقتي كه مي‌خواست از همسر شهيد مطهري قدرداني كند.

بوسه معروف سال قبل برايش عبرت نشد!


به هر حال فارغ از اينكه با همسر مرتضي مطهري همراه هستيم يا نه، به نظرم اين هنجارشكني و نوآوري محمود خان، به ويژه در سال خلاقيت و نوآوري، شاهكار بود و مرا ياد جمله‌ي هاشمي رفسنجاني در اولين جلسه مجمع تشخيص مصلحت نظام انداخت كه از احمدي‌نژاد به عنوان نخستين نوآوري سال در مجمع ياد كرد!
امّا به نظر من شگفتانه‌ي اصلي اين مراسم (همان سورپرايز سابق!) زماني بود كه جناب رييس‌جمهور نه‌تنها زنان شاغل را به زاد و ولد بيشتر تشويق كرد، بلكه صراحتاً گفت: دست چنين زناني را بوسيده و حقوق‌شان را هم كامل پرداخت كرده و از آنها مي‌خواهيم تا نيمه وقت در اداره حاضر باشند (تشويق شديد حضار). يعني از اين به بعد اگر هر زن شاغلي ازدواج كند، دو ساعت كمتر كار خواهد كرد و اگر يك بچه داشت يك ساعت ديگر از ساعات حضورش در اداره كاسته شده و اگر دو بچه داشت، آنگاه مي‌تواند با خيالي آسوده و نيمه وقت كاركرده، حقوق كامل دريافت كرده و منتظر باشد تا رييس جمهور محبوب و تو دل بروي ما، دستش را هم ‌ببوسد!


در حقيقت اگر قانون جديد احمدي‌نژاد تصويب شود، عملاً ديگر هيچ كارفرمايي تمايل به استخدام هيچ دختر جواني نخواهد داشت؛ مگر آنكه صاحب مؤسسه‌اي دولتي باشد كه سود و زيان در آن اهميتي ندارد. همچنين هيچ زني نخواهد توانست مدير هيچ اداره‌اي شود، چرا كه مديران با شرايط پيچيده‌ و نابسامان كنوني نياز به 25 ساعت حضور در محل كار خود دارند نه 4 ساعت!
و نكته‌ي آخر بحث زيست‌محيطي توصيه‌ي رييس‌جمهور است كه سبب خواهد شد، اراضي كشاورزي و جنگلي بيشتري تخريب شده و به واحدهاي مسكوني تبديل شده و ايران به مرز بحران آب (سرانه 1750 متر مكعب در سال) برسد.
حالا شما بگوييد: اين بمب آخرين محمود خان، آيا كمتر از يك بمب واقعي تخريب داشت يا خواهد داشت؟!

سايت رياست جمهوري: دكتر احمدي نژاد در بخش ديگري از سخنان خود از ارائه لايحه دولت به مجلس درباره كاهش زمان حضور زنان و مادران شاغل در دستگاه هاي دولتي خبر داد و گفت: دولت در تلاش است تا لايحه اي به مجلس ارائه دهد كه براساس آن زمان فعاليت مادراني كه در نهادهاي دولتي مشغول به كار هستند كمتر شود به طوري كه مقدار زماني كه مادران در خانه كار مي كنند نيز جزو وظايف اداري آنها محسوب شود.

دم نوشت:

جالبه كه بخشي از سخنان رييس جمهور در سايت نهاد مربوط به خودش هم سانسور شده است!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 23:9  توسط نگار سلیمانی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 23:36  توسط كامران بختياري  | 

    روانشناسان معتقدند كه اگر در برابر بچه‌ي پرخاشگر و تندخو نايستيم، آن بچه اين پيام را دريافت مي‌كند كه: اگر مي‌خواهي به هدف برسي، بايد داد بزني و چيزي را بشكني يا دري را محكم به بندي يا خلاصه بي‌قانوني كني و نفس‌كش به طلبي.
    در باره‌ي رابطه‌ي غرب با ايران هم كم و بيش و البته بلاتشبيه! چنين اصلي ظاهراً حكم‌فرما شده است. كافي است نگاه كنيد كه چگونه در طول سه دهه پس از پيروزي انقلاب اسلامي همواره غربي‌ها به رهبري ايالات متحده آمريكا، ايران را از هر گونه امتيازي محروم ساخته و حتي دارايي‌هاي ايران را كماكان بلوكه كرده و با پيوستن جمهوري اسلامي به سازمان تجارت جهاني هم مخالفت مي‌كردند.
    امّا به مجرد آنكه دانستند كه خطر ايران جدي است و اين طفل نوپا انگار تاتي تاتي كنان داره به سلاح خطرناك اتمي هم مجهز مي‌شه، شروع كردند به فرستادن بسته‌هاي تشويقي و مشوق‌هاي رنگارنگ كه موافقت با پيوستن ايران به سازمان تجارت جهاني يكي از كم‌اهميت‌ترين موارد آن است.

كيك زرد معروف!


    به عبارت ديگر، آمريكا و اروپا بر اين باورند كه اگر ايران دست از غني‌سازي اورانيوم بردارد، آنگاه نه‌تنها تضمين‌هاي امنيتي به وي داده و دست وي را حتي در پژوهش‌هاي فضايي باز نگه مي‌دارند، بلكه تمامي تحريم‌هاي اقتصادي را ملغا كرده و بدون پيش‌شرط مي‌توانند رايس و متكي با هم گپ زده و نسكافه نوش جان كنند! گور باباي حقوق بشر و سانسور و اختناق و تهديد آزادي‌هاي فردي و مذهبي و حكم قصاص نوجوانان و سنگسار در ايران!
    و اين همان پيام خطرناكي است كه غرب دارد به دولت‌هاي قلدر مي‌دهد. درصورتي كه آمريكا و اروپايي‌ها براي اينكه حسن نيت خود را ثابت كنند و نشان دهند كه تا چه اندازه ژست دموكراسي‌خواهي و آزادي‌طلبي در آنها واقعي است، بايد چنين مشوق‌هايي را به دولت‌هاي سر به راهي مي‌دادند كه همواره به خواست جامعه‌ي جهاني احترام گذاشته و هيچگاه از حربه‌ي تهديد براي حصول به نتيجه استفاده نكرده‌اند.

سولانا مي كوشد تا جنگ ديگري درنگيرد!


    از ديگر سو، رهبران ايران هم نشان داده‌اند كه افراد بسيار جاه‌طلب و حريصي هستند و هيچگاه زمان درست پيشروي يا عقب‌نشيني، صلح يا جنگ را درنمي‌يابند. از اين رو، همانگونه كه در ماجراي فتح خرمشهر حاضر به پذيرش صلحي شرافتمندانه و غرورآميز نشدند تا اينكه جام زهر را خوردند. امروز هم آنقدر براي اين بسته‌هاي تشويقي ناز مي‌كنند تا سرانجام يا مجبور به خوردن جام زهر دوّم شده و يا سرنوشت صدام‌حسين را تجربه كنند.

