هر چند هنوز چند ساعتي تا پايان رسمي انتخابات در دو ايالت داكوتاي جنوبي و مونتانا باقيمانده است، اما همه چيز حكايت از آن دارد كه هيلاري كلينتون، پس از آنكه نتوانست حمايت جيمي كارتر به عنوان يكي از رهبران پرنفوذ حزب دموكرات را بدست آورد، پذيرفته است كه بايد هر چه در توان دارد به كار بندد تا اوباما بتواند به كاخ سفيد راه يابد.
و اين شايد پايان تراژدي غمبار خانوادهي كلينتونها در صحنهي سياست آمريكاست. چرا كه فرزندان آنها نيز بارها اعلام كردهاند كه هرگز شركت در صحنه داغ سياست براي آنها جذابيتي نداشته و نخواهد داشت.
بي شك پيروزي اوباما و اتحاد اغلب رهبران پرنفوذ اردوگاه دموكراتها و بيشتر ابرنمايندههاي قدرتمدار حزبي بر روي اين جوان سياهپوست آفريقاييتبار، حكايت از آن دارد كه جامعهي امروز آمريكا تا چه اندازه از سياستبازي كهنه سياستمدارهاي نومحافظه كار خود خسته شده و شديداً نياز به تزريق خون تازه و نگرش جديد دارد.
و اين همان كابوسي است كه مك كين و جمهوريخواهان طرفدارش سخت از آن بيمناكند. در حقيقت، شايد تنها كسي كه در اردوگاه جمهوري خواهان ميتوانست به عنوان يك رقيب جدي در برابر اوباما قدعلم كند، كسي نبود جز بانوي مقتدر ساختمان وزارت خارجه، كاندوليزا رايس. فردي كه بي شك در انتخابات 2012 ميتواند رقيبي جدي براي اوباما به حساب آيد؛ اگر باراك نتواند به وعدههايي كه داده است عمل كند.
بنابراين، از همه طرفداران عزيز جمهوريخواه ميخواهم كه انتخابات 2008 را فراموش كرده و از هماكنون در انديشه راهكارهايي باشند كه به مدد آنها بتوانند براي پيروزي رايس قدمي استراتژيك بردارند!
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 0:4  توسط نگار سلیمانی
|



