
ساعتي پيش از ديدن فيلم تبليغاتي جهان پهلوان حسين رضازاده از شبكه تلويزيوني مهاجر نت ورك، خشكم زد ... بخصوص وقتي كه دريافتم اين قهرمان ملّي و دوستداشتني وطن در حال تبليغ يك بنگاه معاملات ملكي در دبي به نام «املاك رابينسون» است؛ همان بنگاهي كه تقريباً اين روزها همه شبكههاي تلويزيوني 24 ساعته لسآنجلسي را خريده و كمتر شبكهاي را ميتواني بيابي كه رابينسون را تبليغ نكند.

امّا چرا يك قهرمان ملّي كه حتي پيشنهاد چند ميلياردي تركيه را براي پوشيدن لباس آن كشور در جام جهاني وزنهبرداري رد كرد، حالا بايد به شرايطي تن در دهد كه نهتنها رب گوجه فرنگي «تبرك» (كه به هر حال يك محصول ايراني است) كه يك بيزينس غير ايراني را به اعتبار محبوبيت خودش تبليغ كند؟! آن هم قهرماني كه براي پيروزيهايش، حتي عاليترين رهبر مذهبي كشور بارها و بارها پيام داده و اظهار خوشحالي كرده است؟!

آيا مسبب همه اين رويدادها را بايد در كملطفي مسئولين بدانيم؟
ياد سفري ميافتم كه در پاييز امسال به اردبيل داشتم و در آنجا با پرس و جوي تصادفي از مردم، دريافتم كه تا چه اندازه محبوبيت علي دايي به نسبت حسين رضازاده در اردبيل بيشتر است. چرا كه علي دايي فرد بسيار خيري بوده و كمكهاي فراواني به مردم و آموزش و پرورش و ورزشكاران كرده و ميكند، اما اغلب مردم از حسين رضازاده كه با زانتياي خودش در شهر جولان ميدهد، راضي نيستند و معتقدند كه او دست كمك ندارد و حتي حاضر نشد مبلغ 2 ميليون تومان به تيم باديبيلدينگ اردبيل كمك كند تا آن تيم بتواند سفر ورزشي خود را به انجام رساند.

حسينرضازاده بايد با اقتداء به پهلوانان بزرگي چون غلامرضا تختي، قدر خود و موقعيتش را بيشتر و بهتر بداند و چنين حقيرانه ارزانفروشي نكند. در عين حال، مديريت حاكم بر ورزش و جامعه نيز بايد با درايتي هوشمندانهتر در شيوه مواجههي خويش با قهرمانان ملّي وطن تحول ايجاد كند.

حسين عزيز!
نه به آن حضرت ابوالفضلي كه فرياد ميزني و نه به املاك رابينسوني كه اينگونه قاطعانه و عاشقانه در مدحش داد سخن ميدهي ...

در همين ارتباط به تحليل تابناك توجه فرماييد.