    بنابراين، لطفاً آقاي لاريجاني عزيز!
   يه كاري كن اين احمدي‌نژاد نازنين بي‌خيال كيك زرد شود و بگذار براي يكبار هم كه شده، ماجرايي بدون آبروريزي و به نفع همه مردم جهان تمام شود، نه مانند ماجراي آزادسازي گروگان‌هاي آمريكايي يا قبول قطعنامه 598.
    آنگاه البته در گام بعدي مي‌توانيد كماكان پيگير اين حرف حق خود باشيد كه چرا تمامي خاورميانه از سلاح اتمي پاكسازي نشود؟! و چرا در همه‌ي معادلات، اسراييل را چون يك فرزند عزيزدوردانه بايد نگريست كه از هر محدوديتي معاف است؟ 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 18:22  توسط نگار سلیمانی  | 

    كمتر كسي مي‌توانست فكر كند كه وقتي وزير 8 ساله و وفادار دولت سيد محمّد خاتمي در بخش مسكن به صحن قرمزرنگ مثلث شيشه‌اي بيايد، اينگونه سياست‌هاي پفكي دولت احمدي‌نژاد به لرزه نيافتد! امّا در آن سو، كمتر فردي را هم شايد بتوان سراغ گرفت كه گمان مي‌كرد يك دولتمرد همزبان با علي دايي، اينگونه شفاف حرف دل مردم را در باره‌ي قهرمان نامي ورزش ايران بر زبان آورد و به انتقاد از وي بپردازد! آن هم دولتمردي كه ظاهراً قرابتي با ورزش و فوتبال هيچگاه نداشته است.
   امّا امشب در مثلث شيشه‌اي اين اتفاق افتاد و  ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 23:56  توسط نگار سلیمانی  | 


 
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 23:47  توسط كامران بختياري  | 

امشب در برنامه مثلث شيشه‌اي، به بهانه‌ي سالگرد شهادت دكتر مصطفي چمران، برادر ميراث‌خوارش كه 9 سال از او كوچكتر است، مهمان برنامه بود. درست مثل شمس كه تا مدتها به بهانه جلال آل احمد در رسانه حضور مي‌يافت ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 23:8  توسط نگار سلیمانی  | 

    موسسه مرسر هفته گذشته بهترین و بدترین شهرهای جهان را از نظر کیفیت و امنیت معرفی کرد که مطابق معمول بغداد در رتبه ۲۱۵ قرار گرفت و عنوان ناامن ترین شهر جهان را به خود اختصاص داد و زوریخ هم بهترین شهر شد. جالب اینکه دبی در خاورمیانه بهترین شهر انتخاب شد با رتبه ۸۰ و از نظر امنیت نیز رتبه ۴۹ آورد. چشم دولتمردان ایرانی روشن تر!

    راستی! کسی خبر داره تهران کجای این لیست قرار گرفته؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 15:18  توسط الف. هخامنش  | 


 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 14:40  توسط كامران بختياري  | 


امشب – 24 خرداد 87 – بدون شك يكي از خنده‌دارترين برنامه‌هاي زنده تلويزيوني در قالب مثلث شيشه‌اي از شبكه 5 سيما پخش شد و بار ديگر ثابت كرد كه حق فيروز كريمي خورده شده! او مي‌توانست در شمار طناز‌ترين مجريان تلويزيوني ايران باشد و به راحتي با حضورش در هر برنامه‌اي، بيننده‌ي پرشمار آن را تضمين كند. امّا اينجا هم خداوند اشتباهي تاس ريخت و فيروز كريمي شد مربي فوتبال، آن هم در ليگ ايران!
شايد مهمترين ويژگي فيروز خان اين باشد كه او عباراتي به شدت طنزآميز را با لحن و آوايي خشك و جدي بيان مي‌دارد و از اين منظر، به هنرپيشه جاودان سينماي كمدي كلاسيك هاليوود، باستر كيتون پهلو مي‌زند.
اما به ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 23:12  توسط كامران بختياري  | 

بیش از این شرح؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 9:30  توسط الف. هخامنش  | 

فیلترینگ وبلاگ‌ها و سایت‌های شخصی و خبری امری مخالف اصول اولیه آزادی بیان و عقیده، حقوق بشر، گردش آزاد اطلاعات،‌اعلامیه جهانی حقوق بشر (كه دولت ایران رسما آن را امضا نموده است) و حتی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است و دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است سریعا نسبت به پایان این روند اسفبار اقدام كند.

ما جمعی از وبلاگ‌نویسان ایرانی، بدینوسیله اعتراض شدید خود را نسبت به روند تحدید آزادی بیان و عقیده در ایران كه با روی كار آمدن دولت نهم روبه فزونی گذاشته اعلام كرده و خواهان رفع فیلتر از تمام وبلاگ‌های فیلتر شده در سال‌های اخیر هستیم.

 

دوستان وبلاگ‌نویسی كه تمایل دارند امضایشان در پای این بیانیه درج شود، به تارنمای بوی خاك مراحعه كنن 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 13:45  توسط نگار سلیمانی  | 

اين تصاوير متعلق است به غروب 15 خرداد ماه 1387 در پارك پرديسان تهران؛ پاركي كه اين روزها بدل شده به خانه‌ي نخست بادبادك‌بازهاي حرفه‌اي و نيمه‌حرفه‌اي و آماتور تهراني!
البته ماشين‌بازها نيز پارك پرديسان را دوست دارند ... حتي اگر ايام، ايام ارتحال باشد! آنها عشق و حال خودشان را مي‌كنند!!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 0:37  توسط پ. رسول  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 16:26  توسط نگار سلیمانی  | 


سه شنبه گذشته، موسسه معتبر گالوپ اين پرسش را با شهروندان آمريكايي مطرح كرد كه آيا شما نيز طرفدار گفتگوي بي قيد و شرط با ايران هستيد يا خير؟
پاسخ را شب گذشته احمدرضا بهارلو، در برنامه ميزگردي با شما با مهمان برنامه‌اش، دكتر كالابريزي، استاد دانشگاه آمريكن مطرح كرد. وي گفت: 6 نفر از هر 10 شهروند آمريكايي به اين پرسش پاسخ مثبت داده بودند. به ديگر سخن، از هم‌اكنون مشخص است كه يكي از انتقادهاي جدي مك كين از اوباما كه وي را به دليل پيشنهاد گفتگوي بدون قيد و شرط با ايران و كوبا به چالش كشانده و او را متهم به بي‌تجربگي سياسي كرده بود، از نظر مردم آمريكا و رأي دهندگان در نوامبر 2008 اعتباري كه ندارد، هيچ؛ يك نكته مثبت هم براي اوباما محسوب مي‌شود.
شاهدي ديگر كه نشان مي‌دهد، جمهوري‌خواهان از هم‌اكنون بايد براي سال 2012 برنامه‌ريزي كرده و بي‌خيال كاخ سفيد در دوره 2008 الي 2012 شوند!

