
سري به ايرنا بزنيد، فارس را جستجو كنيد، به تابناك برويد، سايه را نگاه كنيد، در خدمت پرسه بزنيد، حالي از انتخاب بپرسيد، كليكي بر روي كيهان و جمهوري اسلامي و جام جم كنيد ... تا دريابيد كه چه ميگويم!
سخنان ديروز آيتالله خامنهاي در ستايش كمسابقه از گذشتهي پادشاهي ايران و تمجيد از هنر ايراني در دوران هخامنشي با بيتفاوتي، سكوت و يا سانسور كامل محافل خبري اصولگرا و ذوب در ولايت روبرو شده است! چرا؟!

يعني آقايان خجالت زده شدهاند براي آن همه دشنامي كه به ميراث تاريخي يك ملّت دادند؟ يعني آنها نميفهمند كه اگر قرار است تماميت ارضي يك كشور حفظ شود، نبايد ارزشهاي ملي و تاريخي آن را خدشهدار كرد؟ موضوع سادهاي – كه هر چند دير – اما به هر حال رهبر انقلاب ظاهراً آن را بهتر دريافته است!

به همين دليل است كه ديشب از ديدن گزارش تصويري كامران نجفزاده در 20:30 لذت بردم؛ گزارشي كاملاً ايراني كه بي اختيار اشك شوق را در چشمانم سرازير كرد ... اميدوارم رسانهي ملي از اين نوع گزارشها بيشتر تهيه كند و ديگر اجازه ندهد تا شخصيت منفي يا ابله سريالهاي تلويزيوني را با نامهايي چون خشايار، اردشير، كوروش، داريوش، آناهيتا، پانتهآ و ... خطاب كنند.
به همين دليل از مسئولين روزنامه اعتماد ملي كه اين تيتر را براي سخنان ديروز رهبري انتخاب كردند، صميمانه قدرداني ميكنم.
تخت جمشيد مايه افتخار ايران است
هر چند آنها هم - مانند روزنامه قدس - به ماجراي امپراطور روم، «والرين» اشاره نكردند! داستاني كه رهبر انقلاب آن را شرح داد و به مخاطبينش گفت: مجسمهاي در نزديك كازرون وجود دارد كه نشان ميدهد والرين، امپراطور روم پس از شكست از پادشاه ايران (شاهپور اول) در برابر وي زانو زده است. پس اگر يونانيها به جهانگردان خود بياباني را نشان ميدهند كه در آن سربازان ايراني از روم شكست خوردهاند، شما هم اين مجسمه را نشان دهيد ... اين به اون در! (خندهي حضار).

گفتني آنكه در سال ۲۵۸ ميلادى، شاهپور اوّل، پادشاه مقتدر ساساني، زمان را براى مبارزه با ارتش روم مناسب ديد. چرا كه شمال امپراتورى روم به شدت درگير نبرد با ژرمنها بود. در مركز نيز تغييرات مداوم، قدرت امپراتوران روم را ضعيف كرده بود. بنابراين شاهپور با گذر از فرات، انطاكيه را تصرف كرد و آماده نبرد با والرين شد. امپراتور روم با تجهيز سپاهى عظيم از جنوب اروپا عازم انطاكيه شده و ۲۵۹ شهر را از ايران باز پس گرفت و عقبنشينى زودهنگام ايرانيها او را به طمع تسخير بينالنهرين انداخت؛ اما سپاه ايران ارتش او را به مانند ارتش كراسوس محاصره كرده و سرنوشتى مشابه برايش ايجاد كردند (همان بلايي كه روسها تاكنون دوبار بر سر سپاهيان ناپلئون و ارتش رايش هيتلري آورند؛ تكنيكي كه متعلق به ايرانيان است). در اين نبرد كه در نزديك شهر ادسا روى داد، دهها هزار رومى كشته شدند و هرچه تلاش كردند نتوانستند از محاصره خلاص شوند. والرين پس از تسليم، به اسارت شاهپور درآمد و تا سالها تحت خدمت شاهپور بود؛ چرا كه شاه ايران از او به عنوان خدمتكار استفاده كرد.
در پرانتز: راستش خوشحال شدم كه رهبر روحاني ايران، از تاريخ پادشاهي اين سرزمين هم آگاهي دارد؛ موضوعي كه بسياري از جوانان و حتي آموزگاران ما آن را نميدانند.
انعکاس این یادداشت در تابناک































