خیلی غمگینم، زمانی که شادی های سبز را در خیابان می دیدم امیدوار بودم، امیدوار می شدم به تغییر و ایرانی آبرومند و سرافراز که بتواند به اکنون خویش نیز ببالد. اما دریغ که نخواستند و نگذاشتند. تقلب های هوشمندانه اما گسترده را صورت دادند و بی توجه به سخن امامشان که میزان رای ملت است، این میزان را شکستند و خودشان را بر ملت تحمیل کردند. جلوی رشد ایران سبزی که انتظارش را می کشیدیم گرفتند حاضر نشدند خودشان را به بهای برای بالندگی ایران بدهند. دریغ که بزرگان را خرد پنداشتند و خواستند با زیر پا نهادن آنان با بزرگی برسند که هرگز نخواهند رسید. اعتراض ها را باز سرکوب خواهند کرد که این دستور است و باید خشممان را در درونمان بخوریم، ما آینده نگر نیستیم و اکنون مشکلات بزرگ تری داریم!
اکنون برای من پیروزی شادی آفرینی مهم بود که تحقق یافته، اما اعلام نشد. من با این دولت که سرمایه های کشورم را نابود می سازد همکاری و سازش نخواهم کرد و تنها برای رفتنش بود که با هزاران امید و نیک بینی پای صندوق رای رفتم.
اما دریغ که شادی مان را نپسندیدند و خوش ندانستند.
و به نشانه ی اعتراض به این اقدام ناشایست تا پایان هفته نشان سبز را با خودم همراه خواهم داشت. من هنوز امیدی در آینده دارم، سبز می مانم.