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 4:46  توسط نگار سلیمانی  | 

هر چند هنوز چند ساعتي تا پايان رسمي انتخابات در دو ايالت داكوتاي جنوبي و مونتانا باقيمانده است، اما همه چيز حكايت از آن دارد كه هيلاري كلينتون، پس از آنكه نتوانست حمايت جيمي كارتر به عنوان يكي از رهبران پرنفوذ حزب دموكرات را بدست آورد، پذيرفته است كه بايد هر چه در توان دارد به كار بندد تا اوباما بتواند به كاخ سفيد راه يابد.
و اين شايد پايان تراژدي غم‌بار خانواده‌ي كلينتون‌ها در صحنه‌ي سياست آمريكاست. چرا كه فرزندان آنها نيز بارها اعلام كرده‌اند كه هرگز شركت در صحنه داغ سياست براي آنها جذابيتي نداشته و نخواهد داشت.
بي شك پيروزي اوباما و اتحاد اغلب رهبران پرنفوذ اردوگاه دموكرات‌ها و بيشتر ابرنماينده‌هاي قدرت‌مدار حزبي بر روي اين جوان سياهپوست آفريقايي‌تبار، حكايت از آن دارد كه جامعه‌ي امروز آمريكا تا چه اندازه از سياست‌بازي كهنه سياستمدارهاي نومحافظه كار خود خسته شده و شديداً نياز به تزريق خون تازه و نگرش جديد دارد.
و اين همان كابوسي است كه مك كين و جمهوري‌خواهان طرفدارش سخت از آن بيمناكند. در حقيقت، شايد تنها كسي كه در اردوگاه جمهوري خواهان مي‌توانست به عنوان يك رقيب جدي در برابر اوباما قدعلم كند، كسي نبود جز بانوي مقتدر ساختمان وزارت خارجه، كاندوليزا رايس. فردي كه بي شك در انتخابات 2012 مي‌تواند رقيبي جدي براي اوباما به حساب آيد؛ اگر باراك نتواند به وعده‌هايي كه داده است عمل كند.
بنابراين، از همه طرفداران عزيز جمهوري‌خواه مي‌خواهم كه انتخابات 2008 را فراموش كرده و از هم‌اكنون در انديشه راهكارهايي باشند كه به مدد آنها بتوانند براي پيروزي رايس قدمي استراتژيك بردارند!

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 0:4  توسط نگار سلیمانی  | 


علي دايي بي‌شك نه‌تنها پرافتخارترين فوتباليست ايران، كه يكي از شناخته‌شده‌ترين ورزشكاران ايراني و داراي شخصيت و اعتباري بين‌المللي است. از همين رو، وقتي ديروز در يكي از سرنوشت‌سازترين مسابقات ملّي تيم فوتبال ايران، جمعيتي كمتر از 25 هزار نفر در ورزشگاه آزادي حضور يافته بودند تا از نزديك ياران دايي را در مواجهه با تيم ثروتمند و مغرور امارات متحده عربي تشويق كنند، بيش از همه دلم براي دايي سوخت و نگران اين سرمايه ملّي كشور شدم. بخصوص وقتي يادمان مي‌افتد كه همين يكي دو هفته پيش، براي ديدن يك مسابقه‌ي باشگاهي بيش از يكصدهزار نفر در آزادي حضور داشتند و با چه شور و اشتياقي از ياران افشين قطبي حمايت كردند و برايش اشك شوق ريختند.
چگونه است كه مردم براي افشين قطبي و شاگردانش اينگونه سر و دست مي‌شكنند؛ افشيني كه تمام دوران حضور ورزشي‌اش در ايران به يك‌سال هم نمي‌رسد، امّا براي دايي و يارانش با آن سابقه‌ي درخشان بازيگري و مربي‌گري، با خاطره‌هاي بي‌مانندي چون ملبورن استراليا (حماسه 8 آذر) و پيروزي در برابر آمريكا و بارها تصاحب مقام‌هاي آسيايي و حضور در معتبرترين ليگ‌ها و باشگاه‌ها و بازي‌هاي بين‌المللي، حاضر نيستند كه چنين كنند و حتي 100 نفر هم براي ديدن تمرين ملي‌پوشان حاضر نمي‌شوند؟!
دايي بايد بداند كه در اين مملكت هيچكس بيشتر از خود فرد نمي‌تواند به خودش كمك كند، اگر مي‌خواهد محبوب قلوب مردم باشد و بماند، بايد بداند كه با عصبانيت و دشنام فرستادن و اتهام‌زدن و لابي كردن با خدا، فقط و فقط اعتبار و جايگاه استثنايي‌اش را از دست مي‌دهد و بس. دايي مگر فراموش كرده است كه مجلس هفتم را مجلس امام زمان مي‌خواندند؟ ببيند كه چگونه دو سوّم نمايندگان آن مجلس اينك در مجلس هشتم جايي ندارند و مردم به آنها پشت كردند. دايي مگر يادش رفته كه اعضاي كابينه مهرورزي محمود احمدي‌نژاد هم با خدا لابي كرده و ميثاق‌نامه‌هاي‌شان را در چاه جمكران انداختند و امام زمان را پارتي خود قرار دادند ... و حالا كار به جايي رسيده كه علاوه بر وزير رفاه و تعاون و رييس سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور، وزراي آموزش و پرورش، نفت، صنايع، اقتصاد، كشور و ده‌ها مدير ارشد و مياني‌اش را نيز نمي‌تواند تحمل كند و كارنامه‌ي شرم‌آوري از خود باقي گذاشته كه هرگز هيچ دولت ديگري در طول يك صد سال اخير مملكت از خويش باقي ننهاده است.
دايي بايد ياد بگيرد كه وقتي تيمش نتيجه نمي‌گيرد، بايد مرد و مردانه در زمين بماند و دستي به سر و گوش شاگردانش بكشد و مسئوليت عدم نتيجه‌گرفتن را متوجه خود بداند. دايي بايد باور كند كه مردم به خوبي همه چيز را درك مي‌كنند و آنگاه است كه براي داشتن چنين ورزشكار جوانمردي به او افتخار خواهند كرد. قطبي مگر چه كرد كه اينگونه محبوب قلوب همه شد؟ مگر جز اين بود كه هيچگاه خشمناك نشد و تقصير را به گردن كسي نينداخت و مسئوليت را تماماً پذيرفت و با احترام از رقبايش ياد كرد.
اينجاست كه ياد سخنان صفايي فراهاني كه مي‌افتم، چاره‌اي ندارم جز آنكه ناخودآگاه به احترام درايت و آينده‌بيني‌اش كلاه از سر بردارم. صفايي فراهاني همان زمان كه اعلام شد، فدراسيون فوتبال بي عرضه‌ي كفاشيان سرانجام با دايي به توافق رسيده و سكان هدايت تيم ملي را به او سپرده است، به صراحت هشدار داد كه نبايد با يك سرمايه ملي وطن كه مي‌توانست تا سال‌ها همچنان براي فوتبال و ورزش ايران اتوريته و اعتبار و افتخار به همراه آورد، اينگونه برخورد كرده و ناتواني‌هاي مديريتي خود را در زير سپر دايي پنهان كنيم و بدين ترتيب، اسطوره علي دايي را نيز براي هميشه نابود سازيم.
به هر حال، خوشبختانه يا متأسفانه آنچه كه گذشت، ديگر گذشته و زمان را نمي‌توان به عقب بازگرداند. دايي بايد در اين فرصت باقيمانده فقط و فقط مهرباني و اتحاد و همدلي و خونسردي را به تيمش تزريق كند. دايي بايد ياد بگيرد كه بخندد و مسئوليت همه چيز را مردانه برعهده بگيرد. دايي بايد ياد بگيرد كه وقتي بازي تمام مي‌شود، به جاي آنكه مثل بزد‌ل‌ها سريعاً زمين بازي را ترك كرده و از نگاه خبرنگارها و مردم مخفي شود، به نزد مربي حريف رفته، به او تبريك گفته و با احترام از تلاش شاگردانش دفاع كند و به آنها روحيه دهد.
فقط در آن صورت است كه دايي مي‌تواند در قلب هموطنانش تا ابد دايي بماند، حتي اگر در بازي برگشت در امارات متحده عربي تيمش شكست خورده و از دور مسابقات حذف شود.
بياييم همه براي موفقيت تيم ملي ايران و علي دايي عزيز كه مي‌دانم عاشقانه وطنش و مردمانش را دوست دارد، دعا كنيم تا بتواند اين مهرباني و عظمت دروني را بروز داده و به تيمش منتقل سازد.

