در خردسالی میمیرد
و همهی معنای وجودش
رنگی است که بر سفرهی ما میپاشد
سین هشتم،
سرخِ محدبِ جنبان
تعارف را كنار بگذاريم، بياييم قبول كنيم كه نگاه افراطي حاكم به برخي از آيينهاي مليمان، به ويژه در طول دو دههي گذشته، حقيقتاً شرمآور و خجالتبار بوده است. آن از رسم پرسشبرانگيز و طبيعتبرباد ده سوزاندن چوب و منفجر كردن بمبهاي صوتي در آخرين چهارشنبه سال كه آشكارا، همه اصول محيط زيست و توسعه پايدار را به سخره گرفته و ميگيرد و اين هم از خريد و اسارت ماهي سرخ در تنگ هفتسين و حرامكردن مقدار قابل توجهي از گندم و اقلام مشابه به بهانه سبزه درست كردن و در انتها هم با شكل كنوني سيزدهبدر، آخرين رمق طبيعت را ميگيريم. چرا؟!
اگر به برخي از احكام و آيينهاي سنتي و ديني چون قصاص، سنگسار، بريدن دست و پا، پوشيدن لباس زنانه بر تن بزهكاران شهر، مرتد خواندن كسي كه در برخي از مؤلفههاي ديني شك ميكند، نگاه نابرابر به زن و سهمالارث او در اسلام و ... اعتراض كرده و انتقاد دارم و آن را با صراحت مطرح ميسازم. دليل نميشود كه با تعصب به همه آيينهاي ملي خود نگريسته و آنها را عاري از انحراف و نقد بدانم.
از مريم خرسند، سپهر سليمي، محبوبه حسينزاده و بسياري ديگر از سبزانديشان مجازي كه به نهضت «تحريم خريد ماهي قرمز در نوروز 1387» پيوستند، به سهم خود تشكر و قدرداني ميكنم.
لطفاً شما نيز به اين جريان هنجارشكن سبز بپيونديد و در پالايش فرهنگي جامعه امروز ايران از سنتهاي طبيعتستيزانه سهيم شويد.
در همين باره:
- ماهي قرمز ممنوع (سحر طلوعي)
- چرا ماهي قرمز نخريم (علي رنجي پور)
- ماهی قرمز نخریم، ماهی قرمز ایرانی نیست (مهرزاد اهورا)
- هویت ساختگی برای ماهی قرمز (رضا مرادی غیاث آبادی)
- ماهی قرمز من زنده باید بماند (این پوستر در مورد نحوه نگهداری ماهی قرمز است؛ برای دوستانی که میگن نمیخوان ماهی قرمز رو از سفره های هفت سین حذف کنند).






