
روزنامهي ارگان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران در صفحه 19 از شماره 2117 (چهارشنبه، 18 مهرماه 86) خود اعلام كرد: دختري 20 ساله، به پيشنهاد دوست پسرش و با استفاده از شيوهاي كه الياس به رز قدياني در سريال اغماء ياد داد، به گاو صندوق پدرش دستبرد زده و 18 ميليون تومان از پول پدرجان را نوش جان كرد! اگر باورتان نميشود، خودتان اصل خبر را بخوانيد و به اعتراف دخترك دقت فرماييد.
به راستي آيا اين درست است كه جزييات ريز و دقيق خلافكاري را به بهانهي ايجاد فضاي رئاليستي در سريالهاي تلويزيوني خود بگنجانيم؟ در آن صورت، فقط كافي است از هر دزد باسابقهاي بخواهيم تا خاطرات دزديهاي موفق خود را به همراه شگردهاي انحصارياش منتشر كند! چه شود!!
باور كنيد، همان موقع كه الياس با سيم كارت جادويياش به رز زنگ زد و از او خواست تا با فيلمبرداري مخفيانه در اتاق پدرش، از راز بازگشايي گاوصندوق آگاهي يابد، ناخودآگاه گفتم: عجب فكر بكري!! حالا تصور كنيد اين دختر معصوم، علاوه بر رمزگشايي، چه صحنههاي ديگري را نيز در اتاق خواب پدر و مادر بخت برگشتهاش شكار كرده باشد و ...
نه! حقيقتاً كه صدا و سيما دانشگاه است.
البته نميخواهم يك طرفه به قاضي بروم، در همين تلويزيون خودمان برنامههاي به درد بخور هم كم نيست، بخصوص برنامه «دو قدم مانده به صبح» آقاي صالح اعلاء، يا برنامه 90، يا «مردم ايران، سلام» و سريالهاي چون، زير تيغ، ميوه ممنوعه، مدار صفر درجه، شب دهم، باغ مظفر و برخي از گفتگوهاي بيادماندني در شب شيشهاي و البته سينماي ماوراء از استاد عالمي عزيز.
به همين خاطر است كه از نمايش شيطونبازيهاي سخيفانه، به بهانهي مثلاً زنهار نسل امروز، در سريالهاي تلويزيوني كهير ميزنم.
واقعاً پيام اين فيلم چيست؟! ميخواهد بگويد: مواظب آدمهاي ظاهرالصلاحي كه جانماز آب ميكشند، امّا ركعتهاي نماز را قاطي ميكنند؛ يا پسرهاي خوشتيپي كه به معشوقههايشان ميگويند: «گل من!» باشيد؟ يا ميخواهد بگويد: هر كس از اصالت سخن راند و به زبان فارسي عشق ورزيد، خوي شيطاني دارد؟!
من كه ميگويم: مجوز ساخت اين سريال اغماء را خود الياس صادر كرده است! شما چه ميگوييد؟
راستي! شركت در نظرسنجي ميوه ممنوعه را فراموش نكنيد ها!