انشاالله

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 13:33  توسط الف. هخامنش  | 


    امشب – 13 خرداد 87- مهدي كروبي مهمان رضا رشيدپور در برنامه‌ي پرطرفدارش، مثلث شيشه‌اي بود. فردي كه صراحتاً اعلام داشت كه بيش از 50 درصد امكان دارد كه در دوره‌ي بعد مجدداً كانديداي رياست جمهوري شود و باز مؤاكداً تأييد كرد كه از هم‌پيمانان خود در مجلس هشتم خواسته است تا به علي لاريجاني رأي دهند، چرا كه او را فردي قدرتمندتر در مقام رياست مجلس مي‌داند. البته شيخ ساده دل ما اين را هم اضافه كرد كه توصيه من به كانديداهاي رياست جمهوري دوره بعد اين است كه اصلاً نخوابند! تا آن بلايي كه سر وي آمد (منظور اعلام نام احمدي‌نژاد به جاي وي به عنوان رقيب هاشمي رفسنجاني در دوره دوم در دقيقه 90)، سر ديگران نيايد!
    اما از اين نكات طنزآميز مصاحبه مهدي كروبي كه بگذريم، مي‌رسيم به دو رويداد مستندي كه در زمان مجلس سوم اتفاق افتاد؛ مجلسي كه كروبي رياست آن را برعهده داشت. وي براي آنكه نشان دهد امام خميني تا چه اندازه به شعار «ميزان رأي ملت است» پايبند است، گفت: يكبار ما قانوني را در مجلس تصويب كرديم كه بعداً متوجه شدم، امام از تصويب اين قانون بسيار ناراحت شده است، اما حاضر نشد كه ناخشنودي خود را علني سازد؛ امّا من فرداي آن روز يك طرح دوفوريتي به صحن مجلس بردم و سازمان بهزيستي را مجدداً به نهاد نخست‌وزيري ملحق نمودم كه بعدها هم زير نظر رياست جمهوري به فعاليت خودش ادامه داد!
    آخه يكي نيست بگويد: اگر امام مخالف اعمال سليقه خود بود، تو چرا بر خلاف آن رفتار كردي؟ و اگر چنين كردي، چرا امام مجدداً به شما تذكر نداد؟!
    مورد دوّم كه از اولي هم خنده‌دار‌تر بود، مربوط مي‌شود به قانوني در باره وزارت اطلاعات كه امام از ورود اين بحث به مجلس ناراحت بودند، امّا خودشان گفتند: چون فكر نمي‌كردم رأي بياورد، به شما تذكر ندادم!! ولي متأسفانه رأي آورد و حتي آقاي هاشمي رفسنجاني وقتي ناخشنودي امام را ديد، گفت: اگر اجازه دهيد همين فردا قانون را عوض كنيم! كه البته امام اجازه ندادند!
    حقيقت اين است كه با استماع اين گفتگوي خنده‌دار بيش از پيش به اين باور رسيدم كه امام تا چه اندازه ديكتاتور و خودرأي بوده  و حتي در مورد گران شدن هر كالايي هم دستور داده بود تا مراتب را پيش‌تر به آگاهي‌اش برسانند!
   جالب اينكه گاف‌هاي مسلسل‌وار جناب كروبي چنان گل انداخته بود كه رسانه جناب ضرغامي هم بيش از 30 دقيقه بر وقت برنامه رضا رشيدپور افزود (البته باز هم تعداد شرکت کنندگان در مسابقه پیامک برنامه به ۷۷ هزار نفر هم نرسید)! رشيدپور هم ترجيح داد فقط از حال و روز فرزند دوم (تقي) كه جانباز است و فرزند آخري (ياسر) كه كمك حال مادرش است بپرسد و هيچ اشاره‌اي به دو فرزند ديگر كروبي نكند!

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 0:20  توسط نگار سلیمانی  | 

    خبرهاي رسيده از توافق جديد سران حزب دموكرات بر سر نحوه‌ي احتساب هیأت‌های نمایندگی ایالت‌های فلوریدا و میشیگان حكايت از آن دارد كه باراك اوباما يك گام مهم ديگر به پيروزي بر رقيب هم حزبي‌اش نزديك‌تر شده است.

    ضمن دعوت براي خواندن خبر بي بي سي، مي‌خواستم بدانم سياوش 64 در چه روز و روزگاراني به سر مي‌برد؟!

توافق حزب دمکرات و ضربه انتخاباتی به کلینتون

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 2:49  توسط نگار سلیمانی  | 


    اين دو تصوير را كه مي‌بينيد، خيابان‌ها و معابر عمومي يكي از پرجمعيت‌ترين شهرهاي هندوستان و جهان به نام بمبئي را نشان مي‌دهد. همان گونه كه ملاحظه مي‌كنيد، آسمان اين معابر عمومي با تراكم بيش از حدي از سيم و كابل پرشده است. اما جالب اين است كه اغلب اين سيم و كابل‌ها به دليل اتصال تلفن خانگي است و نه برق منازل!
    به گفته هوشنگ توزيع در برنامه ساعت 25 شبكه اميد ايران، تكنسين‌هاي ارزان قيمت و باهوش هندي كه به زبان انگليسي نيز تسلط دارند، وظيفه تعمير تلفني ارباب رجوع آمريكايي و اروپايي خود را برعهده گرفته‌اند كه رايانه شخصي‌شان دچار مشكل شده است!
    نگاه كنيد كه دهكده جهاني تا چه اندازه دارد معني پيدا مي‌كند!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 2:13  توسط الف. هخامنش  | 


