
بازتاب يادداشت وبلاگ نگاركها در باره حضور ايرج پزشكزاد در صداي آمريكا
خوشبختانه تحليل نسبتاً كوتاهي كه نگارنده از حضور نويسنده و طنزپرداز بزرگ ايراني، ايرج پزشكزاد در بخش فارسي صداي آمريكا ارايه داد، مورد توجه هموطنان عزيزم قرار گرفته و مخالف و موافق را به طرح ديدگاههايشان واداشته است. بيش از 8 هزار بار اين صفحه ديده شده و نزديك به يكصد نظر در مورد آن منتشر شده و يا از طريق ايميل برايم ارسال شده است. افزون بر آن در برخي از وب سايتها و وبلاگها نيز اين تحليل عيناً منتشر شده است كه متأسفانه برخي دوستان، حتي حاضر نشدهاند به منبع اصلي اين تحليل لينك دهند. از جمله از سايت معتبر و پربيننده "ايرانيان انگلستان" و "IRANIAN.COM" انتظار نداشتم كه اخلاق حرفهاي را در ذكر مأخذ اينگونه سبك بشمارند.

به هر حال، برخي از جديدترين اظهار نظرها را در باره اين پست، ميتوانيد در
سايت بالاترين و دو سايت پيشگفته مطالعه فرماييد.

همچنين، يكي از خوانندگان عزيز نگاركها به نام
«احمد»، درخواست معرفي تازهترين كتابه
اي استاد
ايرج پزشكزاد را مطرح كرده بودند، كه در كامنتدوني
پست پيشين اين درخواست اجابت شده است.
واپسين نكته برميگردد به اظهار نظر هموطن عزيزي به نام
hamiyan كه از لندن نوشتهاند:
«...خطاب به نویسنده متن
اگر شاه به اندازه سر سوزنی مثل اینان دیکتاتور بود، این بلا سر ایران و ایرانی نمیآمد. پدران ما نهتنها حماقت کردند، بلکه باعث در بدری هفت میلیون ایرانی شدند... از شما میپرسم تصویر خمینی را در ماه دیدن دلیل حماقت نیست... سفره ننه سکینه انداختن و تحمل دروغ شرعی و یا همان تقیه دلیل حماقت نیست... افسوس و صد افسوس بر آن نسل از ارتشی و خلبانان و مردم عادی که مثل گاو حماقت کردند... و درود و سلام بر روح خلخالی که حداقل با اعدام ایشان که به شاهشاه خیانت کرده بودند، توانست از آلام شاه بکاهد. مگر به غیر از این است که تمام اعدام شدگان از رحیمی و تا بختیار و... به شاه و ایران خیانت کردند؟»
هموطن ناديده من!
اين همه خشم و كينه و نفرت را درك ميكنم، امّا باور كن كه با انتشار اين نفرتها و كينهورزيها مملكت ما و ايران آينده نميتواند روي صلح و امنيت و آرامش و آزادي را ببيند. باور كن رواج چنين انديشههايي فقط و فقط به گسترش ناامني و بدبيني و انتقامجويي در سطح جامعه كمك كرده و اجازه خواهد داد تا شرايطي چون لبنان و عراق و فلسطين بر كشور عزيزمان تحميل شود. آيا ما چنين چيزي ميخواهيم؟
دوست عزيز مقيم لندن!
آيا اين سزاوار است كه پدران و مادران خود را كه در مبارزه بر عليه استبداد رژيم پهلوي مشاركت داشتند، «گاو» خطاب كنيم؟ آيا روح بلند شهداي انقلاب از خسرو گلسرخي گرفته تا آن مادري كه در ميدان ژاله سال 1357 در خون خود غلتيد، از اين اظهار نظر شما خشنود خواهد بود؟!

من هم قبول دارم كه اين انقلاب به جاي آرامش، صلح، افتخار، نشاط و رفاه – در اغلب موارد - براي ايرانيان ميراثي شوم از آوارگي، خشونت، افسردگي، بيكاري، فقر، فحشاء، سست شدن باورهاي ديني و نابودي محيط زيست ارمغان آورد، اما و اما اين دليل نميشود كه عملكرد رژيم گذشته را مورد تأييد قرار داده و نسل گذشته را به حماقت و خيانت متهم كنيم. رژيم پهلوي با آن منابع و قدرتي كه در روزگار خود از آن برخوردار بود (به نسبت كشورهاي همسايه) ميتوانست بسيار بهتر از آني عمل كند كه كرد؛ پدران و مادران ما به همين دليل كوشيدند تا با نثار خون خود، آيندهاي بهتر براي فرزندان اين آب و خاك به ارمغان آورند. امّا منحرفان از شعارهاي اصيل انقلاب اين اجازه را ندادند تا مردم طعم واقعي آزادي و برابري و عدالت و رفاه و احترام به عقايد يكديگر را بچشند. مردم ايران در سال 57 قيام كردند تا بتوانند جامعهاي را بسازند كه در آن همهي اقليتها مورد احترام باشد و كسي را به دليل انديشهاش به محاكمه نكشند و هيچ تبعهي بيگانهاي بر ايراني ارجحيت نداشته باشد و دولت ايران مدافع آزادي و آزادگي باشد و منافع ملي خود را فداي انگليس و اسراييل و آمريكا و ... نكند و همه مجبور نباشند كه عضو فقط يك حزب (حزب رستاخيز) باشند.

(با سپاس از بهزاد عزیز - چرا کشتار بی گناهان همچنان در جوامع متمدن انسانی باید رواج داشته باشد؟!)
آنها چه ميدانستند كه ممكن است دولتي ديكتاتورتر و خونريزتر بر سر كار آيد كه به بهانه دين فرمان قتل صادر كند و حتي در خصوصيترين روابط افراد هم دخالت نموده و به طرز تنپوش مردم هم معترض شود؟ آنها چه ميدانستند كه ممكن است صاحب حكومتي شوند كه منافع مردم فلسطين و عراق و لبنان و نيكاراگوئه و بوليوي و ونزوئلا و سوريه و بوركينافاسو را بر منافع ملت خودش ترجيح دهد و در حالي كه مردمان مظلوم و محرومش در سيستان و بلوچستان، در تركمنصحرا، در كردستان، در خوزستان و در همين تهران با سختترين شرايط معيشتي روبرو هستند، به فكر آباد كردن بناهاي مذهبي عراق و ساختن مسكن در نيكاراگوئه و خريد بانك در ونزوئلا و احداث بزرگترين بناي مخابراتي در بوليوي و سر و سامان دادن به وضعيت كشاورزي در آفريقا و زنگارزدايي از هولوكاست باشد!

بياييد، كينهها را دور بريزيم، بياييد ببخشيم و بكوشيم تا با عبرتگرفتن از گذشته و با احترام به نسل سلحشور انقلاب 57، خودمان رژيمي را به شيوهاي مسالمتآميز بر سركار آوريم كه نتيجه و برآيند آمال همهي ايرانيان صلحطلب در تمام جهان باشد، دولتي مستقل و توليدكننده علم و حافظ محيط زيست كه به تحكيم مباني صلح و امنيت جهاني كمك كند و از هر نوع حركت تروريستي بيزاري جويد؛ دولتي كه عملاً و رسماً از اين آموزه حمايت كند: «زنده باد مخالف من».