سیزده به در ، رسم بسیار دوست داشتنی ای هست . مثل رسم های دیگه ی ایرانی که برآمده از دل و نیاز انسانند و خواسته ی درونی او را پاسخ می دهند .
این روز در تقویم رسمی ایران ، روز طبیعت نامگذاری شده که پیوند و آشتی بیش تر با طبیعت را یادآوری می کند ، اما هر سال با نزدیک شدن به این روز ، طبیعت ایران فاجعه ای بزرگ را انتظار می کشد .

مردمانی که نه به آینده ی خود و نه به سرزمینشان می اندیشند ، با بی احتیاطی و بی توجهی ، زباله هایشان را در طبیعت رها می کنند . گاهی ، عده ای کارخود را توجیه می کنند و می گویند این مواد ( هم چون پوست آجیل و پسماند مواد غذایی ) در طبیعت جذب می شوند و به آن آسیب نمی زنند ، اما آیا این تبدیل و جذب شدن ( که فرایند آن کم هم به طول نمی انجامد ) ، می تواند بهانه ای برای زشت کردن طولانی مدت چهره ی پاک و دلنشین طبیعت و سرزمینمان باشد ؟!
بگذریم که گاهی عده ای مواد دیگری مانند فلزات ، شیشه و جتی پلاستیک را به راحتی در طبیعت رها می کنند و وجدانشان هم کاملا آسوده است ، چرا که به کشتار طبیعت عادت کرده اند و خو گرفته اند . یک قاتل حرفه ای ! کسانی که تنها به خوشی همان لحظه ( و نه حتی اندکی دیتر ) می اندیشند ( البته برای چنین افرادی اندیشیدن واژه ی خوبی نیست چون این ها نمی اندیشند ، تنها نگاه می کنند همان لحظه را ! ) .
کار سختی نیست ، دست کم یکی و یا بسته به نیاز ، چند تا .
وقتی وسایل زدن به دل طبیعت را آماده می کنیم و می خواهیم از خانه راه بیفتیم ، میان آن همه اسباب و وسایل ، برداشتن ، همراه داشتن و استفاده از چند کیسه ی زباله کار سختی نیست .
هر گونه زباله ی تولید شده را در این کیسه ها می ریزیم و حتی می توانیم بسته به نوع زباله ها ، آن ها را برای بازیافت جداسازی کنیم و بعد با خودمان به خانه ببریم یا در هر جایی که سطل زباله یافتیم پلاستیک را در آن بیاندازیم . اگر هم علاقه ی زیادی به کمک برای جذب پسماند مواد غذایی توسط طبیعت داریم (!) می توانیم از آن ها به عنوان کود باغچه ، پاسیو یا باغمان استفاده کنیم .

این که از خودمان ، اما حتی می توانیم کیسه ی اضافه برای دیگران هم همراه داشته باشیم و اگر دیدیم کسی می خواهد زباله ای را در طبیعت رها کند ، به او کیسه ی زباله را پیشنهاد کنیم ! کار جالبی است و دوست داشتنی .
پس ، کیسه ی زباله را فراموش نکنین !