لحظاتي پيش برنامه‌ي ورزش از شبكه دوم سيما به پايان رسيد، در حالي كه تقريباً تا لحظات پاياني برنامه اميدوار بود كه افشين قطبي را پيش از خروج از كشور در برنامه‌ي خود ببيند! اما در نهايت مجبور شد تا صراحتاً اعلام كند: افرادي نگذاشتند تا افشين قطبي به شبكه دوم بيايد. او همچنين اين پرسش سنگين را از كادر هيأت مديره باشگاه پرسپوليس مطرح كرد: چرا افشين قطبي در ايران نماند؟! و چرا هيأت مديره پرسپوليس نتوانست اين مربي موفق و بسيار محبوب را در تيم حفظ كند؟ كوثري با اشاره به اينكه به هيچ وجه موضوع مالي مطرح نبوده و افشين اعلام كرده كه قرارداد را سفيد امضاء خواهد كرد، اين علامت تعجب حيرت‌آور را مطرح كرده كه چرا كادر هيأت مديره پرسپوليس نتوانسته به خواسته‌هاي افشين قطبي چراغ سبز نشان دهد؟! مگر افشين چيزي جز حق انتخاب تيم همكار خودش را خواسته بوده است؟
واقعاً خجالت‌آور است كه مديريت پرسپوليس افرادي چون حميد استيلي و مرزبان را بر افشين قطبي ترجيح داده است.
به هر حال از حبيب كاشاني انتظار مي‌رود كه يا به صورت شفاف اين اظهارات را تكذيب كرده و واقعيت را بگويد و يا هرگونه كه امكان دارد افشين قطبي را در ايران نگه دارد.
افشين حدود 24 ساعت ديگر از فرودگاه امام خميني، تهران را براي هميشه ترك خواهد كرد؛ حداقل از طرفداران حقيقي پرسپوليس اين انتظار مي‌رود تا با تجمع در فرودگاه امام، آخرين كوشش‌هاي خود را براي ممانعت از رفتن اين مربي فرهنگ‌ساز و جنتلمن مصروف دارند.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 1:46  توسط الف. هخامنش  | 


برژينسكي را نسلي كه در بهمن 1357 انقلاب كرد، خوب مي‌شناسد. او در حقيقت دست راست جيمي كارتر رييس جمهور وقت آمريكا بود و هنوز كه هنوز است، بسياري از سلطنت‌طلبان مخالف رژيم كنوني ايران، بر نقش پررنگ وي در سقوط دومين و آخرين پادشاه سلسله پهلوي در ايران تأكيد مي‌ورزند.
اما برژينسكي همچنان در صحنه سياست آمريكا در شمار شخصيت‌هاي پرنفوذ به شمار مي‌رود و بسياري حتي بر اين باورند كه قبح رابطه اعراب با اسراييل و فروريزي امپراطوري شوروي سابق را بايد به حساب نوع ديالوگ وي و ديگر تمهيدات هوشمندانه‌ي اين ديپلمات كهنه‌كار آمريكايي گذاشت. به بياني صريح‌تر، برژينسكي در اردوگاه دموكرات‌ها همان قدر اعتبار و احترام دارد كه هنري كسينجر در اردوگاه جمهوري‌خواهان.
از همين رو، مصاحبه اخير وي با خانم ستاره درخشش، مجري بخش فارسي تلويزيون دولتي صداي آمريكا مي‌تواند بسيار حايز اهميت باشد. مصاحبه‌اي كه در آن وي به صراحت اعلام كرد: دموكراسي موجود در همين رژيم كنوني جمهوري اسلامي – با همه‌ي ايرادهايي كه بر آن وارد است – از دموكراسي موجود در برخي كشورهاي منطقه و حتي روسيه كنوني بهتر است! او همچنين به دلايل حمايتش از باراك اوباما اشاره كرد؛ دلايلي كه مي‌توانيد مشروح آن را امشب  - 10 خرداد 87 - در بخش خبري فارسي صداي آمريكا خودتان بشنويد و ببينيد.

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 12:29  توسط نگار سلیمانی  | 

    طفلکی! وقتی مجبوری با چنین بر و روی زیبایی به عقد چنین داماد زه وار درفته ای درآیی ... چاره ای نداری جز آنکه تا دم در کلیسا سیگار بکشی ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 11:45  توسط الف. هخامنش  | 


مطابق نتايج حاصل از تازه‌ترين نظرسنجي صورت گرفته در ايالات متحده آمريكا كه توسط مرکز تحقيقات Pew در واشنگتن دي سي صرورت گرفته است، در صورت رقابت نهايي بين اين دو سناتور امريکايي، چهل و هفت درصد مردم امريکا به اوباما و چهل و چهار درصد به مک کين راي خواهند داد. اين در حالي است كه بر طبق اين نظرسنجي چنانچه رقابت نهايي بين هيلاري کلينتون و مک کين اتفاق افتد، آنگاه، سناتور نيويورک ( کلينتون ) چهل و هشت درصد آرا و سناتور آريزونا ( مک کين ) چهل و چهار درصد آرا را به خود اختصاص خواهند داد. يعني از ديد راي‌دهندگان آمريكايي، خانم كلينتون با يك درصد اختلاف بيشتر مي‌تواند مك كين را شكست دهد. هرچند همچنان همين نظرسنجي مي‌گويد: پنجاه و چهار درصد راي دهندگان دموکرات معتقدند اوباما نامزد اين حزب در انتخابات ماه نوامبر خواهد بود.
از اين نظرسنجي چنين بر‌مي‌آيد كه آمريكايي‌ها معتقدند: برنده نهايي انتخابات نوامبر 2008 ، دموكرات‌ها خواهند بود و كاخ سفيد پس از 8 سال، دوباره به كانديداي حزب دموكرات لبخند خواهد زد. هرچند به نظر مي‌رسد، طولاني شدن بيش از پيش رقابت در اردوگاه دموكرات‌ها ممكن است انرژي و شور رقابت اصلي را در بين آنها كم‌رنگ سازد. درست مثل فينال جام جهاني 1990 ايتاليا كه در آن يك پاي فينال، آلمان بود كه نسبتاً با راحتي توانست خود را به فينال برساند، اما در آن سوي ميدان، تيم ديه گو آرماندو مارادونا مجبور بود تا از پس كشورهايي چون برزيل و ايتاليا برآيد و نيز چند بازي آخر نيز به وقت اضافه و پنالتي كشيده شد و سرانجام، در فينال، وقتي كه آرژانتيني‌ها رمق خود را از دست داده بودند، اين آلمان‌ها بودند كه به لطف يك پنالتي مشكوك از سوي داور مكزيكي بازي و اتوريته سرمربي سرشناس‌شان (بكن باير)، جام را بالاي سر بردند.

