
به شهادت بسياري از كارشناسان و مردم، حدود پانصد برنامهي 150 دقيقهاي كه در طول نزديك به دو سال اخير از شبكهي دوم تلويزيون دولتي ايران پخش شد، در رديف يكي از بهترين، جذابترين، پربينندهترين و كمشعارترين برنامههاي زندهي رسانهي ملي قرار دارد. بايد يك خسته نباشيد جانانه به محمدرضا شهيديفر و تيم همراهش، به ويژه محمدعلي اينانلو، جهانگير كوثري، اسماعيل ميرفخرايي، فرهاد آئيش، شهاب مرادي، رامبد جوان و ... گفت.
آرزو ميكنم، مديران تلويزيون از پخش اين برنامه جذاب، اين درس را گرفته باشند كه چگونه ميتوانند به جذب واقعي مخاطب اقدام كنند، بدون آنكه بخواهند به شعور بيننده خويش توهين نمايند و به جاي آنها تصميم گرفته و پيوسته نصيحت كنند.

مرور خاطرهاي كه امروز از زبان مادر خانواده شهيد «بهرام مهين خاكي» در برنامه «مردم ايران، سلام» شنيدم، هنوز گونههايم را خيس ميكند ... آن مادر ميگفت: رفته بودم سر خاك پسرم و بر روي سنگ قبرش چند شاخه گل گذاشته بودم، دختركي آمد و يكي از شاخههاي گل را برداشت و برد ... به سويش دويدم و از او خواستم تا شاخه گل را به سر جاي اولش بازگرداند. چون آن شاخههاي گل به پسرم تعلق داشت ... اما ... شب خواب بهرام را ديدم كه مرا مورد مؤاخذه قرار ميداد: «مادر! چرا آن شاخه گل را به آن دختر بچه معصوم ندادي؟!» ... اشك ديگر مجالش نداد ... نه او را و نه همراهنش را در استوديو و احتمالاً اغلب بينندگان آن لحظهي ملكوتي را ...
و در برنامه مردم ايران سلام، كم نبودند چنين لحظههايي ...

براي آقاي شهيديفر عزيز و همكاران ارجمندش بهترين آرزوها را دارم و البته بسياري از محدوديتهاي برنامهي جذابش و حتي دليل قطع اين برنامه پرطرفدار را هم درك ميكنم.