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 10:55  توسط كامران بختياري  | 


    بعد از حضور پولاد خان كيميايي در مثلث شيشه‌اي ديشب، كه به نظرم بيشتر براي پولاد نمره منفي داشت تا مثبت، بخصوص وقتي نتوانست در سه جمله ايران را توصيف كند و يا وقتي كه گفت: اولين چيزي كه با خود به تبعيد در يك جزيره مي‌برم، كرم ضد آفتاب است!
    بگذريم ... در انتهاي برنامه با نمايش چهره اين 4 مربي سرشناس ايراني، پرسيد كه به نظر شما كداميك فردا مهمان مثلث شيشه‌اي خواهند بود؟
1- افشين قطبي
2- علي دايي
3- امير قلعه‌نويي
4- فيروز كريمي


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 17:50  توسط الف. هخامنش  | 

  شما را نمي‌دانم، اما من گمان نمي‌برم با چنين ابتكاراتي بتوان كينه عميق بين اعراب و اسراييلي‌ها را از بين برد!

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 11:22  توسط الف. هخامنش  | 

     خوب به اين تصوير دلخراش و تكان‌دهنده دقت كنيد ... نگاه كنيد كه هنرمند عكاسي كه پشت اين دوربين ايستاده، چگونه و با چه ظرافتي به اندازه ده ها خطابه و مقاله و قطعنامه نشان داده كه مردم در كنيا به استيصال و درماندگي كامل رسيده‌اند ...
       درود بر شرف چنين خبرنگاران و عكاسان هنرمند و جان بر كفي ...
 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 11:19  توسط الف. هخامنش  | 

پليس ژاپن و اشتباهات خنده دارش!


     گويا پليس فرودگاه توكيو، پايتخت ژاپن – كشور استعدادهاي درخشان – ديروز يك گاف بزرگ داده است كه خبرش تا مدتها به سوژه محافل خبري در چهارگوشه‌ي جهان بدل شده و مي‌شود. ماجرا از اين قرار بوده كه مقامات امنيتي فرودگاه براي آگاهي از ميزان آمادگي مأمورين خود، اقدام به جاسازي 10 هزار گرم ماري جوآنا در كيف يكي از مسافران فرودگاه توكيو مي‌كنند. امّا نه‌تنها هيچ يك از بازرسان پليس نمي‌تواند آن كيف و مسافر را شناسايي كند (بخصوص كه سگ هم داشته‌اند!)، بلكه كلاً آن كيف هم ناپديد شده و پليسي كه ماري جوآنا را در كيف يكي از مسافران جاسازي كرده بود، اعلام كرده: فراموش نموده كه در كدام كيف و متعلق به كدام مسافر اين عمل جاسازي را انجام داده است!

ژاپني‌ها بايد بيشتر مراقب باشند تا ديگر چنين حوادثي را در فرودگاه‌هاي خود تجربه نكنند!


    حالا تصور كنيد، آن مسافر بخت برگشته، شب برود خانه و شوهرش (اگر زن باشد) و يا بلعكس زنش (اگر مرد باشد) به صورت تصادفي آن مواد مخدر را در كيف همسر بخت‌برگشته و از همه جا بي‌خبر ببيند! فكر مي‌كنيد كه چه اتفاقي خواهد افتاد؟!
    خلاصه اينكه بايد به اين پليس‌هاي ژاپني گفت: بابا آي كيو!

    توضیح ضروری:

     گویا میزان مواد مخدر ۱۴۲ گرم بوده به ارزش ۱۰ هزار دلار که مترجم رادیو پیام گاف داده است! ممنون از دوست عزیزی که لینک اصلی خبر را در اختیارم قرار داد:

Unsuspecting passenger returns cannabis after sniffer dog test botched at Narita

    تازه مسافر هم سرانجام خودش بسته مواد مخدر را به پلیس بازگردانده است! این هم لینکش:

Airport bungle gives passenger $10,000 in drugs

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 8:32  توسط پ. رسول  | 

اين تصوير سند خوبي است كه مي توان به كمك آن فرد متفاوت را شناسايي كرد!

البته نظير آن را پيش تر هم در عكسي از محسن رضايي و يا تصويری از محمود احمدي نژاد ديده ايم!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 23:28  توسط الف. هخامنش  | 

شهرام جان جزايري!


      لابد با احكام مربوط به مجازات بزرگ سرمايه‌دار خوش‌خنده‌ي وطن، شهرام خان جزايري آگاه هستيد و مي‌دانيد كه بيش از 145 ميليون دلار جناب شهرام خان جريمه شده است. اما نكته جالبش اين است كه اين جريمه‌ها به «دلار» تعيين شده و نه به شتر!
     البته ممكن است عده‌اي از بدخواهان بگويند: مگر 145 ميليون دلار براي شهرام عددي است؟ بخصوص با اين اوضاع رو به سقوط دلار كه حتي مربيان خارجي ليگ امارات هم خواسته‌اند كه حقوقشان به يورو پرداخت شود؟!
     اما پاسخ من به اين عوامل استكبار جهاني آن است كه شما چرا وجه مثبت داستان را نگاه نمي‌كنيد؟ و چرا از اينكه ديگر خبري از چند نفر شتر و چند تن گندم و جو و معادل آن و يا آزادي چند كنيز سياه در احكام قضايي نيست، خوشحالي نمي‌كنيد؟!
     حالا شهرام جان اين پول را دارد يا ندارد، به من چه؟ چشمم كور، دندم (دنده‌ام)نرم! مي‌خواستم منم بلد باشم كه چگونه با لبخند مي‌توان پول درآورد و به ريش همه خنديد!

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 16:4  توسط الف. هخامنش  | 

آيا بين قهر اعضاي كابينه با رييس جمهور مهرورز و قهر خانمها و آقايان متاهل رابطه اي وجود دارد؟!


     تقريباً اين دو خبر با هم اعلام شد: يكي اينكه فقط در فروردين ماه سال جاري 5 هزار و 569 فقره طلاق به صورت رسمي در دفاتر مربوط به ثبت رسيده است. كه اين ميزان 5 درصد بيشتر از مدت مشابه سال قبل بوده است. دومين خبر اينكه داود دانش جعفري، پس از خطابه‌اي آتشين و بي‌سابقه و انتقاد سنگين بر سياست‌هاي اقتصادي دولت احمدي‌نژاد، به خدمات خود در سمت وزير اقتصاد دولت مهرورزي پايان داد.
    ظريفي مي‌گفت: از آنجا كه بنيان بسياري از ازدواج‌ها در جامعه‌ي امروز ايران بر مسايل مالي استوار است، ممكن است افزايش نرخ تورم و اعلام وجود 35 ميليون ايراني در زير خط فقر سبب شده كه آمار طلاق هم بالا رود.

داود دانش جعفريچرا پشت به هم كردند؟!


    امّا من كاملاً اين گفته را رد كردم و گفتم: اگر اينطور است، چرا آقاي مظاهري همچنان به خدمت در بانك مركزي ادامه مي‌دهد؟
    امّا او گفت: كدام خدمت؟! مظاهري 72 ساعت است كه در دفتر كارش در طبقه فوقاني ساختمان مجلل ميرداماد حاضر نشده و از آن آسانسورهاي خوشگل و تمام ديجيتال بالا و پايين نرفته است!
    گفتم: عجب! پس حتماً ديگر بايد ربطي بين بركناري خودخواسته‌ي مقامات اقتصادي دولت مهرورزي با كاهش مهرورزي در بين خانم‌ها و آقايان جوان وجود داشته باشد!
    شما چه فكر مي‌كنيد؟

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 15:56  توسط الف. هخامنش  | 

چرا نقطه ته خط سكوت كرده است؟!


     نويسنده‌ي طناز «نقطه ته خط» كه روزگار درازي در وبلاگستان فارسي به تركتازي مشغول بود و هيچ بني بشري را توان رويارويي با وبلاگ قدرشوكتش را نداشت – حتي نيكان خان پرسرعت و حسين خان درخشنده – از دوم دي ماه 1386 سكوت كرده است! چرا؟!
     حتي چند روزي وبلاگش هم مات شده بود و بالا نمي‌آمد، چه رسد به ناصر خالقي عزيز كه بي‌شك دل خيلي‌ها در ادبيات ديجيتالي امروز ايران، به خواندن نوشته‌هاي متفاوت و نگاه منحصربه‌فردش گرم است.
    او در آخرين پستش به زبان بي‌زباني نوشته بود كه روزگار چندان خوشي ندارد و در «ريكاوري» به سر مي‌برد ...
    از خداوند بزرگ مي‌خواهم تا اين دوران ريكاوري، هر چه زودتر به پايان رسد و ناصر خالديان دوباره به وبلاگستان فارسي بازگردد.

     دمنوشت (به قول خودش)! اينها را نوشتم كه بداند و بدانند كه ياد آدم‌هايي كه براي قلم و انديشه حرمت قايلند، هرگز از ذهن مخاطبين‌شان در دنياي مجازي پاك نخواهد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 14:5  توسط نگار سلیمانی  | 

از نیک آهنگ کوثر عزیز ممنونم که پیام یادداشت دیروز مرا با زبان زیبای نقاشی های طنزآلودش به تصویر کشیده است.

ببینید آخرین کار نیک آهنگ را:

لاريجاني: بدو برو كه گندشو درآوردي!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 9:30  توسط نگار سلیمانی  | 

رضايت لاريجاني!

     «حداد رفتني است! حتي اگر اين رفتن را خودش هم باور نداشته باشد!» امّا آشكار بود كه وقتي در آذرماه 1386 لاريجاني حاضر نشد در ليستي قرار گيرد كه نخستين فرد آن، حداد عادل است و به همين دليل به سوي قم رخت بر بست، يعني كه كانديداي شكست خورده از احمدي‌نژاد، اينبار عزم خود را جزم كرده تا بر كرسي مجلسي تكيه زند كه بيشترين ارادت را در طول تاريخ از يك رييس‌جمهور نشان داد و حتي در صف ايستادند تا مانده نوشيدني احمدي‌نژاد را به عنوان تبرك سركشند. حداد هم البته اين اواخر دوزاري كجش افتاد كه ديگر نمي‌تواند صرفاً با تكيه بر وابستگي سببي با رهبري انقلاب بر كرسي رياست بهارستان جاخوش كند و از همين رو، شروع كرد به يكسري مخالفت‌هاي علني با احمدي‌نژاد. امّا او نيز مانند محمدرضا شاه پهلوي، پيام مردم (بخوانيد رهبران اصول‌گرا در قم) را دير شنيد و به نرمي هر چه تمام‌تر ضربه‌ي فني شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 17:48  توسط نگار سلیمانی  | 

اين عكس فانتزي را در وبلاگ دوست عزيزم ليلا ديدم. به نظر شما حيرت دخترك در مواجهه با اين فرشته لندهور از چيست؟! مسلماً از دامن و بال هاي توري صورتي رنگش نيست! حتي احتمالاً ربطي هم به شكم ورقلمبيده اش ندارد! بلكه ... شما بگوييد اول!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 14:52  توسط نگار سلیمانی  | 

كليك كنيد

پرواز پرندگان
در آبی آسمان هر کجا
چشمانم را
کودکانه به دنبال می کشد
و روحم را
در خواهش گنگ پریدن
خوابهای شبانه ام را
تفسیر می کند
کسی چه می داند
شاید دستهایم
تقدیر بالهای پرواز است
که هنوز چیزی از اوج
به خاطر دارد

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 10:34  توسط نگار سلیمانی  | 

    حالا باز هم بگوييد نيروي انتظامي الكي به تبرج گير داده و آن را قاطي طرح ارتقاء امنيت اجتماعي خود كرده است!
    به اين عكس خوب دقت كنيد: اين عكس را صبح امروز (حوالي ساعت 9:30) – 5 خرداد 1387 - در خيابان ولي عصر تهران گرفته‌ام (نشاني دقيق نمي‌دهم تا براي بنده خدا مشكلي پيش نيايد) ... در اين عكس چه مي‌بينيد؟ آن نيمه تنه‌ي مانكن با آن شلوار تنگ و توهمي از چكمه‌هاي سياه‌رنگ را مشاهده مي‌كنيد؟ نگاه كنيد كه آن پيرمرد بنده خدا چگونه محو همين مانكن شده و اون يكي خانم بلافاصله يادش افتاده كه بايد روسري خود را مرتب كند!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 18:59  توسط الف. هخامنش  | 

عكسي كه رويترز به سراسر جهان مخابره كرد ...

اين عكس را كه خبرگزاري رويترز به سراسر جهان مخابره كرده است، يك بانوي فيليپيني را نشان مي دهد كه در حال شير دادن به فرزندش در يك راهپيمايي به مناسبت ۸ مارس - روز زن- نيز شركت كرده است. فقط نمي دانم آن چيزي كه بين دو پاي زن بر روي زمين افتاده سيگار است؟ و اگر سيگار است آيا اين مادر آن را مي كشيده؟ و اگر نمي كشيده، عكاس خبرگزاري از عمد اين زاويه را انتخاب كرده؟ و يا اينكه همه چيز اتفاقي است و توطئه‌اي وجود ندارد!

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 16:52  توسط پ. رسول  | 

اتفاقاً خيلي هم ربط داره!!

     به جرأت مي‌توان گفت: از آغاز امپراطوري هخامنشي – و شايد حتي عقب‌تر – تا همين يك دهه‌‌ي پيش، شايد هيچ ابزاري چون «آفتابه» با هويت زندگي ايراني گره نخورده و عجين نبوده است. آنقدر كه كمتر مي‌شود جهازي را يافت كه در آن يك دست آفتابه لگن فرد اعلي جاسازي نشده باشد. حتي سراغ آفتابه را مي‌توان در دانشنامه‌ي مشهور wikipedia و wiktionary هم گرفت!
     با اين وجود، ظاهراً از زماني كه شلنگ‌هاي پلاستيكي وارد رست‌روم‌هاي منازل و ادارات دولتي و مهمان‌خانه‌ها شدند، آفتابه‌ها يواش يواش حرمتشان را از دست دادند و به حاشيه رانده شدند، به ويژه آنكه پس از تلفن همراه، «توالت همراه» هم به بازار آمد و به تدريج مي‌توانستي آگهي‌هايي را بر در و ديوار شهر ببيني با اين مضمون: «وداع با آفتابه» ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم خرداد 1387ساعت 22:34  توسط الف. هخامنش  | 

استاد عليرضا زرين دست - عكس از خبرگزاري فارس


     يادتان هست چه جادوگري بود اين علي كريمي؟ چگونه دريبل مي‌زد و به پيش مي‌تاخت و تيم حريف را سردرگم مي‌نمود ... از آن علي كريمي چه مانده است امروز؟ جز بازيكني مغرور و تنبل كه حوصله دويدن در مستطيل سبز را هم ندارد و براي گريختن از اين مستطيل بدش هم نمي‌آيد كه به فدراسيون پيزوري و دست‌نشانده «كفاشيان و شركاء» بد و بيراه بگويد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 4:34  توسط الف. هخامنش  | 

رضا ولي زاده


     بازنگار چه خطري مي‌توانست براي حكومتي ايجاد كند كه ادعايش اين است: يك تنه در برابر بزرگترين قدرت‌هاي جهان ايستاده و هيچ تحريم و تحديد و تهديدي نمي‌تواند او را ذره‌اي از آرمان‌هايش به عقب راند.
    اگر اين طور است، پس چرا حتي تحمل بازنگار را هم نداريم و آن را نيز از تيغ سانسور و فيلتر عبور مي‌دهيم؟ آيا جز اين است كه برخي از مديران نابخرد از رواج و انتشار محتواي فارسي بر وب مي‌هراسند؟ آيا جز اين است كه بازنگار به طرز قابل توجهي از اتلاف وقت كاربران فارسي‌زبان در يافتن موضوعات و وبلاگ‌هاي مورد علاقه‌شان مي‌كاست و بدين‌ترتيب به غنا و ساماندهي بهتر و شايسته‌تر مديريت زمان در نزد وبلاگ‌نويسان كمك مي‌كرد.

    آقاي احمدي‌نژاد!
   يادت هست در دانشگاه كلمبيا چه گفتي؟ يادت هست ايرانيان را آزادترين ملل جهان معرفي كردي؟ مفهوم آزادي اين است آقاي احمدي‌نژاد؟!
    ما اگر اين آزادي را نخواهيم، بايد به كه و كجا رفته و فرياد برآوريم؟
    ما دادمان را از كدام نهاد جمهوري اسلامي مي‌توانيم بگيريم؟!
    باور كنيد رضا ولي‌زاده اگر در هر كشور ديگري زندگي مي‌كرد، به دليل خدمات بدون چشمداشتش به اعتلاي فرهنگ وب، مسلماً مورد تقدير و تشويق قرار مي‌گرفت ... اما او نه‌تنها زندان و تهديد را تحمل كرده، بلكه به ارزشمندترين حركتش هم اينك قفل زده‌اند و برچسبي نفرت‌انگيز بر خانه‌ي مجازي‌اش كوبيده‌اند ... چرا؟!

رضا ولي زاده در كنار بهنام قلي پور و بيژن صف سري


     از همين رو، انتظار دارم – دست كم - تمامي وبلاگ‌نويساني كه در بازنگار لينك بودند و مطالبشان در آن محيط مجازي هم به روز مي‌شد، به فيلترينگ بازنگار اعتراض كرده و حداقل يك پست از وبلاگشان را به اين موضوع اختصاص دهند. آيا اين درخواست بزرگي است؟
    همچنين، دوستان مجرب‌تر، مي‌توانند يك پتيشن و يا لوگوي اعتراض فراهم كرده و همه‌ي معترضين به فيلترينگ بازنگار، اين لوگو را در وبلاگ‌هايشان منتشر سازند.
    نبايد سكوت كرد و خاموش ماند.

    در همین باره : 

    - آهای بازنگاری ها شرمنده ام ! - احسان ولی زاده

    - مشاعر درست و خواب راحت، بدون بازنگار - وبلاگ هزاران نقطه

    - فیلتر شدن بازنگار و سکوت مرگبار ما! - احمد جلالی فراهانی

    -  بازنگار فیلتر شد - میترا خلعتبری

    - انعکاس این موضوع در رادیو فردا

 

    پرونده این موضوع در بالاترین

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 22:9  توسط نگار سلیمانی  | 

    به اين دو عكس نگاه كنيد: سال گذشته چهره طرفداران تيم محبوب پايتخت، اغلب اينگونه پژمان و اشكبار بود ... اما امسال، دقيقاً همه چيز رنگ و بويي ديگر داشت!
     يعني همه عوامل را بايد در تفاوت اين دو مربي جست؟ يا آن دو مديرعامل؟! هر دو يا هيچكدام؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 16:35  توسط الف. هخامنش  | 

     همان طور كه مي‌بينيد، ظاهراً پس از آن كه اين شگرد انتخاباتي در ايران ناموفق از آب درآمد! آن را صادر كرديم به همسايگان عرب خويش!! حالا بايد ديد در آن ولايات از حضور جاذبه‌هاي ديداري زنان براي افزايش رأي به كانديداي مورد نظر استقبال لازم به عمل مي‌آيد يا خير؟
     البته در انتخابات آمريكا نيز هنوز معلوم نيست كه اين شيوه‌ي تبليغاتي براي باراك حسين اوباما جواب دهد! هر چند پيشكسوت اين وبلاگ (خانم نگار سليماني) اعتقاد دارد كه جواب مي‌دهد!!
     نظر شما چيست؟ جواب مي‌دهد يا تراژدي هاشمي رفسنجاني اين بار براي اوباما رقم خواهد خورد؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 16:10  توسط الف. هخامنش  | 

    اینان قشقایی هایی هستند که حدود یکصد سال پیش در زمان حکومت چند پادشاه پایانی قاجار آخرین شیرهای ایرانی را در دشت ارژن فارس شکار کردند و اینگونه با افتخار در برابر عکاسباشی فیگور گرفته اند!

شكارچياني كه به شكار خود افتخار مي كردند ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 20:49  توسط پ. رسول  | 

    تصوير اولي را روز يكشنبه هفته پيش، ۲۲ ارديبهشت ماه گرفته ام - ساعت ۵ بعدازظهر - در يك روز آفتابي و پاك تهران (پس از بارش رگباري اندك و بهاري) نه تنها برج ميلاد كه دماوند و كاكل زيباي سپيدرنگش هم كاملاً آشكار است ...

تصوير دومي متعلق به صبح امروز است: برج ميلاد هم به دشواري معلوم است! هوا بس ناجوانمردانه آلوده است ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 19:54  توسط الف. هخامنش  | 

نمي‌دانم شما هم تاكنون توجهتان به اين تابلوي عظيم تبليغاتي شركت سامسونگ جلب شده است يا خير؟

سامسونگ هم صدا با يونيسف مي‌گويد: ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 19:39  توسط الف. هخامنش  |